https://telegram.me/empireoflies

درد مشترک ادیان متحد

به گزارش جنبش مقابله با رسانه‌های بیگانه، امپراتوری دروغ: ۲۰۱۶ سال از میلاد «مسیح» می‌گذرد. چند میلیارد نفر از متدینان به دین حضرت عیسی(ع) در قالب مذاهب مختلف مسیحیت در دنیا زندگی می‌کنند. در این میان آرمان مسیح، که همان توحید و یگانگی خداوند است، در ادیان دیگر نیز ظهور و بروز و تجلی خاص خود را دارد.

۶ قرن پس از مسیح، حضرت محمد(ص) در حجاز به پیامبری مبعوث می‌شود، و دینی بر پایه توحید را اقامه می‌کند، دینی که جامع همه ادیان بوده و با رسالت پیامبری که خاتم همه پیامبران پیشین است، به جهانیان معرفی می‌شود. محمد صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌و‌سلم، با قرآن مبعوث می‌شود. «بگو‌ ای اهل کتاب، بیایید بر سر سخنی که میان ما و شما یکسان است بایستیم که جز خدا را نپرستیم و چیزی را شریک او نگردانیم و برخی از ما، برخی دیگر را به جای خدا به خدایی نگیرد».(سوره آل‌عمران آیه ۶۴)

قرآن همانگونه که دین حقیقی را اسلام می‌داند، اما جمله ادیان الهی را برای پیوند میان انسان و خداوند نجات‌دهنده و هدایتمند برمی‌شمرد. جمله پیامبران برای دعوت انسان به سوی پروردگار و گسترده کردن عدالت، حق و معنویت مبعوث شده‌اند. در واقع هدف نهایی آنان یکی است، همه یکدیگر را تایید کرده‌اند و هر پیامبری بعثت پیامبر پس از خود را بشارت داده و همه پیامبران، از رسولان پیشین به نیکی و عبادت پروردگار یاد کرده‌اند. بنابراین همه ادیان پیش از اسلام در صورت عدم تحریف اگر احکامی را در قالب شریعت برای پیروان خود معرفی کرده‌اند که برای نجات و هدایت و کمال انسان آورده شده‌اند، در این هدف مشترکند. در آیه ۶۳ سوره بقره پیرامون این مساله می‌خوانیم: «کسانی که ایمان آوردند و کسانی که آیین یهود و مسیحیت و صابئین را برگزیدند، اگر به خدا و روز باز پسین ایمان داشته باشند و عمل صالح به جای آورند، خدا به آنها پاداش نیک می‌دهد و نه بیمناک شوند و نه غمگین گردند». چنانکه از آیه فوق برمی‌آید، اسلام به همه ادیان الهی براساس نگرش توحیدی می‌نگرد.

همه ادیان به نوعی وجود خدا، خالق اصلی جهان و عالم هستی و نیز معبود اصلی و واقعی انسان را تصریح کرده‌اند. در ادیان الهی در وحدت خالق و آفریدگار جهان، اختلافی وجود نداشته و ندارد. ادیان ابراهیمی یعنی دین یهود، دین مسیح، اسلام، مذاهب و فرق ناشی از آنها، بر وحدت الله و یکتایی معبود تاکید دارند. قرآن، بارها مساله توحید و معبود را به همه انبیای الهی نسبت داده است، از جمله گفته شده: «و ما ارسلنا من قبلک من رسول الا نوحی الیه انه لا اله الا انا فاعبدون؛ ما پیش از تو هیچ پیغمبری نفرستادیم مگر اینکه به او وحی کردیم که الهی جز من نیست پس تنها مرا بپرستید».
(انبیاء – ۲۵)  «الله» در لغت عرب به معنی معبود است و این مسلم است که معبود در ادیان ابراهیمی تنها خدا است. و در این ادیان بویژه در اسلام، احترام و تعظیم انبیا و پیشوایان ادیان را عبادت به شمار نمی‌آورند و عبادت را خاص خدا می‌دانند.

در ادیان غیرابراهیمی نیز عبادت در اصل خاص خدا است، ولی آن را به مظاهر حق سرایت می‌دهند هر کدام براساس اندیشه و توجیه خاص؛ از قبیل اینکه ذات خدا غیب‌الغیوب و ناشناخته است و نمی‌توان او را عبادت کرد، لهذا عبادت را متوجه مظاهر او می‌کنند؛ که البته از نظر ادیان ابراهیمی، این توجیه پذیرفته نیست. مشرکان عرب، که اسلام در میان آنها ظهور کرد، نیز به وحدت خالق قایل بودند، ولی بت‌ها را به عنوان مظهر یا شفیع خدا می‌پرستیدند، که اسلام سخت با آن مبارزه کرد. رسالت عمده قرآن و پیغمبر اسلام(ص) مبارزه با شرک در عبادت بود، اگرنه آن قوم، قایل به وحدت رب و خالق جهان بودند. در این باره قرآن می‌گوید: «و لئن سالتهم من خلق السموات و الارض و سخر الشمس و القمر لیقولن الله ؛ اگر از آنها بپرسی چه کسی آسمان‌ها و زمین را آفریده و خورشید و ماه را مسخر نموده است حتما خواهند گفت: الله».(عنکبوت -۶۱) آیات دیگری هم به این مضمون وجود دارد.

به اضافه در داستان‌های انبیای پیش از پیغمبر اسلام(ص) مساله توحید و یکتاپرستی مکرر به آنان – به عنوان مساله اصلی دین – نسبت داده شده است، و بلکه این مساله – چنانکه خواهیم گفت – در قرآن مایه وحدت ادیان آسمانی دانسته شده است. مساله یکتاپرستی در تورات و انجیل نیز مورد تاکید قرار گرفته و پرستش غیرخدا به تاکید نهی شده است.  یکتاپرستی وجه مشترک ادیان الهی است. این مولفه در کنار فطرت پاک همه ادیان الهی که دوری از بدی‌ها و گرایش به نیکی‌ها را توصیه می‌کند، مبنا و شروع خوبی برای طرح مبحث وحدت ادیان است. در تاریخ اسلام هم همواره بزرگان دین اسلام بر احترام به ادیان و پیروان پیامبران الهی دیگر تاکید کرده‌اند. در ۱۰۰ سال اخیر نیز به واسطه رشد دولت – ملت‌ها، توسعه مکاتب مادی، تبلیغات گسترده غرب و نظام سرمایه‌داری برای تقویت فرقه‌های غیرالهی و عرفان‌های خودساخته و از طرفی گرایش فطری به یکتاپرستی توجه به همه ادیان الهی در قالب رویکرد و راهبرد وحدت و احترام ادیان به یکدیگر ضروری و مهم به نظر می‌رسد. امام خمینی(ره) به عنوان بنیانگذار یکی از مترقی‌ترین انقلاب‌های قرن بیستم، تاکید فراوانی بر احترام و وحدت با ادیان الهی دیگر داشته است.
امام در پیامی به مناسبت میلاد حضرت عیسی(ع) به مسیحیان جهان با یادآوری بندهایی از انجیل متی گرایش همه ادیان به عدالت را مورد تاکید قرار داده و می‌نویسند: «خوشا به حال آنان که گرسنه و تشنه عدالتند، از آن رو که سیر نخواهند شد.

عید سعید میلاد مسیح پیامبر عظیم‌الشأن که برای طرفداری مظلومان و برقراری عدل و رحمت مبعوث و با گفتار آسمانی و کردار ملکوتی خود ظالمان و ستمکاران را محکوم و مظلومان و مستضعفان را پشتیبانی فرمود بر ملت‌های مستضعف جهان و ملت مسیح و مسیحیان هم‌میهن مبارک باد. هان ‌ای پدران کلیسا و روحانیون تابع حضرت عیسی به پا خیزید و از مظلومان جهان و مستضعفان گرفتار در چنگال مستکبران پشتیبانی کنید و برای رضای خدا و پیروی دستور حضرت مسیح یکبار ناقوس‌ها را در معابدتان به نفع مظلومان ایران و محکوم نمودن ستمگران به صدا درآورید.

خوشا به حال آنان که گرسنه و تشنه عدالتند و از بهر عدالت زحمت می‌کشند و وای به حال آنان که برخلاف دستور عیسی مسیح و برخلاف دستور همه پیامبران به نفع ظالمان و جاسوسان و پایمال‌کنندگان حقوق ملت‌ها زحمت می‌کشند. و ‌ای ملت مسیح و پیروان عیسی روح‌الله به‌پا خیزید و از شرافت عیسی مسیح و ملت عیسوی دفاع کنید و اجازه ندهید دشمنان تعلیمات آسمانی و مخالفان دستورات الهی ملت مسیح و روحانیت عیسی را به خلق‌های مستضعفه جهان بد معرفی کنند… انبیا که مبعوث شدند، اول با طبقه بالا مقابله کردند. حضرت موسی با فرعون مقابله کرد، طبقه بالا اولی هستند به اینکه مقابله بشوند و هدایت بشوند. شما روحانیون [مسیحی] هدایت کنید این طبقه بالا را، هدایت کنید این رؤسای جمهور را، دریابید عیسی مسیح را، دریابید ملت مسیح را، دریابید مسیحیت را، نگذارید مسیحیت در نظر مردم مشوه بشود، نگذارید روحانیت مسیح در نظر مردم یک روحانیتی باشد طرفدار ظالم‌ها».

امام خمینی(ره) انقلاب و پویایی در راه رسیدن به آرمان پیامبران را مختص اسلام نمی‌داند و همه را برای انقلاب و نهضت جهانی فرامی‌خواند: «هان ‌ای پدران کلیسا به‌پا خیزید و عیسی مسیح را از چنگال این دژخیمان نجات دهید که آن پیامبر بزرگ از ستمگری که دین را وسیله ظلم، و دعا را وسیله رسیدن به مسند ستمگری به بندگان خدا قرار می‌دهد بیزار است که دستورهای آسمانی همه برای نجات مظلومان از ملکوت نازل شده‌اند. و ‌ای مستضعفان جهان برخیزید و هم‌پیمان شوید و ستمگران را از صحنه برانید که زمین از خداست و وارث آن مستضعفانند».

بنیانگذار کبیر انقلاب در همه پیام‌هایی که پیرامون ادیان دیگر صادر کرده‌اند، به این مهم اشاره داشته‌اند که هدف نهایی همه پیامبران یکی بوده و همه آنان برای رهایی بشر از چنگال ظلم و تربیت روح تلاش کرده‌اند. نکته قابل توجه آن است که تربیت روح را ما فقط در ادیان الهی می‌بینیم. از دیدگاه امام که علاوه بر رهبر یک انقلاب بی‌نظیر، یک متفکر برجسته دینی و عالم اسلامی نیز هست، ادیانی که در قرآن کریم از آنها نام رفته است ادیان الهی محسوب می‌شوند. ایشان همواره درباره ادیان الهی با دیده احترام و تکریم نگریسته‌اند: «ما نسبت به مسیحیان و مذهبشان احترام فراوان قائلیم. آنها می‌توانند آزادانه در کشور ما زندگی کنند. یهودیان و تمام اقلیت‌های مذهبی دیگر نیز می‌توانند در نهایت آزادی در کشور زندگی کنند و ما رفتار محترمانه و موقری با آنها خواهیم داشت».

در اندیشه و کردار امام خمینی(ره) پیامبران الهی بویژه حضرت عیسی(ع) که همیشه از ایشان به عنوان طرفدار مظلومان و برقرارکننده عدل و کسی که گفتاری آسمانی و کرداری ملکوتی دارند نام برده‌اند، از جایگاه ویژه‌ای برخوردارند. امام در گفتارها از حمایت حضرت مسیح(ع) از مظلومان به عنوان شاخص تعلیمات آن حضرت نام می‌برند و ایشان را موجودی سراسر معجزه می‌دانند: «عیسی مسیح همه چیزش معجزه بود، معجزه بود که از یک مادر باکره متولد شد، معجزه بود که در مهد سخن گفت، معجزه بود که برای بشر صلح و صفا و روحانیت آورد، همه معجزه، همه انبیا معجزه هستند و همه برای ساختن بشر آمده‌اند، همه می‌خواهند که بشر به راه مستقیم الهی سیر کند و همه می‌خواهند که تمام افراد بشر در صلح و صفا و برادری زیست کنند، این وظیفه مأموران الهی است که در دنیا آمده‌اند، برای آنکه بشر را از این عالم به عالم بالا ببرند».
احترام به ادیان که دولت اسلامی موظف به رعایت آن است نیز در اندیشه و عمل امام(ره) ظهور و بروز دارد: «هرکس که در مملکت اسلامی زندگی می‌کند یک حقوقی دارد. اسلام به آن حقوق می‌رسد. این اقلیت‌های مذهبی از قبیل «زرتشتی»، از قبیل «یهودی»، از قبیل «نصاری» که در ایران گروه‌های فراوانی هستند، اینها را هم اسلام برای‌شان احترام قائل است. می‌خواهد که اینها هم به حقوق خودشان برسند». امام(ره) در پاسخ به این سوال که آیا جمهوری اسلامی شما اجازه خواهد داد تا مذاهب دیگر به‌طور آزاد و آشکارا به انجام امور مذهبیشان بپردازند؟ می‌گوید: بله، تمام اقلیت‌های مذهبی در حکومت اسلامی می‌توانند به کلیه فرایض مذهب خود آزادانه عمل نمایند و حکومت اسلامی موظف است از حقوق آنان به بهترین وجه حفاظت کند.

امام همانطور که درباره عمل به احکام حقیقی اسلام تعبیر «اسلام ناب» را استفاده می‌کنند، درباره ادیان دیگر نیز دستیابی به حقیقت ادیان را مورد تاکید قرار می‌دهند: «اگر تعلیمات انبیا، حضرت مسیح در میان مسیحیین، حضرت موسی در میان کلیمیین، حضرت رسول اکرم(ص) در میان مسلمین آن‌طوری که آنها می‌خواستند تحقق پیدا می‌کرد این گرفتاری‌هایی که الان بر همه بشر در همه جا هست پیش نمی‌آمد… روحانیت مسیح موظف است به حسب تعلیمات مسیح(ع) و به حسب تعلیم خدای بزرگ، که با این قدرت‌هایی که برخلاف مسیر انبیا و برخلاف مسیر مسیح(ع) رفتار می‌کنند… مبارزه معنوی بکنند، آنها را ارشاد بکنند به ملت مسیح، هدایت کنند ملت مسیح را که تبعیت از این قدرت‌هایی که بر ضد مسیح هست نکنند».

اندیشه‌های رهبر معظم انقلاب نیز در باب وحدت میان پیروان ادیان نیز در راستای تلاش‌های امام خمینی(ره) برای بیداری و آگاهی آزادگان جهان است. تلاش‌های رهبر معظم انقلاب اما با «دعوت» پیروان دیگر به مطالعه اسلام از منابع اصیل همراه است. ایشان در بخشی از نامه خود به جوانان اروپا و آمریکای شمالی به این موضوع تاکید می‌کنند: «در واکنش به سیل پیشداوری‌ها و تبلیغات منفی، سعی کنید شناختی مستقیم و بی‌واسطه از این دین به دست آورید. منطق سلیم اقتضا می‌کند که لااقل بدانید آنچه شما را از آن می‌گریزانند و می‌ترسانند، چیست و چه ماهیتی دارد. من اصرار نمی‌کنم که برداشت من یا هر تلقی دیگری از اسلام را بپذیرید بلکه می‌گویم اجازه ندهید این واقعیت پویا و اثرگذار در دنیای امروز، با اغراض و اهداف آلوده به شما شناسانده شود. اجازه ندهید ریاکارانه، تروریست‌های تحت استخدام خود را به عنوان نمایندگان اسلام به شما معرفی کنند. اسلام را از طریق منابع اصیل و مآخذ دست اول آن بشناسید. با اسلام از طریق قرآن و زندگی پیامبر بزرگ آن (صلی‌الله‌علیه‌وآله‌و‌سلم) آشنا شوید.

من در اینجا مایلم بپرسم آیا تاکنون خود مستقیماً به قرآن مسلمانان مراجعه کرده‌اید؟ آیا تعالیم پیامبر اسلام (صلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم) و آموزه‌های انسانی و اخلاقی او را مطالعه کرده‌اید؟ آیا تاکنون به‌جز رسانه‌ها، پیام اسلام را از منبع دیگری دریافت کرده‌اید؟ آیا هرگز از خود پرسیده‌اید که همین اسلام، چگونه و بر مبنای چه ارزش‌هایی طی قرون متمادی، بزرگ‌ترین تمدن علمی و فکری جهان را پرورش داد و برترین دانشمندان و متفکران را تربیت کرد؟»  ۲ نامه اخیر آیت‌الله خامنه‌ای، رهبر معظم انقلاب، به جوانان غربی حاکی از بیان متفاوت ایشان در مواجهه با پیروان ادیان دیگر است. رهبر معظم انقلاب از سال‌های جوانی به دنبال موضوع وحدت بوده‌اند. این وحدت نه‌تنها در جهان اسلام بلکه در پیکره عالم در زمره تلاش‌های ایشان بوده است. رهبر معظم انقلاب در سال ۵۹ به نامه یک جوان مسیحی پاسخ می‌دهند. ماجرا از این قرار است که «یان برین» جوانی ۲۱ ‌ساله، کارگر، مسیحی و اهل انگلستان، بعد از تسخیر لانه جاسوسی در سال ۵۹، و تحت تأثیرتبلیغات غرب نامه‌ای انتقادی اما منصفانه به مقامات جمهوری اسلامی می‌نویسد. رهبر معظم انقلاب با عنوان امام جمعه تهران، نامه این جوان اروپایی را پاسخ می‌دهد. پاسخی که امروز پس از گذشت ۳۶ سال رگه‌هایی از همان منطق و احساس در نامه رهبر معظم انقلاب به جوانان غربی دیده می‌شود؛  «نامه‌ شما که در آن احساسات پاکی موج می‌زند برای من دوست‌داشتنی و موجب سپاسگزاری است. کاش این احساسات پاک می‌توانست به سود ملت ستمدیده‌ ما  – که اگر هم‌کیش شما نیست همنوع شما است – به کار بیفتد. یقیناً شما نمی‌دانید که دولت‌های ستمگر آمریکا و پیش از آن و همزمان با آن، دولت شما با ما چه کرده و بر سر ما چه آورده است.

ما سال‌ها – بیش از ۵۰ سال – هم از نظر اقتصادی و هم از نظر سیاسی و مهم‌تر از همه، از نظر فرهنگی و اخلاقی ضربات جبران‌ناپذیری از این دولت‌ها خورده‌ایم. آنها بیشترین ثروت مادی و معنوی ما را بر باد دادند و ده‌ها هزار از جوانان ما را کشتند و رژیمی را که همه‌ این فجایع را انجام می‌داد حمایت و تقویت کردند، فقط به‌ این دلیل که برای آنان سود اقتصادی داشت. ملت ما سال‌ها مبارزه کرد و عاقبت با فداکاری خود توانست رژیم دست‌نشانده را ساقط و خود را از اسارت دولت‌های سودجو رها کند. یک‌سال‌ونیم است که دولت ایالات‌متحده و متحدانش، از همه‌ وسایل برای کوبیدن دولت جوان ما که نود درصد مردم ما صمیمانه از آن پشتیبانی می‌کنند، استفاده می‌کند. داستان‌هایی که شما در بدی ما شنیده‌اید گوشه‌ای از این تلاش‌ها است. ما با ملت انگلیس و آمریکا هیچ کینه‌ای نداریم. ما هر انسانی را در هر جای جهان و با هر عقیده‌ای محترم می‌شماریم. ما فقط مایل نیستیم بیش از این تجاوز و ظلم را تحمل کنیم. آیا به نظر شما این توقع بزرگی است؟ شما به‌عنوان یک انسان مسیحی صدای ما را تا هرجا می‌توانید برسانید. بگذارید روح مسیح در این کار شما ظاهر شود. پیشنهاد می‌کنم که نامه خود را با این چند سطر در یک روزنامه پرتیراژ انگلیس چاپ کنید. آیا می‌توانید؟ آیا می‌کنید؟»

«ما هر انسانی را در هر جای جهان و با هر عقیده‌ای محترم می‌شماریم». این گزاره را می‌توان همان درس بزرگ اسلام درباره ادیان دیگر دانست. درسی که تا به امروز اجازه هیچ ظلم و تجاوزی به غیرمسلمانان را به امت اسلام نداده است. در دنیای امروز اما کسانی که تعالیم مسیح را تحریف و آن را به انحراف کشیده‌اند، مبنای رفتارهای تروریستی را توجیه کرده‌اند. رفتارهای امروز داعش گواهی بر این ادعاست. همین رفتارهای تکفیری – تروریستی که چهره‌ای غیرواقعی از اسلام را به مسیحیان جهان نشان می‌دهد، و در واقع یک فرقه منحوس و شوم را به عنوان چهره اسلام به جهان توسط دستگاه‌های رسانه‌ای غرب معرفی می‌کند، موجب شده است که رهبر معظم انقلاب به عنوان یکی از اصلی‌ترین منادیان وحدت آزادی‌خواهان جهان به دروغ بودن ادعای فرزندان نامشروع آمریکا و اسرائیل واکنش نشان دهند. ایشان در نامه دوم خود به جوانان غربی، علاوه بر قوه فطری مشترک که جست‌وجوگر عدالتخواهی و آزادی‌خواهی است، به «درد مشترک» میان گروه‌های مختلف مردم در اسلام و دیگر ادیان اشاره کرده و نوشته‌اند: درست است که امروز تروریسم درد مشترک ما و شما است، اما لازم است بدانید که ناامنی و اضطرابی که در حوادث اخیر تجربه کردید، با رنجی که مردم عراق، یمن، سوریه، و افغانستان طی سال‌های متمادی تحمل کرده‌اند دو تفاوت عمده دارد؛ نخست اینکه دنیای اسلام در ابعادی به مراتب وسیع‌تر، در حجمی انبوه‌تر و به مدت بسیار طولانی‌تر قربانی وحشت‌افکنی و خشونت بوده است؛ و دوم اینکه متأسفانه این خشونت‌ها همواره از طرف برخی از قدرت‌های بزرگ به شیوه‌های گوناگون و به شکل مؤثر حمایت شده است.

امروز کمتر کسی از نقش ایالات متحده‌ آمریکا در ایجاد یا تقویت و تسلیح القاعده، طالبان و دنباله‌های شوم آنان بی‌اطلاع است. در کنار این پشتیبانی مستقیم، حامیان آشکار و شناخته‌شده‌ تروریسم تکفیری، به‌‌رغم داشتن عقب‌مانده‌ترین نظام‌های سیاسی، همواره در ردیف متحدان غرب جای گرفته‌اند، و این در حالی است که پیشروترین و روشن‌ترین اندیشه‌های برخاسته از مردم‌سالاری‌های پویا در منطقه، بی‌رحمانه مورد سرکوب قرار گرفته است. برخورد دوگانه‌ غرب با جنبش بیداری در جهان اسلام، نمونه‌ گویایی از تضاد در سیاست‌های غربی است.رهبر معظم انقلاب البته دریچه‌های امید برای یک تغییر گسترده را برای جوانان غربی می‌گشایند و در بخش دیگری از این نامه سراسر درس‌آموز به جوانان غربی می‌نویسند: «جوانان عزیز! من امید دارم که شما در حال یا آینده، این ذهنیت آلوده به تزویر را تغییر دهید؛ ذهنیتی که هنرش پنهان کردن اهداف دور و آراستن اغراض موذیانه است. به نظر من نخستین مرحله در ایجاد امنیت و آرامش، اصلاح این اندیشه‌ خشونت‌زا است. تا زمانی که معیارهای دوگانه بر سیاست غرب مسلط باشد، و تا وقتی که تروریسم در نگاه حامیان قدرتمندش به انواع خوب و بد تقسیم شود، و تا روزی که منافع دولت‌ها بر ارزش‌های انسانی و اخلاقی ترجیح داده شود، نباید ریشه‌های خشونت را در جای دیگر جست‌وجو کرد».

انتهای پیام/وطن امروز

همه ادیان به نوعی وجود خدا، خالق اصلی جهان و عالم هستی و نیز معبود اصلی و واقعی انسان را تصریح کرده‌اند.

بررسی کلی

امتیاز کاربر: اولین نفر باشید.
0
https://telegram.me/empireoflies

دیدگاهتان را ثبت کنید

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شدعلامتدارها لازمند *

*

theme