https://telegram.me/empireoflies

خدمه کاخ ها از فساد اخلاقی شاه و فرح چه می‌گفتند؟

به گزارش جنبش مقابله با رسانه‌های بیگانه، امپراتوری دروغعباسعلی یعسوبی، سرپرست خدمه کاخ های سلطنتی طی نامه ای به اسکندر دلدم از افراد مورد وثوق دربار پهلوی و نزدیک به مقام های تراز اول کشور در آن دوران، به خاطراتش از دوران همکاری با کاخ سلطنتی اشاره می کند. بخش هایی از این نامه به دلیل شرح رفتار و ارتباطات غیراخلاقی شاه و اعضای دربار، قابل درج نیست، اما برخی از مطالب این نامه به این شرح است:تابستان سال ۱۳۵۵ قرار بر این شد که محمدرضا شاه و فرح و بچه ها (رضا- علیرضا- لیلا و فرحناز) به کاخ تابستانی نوشهر بروند .طبق معمول از یک هفته قبل، از دفتر من به اتفاق چند تن از همکاران از جمله آقای گیل و آقای دیلمی و آقای تاج وند برای اطمینان از آمادگی امور پذیرایی روانه نوشهر شدیم.

به طوری که حضرت عالی بهتر می دانید شاه در این اواخر ایام تابستان به خصوص تیرماه در نوشهر اقامت می کرد و به شنا و اسکی روی آب در نوشهر می پرداخت. در این ایام دوستانش هم به نوشهر می آمدند و از کیسه پرفتوت ملت ایران می خوردند و کیف می کردند. دوستان نوشهر عبارت بودند از: ملک حسین شاه اردن، کنستانتین پادشاه عزل شده یونان و پادشاه سابق آلبانی و یک شازده ایتالیایی. علیاحضرت فرح هم در حلقه دوستان خودش بود که عبارت بودند از: جوادی، قطبی، خدابیامرز محمود دیبا (و بعضی دیگر از دیباها که تعدادشان لاحد بود) خانم امیر ارجمند و عده ای دیگر مثل آن خانم فرانسوی که حالا اسمش یادم رفته و …ملک حسین و کنستانتین با زنان دربار (رفتار نامناسبی داشتند) و محمدرضا هم این صحنه ها را می دید و اهمیت نمی داد و سربازان گارد و محافظان و خدمه از این مطلب رنج می بردند. محمدرضا علاقه زیادی داشت که در کنار دریا ،لخت مادرزاد ،حمام آفتاب گیرد. خودش و همسرش و مهمانانش (بدون کمترین پوششی) در کنار دریا دراز می کشیدند یا به شنا و آب تنی مشغول می شدند.

خانم امیرارجمند هم که اصلا این حرف ها برایش معنا نداشت و همیشه در مهمانی ها نیمه لخت بود و …. خلاصه باید بگویم هنگامه ای دیدنی برپا می شد. شاه اردن، شاه سابق یونان، شاه سابق آلبانی و چندین و چند شاه و شازده خارجی با همسران و اطرافیان خود، لخت مادرزاد همراه با شاهنشاه و علیاحضرت فرح شنا و آب تنی می کردند و به اتفاق، حمام آفتاب می گرفتند و در این حال، خدمه بیچاره کاخ مجبور به پذیرایی و انجام امر و نهی آن ها بودند که واقعا موجب خجالت و شرم بود. بنده در این سال های پیری که آفتاب عمرم بر لب بام است، شهادت می دهم که بی غیرتی و بی حیایی در محمدرضا و فرح، حد و اندازه نداشت و این، یک نمونه کوچک بود که بدتر از آن را هم بارها شخصا در نوشهر و کیش شاهد بوده ام.

برگرفته از کتاب «من و فرح پهلوی»، نوشته اسکندر دلدم
انتهای پیام/

عباسعلی یعسوبی، سرپرست خدمه کاخ های سلطنتی طی نامه ای به اسکندر دلدم از افراد مورد وثوق دربار پهلوی و نزدیک به مقام های تراز اول کشور در آن دوران، به خاطراتش از دوران همکاری با کاخ سلطنتی اشاره می کند.

بررسی کلی

امتیاز کاربر: اولین نفر باشید.
0
https://telegram.me/empireoflies

دیدگاهتان را ثبت کنید

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شدعلامتدارها لازمند *

*

theme