https://telegram.me/empireoflies

خاطرات زندان/ تفرقه بیانداز و…

اختصاصی – به گزارش جنبش مقابله با رسانه‌های بیگانه، امپراتوری دروغ: در این مطلب و سلسله مطالب دیگر قصد داریم با انتشار خاطرات زندانیان سیاسی رژیم پهلوی رفتارهای وحشیانه رژیم و ماموران ساواک را برای شما منتشر کنیم:

وقتی ساواک می‌دید زندانیان در زندان سازمان‌دهی واحد و قوی‌ای دارند و به راحتی مبارزه علیه رژیم را از داخل زندان ادامه می‌دهند و دست به عملیات گوناگون در خارج زندان می‌زنند، یکی از راه‌های مقابله با این مشکل را در آن دید که با ایجاد تفرقه در بین سران مبارزان در داخل زندان، بتوانند وحدت رویه سابق را از میان ببرند. به همین سبب شروع به کار کردند.

اولین روش آن‌ها ایجاد بحث و جدل میان گروه‌های هم‌سو، در زمینه‌های اعتقادی بود. آن‌ها با تمهیداتی که تدارک دیده بودند باعث شدند تا تعدادی از اعضای سازمان مجاهدین تمایل به چپ‌گرایی پیدا کنند. این عمل تا بدان‌جا پیش رفت که تعدادی از آن‌ها علنی اعلام نمودند که مارکسیست شده‌اند و نه تنها خود، بلکه دیگران را نیز ترغیب به این کار می‌کردند.

گروهی از جوان‌هایی که تازه وارد مبارزه شده بودند و پیشینه مطالعاتی عمیقی از اسلام نداشتند، متاسفانه بدون هیچ‌گونه تفکری به پیروی از رهبران خویش برخاستند و جزو آن گروه شدند.

یکی از اتفاقات عجیبی که در آن روزها افتاد این بود که روزی «محبوب مجاز» به هنگام نماز ظهر و عصر به عنوان پیش‌نماز جلوی جمع ایستاد و نماز را اقامه کرد. پس از پایان نماز رویش را به طرف جماعتی که پشت سرش نماز ایستاده بودند کرد و گفت: من از این لحظه به بعد مارکسیست شدم! این حرف به پایان نرسیده بود که با اعتراض جمع رو به رو شد.

همگی با صدای بلند گفتند: تو که می‌خواستی مارکسیست شوی پس چرا قبل از نماز نگفتی؟ چرا نماز همه را باطل کردی؟

او که جوابی برای این سوال نداشت، سرش را به زیر انداخت و جمع را ترک کرد. پس از آن بود که دو دستگی آشکاری بین زندانیان به وجود آمد.

اما زندانیان مذهبی که اکثرا پیشینه‌ای قوی از اصول و اعتقادات دینی و مذهبی داشتند، نه تنها به راه خود استوار ماندند، بلکه مدام سعی می‌نمودند تا دسته گمراه شده را به راه راست برگردانند و مانع از غرق شدن آن‌ها در منجلاب مارکسیسم شوند.

این سعی و تلاش بی‌نتیجه نماند و تعداد زیادی از آن‌ها متوجه اشتباه خود شدند و به اصل خویش بازگشتند.

«علی محمدآقا»

منبع: کتاب خاطرات زندان، به کوشش سیدسعید غیاثیان، انتشارات سوره مهر، ۱۳۸۸، صص ۲۳۲ و ۲۳۳

انتهای پیام/

گروهی از جوان‌هایی که تازه وارد مبارزه شده بودند و پیشینه مطالعاتی عمیقی از اسلام نداشتند، متاسفانه بدون هیچ‌گونه تفکری به پیروی از رهبران خویش برخاستند و جزو آن گروه شدند.

بررسی کلی

امتیاز کاربر: اولین نفر باشید.
0
https://telegram.me/empireoflies

دیدگاهتان را ثبت کنید

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شدعلامتدارها لازمند *

*

theme