https://telegram.me/empireoflies

خاطرات زندان/دومین قصر

اختصاصی – به گزارش جنبش مقابله با رسانه‌های بیگانه، امپراتوری دروغ: وقتی بازجوها مطمئن شدند که هیچ‌گونه اطلاعاتی به آن‌ها نخواهم داد، ناچار شدند مرا به زندان قصر منتقل کنند. چند روز بعد از انتقال به زندان قصر، دادگاه فرمایشی من تشکیل شد.

در دادگاه اتهامات واهی فراوانی به من نسبت داده شد. پرونده‌ام پر از جرم‌هایی بود که قرار بود در آینده انجام دهم. در پایان، قاضی دادگاه، ۳ بار چکش مخصوصش را به صدا در آورد و حکم صادر شده را قرائت کرد.

در آن حکم غیر عادلانه، من به تحمل ۱۱ سال حبس محکوم شدم. پس از اتمام جلسه دادگاه، مرا به زندان قصر بازگرداندند تا ۱۱ سال از بهترین سال‌های عمرم را در آن‌جا سپری کنم. این دومین باری بود که به زندان قصر می‌آمدم. فضای زندان با دوره قبل کاملا فرق کرده بود. به شکلی که می‌توان گفت، اوضاع بسیار سخت‌تر از قبل بود.

اوقات فراغت را با مطالعه و ورزش و کمی تماشای تلویزیون سپری می‌کردم. یکی از هم سلول‌های من زینال حقانی بود که دوران محکومیتش رو به اتمام بود ولی هیچ امیدی به آزادشدن نداشت. چرا که به گفته خودش، منوچهری به او گفته بود: «تو پیر هم بشوی من نمی‌گذارم از اینجا بیرون بروی چون تو جزء کادر اصلی سازمان بودی و هیچ‌گونه اطلاعاتی به من ندادی!»

در آن موقع کم‌کم متوجه شدم که بسیاری از فعالیت‌هایی که در بیرون زندان انجام می‌گیرد، از درون زندان سازمان‌دهی و هدایت می‌شود.

علی محمد آقا

منبع: کتاب خاطرات زندان، به کوشش سیدسعید غیاثیان، انتشارات سوره مهر، ۱۳۸۸، صص ۱۷۱ تا ۱۷۲

انتهای پیام/

در آن موقع کم‌کم متوجه شدم که بسیاری از فعالیت‌هایی که در بیرون زندان انجام می‌گیرد، از درون زندان سازمان‌دهی و هدایت می‌شود.

بررسی کلی

امتیاز کاربر: اولین نفر باشید.
0
https://telegram.me/empireoflies

دیدگاهتان را ثبت کنید

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شدعلامتدارها لازمند *

*

theme