https://telegram.me/empireoflies

حکایت روسپی خانه پاریس و محمد رضا شاه

اختصاصی – به گزارش جنبش مقابله با رسانه‌های بیگانه، امپراتوری دروغ: مادام کلود، صاحب یکی از معروف‌ترین و ثروتمندترین روسپی‌خانه‌های پاریس روز ١٩ دسامبر۲۰۱۵، در سن ۹۲ سالگی درگذشت. مطبوعات فرانسوی در اینباره مطالب مختلفی نوشته اند و به مشتریان مادام کلود، از جمله شاه ایران، نیز اشاره کرده اند، اما با اینکه علم وزیر دربار شاه نیز به این روابط اشاره داشته است در بعضی از سایتها خارج از کشور، این اطلاع سانسور شده است.

 “مادام کلود”، بعد از جنگ دوم جهانی به تأسیس بزرگترین و گرانبهاترین روسپی خانه پاریس همت گماشت و در دهه ۱۹۶۰ تا ٧٠ میلادی، به معروفیت بین‌المللی دست یافت تا جایی که نام بسیاری مردان سیاسی، بازرگانان ثروتمند، دیپلمات‌های فرانسوی و خارجی و برخی از رهبران کشورها، در دفتر تلفن سری مادام کلود، نوشته شده بود. مادام کلود هرگز در دوران فعالیتش، حاضر به افشای اسامی فهرست مشتریان خود نشد، زیرا بر این باور بود که می تواند خطر جانی برای وی درپی داشته باشد. ولی یک روزنامه‌نگار جوان به نام “ویلیام استیدم”، سال‌ها بعد، در سال ۲۰۱۴، توانست برخی از رازهای پنهان مادام کلود را از زبان او بشنود که برای مثال محمد رضا شاه، جان کندی، مارک شاگال نقاش سرشناس دهه ۶۰ میلادی، جانی انلی رئیس شرکت فیات، نظامیانی چون موشه دایان از مشتریان او بوده اند. او در این مصاحبه که در مجله ونیتی فر منتشر شد، می گوید که شاه پاداش روسپیها را با جواهر می داده است. در دهه ۷۰ میلادی، روسپیهای مادام کلود، که از کشورهای مختلف می آمدند، شبی بیش از ۱۰۰۰۰ فرانک دریافت می کردند که ۳۰ درصد این مبلغ را به مادام کلود می دادند. فعالیتهای مادام کلود تا سال ۱۹۷۶ بدون تعقیب قضائی در فرانسه ادامه یافت. گفته می شود که دولت فرانسه به دو جهت از آن چشم پوشی کرد:
 ۱- عده ای از دولتمردان فرانسه مشتری مادام کلود بودند. به نوشته مطبوعات، مادام کلود با مردان سیاسی دهه ۶۰ فرانسه چنان نزدیک شده بود که توانسته بود روسپی‌ خانه خود را به طور علنی اداره نماید.
 ۲- در ازاء دادن اطلاعاتی که روسپی ها از ارتباط های خود با مشتریان پر قدرت جهان بدست می آوردند.
 در خاطرات اسدالله علم، وزیر دربار شاه، می نویسد که یکی از وظایف او تهیه دختران، از جمله دخترهای خارجی برای «تفریح» شاه بوده است.
از جمله می نویسد: امروز اعلیحضرت همایونی قضیه ای  را برای من تعریف کردند. به این صورت که سگ روسپی فرانسوی که همراه وی بوده است به سگ کوچک اعلیحضرت همایونی عشق‌ ورزی می‌کرده. سگ بزرگ و مورد علاقه شاهنشاه غیرتی شده و به سگ دخترک پریده است. شاهنشاه خواسته‌ اند سگ‌ها را از هم جدا کنند، سگ دخترک ماهیچه پای شاهنشاه را دندان خطرناکی گرفته است به طوری که زخم عمیقی برداشته و در آنجا مجبور شده‌ اند بخیه بزنند. در باره یک روسپی دیگر فرانسوی که در دربار تقریبا تا مرز دیوانگی پیش رفت، او می نویسد: «اگر اتفاقی برای او بیفتد دیگر آبرویی برای ما نمی‌ ماند. شاهنشاه فوق العاده ناراحت شدند. عرض کردم این جا به بیمارستان هم نمی‌ توانیم او را بفرستیم. چون احمق و پرحرف و پرگو و بی‌ پرواست. فرمودند خوب هرچه می‌ توانید بکنید. پس ما بعد از ظهر چه کنیم؟‌ مشکل این بود که مادر این دختر فرانسوی در حزب کمونیست فرانسه و کارمند یک روزنامه بود. هر لحظه امکان داشت خبر این ماجرا رسوایی ببار آورد. شاهنشاه خیلی ناراحت شدند از این که مادرش کمونیست است. عرض کردم:‌ نگران نباشید. میخ اسلام را در کشور کمونیستی هم فرو کردید. خندیدند.
https://telegram.me/empireoflies

۱ دیدگاه

  1. سلام و خدا قوت
    موضوعات و محتوای سایت بسیار عالی است

    فقط یه خواهش:
    لطفا مطالب را با پاورقی و منابع دقیق ذکر کنید.
    این کار رو هم انجام بدید محتوای سایت بیشتر قابل استناد و کپی کردنه در فضای مجازیه.

    باتشکر فراوان

دیدگاهتان را ثبت کنید

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شدعلامتدارها لازمند *

*

theme