https://telegram.me/empireoflies

«دروغ همیشه بد نیست!»

اختصاصی- به گزارش جنبش مقابله با رسانه‌های بیگانه، امپراتوری دروغ: «حسین حاج فرج‌الله دباغ» مشهور به «عبدالکریم سروش» که پیش از انقلاب به‌سبب حضور در دبیرستان علوی با انجمن منحرف حجتیه آشنا شده بود، در اوایل دهه ۵۰ شمسی برای تحصیل در رشته شیمیِ تجزیه عازم لندن شد و همزمان به مطالعه فلسفه غرب پرداخت.

سروش پس از انقلاب اسلامی ملت ایران از جمله کسانی بود که به عنوان نماینده جریان اسلامی جامعه و انقلاب در مباحثات تلویزیونی بخصوص با مارکسیست‌ها شرکت می‌کرد. وی پس از تعطیلی دانشگاه‌ها به‌سبب انقلاب فرهنگی، عضو ستاد انقلاب فرهنگی شد، اما بعدها به دلیل هجمه‌هایی که به او شد، منکر حضور فعال خود در این ستاد شد.هرچند که بسیاری متعقدند افرادی مانند سروش از عوامل اصلی عدم تحقق واقعی و به‌نتیجه رسیدن انقلاب فرهنگی در دهه نخست انقلاب بودند.

«عبدالکریم سروش» در سالهای نخست پس از انقلاب

«عبدالکریم سروش» در سالهای نخست پس از انقلاب

موضع عبدالکریم سروش نسبت به انقلاب اسلامی روندی متغیر داشته است. او زمانی، در اوایل انقلاب، آن را بسیار می‌ستود و به تشریح ابعاد مختلف آن و بی‌همتایی‌اش در جهان می‌پرداخت. اما به تدریج مسیر خود را تغییر داد، این روند تغییر در اواخر دهه شصت آشکار‌تر و تند‌تر نمود کرد.

وی که زمانی با استفاده از فلسفه تحلیلی به نقد مارکسیسم و اندیشه‌های غیراسلامی می‌پرداخت، تحت تاثیر اندیشه‌های غربی، بعدها به نقد اسلام و دین روی آورد. او در اوایل دهه ۷۰ شمسی طی مقالاتی با حمله به فقه اسلامی، زمینه را برای مخالفت‌های بعدی با ولایت فقیه فراهم نمود و در سال ۷۴ و در دولت سازندگی از تدریس در دانشگاه‌ها محروم شد. در این زمان بود که عازم اروپا و سپس آمریکا گردید تا با مؤسسات و دانشگاه‌های غربی همکاری کند.

«حسین حاج فرج‌الله دباغ» یا همان «عبدالکریم سروش» در سال ۱۳۸۳ به دلیل نقد اسلام جایزه «اراسموس» را در آمستردام هلند دریافت کرد و سال ۱۳۸۸ در اقدامی تبلیغاتی و سیاسی، از سوی مجله «فارین پالیسی» به‌عنوان یکی از ده روشنفکر جهان برگزیده شد، تا اینگونه بیشتر در بین بخصوص قشر جوان ایران معروف شود!

«عبدالکریم سروش» در کنار «حسین‌علی منتظری»

«عبدالکریم سروش» در کنار «حسین‌علی منتظری»

سروش که پس از انتخابات سال ۱۳۸۸ از فتنه‌گران حمایت نمود، از جمله افرادیست که در بُعد نظری به حمایت از مخالفان جمهوری‌اسلامی و ضدانقلاب برخواست و به ترویج افکار منحرف و غیراسلامی خود پرداخت و یکی از اعضای اتاق فکر جنبش به‌اصطلاح سبز شد.

کسانی که از نزدیک با سروش مراوده داشته‌اند، از خصلت‌های شخصیتی او، تکبر آزاردهنده و یک دندگی و خود محوری‌اش را برجسته دیده‌اند. درباره گرایش‌های اعتقادی، برخی او را به وهابیت نزدیک می‌دانند و برخی به بهاییت و گروهی او را به مرام‌ها و مسلکهای دیگر نسبت می‌دهند. اما انحرافات فکری سروش آنقدر زیاد شد که برخی معتقدند او از تشیع خارج شده و حتی با اسلام مشکلات شدیدی پیدا کرده است، بخصوص پس از آنکه او ادعا کرد که قرآن کریم کلام آسمانی نیست و توسط وحی بر حضرت محمد(ص) نازل نشده، بلکه تجربه بشری و خواب و خیال ایشان بوده است!

موضوع «ولایت فقیه» یکی از مهم ‌ترین موضوعات در سیر تفکر سروش است. وی اساساً با فقه و فقیه تضاد دارد و این گرایش تا اندازه‌ای ناشی از تأثرات وی از فرهنگ برخی فرقه‌های منحط است که به دلیل سستی در تقیدات دینی، خواهان این هستند که عبادت و احکام دلبخواهی باشند!

از روی همین تمایل به اجرای دلبخواهی احکام و مناسک است که سروش مدعی شده گناه کردن همیشه هم بد نیست و گاهی اصلاً گناه کردن لازم است، زیرا آدم را به خدا نزدیک می‌کند!

سروش

داماد وی به واسطه ارتکاب جرم و تخلف دستگیر شد و مدتی را در بازداشت گذراند و بعد از آزادی از کشور رفت. سروش در نامه‌ای سرگشاده با طرح ادعاهای دروغ (توجه شود که وی معتقد است دروغ گفتن همیشه بد نیست و گاهی امری اخلاقی به شمار می‌آید) درباره بازداشت دامادش علیه جمهوری اسلامی زبان و قلم به هتاکی گشود.

همچنین سروش متعقد بود که فرهنگ شهادت خشونت‌آفرین است! با این افکار او هنوز خود را یک اندیشمند اسلامی می‌داند، البته اسلامی تحریف شده! اینگونه افکار مسموم سروش طی سالهای اخیر با حمایت گسترده رسانه‌های غربی و اپوزیسیون منتشر می‌شود.

منابع:
۱- خبرگزاری فارس
۲- اتاق خبر
۳- مشرق‌نیوز

انتهای پیام/

https://telegram.me/empireoflies

دیدگاهتان را ثبت کنید

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شدعلامتدارها لازمند *

*

theme