https://telegram.me/empireoflies

جِم رشته‌‌های جَم را پنبه می‌کند!

به گزارش جنبش مقابله با رسانه‌های بیگانه، امپراتوری دروغ: عمده آن چیزی که در تلویزیون وطنی شاهد آن هستیم صرفاً دستور‌العملی برای زندگی است تا خود زندگی. بیننده کمتر خود یا مسائل مهم واقعی پیرامونش را در رسانه می‌بیند. به این ترتیب زمینه‌های ظهور وسایل ارتباطی دیگر برای پر کردن اوقات فراغت به وجود می‌آید و در میان بی‌شمار وسایل موجود که به یمن گستردگی فناوری‌ها همچون مائده‌ای غنی فرا‌رویمان گسترده شده، آنچه برای بسیاری از زنان خانه‌دار جذاب‌تر می‌نماید دریافت همان امواج ماهواره‌ای توسط یک دیش و یک دستگاه ریسیور است، که از پیچیدگی زیادی برخوردار نیست و به علت وجود شبکه‌هایی با گرایشات کم و بیش مشابه همچون «جِم» (gem) یا «فارسی وان» در ظاهر گزینه مناسب‌تری به نظر می‌رسد.

از آنجا که غالب بیننده‌های شبکه‌هایی نظیر جم و فارسی وان از افراد بعضاً کم‌سواد و فاقد آگاهی کیفی تشکیل شده‌اند، برخی زنان خانه‌دار ممکن است دچار دوگانگی ارزشی شده و آنچه را که تا آن موقع به عنوان اصول مسلم اخلاقی می‌پنداشتند مورد تردید قرار دهند. هجمه تمام و کمال سریال‌های طولانی که گاهی به مرز ۶۰۰ قسمت هم می‌رسند ممکن است بنیاد‌های اخلاقی فرد را به شدت زیر و زبر کنند. سریال‌هایی که تم غالب آنها خیانت است. موضوعی که به واسطه «تابو» بودن برای مخاطبین شاید جذاب باشد. شخصیت محوری سریال‌های مذکور غالباً زن مُحیل و مکاری است که برای رسیدن به هدف خود هر چیزی را وسیله قرار می‌دهد. همه این شخصیت‌ها بدون استثنا زنان خوش‌سیمایی هستند که با پوشش اروتیک، عشوه و غمزه در نگاه و رفتار سعی در پیشبرد اهداف خود دارند. بر اساس اصول درام از زمان ارسطو تاکنون مخاطب به سرعت با چنین شخصیت‌هایی سمپاتی می‌کند و چه بسا آرام آرام پوشش و رفتار آنها را الگو قرار می‌دهد. پیگیری چند ساله یک یا چند سریال باعث می‌شود مخاطب با همذات‌پنداری، خود را جزئی از سریال مورد علاقه‌اش ببیند و حتی با شخصیت‌های آن سریال به عبارتی زندگی کند. سریال‌هایی که در آنها قُبح اعمال منافی عفت ریخته می‌شود.

***

کدام عشق ممنوعه؟!
در سریال «عشق ممنوعه» مردی جوان دل به زن عموی جوان خود می‌بندد. هر دوی آنها زیبا و خوش‌سیما هستند. از آن‌طرف عمو قرار دارد؛ مردی میانسال با قیافه‌ای معمولی. اصول شرع می‌گوید تمایل پسر جوان به زن عموی خود و بالعکس گناهی بزرگ و مستوجب عقوبتی سنگین است. اما اصول درام مبنا را بر کشش دراماتیک و عاشقانه‌ای گذاشته که با ملودی‌های ترکی اشک به چشم بیننده می‌آورد. تا وقتی که عمو و زن عمو را در سکانسی دو نفره کنار یکدیگر ببیند زیر لب با غیظ بگویند سیب سرخ و دست چلاق و حق را به آه کشیدن‌های جانسوز عاشق جوان یا فاسق گناهکار بدهد! در سریالی دیگر به نام حریم سلطان زنی برای آنکه پسرش را به پادشاهی برساند مردانی را به وسیله ابزارهای زنانه و حیله‌های قدیمی اما همیشه موفق، واسطه کرده تا میل به چشم برادران ناتنی و رقبای احتمالی بکشند یا برای ابد راهی سیاهچالشان کنند.
همانقدر که جَم (jam) یا همان سیمای خودمان در سریال‌های وطنی سعی در ترویج اخلاقیات خاص خود دارد، به همان اندازه جِم (gem) خواسته یا ناخواسته با مغشوش کردن مرز بین صالح و طالح، فضیلت و فضاحت به بنیادهای خانواده‌های سنتی ضربه می‌زند.

زن خانه‌دار در میان این غموض و پیچیدگی‌های پیام‌ فرستنده و گیرنده زنی معمولی، موجود خردی است که خردش قائم به ذات نیست و دستخوش کشاکشی عمیق بین اصول شرع و اصول درام است. اگر آبشخور مذهبی‌اش روز‌آمد باشد و از همه ظرفیت‌های قدیم و کنونی‌اش بهره گیرد احتمالاً او همان زن خانه‌دار مذهبی خواهد ماند، اما اگر اسیر جذابیت‌های درام شود به زودی همچون مقلدی حرفه‌ای فقط به الگو‌برداری از شبکه‌های سخیفی می‌پردازد که سریال‌هایشان را به سناریو‌های مشئوم و شخصیت‌های کریه مزین کرده‌اند. جدال ذهنی زن خانه‌دار، جدل بین اصول شرع و جذابیت‌های امر ممنوع است. امر ممنوع زمانی پیروز می‌شود که اصول شرع از همه ظرفیت‌های تکنولوژی مدرن استفاده نکند. جِم (gem) مائده‌ای رنگارنگ از همه امور ممنوع است. سفره‌ای با غذا‌های رنگارنگ اما مسموم. در این شهر فرنگ‌یا شهر هرت، همه صور قبیحه برای جلب مخاطب به نمایش در‌می‌آید. همان تصاویری که جَم (jam) ما یک عمر صرفاً به شکل بحث و وعظ و نصیحت‌های کارشناسانه نشان داد اما اثری نمایشی و درخور، پیرامونش نساخت. همه هنرش میز گردی کسل‌کننده بود با کارشناسی بعضاً کار‌ناشناس که تحمل حضورش صبر ایوب می‌طلبید!
   
زنان خانه‌دار در برابر لبه تیغ!
زن خانه‌دار نه معصوم است نه متصل به وحی. زنی است با باور‌های مذهبی که یک عمر با آنها زندگی و به آنها خو کرده است. اما همین زن هم به واسطه آدم بودن و نه قدیسه بودن می‌تواند تحت تأثیر زیاده‌خواهی، حرص، خودنمایی و دیگر امیال به ورطه گناه بیفتد. همه صفات رذیله که ذکرشان رفت گناه محسوب می‌شوند. در‌غلتیدن به سطحی‌نگری، سخافت و ابتذال فکری هم از ذمیات زندگی است و شاید گناه به حساب آید. جِم (gem) فرصت و رخصت نمایش آن چیزی است که زن خانه‌دار از تماشایش بیم دارد اما نسبت به تماشایش کنجکاو هم هست. سفر به سرزمین جِم (gem) مخاطره‌آمیز و ماجراجویانه است، که اگر توأم با خبط و خطایی بزرگ باشد می‌تواند سفری بی‌بازگشت هم باشد. سخت‌گیری نسبت به اخلاقیات بدون ایجاد جاذبه‌های تصویری ملازم با آن در جَم(jam) و تساهل و مسامحه نسبت به امر تابو در جِم(gem) بزرگ‌ترین چالش ذهنی فراروی زن خانه‌دار به عنوان مخاطب است. دستگاه کنترل اخلاقی در مواجهه با جِم (gem)  دچار اصطکاک می‌شود. فرد با همذات‌پنداری با شخصیت‌های فم‌فتال یا ضد‌قهرمان‌های دوست‌داشتنی کم‌کم تمایل پیدا می‌کند رفتار و پوشش شبیه او داشته باشد. ضد‌قهرمان‌ها از جذابیت‌های بسیار بیشتری نسبت به قهرمان‌ها برخوردارند. قهرمانان این آثار مردان و زنانی هستند که به طور باور نکردنی از ارتکاب هر نوع خطایی مصون هستند؛ چنین شخصیت‌هایی به‌واسطه عنصر غیر‌باور‌پذیری بر اساس درام کمتر مورد الگو قرار می‌گیرند. اما ضد قهرمان‌ها خصوصیات مردم عادی را دارند. مشکلات آنها ملموس و بشری است و تماشاگر با شخصیت آنها بیشتر احساس نزدیکی می‌کند. شاهرخ خان سوپر‌استار مشهور بالیوود، به خاطر ایفای نقش یک ضدقهرمان در فیلم «دار» به شهرت ناگهانی رسید. او در این فیلم عهده‌دار ایفای نقش مردی با مشکل اسکیزوفرنی است که دل به عشق زنی متأهل سپرده. طُرفه آنکه بازی «سانی دئول» و «جوهی چاولا» بازیگران نقش‌های مثبت فیلم نامبرده که آن زمان شهرتشان بسیار بیشتر از شاهرخ‌خان بود اصلاً به چشم نیامد. در سریال عشق ممنوعه عموی مهربان، متین و مؤدب هیچ نوع سمپاتی با بیننده نمی‌کند، اما برادرزاده عاشق، فاسق و جسور بیشترین همدلی را با بیننده برمی‌انگیزد!
دامن زدن به موضوعات کلیشه‌ای مثل مادر زن و خواهر شوهر و عدم احترام به والدین، سر‌سپردگی زنان به مردان، مردسالاری، زن‌ستیزی، پسر‌زا یا دختر‌زا بودن زن، حق چند همسری، ترویج روابط ممنوعه، رابطه با اعضای درجه یک فامیل و خیانت، همه موضوعاتی گل درشت و چشمگیر در این سریال‌ها هستند.  طولانی بودن سریال‌ها از آن جهت است تا مخاطب به شخصیت‌ها عادت کند و گرنه از نظر فنی چیز خاصی در چنته ندارد و مصداق همان آب بستن به داستان است. مخاطب پس از اتمام سریال که یک یا دو سال آن را پیگیری کرده و اصطلاحاً با شخصیت‌هایش زندگی می‌کند، دچار خلأ می‌شود. بیننده چنین خلأهایی را فقط به یک صورت می‌تواند پر کند، سریالی به همان سبک و سیاق با چهره‌هایی بیش و کم آشنا.  زن خانه‌دار حالا در برابر میوه ممنوعه و تصاویری که قرائت رسمی یک عمر او را از دیدن آنها منع کرده دچار دوگانگی شده است. اما آنچه قوی‌تر از هر آیین و ایدئولوژی خودش را نشان می‌دهد کنجکاوی است. درک و فهم پدیده‌ای که سبک زندگی او نبوده است.
جدا‌افتادگی، دوگانگی ارزشی در وضعیت فرهنگی که میل به یکپارچگی دارد ممکن است به جدا افتادگی فرد و سست شدن باور‌ها بینجامد. گذار از سنت‌های قدیم به عادت‌های جدید، گاهی باعث تغییرات شدید مثل سونامی در حوزه ادراکات اخلاقی فرد می‌شود. استیصال توأم با تردید ناشی از پایبندی به اخلاقیات شخصی که با اخلاق جمعی در تضاد هستند.
او رفته رفته با برابر نهادن جَم(jam)  و جِم (gem) دچار دوگانگی ارزشی می‌شود. برای این طیف از زنان شبکه‌های جِم(gem)، به زودی شبیه شبکه دیسکاوری می‌شود. شهر فرنگی رنگارنگ با موضوعات واقعی و حقیقی که بسیاری از آنها را یا به عنوان وسوسه‌ای ذهنی تجربه کرده یا در افعال و اقوال دیگران دیده و شنیده. بازار مکاره‌ای که جنسش جور است. جعبه‌ای جادویی که چنته‌اش هیچ‌گاه از محتویات خاله‌زنک خالی نیست. تولید در حد انبوه برای ذائقه سهل‌پسند.
   
هدف، تأمین ذائقه آسان‌پسند
شاید بگویید این سریال‌ها ضعف‌های ساختاری و داستانی هم دارند. کاملاً درست می‌گویید. اما خب که چه؟ اصلاً و اساساً هدف این سریال‌ها تأمین ذائقه آسان‌پسند است. این برنامه‌ها نه برای قشر تحصیلکرده و نخبه، بلکه برای زنان خانه‌دار، چه مذهبی و چه غیر‌مذهبی ساخته می‌شود. نوع سریال‌ها سیت کام است، یعنی در حداقل لوکیشن با شخصیت‌های محوری مشخص، داستان‌های ملموس با موضوعاتی که در بستر درام از زمان ارسطو تا به حال مخاطب داشته است. داستان‌هایی درباره ثروت و فقر، هجران و وصال، امید و نومیدی و شخصیت‌های ملموس که طیف مذکور با آنها به خوبی سمپاتی کرده و همذات‌پنداری می‌کند و به علت تولید بالا به زودی آنها را بدل به بخشی از زندگی خود کرده یا به عبارت بهتر اصلاً با آنها زندگی می‌کند و از نوع پوشش تا اقوال و افعال، از شخصیت‌های سریال الگو می‌گیرد.  زنان زیبایی که در هر سکانس لباسی تازه به تن می‌کنند. میک‌آپ جدیدی بر چهره دارند. زنان سریال‌های جِم به ویژه و نه قهرمان‌ها در جذابیت‌های جسمی و در پوشش اروتیک معنا پیدا می‌کنند. بنا بر اصول درام از زمان ارسطو تاکنون مخاطب با چنین شخصیت‌هایی سمپاتی پیدا می‌کند. یک جور به هم ریختگی ذهنی. سریال‌هایی که با دیدن آنها مرز‌های روشن بین خیر و شر، فضیلت و رذیلت، رفته رفته مغشوش یا خاموش می‌شود.
زن خانه‌دار در میان غموض و پیچدگی‌های پیام فرستنده و گیرنده دچار تردیدی عمیق است. دستخوش کشاکش بین اصول شرع و اصول درام. اگر اولی خود را عمیق و روز‌آمد نکند طیف مذکور به دیگری رجعت کرده و به زودی مقلد مرجع پرسوناژهایی می‌شود که با پارامتر‌های تعزیه، دسته اشقیا محسوب می‌شوند. تعزیه‌ای که اگر صاحبش دیر بکوشد بعید است حُر کربلایش رو سوی خیمه حق کند. زن این طیف شاید دیگر مقلد مرجع گزاره‌های قطعی حلال و حرام نباشد و الگویش را از مراجع مجعولی بگیرد که با کلید‌واژه «نسبی» قفل مِجری مَحرمات را باز کند و به بهانه کنجکاوی، تجربه آنچه ناآزمودنی است به کف عمل آورد. مرجعی جذاب و خوش‌چهره که لباس زیبا بر تن دارد و صدای مغنیان خوش الحان در گلو؛ در خانه‌های بزرگ و زیبا زندگی می‌کنند. اتومبیل‌های گرانقیمت سوار می‌شوند، در سواحل زیبا، کنار دریا با لباس آدم و حوا موازی با پرتو آفتاب در حال غروب به مغازله می‌پردازند.
اصول درام به لطف طراوت؛ تازگی و جذابیت‌های روز‌افزون در میان آسان‌پسندان و عامیان مقلدان بیشتری پیدا می‌کند، حتی از دسته زنان خانه‌دار سنتی هم یارگیری می‌کند. اگر اصول شرع راهی جدی برای خروج از خمودگی و رکود پیدا نکند، اگر شیوه‌های جدید تبلیغ را به تجربه در‌نیاورد، الگو‌های مذهبی هم در لابه‌لای پیام‌های مشوق مصرف‌گرایی جای خود را به پارادایم‌های کارتونی و سخیفی می‌دهد که همه ابزارشان جسم است و کلامش چند جمله قصار تزئینی بیش نیست. طُرفه اینکه این همه در حالی رُخ می‌دهد که از قضا سریال‌های جِم نه کیفیت بصری دارند و نه داستانی، با این‌ حال بین بسیاری از مردم کشور، خاصه طیف مورد بحث طرفداران بسیاری دارد. شاید اگر جَم (jam)  با وجود امکانات بیشتر به تولید فیلم‌ها و سریال‌هایی همت می‌گماشت که مردم، خود و مشکلاتشان را در آن می‌دیدند، همان بخش زن خانه‌دار هم سر آنتن خود را به سوی قبله دیگری کج نمی‌کرد.
   
بگذار دامان این طیف پاک، دست نخورده بماند
جِم (gem) زاده نامشروع غفلت جم (jam) است در تعریفی ساده می‌شود مصداق عبارت معروف: «ان الانسان حریص علی ما مُنِع». آنچه جَم(jam) منع کرده جِم  (gem) ترویج می‌کند. جَم دستور‌العملی است برای اوامر و نواهی و جِم خدشه‌ای بر همه مرز‌های قاطع و هر چیز قطعی. واقعیت این است که حالا حتی پیام‌های تبلیغی جَم (jam) هم چندان جدی گرفته نمی‌شود. به ساده‌زیستی، قناعت، نوع‌دوستی، کسب حلال و حرام. روزی حلال دعوت می‌کند به زندگی بهتر با مکان و مسکن. محیط زیست سالم، ثروت بیشتر، خوشبختی قابل حصول را نوید می‌دهد، مبشر روز‌های بهتری است که روزی از راه خواهد رسید، وعده روزی می‌دهد که رزق و روزی کسی در دست و دهان دیگری نباشد، از مساوات و عدالت می‌گوید. اما آنچه در پهنه جامعه رخ می‌دهد در تضادی ۱۸۰درجه‌ای قرار دارد با آنچه از جَم (jam)  گفته می‌شود. این وسط زن خانه‌دار مذهبی می‌ماند با این همه تضاد، و اینکه به چه کسی و کجا پناه ببرد. بعید است این جامعه در حال گذار باشد، پس‌ ای‌کاش او به غِشِ هیچ صدایی و سیمایی آغشته نشود، نه جَم (jam) و نه جِم (gem). حداقل دامان یک طیف، پاک و دست نخورده بماند، برای تولید آدم.
*نویسنده: فاطمه آشوبی* دانشجوی دکترای فرهنگ و ارتباطات

 
منبع: روزنامه جوان
انتهای پیام/

عمده آن چیزی که در تلویزیون وطنی شاهد آن هستیم صرفاً دستور‌العملی برای زندگی است تا خود زندگی. بیننده کمتر خود یا مسائل مهم واقعی پیرامونش را در رسانه می‌بیند.

بررسی کلی

امتیاز کاربر: اولین نفر باشید.
0
https://telegram.me/empireoflies

دیدگاهتان را ثبت کنید

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شدعلامتدارها لازمند *

*

theme