https://telegram.me/empireoflies
آنچه که جامعه با حضور فزاینده خود درفضای مجازی در حال تجربه آن است، نوعی زیر و زبر شدن کامل در نحوه ارتباط انسان ها با یکدیگر است.

دشمن جان آمریکاییان: معجونی شوم از طمع شرکتی، رسانه‌های اجتماعی و داروهای مخدر

به گزارش جنبش مقابله با رسانه‌های بیگانه، امپراتوری دروغبه دنبال چندین دهه افزایش امید به زندگی، آمریکاییان از سال ۲۰۱۴ به این طرف سه سال متوالی است که زودتر از قبل می میرند که همین باعث شده چیزی به نام«رویای آمریکایی»، در زندگی واقعی برای بسیاری از آمریکاییان به یک کابوس تبدیل شود. آمریکای شرکتی باید بپذیرد که بخشی از تقصیر این بلای رو به ظهور به گردن آن است.

پژوهشگران هنوز خوب درنیافته اند که چه چیزی جان آمریکاییان را می گیرد ولی به حدس و گمان می توان مقصر یا مقصران اصلی را در این میان شناسایی کرد.

به گفته پژوهشگران «مرکز جامعه و سلامت» دانشکده پزشکی دانشگاه مشترک المنافع ویرجینیا، نرخ امید به زندگی آمریکاییان همپای دیگر کشورهای ثروتمند نبوده و در واقع اکنون رو به کاهش دارد.

«مرکز ملی آمار سلامت» گزارش کرده که امید به زندگی در ایالات متحده در سال ۲۰۱۴ (با ۷۹٫۸سال) به اوج خود رسیده و متعاقب آن با سه سال متوالی کاهش، در سال ۲۰۱۷ به ۷۸٫۶ رسیده است. این کاهش در میان مردان (با ۰٫۴ سال) از زنان (با ۰٫۲ سال) بیشتر بوده و در تمام سطوح نژادی و قومیتی اتفاق افتاده است: از سال ۲۰۱۴ تا ۲۰۱۶ امید به زندگی درمیان جمعیت سفیدپوست غیراسپانیایی تبار (از۷۸٫۸ به ۸۷٫۵ سال)، در جمعیت سیاهپوست غیر اسپانیایی تبار (از ۷۵٫۳ سال به ۷۴٫۸ سال) و در جمعیت اسپانیایی تبار (۸۲٫۱ به ۸۱٫۸ سال) کاهش یافته است.

استیون وولف و هایدی شومیکر در مطالعه ای که در تازه ترین شماره نشریه معتبر انجمن پزشکی آمریکا منتشر شده می نویسند: «تا سال ۲۰۱۴ نرخ مرگ و میر در میانسالی درمیان تمام گروه های نژادی افزایش داشت که دلایل اصلی آن اوردوز مواد مخدر، سوء مصرف الکل، خودکشی و فهرستی متنوع از بیماری ها بود.»

در ابتدای این گزارش وولف وشومیکر فاش می کنند که منطقه جغرافیایی دارای بیشترین افزایش نسبی اوهایو ولی و نیوانگلند بوده است.

آنها می افزایند: «معنا و مفهوم سلامت عمومی و اقتصاد بسیار اهمیت دارند و درک دلایل بنیادین این اتفاق را بسیار حائز اهمیت می سازند.»

تصادفا  برای ناظرانی که صحنه سیاسی آمریکا را زیر نظر دارند، به سختی ممکن است با خواندن این عبارت، بی درنگ این مسئله را به انتخابات ریاست جمهوری سال ۲۰۱۶ بین دونالد ترامپ و هیلاری کلینتون مرتبط نسازند.
با توجه به اینکه اوهایو ولی، مرکب از اوهایو، ایندیانا، ایلی نویز، ویرجینیای غربی، پنسیلوانیا و کنتاکی مدت ها با عوارض افول صنعتی عمیق دست به گریبان بود، ترامپ توانست با موفقیت روی یک بیماری اجتماعی بسیار واقعی انگشت بگذارد که دست کم برخی از دلایل آن به رکود اقتصاد مرتبط می شد؛ سیاستی که در هموار کردن راه ورود او به کاخ سفید نقش داشته است. 

مهم آنکه ۳۷ ایالت در سال های منتهی به ۲۰۱۷  شاهد جهش های قابل توجهی در نرخ مرگ و میر میانسالی بودند اما همانطور که پژوهشگران اشاره می کنند، این گرایش بیشتر در ایالت های خاصی متمرکز شده بود که بسیاری از آنها – برای مثال نیوانگلند – در سال ۲۰۱۶ از ترامپ حمایت نکردند.

بین سال های ۲۰۱۰ و ۲۰۱۷  بزرگ ترین افزایش نسبی در نرخ مرگ و میر در نیوانگلند رخ داد (نیوهمپشایر ۲۳٫۳ درصد، مین ۲۰٫۷ درصد، ورمونت ۱۹٫۹ درصد، ماساچوست ۱۲٫۱ درصد و اوهایو ولی (ویرجینیای غربی ۲۳درصد، اوهایو ۲۱٫۶ درصد، ایندیانا ۱٫۸ درصد، کنتاکی ۱۴٫۷ درصد) همچنین در نیومکزیکو (۱۷٫۵ درصد)، داکوتای جنوبی (۱۵٫۵ درصد)، پنسیلوانیا (۱۴٫۴ درصد)، داکوتای شمالی (۱۲٫۷ درصد)، آلاسکا (۱۲ درصد)، و مریلند (۱۱ درصد). برعکس پر جمعیت ترین ایالت های کشور (کالیفرنیا، تگزاس و نیویورک) کمترین نرخ نسبی مرگ و میر در میانسالی را تجربه کردند.

هشت ایالت از ۱۰ ایالتی که بالاترین شمار مرگ و میر  را داشتند، در غرب میانه صنعتی یا آپالاچیا واقع شده بودند، در حالی که مناطق روستایی آمریکا به نسبت مناطق شهری، افزایش بیشتری را در نرخ مرگ و میر در میانسالی تجربه کردند.

آنچنان که در این گزارش آمده «افزایش شدید مرگ و میر ناشی از اوردوز مواد مخدر که ابتدا در دهه ۱۹۹۰ آغاز شد، بیشتر بر جمعیت سفیدپوستان اثرگذار بود و طی سه موج صورت گرفت: ۱) پس از به بازار آمدن اوکسی کانتین در ۱۹۹۶ و مصرف بیش از اندازه داروهای مخدر تجویزی؛ ۲) در نتیجه افزایش مصرف هروئین اغلب توسط بیمارانی که در نتیجه مصرف داروهای مخدر تجویزی به اعتیاد کشانده شده بودند و ۳) ظهور بعدی داروهای مخدر مصنوعی قوی (مثل فنتانیل آنالوگوس) پس از سال ۲۰۱۳  جرقه موج آخر افزایش شدید مرگ و میرهای ناشی از اوردوز را زد.

«اینکه درابتدا جمعیت سفیدپوست افزایش مرگ و میر ناشی از اوردوز بیشتری را تجربه کرد تا جمعیت های غیرسفیدپوست، می تواند بازتاب دهنده دسترسی بیشتر آنها به سیستم مراقبت های درمانی (و درنتیجه داروهای تجویزی) باشد.»

در ماه سپتامبر پوردو فارما تولید کننده اوکسی کانتین به مصالحه ای محتاطانه با ۲۳ ایالت و دو هزار شهر و کانتی رسید که ساکنان آنها از این شرکت با مالکیت خانواده ساکلر، به اتهام نقش آن در بحران داروهای مخدر شکایت کرده بودند.

عوامل دیگری نیز وجود داشته که به بالا رفتن نرخ مرگ و میر در آمریکا کمک کرده است، از جمله بیماری های کبدی ناشی از مصرف الکل و خودکشی که ۸۵ درصد آنها با سلاح گرم و سایر روش ها عملی شده است.
ایالات متحده به نسبت هر کشور دیگری در حوزه مراقبت های درمانی خود بیشتر هزینه می کند، با این حال  نتایج کلی این هزینه ها بر سلامت عمومی از کشورهای ثروتمند دیگر بدتر است. به نسبت کسانی که در دیگر کشورهای پردرآمد زندگی می کنند، آمریکاییان نرخ های بالاتری از بیماری و جراحت و مرگ زودهنگام  را تجربه می کنند.

پژوهشگران از این بابت در تحیر به سر می برند، اما از داده های موجود می توان دریافت که از دهه ۱۹۸۰  نشانه های روشنی حاکی از این وجود داشته که ایالات متحده در ارتباط با نرخ های طول عمر، رو به سوی پرتگاه دارد.
 پس چه عاملی با سرعتی بیش از گذشته، زندگی آمریکاییان را که بسیاری از آنها در سنین جوانی و میانسالی زندگی خود قرار دارند تهدید می کند؟ واقعیت این است که احتمال دارد مجموعه ای از عوامل منفی وجود داشته باشد که سرانجام شخص را قربانی خود کنند. برای مثال گذشته از بحران داروهای مخدر، در این مدت فروپاشی تقریبا مطلق نمایندگی مشاغل در اتحادیه های صنفی را نیز در آمریکای شرکتی شاهد بوده ایم که تمام اشکال دمکراسی در محیط کار را تا حد زیادی از بین برده است. صاحب این قلم که سابقه عضویت در سه اتحادیه کارگری را دارم، به طور دست اول شاهد سوء استفاده شدید قدرت شرکتی بوده ام که رکود مطلق دستمزدها در طول چندین دهه شاهد روشنی بر آن است.

امروزه میانگین دستمزد واقعی –  بعد از محاسبه تورم – در حدود همان قدرت خرید تقریبا نیم قرن پیش است. در عین حال در اکثر موارد در افزایش دستمزدهای صورت گرفته نیز شاهد گرایشی مشخص به سوی افزایش درآمد طبقه پردرآمد مدیران بوده ایم.

در گزارشی که موسسه تحقیقاتی پیو منتشر کرده «میانگین دستمزد واقعی سالانه بیش از ۴۵ سال پیش به اوج خود رسید: یعنی رکورد کمی بیشتر از ۴ دلار برای هر ساعت در سال ۱۹۷۳ که قدرت خرید آن معادل قدرت خرید ۲۳٫۶۸ دلار امروز است.»

باید در نظر داشت کوه فزاینده بدهی های تحصیلی هم اکنون دستمزد بسیاری از فارغ التحصیلان دانشگاهی را می بلعد. جوانانی که بسیاری از آنها هنوز رویای مشاغلی با درآمدهای ۶ رقمی را به دلیل تحصیلات لیبرال نسبتا بی ارزش خود در سر می پرورانند، نشانه خوبی برای درک بهتر نومیدی خاموشی است که در سطح کشور حاکم است.

همزمان افزایش شدید استفاده از شبکه های اجتماعی که ثابت شده یکی از عوامل افسردگی و تنهایی درکاربران آنهاست نیز سزاوار توجهی جدی است. آنچه که جامعه با حضور فزاینده و گسترده خود درفضای مجازی در حال تجربه آن است، نوعی زیر و زبر شدن کامل در نحوه ارتباط انسان ها با یکدیگر است. هم اکنون دیگر بسیار دشوار بتوان گفت که این تغییرات مثبت بوده اند؛ در واقع به نظر می رسد که این تغییرات، در مرگ و میز زودهنگام میلیون ها آمریکایی دراوان زندگی نقش دارند.

رفتارهای سوء استفاده گرانه از نیروی کار که دمکراسی در محل کار را زیر پا می گذارند نیز به مصرف اپیدمی وار داروهای مخدر در کنار مشخصه های جامعه ستیزانه «شبکه های اجتماعی» اضافه کنید تا بهتر درک کنید که این همه، خبر از موجی کامل از عواملی می دهند که  افزایش مرگ و میرها در ایالات متحده را شتاب می بخشد. از آنجا که تمام این حوزه ها به طریقی تحت کنترل قدرت شرکتی قرار دارند، این نهاد قدرتمند باید راه هایی را برای کمک به حل این مشکل بیاید، چرا که کامیابی آینده آمریکا بستگی به این موضوع دارد.

نویسنده: رابرت بریج (Robert BRIDGE) نویسنده و روزنامه نگار

منبع: https://b2n.ir/067291

انتهای پیام/فارس

https://telegram.me/empireoflies

دیدگاهتان را ثبت کنید

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شدعلامتدارها لازمند *

*

theme