https://telegram.me/empireoflies

خاطرات زندان/ تفریحات سلولی

اختصاصی – به گزارش جنبش مقابله با رسانه‌های بیگانه، امپراتوری دروغ: اوضاع سخت زندان، خصوصا در کمیته مشترک ضدخرابکاری باعث بروز مشکلات عدیده‌ای برای زندانیان می‌شد. در این میان مشکلات روحی، روانی یکی از معضلات بسیار خطرناکی بود که گریبان‌گیر همه زندانیان می‌شد. از آن‌جا که همه ما آموخته بودیم در مقابل سختی‌ها به سادگی سر تعظیم فرود نیاوریم و برای هر مشکل راه حل مناسبی بیابیم، به منظور مبارزه با جنگ روانی موجود در زندان و حفظ روحیه‌ای شاداب و  سرزنده، سرگرمی‌های متنوعی، ترتیب داده بودیم.

هر چه تعداد زندانیان هنرمند و با ذوق بیشتر می‌شد، تنوع سرگرمی‌ها نیز افزون‌تر بود. رایج‌ترین تفریح، شطرنج بود. بعد از صرف صبحانه که شامل تکه‌ای نان خمیر و هضم ناشدنی به همراه یک لیوان چای شیرین بود. خمیر نان جدا شده را با کمی چای شیرین مخلوط می‌کردیم و بعد از ساعت‌ها مالش دادن خمیر با دست، به دو قسمت مساوی تقسیم می‌نمودیم.

یکی برای مهره‌های سفید و دیگری برای رنگ سیاه. خمیرهای دسته دوم می‌بایست سیاه می‌شد. بهترین کار کوبیدن آن به سقف سلول بود. سقف سلول‌ها مملو از دوده‌هایی بود که از حنجره تنها بخاری گازوئیلی نصب شده در راهروی بند، خارج شده بود. رنگ‌کاری مهره‌ها نیز چند ساعت وقت می‌گرفت.

بعد از آن نوبت مهندس قالب‌ساز بود تا آن‌ها را شکل دهد. محمود صانعی‌پور که هنرمندی چیزه‌دست و فارغ‌التحصیل رشته قالب‌سازی بود با دقتی مثال‌زدنی مهره‌هایی بسیار زیبا می‌ساخت که با نمونه‌های اصلی آن برابری می‌کرد. صفحه شطرنج نیز با باقی‌مانده خمیرها به روی یک پتو چیده می‌شد. عمر مفید این شطرنج یک ماه بود؛ زیرا در بازرسی‌های ماهانه سلول که یکی از ماموران کمیته انجام می‌داد آن‌ها را کشف و ضبط می‌کردند.

حفظ، تفسیر و ترجمه آیات قرآن مجید از جمله فعالیت‌های مختص زندانیان مذهبی بود. با کمک دوست چشم پزشکم محمدرضا منصوری توانستم چند سوره از قرآن را حفظ کنم. مشاعره، یکی از تفریحات بسیار پرطرفدار سلولی بود. همه زندانیان یک سلول دور تا دور می‌نشستند و به نوبت مشاعره می‌کردند. بازی دیگری که از مشاعره گرفته شده بود و می‌شد گفت جزو اختراعات زندانیان بود به این صورت انجام می‌گرفت که: نفر اول نام شهری را می‌برد و نفر مقابل می‌باید نام شهری را بگوید که با حرف آخر آن شروع می‌شود. در این بازی اسامی کشورها، کوه‌ها، دریاها و… گنجانده می‌شد و به بالارفتن اطلاعات عمومی همه کمک می‌کرد.

آوازخواندن نیز از تفریحات مهیج به حساب می‌آمد. خصوصا برای من که سال‌ها در ایران نبودم و شنیدن اشعار زیبا در قالب آواز برایم بسیار جذاب و دلنشین می‌نمود. این جذبه تا حدی بود که در مدت یازده ماهی که در کمیته مشترک زندانی بودم، اکثر آوازها را حفظ کردم. آوازخواندن یکی از تفریحاتی بود که همه گروه‌ها اعم از مذهبی و غیرمذهبی در آن شرکت فعال داشتند.

آموزش و مکالمه زبان انگلیسی نیز طرفداران بسیاری داشت و من سعی می‌کردم به زبان ساده، علاقه‌مندان را با مکالمه انگلیسی آشنا کنم. خوشبختانه پس از مدت کوتاهی با تعدادی از هم سلولی‌ها به انگلیسی صحبت می‌کردیم. نکته جالب توجه این بود که هیچ کس از نوع و نحوه فعالیت‌هایش هیچ صحبتی نمی‌کرد و از دیگران هم چیزی نمی‌پرسید.

با اینکه در یک سلول از هر گروه و سازمان با عقاید و طرز فکرهای متفاوتی زندانی بودند و به نظر می‌رسید که هیچ گونه سرگرمی و تفریحی وجود نداشت، بحث‌های سیاسی و اعتقادی بیشترین وقت روزانه را زندانیان را می‌گرفت اما هیچ‌گاه و در هیچ مقطعی از دوران زندان چنین گفت‌وگوهایی دیده نمی‌شد. گویی قانون نانوشته‌ای در کمیته مشترک ضدخرابکاری اجرا می‌شد و همه از آن تبعیت می‌کردند.

دلیل عمده این رفتار زندانیان آن بود که در هر لحظه ممکن بود یک نفر به حالت بریدگی برسد و ناخواسته در زیر شکنجه شروع به لو دادن اطلاعاتش کند. پس هر چه کمتر می‌دانست، افراد کمتری در معرض خطر قرار می‌گرفتند. این پیش‌‎بینی تا حدی بود که شخص زندانی حتی نمی‌توانست نسبت به مقاومت خود مطمئن باشد و همیشه این احتمال را می‌داد که ممکن است در دوره بعدی شکنجه تاب نیاورده و مجبور به اعتراف شود.

از این رو اوقات فراغت فقط با خواندن قرآن، شطرنج، مشاعره و آواز پر می‌شد.

احمد حاتمی

منبع: کتاب خاطرات زندان، به کوشش سیدسعید غیاثیان، انتشارات سوره مهر، ۱۳۸۸، صص ۲۵۲ تا ۲۵۴

انتهای پیام/

هر چه تعداد زندانیان هنرمند و با ذوق بیشتر می‌شد، تنوع سرگرمی‌ها نیز افزون‌تر بود. رایج‌ترین تفریح، شطرنج بود. بعد از صرف صبحانه که شامل تکه‌ای نان خمیر و هضم ناشدنی به همراه یک لیوان چای شیرین بود.

بررسی کلی

امتیاز کاربر: اولین نفر باشید.
0
https://telegram.me/empireoflies

دیدگاهتان را ثبت کنید

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شدعلامتدارها لازمند *

*

theme