https://telegram.me/empireoflies
در این «پاییز نارضایتی» مردم از شیلی، هائیتی و هندوراس گرفته تا عراق، مصر و لبنان علیه نئولیبرالیسم به پا خاسته اند که در بسیاری از موارد با یورش ها، کودتاها و دیگر اشکال استفاده بی رحمانه از زور توسط آمریکا بر آنها تحمیل شده است.

خیزش علیه نئولیبرالیسم

به گزارش جنبش مقابله با رسانه‌های بیگانه، امپراتوری دروغدر سراسر جهان مردم علیه چندین دهه سیطره دولت های نئولیبرال «مرکزگرای متمایل به راست» و «مرکزگرای متمایل به چپی» به پا خاسته اند که تنها تامین کننده منافع شرکت های ثروتمند و چند ملیتی به بهای طبقه کارگر و مزدبگیر هستند.

در این «پاییز نارضایتی» مردم از شیلی، هائیتی و هندوراس گرفته تا عراق، مصر و لبنان علیه نئولیبرالیسم به پا خاسته اند که در بسیاری از موارد با یورش ها، کودتاها و دیگر اشکال استفاده بی رحمانه از زور توسط آمریکا بر آنها تحمیل شده است. 

یکی از کشورهایی که می توان آن را بیش از همه مظهر قیام علیه نئولیبرالیسم دانست شیلی است. روز ۲۵ اکتبر ۲۰۱۹ یک میلیون نفر از مردم شیلی – از جمعیت ۱۸ میلیونی این کشور- به خیابان های سراسر این کشور ریختند، بی آنکه در برابر سرکوب دولتی که دست کم ۲۰ کشته و صدها مجروح دیگر بر جای گذشت عقب نشینی کنند. دو روز بعد رئیس جمهور میلیاردر شیلی سباستین پینرا کل کابینه خود را اخراج و چنین اعلام کرد: «ما در واقعیت جدیدی به سر می بریم. شیلی متفاوت از چیزی است که یک هفته پیش بود..»

به نظر می رسد مردم شیلی مهر تاییدی بر تحقیق اریکا چنووت در مورد جنبش های اعتراضی غیرخشونت آمیز زده باشند. او در این تحقیق خود چنین نتیجه گیری می کند که وقتی ۵/۳ درصد از جمعیت یک کشوری با مطالبه ای غیرخشونت آمیز برای تغییرات سیاسی و اقتصادی به پا می خیزند، هیچ دولتی نمی تواند در برابر مطالبات آنها مقاومت کند. باید دید که آیا واکنش پینرا به این اعتراضات برای نجات صندلی او کفایت می کند یا او نیز از جمله تلفات بعدی حاکمیت سه و نیم درصدی ها خواهد بود.

اینکه شیلی از پیشگامان اعتراضاتی است که در این پاییز نارضایتی در حال درنوردیدن جهان است با وضعیت شیلی بسیار تناسب دارد، چرا که این کشور به عنوان آزمایشگاه اصلی نئولیبرالیسم عمل کرده است.

وقتی سالوادور آلنده رهبر سوسیالیست شیلی بعد از یک عملیات پنهانی شش ساله از سوی سیا برای ممانعت از انتخاب او در سال ۱۹۷۰ به ریاست جمهوری انتخاب شد، پرزیدنت نیکسون دستور  اعمال تحریم هایی را بر این کشور  با هدف «واداشتن آن به سردادن جیغ و فریاد اقتصادی» صادر کرد.

در یک ساله نخست ریاست جمهوری آلنده سیاست های اقتصادی مترقی او به افزایشی ۲۲ درصدی در دستمزدهای واقعی منجر گردید، در حالی که  کار روی ساخت ۱۲۰ هزار واحد مسکونی جدید و ملی کردن معادن مس و دیگر بخش های صنعتی این کشور نیز آغاز گردید. اما در سال های ۱۹۷۲ و ۷۳ زیر فشار تحریم های بی رحمانه آمریکا – نظیر آنچه که امروزه در مورد ونزوئلا و ایران شاهدیم- این رشد اقتصادی کند گردید.

آلنده در ۱۱ سپتامبر ۱۹۷۳ در نتیجه کودتایی که با حمایت سیا به راه افتاد سرنگون شد. ژنرال آگوستو پینوشه رهبر جدید مورد حمایت آمریکا و غرب، عامل اعدام یا ناپدید شدن دست کم ۳۲۰۰ نفر بود، ۸۰ هزار نفر زندانی سیاسی در زندان ها داشت و تا سال ۱۹۹۰ در مقام یک دیکتاتور بی رحم حکومت کرد.
در دوران پینوشه اقتصاد شیلی توسط «بچه های شیکاگو»، تیمی از دانشجویان اقتصاد شیلیایی که در دانشگاه شیکاگو و تحت نظارت میلتون فریدمن تربیت شده بودند، دستخوش تغییرات ساختاری بنیادینی شد. تحریم های آمریکا به سرعت برداشته شدند و پینوشه دارایی های دولتی شیلی را به شرکت های آمریکایی و سرمایه گذاران ثروتمند فروخت و برنامه نئولیبرال را به اجرا گذاشت: کاهش مالیات برای ثروتمندان و شرکت ها در کنار خصوصی سازی گسترده و کاستن از مقرری های بازنشستگی، خدمات تحصیلی و دیگر خدمات عمومی که خیلی زود در سراسر جهان الگو برداری و تکرار شد.

در حالی که بچه های شیکاگو به نرخ های رشد اقتصادی در شیلی به عنوان مدرکی دال بر موفقیت برنامه نئولیبرال خود اشاره می کنند، تا سال ۱۹۸۸حدود ۴۸ درصد مردم شیلی زیر خط فقر زندگی می کردند. شیلی در حال حاضر یکی از ثروتمندترین کشورهای آمریکای لاتین و یکی از نابرابرترین آنها محسوب می شود.
دولت های منتخب پس از پینوشه از مرکز گرای متمایل به راست گرفته تا مرکزگرای متمایل به چپ، همان مدل نئولیبرال را دنبال کرده اند. نیازمندی های فقرا و مزدبگیران همچنان مورد بهره برداری قرار می گیرد، در حالی که آنها از اربابان خود که از پرداخت مالیات طفره می روند بیشتر مالیات می پردازند و با وجود هزینه های زندگی همواره رو به افزایش، دستمزدهای راکد و دسترسی محدود شده ای به تحصیلات یارانه ای و یک سیستم مراقبت های درمانی دولتی- خصوصی طبقاتی دارند. اجتماعات بومی این کشور نیز در قعر این نظم اجتماعی و اقتصادی فاسد جای گرفته اند.

اجماع های نئولیبرالی که پینوشه دنبال کرد، موجب توهم زدایی از روند سیاسی سنتی شده که از جمله تبعات آن کاهش تعداد رای دهندگان از ۹۵ درصد سال ۱۹۸۹ به ۴۷ درصد در واپسین انتخابات ریاست جمهوری در سال ۲۰۱۷ گردیده است.

اگر حق با  چنووت باشد و یک میلیون شیلیایی در خیابان از نقطه بدون بازگشت و موفقیت آمیز در طلب دمکراسی مردمی غیرخشونت آمیز عبور کرده باشند، شاید بتوان گفت که شیلی در مسیر یک انقلاب سیاسی و اقتصادی جهانی حرکت می کند.

نویسنده: مدیا بنجامین (Medea Benjamin) فعال سیاسی و نویسنده
منبع: ytre.ir/vLP

انتهای پیام/فارس

https://telegram.me/empireoflies

دیدگاهتان را ثبت کنید

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شدعلامتدارها لازمند *

*

theme