https://telegram.me/empireoflies

داریوش شایگان؛ نظریه‌پرداز وابستگی به غرب

اختصاصی – به گزارش جنبش مقابله با رسانه‌های بیگانه، امپراتوری دروغ: داریوش شایگان در سال ۱۳۱۳ در خانواده‌ای مرفه متولد شد. پدرش بازرگان ایرانی بود، اما مادرش زنی سنی مذهب از اهالی گرجستان روسیه بود. او برای تحصیل به مدرسه سن‌لویی تهران رفت. در آن ایام مدرسه «سن لویی» ممتازترین مرکز آموزشی ایران بود که اشراف و اقشار مرفه، فرزندان خود را به این مدرسه می‌فرستادند.

این مرکز تحت کنترل میسیون‌های مذهبی بود و توسط «پدران لازاری» اداره می‌شد و کشیش‌ها و راهبه‌های فرانسوی امر آموزش و پرورش دانش‌آموزان را بر عهده داشتند و آنان را بر اساس تعالیم مسیحیت آموزش می‌دادند. شایگان تمام دوران ابتدایی و بخشی از دوره متوسطه را در این مرکز آموزشی گذراند. (۱)

تحصیل در مدرسه سن لویی و تاثیرات منفی بی‌توجهی خانواده به امور مذهبی، بی تفاوتی او را تشدید کرد و از شایگاه عنصری بیگانه با اسلام ساخت. به طوری که وقتی وی در ۱۵ سالگی تحصیل در ایران را رها کرد و به اروپا رفت، پیشتر از اینکه یک نوجوان مسلمان باشد، یک مسیحی بود و پیش از آنکه «شیعه» باشد، شیفته مذهب «کاتولیک» می‌باشد و این شیفتگی تا حدی بود که وقتی به دیدار «پاپ» رهبر کاتولیک‌های جهان نائل آمد، از شدت شوق در پوست خود نمی‌گنجید.

خود او به این شیفتگی و تاثیرپذیری از مسیحیت اشاره می‌کند و می‌نویسد: «… در حیاط کلیسای «سن پیر» پاپ «پی دوازدهم» را دیدیم. آن سال، سال مقدسی بود که همه مومنان به زیارت آمده بودند. شیفتگی مذهبی مردم این احساس عظیم همبستگی با پدر مقدس، مرا به شدت تحت تاثیر قرار داد…» (۲)

شایگان از ایتالیا به سوئیس رفت و پس از گشت و گذار در ژنو و لوزان، به پاریس و سرانجام به انگلستان رسید و در آنجا اقامت گزید.

«…اولین بار که به خارج سفر کردم در سال ۱۳۲۹ بود. اول به ایتالیا رفتیم، سراسر کشور را زیر پا گذاشتیم… من در این سفر شکوه و جلال ایتالیا را-در کنار مزه کوکاکولا به نظرم شربتی بهشتی رسید-کشف کردم… برای جوان ایرانی نادانی که من بودم، همه چیز نو بود، همه چیز تازگی معصومانه‌ای داشت… سپس به سوئیس رفتیم به ژنو و به لوزان. در برابر ایتالیا، سوئیس کشوری بود که گویی پشت ویترین نهاده‌اند…در آن زمان هنوز نمی‌دانستم که روزی به آنجا باز خواهم گشت و ۷ سال از عمرم را در آنجا خواهم گذراند و در آنجا راه زندگیم را خواهم یافت… و سرانجام به پاریس و به گفته ما ایرانی‌ها، به عروس شهرهای جهان رسیدیم… و از آنجا به انگلستان چهار سال در آنجا ماندیم…» (۳)

شایگان در سال ۱۳۳۷ به ایران بازگشت و ازدواج کرد و از همان سال‌ها، تحقیق پیرامون ادیان، به ویژه ادیان هند را آغاز کرد که حاصل آن مجموعه‌ای دو جلدی با عنوان «ادیان و مکتب‌های فلسفی هند» بود. (۴)‌

اندکی بعد، وقتی هانری کُربن به ایران آمد، داریوش شایگان به صف شاگردان او پیوست و خود را هر چه بیشتر به وی نزدیک کرد. او ارتباط با «کربن» را ادامه داد و سال‌ها بعد هانری کربن را به عنوان استاد راهنمای رساله دکترای خود برگزید:

«… از سال‌های دهه شصت میلادی به بعد، پیرامون (هانری) کربن، حلقه‌ای از روشنفکران جوان شکل گرفت که من یکی از آنان بودم… او نه تنها بر پژوهش‌های من تاثیر گذاشت و جهت مطالعات مرا تعیین کرد-چرا که مدیر راهنمای رساله دکترای من بود-بلکه وجود وی سرآغاز جنبشی معنوی بود که می‌خواست میان ایران سنتی و کهن، و تجدد دوران جدید پلی برقرار کند…» (۵)

نکته مهمی که در زندگی شایگان باید مورد توجه قرار داد، این است که او تحقیق درباره ادیان را از سر اعتقاد بدانها آغاز و دنبال نکرد، بلکه از دیدگاه و منظر یک روشنفکر لائیک به مقوله ادیان می‌نگریست. او خود در این باره می‌گوید:

«… من شخصا به عرفان و به نحوه تفکر اساطیری علاقه و کشش زیادی دارم. من ابتدا هنرشناس بودم و به مطالعه فرهنگ هند و چین علاقه داشتم…» (۶)

ادامه دارد…

منبع: کتاب نیمه پنهان؛ سیمای کارگزاران فرهنگ و سیاست، جلد هشتم، انتشارات کیهان

پی‌نوشت:

۱-داریوش شایگان، زیر آسمان‌های جهان، ترجمه نازی عظیما، نشر فروزان روز.

۲-همان

۳-همان

۴-لحظه‌ای و سخنی با محمدعلی جمال‌زاده، ص ۳۵۴، انتشارات امیرکبیر.

۵-آدینه، شماره ۷۵، مورخ آبان ۱۳۷۱، ص ۲۵

۶-روزنامه جامعه، مورخ ۲۹/۲/۱۳۷۷، ص ۱۰

انتهای پیام/

اندکی بعد، وقتی هانری کُربن به ایران آمد، داریوش شایگان به صف شاگردان او پیوست و خود را هر چه بیشتر به وی نزدیک کرد.

بررسی کلی

امتیاز کاربر: اولین نفر باشید.
0
https://telegram.me/empireoflies

دیدگاهتان را ثبت کنید

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شدعلامتدارها لازمند *

*

theme