https://telegram.me/empireoflies

جهانی شدن: تبعات و پیامدهای آن

به گزارش جنبش مقابله با رسانه‌های بیگانه، امپراتوری دروغچکیده

جهانی شدن (Globalization) به عنوان پدیده‌ای که جهان از سه دهه پیش با آن روبرو شده است، بیش از هر چیز نشان‌گر تحولات سریع و شگرف جهانی است. بازتاب و پیامدهای این تحولات در جهان اسلام و به ویژه در خاورمیانه، حساسیت خاصی را ایجاد نموده است؛ به طوری که بسیاری از دانشمندان و متفکران معتقد به اسلام سیاسی، جهانی شدن در معنای جهانی‌سازی (Globalizing) را پروژه‌ای منفی و نقشه‌ای طراحی شده تلقی می‌کنند که آموزه‌های اسلامی و قطعیت و مبانی اصول آن را به چالش کشیده و جوامع اسلامی را با بحران روبرو ساخته است.

پیرو همین موضوع و اهمیت آن، مقاله حاضر در پی بررسی تأثیر جهانی شدن بر احیاء جنبش-های اسلامی است. بدین منظور با تبیین خوانش‌های نظری از جهانی شدن و نیز بازخوانی جنبش‌های اسلامی از منظر مفهومی، علل و عوامل تأثیرگذار بر واکنش جنبش‌های اسلامی در برابر موج جهانی شدن مورد واکاوی و مطالعه قرار خواهد گرفت. در این راستا، از روش تحلیلی- توصیفی و رهیافت مطالعه کتابخانه‌ای بهره گرفته می‌شود و در پایان، ضمن تأکید بر هژمونی و گسترش موج جهانی شدن، راهکار تعاملی با رهیافت انتقادی و برخورد منطقی با آن پیشنهاد می‌گردد.

کلیدواژگان

جهانی شدن؛ جهانی سازی؛ جنبش‌های اسلامی؛ نوسازی (Modernization)

مقدمه و بیان مسئله

آنچه که در سپهر جهانی‌شدن مایه نگرانی است، استیلای (Hegemony) فرهنگ غربی و نسبی شدن ارزش‌ها و گرایش‌های اخلاقی برآمده از دین اسلام است که نطفه واکنش و مقاومت را در دل هر جنبش اسلامی ایجاد می-کند. خطر ناشی از مدرنیته و انگاره‌هایش، وقتی بیشتر احساس می‌گردد که جهانی‌شدن درصدد جهانی کردن ارزش‌های غربی برآید و از این طریق، نظمی غیردینی و سکولار که با ارزش‌های اسلامی منافات تام دارد به وجود بیاورد. مواجهه مذاهب مختلف با مدرنیزاسیون و ارزش‌ها و مفاهیم برگرفته از آن به مانند سکولاریسم، واکنش‌های مختلفی در آنها پدید آورده است که یکی از این واکنش‌ها، بنیادگرایی(Fundamentalism) و تقویت آن است، بنابراین مقاومت در برابر این پدیده، چندان دور از انتظار نمی‌باشد.

 اگر پذیرفته شود که جهانی شدن و مفاهیم و ابژه‌های مورد بررسی و فهم آن در حوزه‌ی فرهنگ، تأثیرات عمیقی از خود به جای گذاشته است، بایستی اذعان شود که جنبش‌های احیاگرانه‌ی اسلامی نیز با مفروض گرفتن این مهم که مفاهیم برگرفته ماهیتاً با برداشت‌های آنان متفاوت است؛ حرکت تدریجی و رو به رشد و بازسازی دارند. زیرا به اعتقاد بی‌یر(Baer ) هیچ‌گاه جنبش‌های دینی ‌‌‍[اسلامی] تافته‌ی جدا بافته از موضوعات اجتماعی نبوده‌ و همیشه از یکدیگر تأثیر پذیرفته‌اند (هینس، ۱۳۸۴ش، ص۲۵۳). این حرکت احیاگرانه در حقیقت، انعکاسی از پیامدها و مخاطرات جهانی شدن و آموزه‌های برساخته و مورد ادعای مدرنیسم می‌باشد.

با توجه به مطالب فوق، در این مقاله، از یک سو با تبیین خوانش‌های تئوریک از جهانی شدن و نیز بازخوانی جنبش‌های اسلامی از منظر مفهومی به واکاوی علل و عوامل تأثیرگذار بر واکنش جنبش‌های اسلامی در برابر موج جهانی شدن پرداخته خواهد شد؛ در این راستا از روش تحلیلی- توصیفی و مطالعه کتابخانه‌ای نیز بهره گرفته می‌شود. با این رهیافت، در مقاله‌ی پیش رو با طرح این پرسش که تأثیر جهانی شدن و تبعات آن بر احیاء جنبش‌های اسلامی معاصر چگونه است؟ این فرضیه مطرح شده است که:

هویت‌های اسلامی در قالب جنبش‌های سیاسی از طریق مقاومت و واکنش در برابر جهانی شدن و مخاطرات و پیامدهای آن، در حال ظهور، احیاء و گسترش هستند.

چنین به نظر می‌رسد که با تشدید روند جهانی شدن در پایان قرن بیستم، جوامع اسلامی و خاورمیانه هر کدام به درون خود بازگشته و به بازنگری هویت‌ جمعی خود پرداخته‌اند. از این رو، ظهور و احیاء جنبش‌های اسلامی در رویکرد خاص‌گرایانه با شعار بنیادگرایی و تعبیر بازگشت به اصول اولیه‌ی اسلام پاسخی به آن بوده است و در حقیقت، نتیجه فرایندی است که هینس در ۱۹۹۳ آن را تجدید حیات مذهبی خواند. از سویی دیگر، رشد جنبش‌هایی از این دست تحت تأثیر جهانی شدن (جهانی‌سازی) شتاب بیشتری به خود گرفته است.

کلیات پژوهش

الف) شِمای نظریِ جهانی شدن

جهانی شدن، بیانگر تحولات سریع و شگرفی است که جهان از دو دهه پیش تاکنون با آن روبرو بوده است. بازتاب و پیامدهای آن در جهان اسلام، به ویژه در خاورمیانه حساسیت خاصی را ایجاد نموده است، به طوری که از منظر متفکران و اندیشمندان معتقد به اسلام سیاسی، جهانی شدن در معنای جهانی‌سازی، پروژه‌ای منفی و نقشه‌ای طراحی شده است که آموزه‌های اسلامی و قطعیت و مبانی اصول آن را به چالش کشیده و جوامع اسلامی را با بحران روبرو ساخته است. تردیدی نیست که یکی از سویه‌های ماهیت دیالکتیکی جهانی شدن در جهان اسلام، کشاکش میان ابعاد مخاطره‌انگیز آن با انگاره‌های اصیل اسلامی است. نقطه عطف این رویارویی را در پیوند یافتن لوازمات مدرنیسم با موج جهانی شدن می‌توان مشاهده کرد.

از این رو، ظهور و احیاء جنبش‌های اسلامی در رویکردی خاص‌گرایانه با شعار بنیادگرایی و تعبیر بازگشت به اصول اولیه‌ی اسلام پاسخی به آن بوده است. به تعبیر رابرتسون(Robertson) می‌باید تجدید حیات اسلام را در مخالفت دین با دو جنبه‌ مهم از فرایند جهانی شدن یعنی نخست؛ تصور جهان به مثابه یک نظام متجانس واحد و دوم؛ نسبی‌گرایی فرهنگی، ارزیابی نمود (robertson,2008: 15). بدون تردید پدیده جهانی شدن و آموزه‌های سلبی و ایجابی آن، آثار و تبعاتی بر جنبش‌های اسلامی بر جای خواهد گذاشت.

ب) تعاریف و چارچوب مفهومی جهانی شدن

جهانی شدن از جمله مفاهیمی است که بسیار بدان پرداخته شده و غالباً مباحث بحث‌برانگیزی را دامن زده است، به گونه‌ای که یکی از اصطلاحات مبهم و جنجال‌برانگیز در دو دهه‌ی پایانی قرن بیستم بوده است که علی‌رغم استفاده و کاربرد فراوان آن، تعریفی نامشخص دارد؛ از این جهت، صاحب‌نظران در خصوص آن به یک تعریف منسجم و مشترک نائل نشده‌اند و در این رابطه، پراکندگی‌های گسترده‌ای وجود دارد. اگرچه بسیاری ریشه‌ای دیرینه برای جهانی شدن یا به عبارتی همان جهان‌شمولی تاریخی قایل هستند، با این وصف از دهه‌ی پایانی ۱۹۸۰ به بعد است که این پدیده استعمالی عام می‌یابد.

 به دنبال بحث دهکده کوچک جهانیِ مک لوهان (Mcluhan,sGlobal village)، کارل یاسپرس(Karl Yawpers) تصریح کرد که ما در آستانه‌ی تحول تاریخی بزرگی قرار گرفته‌ایم؛ دیگر آنجایی(Outside) وجود ندارد (مکارم، ۱۳۸۲ش، ص۱۹). مک لوهان، جهانی شدن را شکل‌گیری شبکه‌ای می‌داند که در چارچوب آن، اجتماعاتی که پیش از آن در کره خاکی دور افتاده و منزوی بودند، بر پایه وابستگی متقابل و وحدت جهانی ادغام شوند (اصغری، ۱۳۸۲ش، ص۱۱).

بسیاری از پژوهشگران و صاحب‌نظران این عرصه بر وابستگی و ارتباط متقابل در جهانی شدن تأکید دارند. گیلپین (Gilpin) و کرزنر (Krasner) بر این باور هستند که جهانی شدن همان وابستگی متقابل، با مقداری شدت و وسعت بیشتر است (سلیمی، همان، ص۳۲۵). به این دلیل، جهانی شدن به همه فرآیندهایی که در آن مردم جهان به صورت یک جامعه‌ی جهانی همکاری می‌کنند، گفته می‌شود. به عبارت دیگر، اصطلاح جهانی شدن برای اشاره به فرایندی است که روابط اجتماعی و وابستگی متقابل جهانی را تشدید و تقویت می‌کنند (گیدنز، ۱۳۸۶ش، ص۷۵).

 چالز ای موریسون می‌نویسد: «جهانی شدن، پدیده‌ی یکپارچه کننده‌ای است که جامعه جهانی را همانند بافت همگونی در می‌آورد. این بافت یکپارچه، از یک سو پدیده‌ای اقتصادی است … و از سوی دیگر، ماهیتی غیراقتصادی دارد که گسترش آراء، عقاید، هنجارها و ارزش‌ها را شامل می‌شود (چارلز، ۱۳۸۲ش، ص۹۸). از این رو، در نظر اول جهانی شدن ممکن است با این تعریف اجمالی از دیوید هلد (David Held) فهمیده شود: به هم پیوستگی وسیع، عمیق و سریع تمامی ابعاد زندگی اجتماعی در عرصه جهانی از امور فرهنگی تا جرم و جنایت و از مسایل مالی تا امور معنوی و روحانی (سلیمی، همان، ص۲۸).

آنتونی گیدنز (Anthony Giddens) بر آن است که جهانی شدن، نه یک فرایند، بلکه مجموعه‌ای پیچیده از فرایندهاست که گاه به شکل متناقض و مخالف عمل می‌کند (یونسیان،۱۳۸۰ش، ص۶). بر همین اساس، روزنا (Rosenau) برای تبیین ارتباط لاینفک بین دو فرایند جهانی شدن و محلی‌گرایی واژه‌ی واهمگرایی (Fragemegration) را مطرح کرده است که واژه‌ای ترکیبی از چندپارگی (Fragmentation) و یکپارچگی (Integration) می‌باشد (Rosenau,1994: 227).

وی، جهانی شدن را در ذیل مقوله مدرنیته می‌فهمد و آن را استمرار و نتیجه مدرنیته می‌داند. وی ضمن ترسیم چهار بعد جهانی شدن، آن را «کنش از راه دور یا کنش با فاصله(Action to Distance)» تعریف می‌کند (گیدنز، ۱۳۸۲ش، ص۴۸)؛ به طوری که تصریح دارد که من آن را چونان «کنش از راه دور» تعریف می‌کنم (توحید فام، همان، ص۷۱). بنابراین مفهوم از جاکندگی و رهاشدگی و بی-مکانی در این زمینه گویای این است که به نحوی زمان و فضا از مکان رها می‌شود (همان، ص۴۹).

از نظر رابرتسون، جهانی شدن یعنی به حداقل رسیدن زمان و نزدیک‌تر شدن مکان (سلیمی، همان، ص۲۶۹). به اعتقاد وی، جهانی شدن هم به عنوان یک مفهوم برای بیان واقعیت جاری در جهان است و هم مبین یک نوع آگاهی و ادراک از جهانی که در آن به عنوان یک کل مورد توجه قرار می‌گیرد (همان، ص۲۷۰). واترز نیز تعریفی مشابه از جهانی شدن مطرح کرده است: یک فرایند اجتماعی که در آن محدودیت و قید و بندهای جغرافیایی از ترتیبات و تنظیمات اجتماعی و فرهنگی برداشته شده و مردم به طرز فزاینده‌ای از فروکش کردن این قید و بندها آگاه می‌شوند (همان، ص۳۱۹). عماد افروغ معتقد است که جهانی شدن، جهان‌گیری است (افروغ، ۱۳۸۵ش، ص۲۹)، دهشیار نیز از آن به عنوان امپراطوری جدید جهانی یاد می‌کند (مکارم، همان، ص۲۹).

از منظر نگارنده، جهانی شدن به مثابۀ روندی فراگستر و موجی پیش‌رونده و نوینی است که از یک سو با کمرنگ ساختن مرزهای زمانی و مکانی، ارتباطات را تسهیل بخشیده و از سوی دیگر در بطن خود سویه‌های ایجابی و سلبی نیز با خود به همراه داشته است. با این رویکرد، جهانی شدن هم می‌تواند چالشی بحث‌برانگیز (سویه‌ی سلبی جهانی‌سازی) باشد و هم فرصتی سازنده (سویه‌ی ایجابی جهانی شدن) با خود به ارمغان بیاورد.

الف) سویه‌های جهانی شدن

سویه‌های فرایند جهانی شدن را در سه حوزه‌ی اقتصاد، سیاست و فرهنگ مورد بررسی قرار داده‌اند. بعد فرهنگی جهانی شدن، شاید یکی از مهمترین مباحث در بررسی جهانی شدن باشد و بیشتر نقدها و مقاومت‌ها در این حوزه صورت پذیرفته شده است (سلیمی، همان، ص۲۰).

در حوزه‌ی فرهنگ، ما شاهد شناور شدن معنا در جهان هستیم و مباحث از سطح کلاسیک فرهنگ به مباحث فرهنگ جهانی رسیده‌اند. واتزر(Watzer) تأکید دارد که مبحث فرهنگ، قلب پدیده جهانی شدن است (هینس، همان، مقدمه مترجم)، مفهومی که وی آن را «فرهنگی شدن زندگی اجتماعی (Culturalization of social life)» می-خواند (همان، ص۳۱۹). در این خصوص، هابرماس(Habermas) جهانی شدن را فرایندی اساسی و بسیار جدی می‌داند که بنیاد روابط اجتماعی را دگرگون می‌کند (سلیمی، همان، ص۲۳۶).

استوارت هال (Hal Oustward) ضمن تأکید بر این ویژگی که جهانی شدن همچون فرایندی ناهموار، هندسه‌ی قدرت خاص خودش را دارد، بر دو ویژگی دیگر آن انگشت می‌گذارد: الف) جهانی شدن می‌تواند هماهنگ با گسترش هویت‌های محلی پیش برود. ب) جهانی شدن برخی جنبه‌های مسلط (فرهنگ) غرب را نگه می‌دارد (هال، ۱۳۸۶ش، صص۲۰۴-۲۰۳). رابرتسون نیز تأکید دارد که جهانی شدن ساخت‌بندی جدیدی است که جهان را به صورت یک کلیت واحد در می‌آورد و تمامی اجزاء آن را با یکدیگر مرتبط می‌سازد (سلیمی، همان، ص۲۷۹). به این ترتیب به طور کلی چهار ویژگی را برای جهانی شدن بر شمرده‌اند که عبارتند از: سرعت گیج کننده‌ی آن، کلیت، چند بعدی بودن و پیچیدگی (مکارم، همان، صص۲۷-۲۸).

بر اساس رهیافت فرهنگی، از یک سو همگونی و یکسان‌سازی فرهنگی و از سوی دیگر گرایش به هویت‌ها و فرهنگ‌های خاص مباحث بسیار جدی را برانگیخته است که تعیین کننده‌ی گرایش‌های ایجابی و سلبی به پارادایم جهانی شدن می‌باشد. به تعبیر رابرتسون، جهانی شدن از یک طرف با ویژه شدن روند عام‌گرایی (Particularization of universalism) و از طرف دیگر عمومی شدن روند خاص‌گرایی (Universalization of particularism) یا افزایش انتظارات جهانی‌شدن روبرو است. از این نقطه نظر، دو دسته واکنش به ابعاد فرهنگ جهانی شدن همگرایی(Integration) و ناهمگرایی(Disintegration)، قابل تعقیب و چالش‌برانگیز هستند (هینس، همان، ص۱۰۳).

در هر صورت، امروزه گفته می‌شود که جهان، جهانِ فرهنگی است و جنبش‌های نوینی در عالم ظهور کرده که به آن جنبش‌های جدید اجتماعی گفته ‌می‌شود، این جنبش‌ها که خصلتی فرهنگی دارند (افروغ، همان، ص۳۰) در واقع، رویکردی خاص‌گرایانه به جهانی شدن را مدنظر قرار می‌دهند و جنبش‌های احیاگرایانه‌ی اسلامی در ذیل این خاص‌گرای‌های فرهنگی دسته‌بندی می‌شوند.

بنا به این رویکرد، تجدید حیات جنبش‌های خاص‌گرایانه‌ی اسلامی از حاشیه به متن آمده و در فضای به وجود آمده‌ی ناشی از جهانی شدن امکان عرضه و ظهور می‌یابند. بر همین منوال، رویکرد عام‌گرایی نیز متضمن پیامدها و واکنش‌هایی است که زمینه‌ی مقاومت و ظهور مجدد جنبش‌های اسلامی را فراهم می‌سازد. پیتر بیر هم بنیادگرایی را واکنشی دفاعی و ستیزآمیز به تأثیر جهانی شدن بر ادیان عنوان می‌کند (توحید فام، ۱۳۸۲ش، ص۸۷). دسته‌ای از خاص‌گرایی‌های فرهنگی، خاص‌گرایی‌های مذهبی هستند.

فرایند جهانی شدن در عین حال که جنبه‌هایی از زندگی در دنیای مدرن را یکدست می‌سازد، تفاوت‌های فرهنگی و هویتی را نیز تقویت و احیاء می‌کنند (همان، ص۸۴). در واقع، مطابق این رهیافت، جنبش‌های اسلامی در واکنش به پیامدها و تبعات کنش جهانی شدن، متشکل و منسجم شده و به بازسازی خود پرداخته‌اند. این در حالی است که در هر دو سوی این موج، نظریاتی آرایش یافته‌اند که مبنای این تحقیق نیز پرداختن به سویه‌ی خاص‌گرایی یعنی واکنش به پیامدهای جهانی شدن می‌باشد. روزنا نوشته است که جهانی شدن «وا- همگرایی» است. به این معنا که از یک طرف، واگرایی و از سوی دیگر، همگرایی به شمار می رود (Rosenau,Ibid,p.295) پرداختن به بعد واگرایی در شکل واکنشی آن، موضوعی است که در این تحقیق مورد بررسی قرار گرفته است.

ب) جهانی شدن: تبعات و پیامدهای آن

در رابطه با جهانی شدن می‌توان میان دو دیدگاه بدبینانه و خوش‌بینانه تفکیک نهاد. عده‌ای از منظر خوش‌بینانه، جهانی شدن را پروسه‌ای می‌دانند که سبب انسجام اجتماعی می‌شود؛ به طوری که این فرایند خود به خود در حال رشد می‌باشد. اما دسته‌ای دیگر با نگاهی بدبینانه، جهانی شدن را پروژه‌ای هدفمند می‌دانند که هدف آن، بسان نقشه‌ای برای استعمار دنیا و نیز عمومی کردن فرهنگ غرب می‌باشد و طراحان این نقشه در پی تسلط و حاکمیت بر جهان هستند. بنابراین به باور این گروه، غایت جهانی شدن، جهانی‌سازی و جهان‌گیری است. اصلی‌ترین منتقدان به جهانی‌سازی را مسلمانان بنیادگرا و مارکسیست‌های تندرو و مخالفان غربی جهانی شدن چون تامیلسون، بودریار (Baudrillard)، چامسکی (Chomsky) و دیوید هلد تشکیل می‌دهند (نصیری، ۱۳۸۰ش، ص۲۹۶).

 این گروه‌ها، جهانی‌سازی را شیوه‌ای نوپا از مقصودی دیرپا(استعمار) می‌دانند. آنها اغلب مخاطرات جهانی شدن را در نظر قرار می‌دهند و غالباً در پی واکنش به مخاطرات، تبعات و پیامدهای سلبی و منفی آن هستند. بر همین مبنا، افرادی مانند سمیر امین و والرشتاین این پدیده‌ را «جهانی شدن ایدئولوژی سلطه سرمایه‌داران» تلقی می‌نمایند (سلیمی، همان، ص۱۹۲). پیروان و طرفداران جنبش‌های بنیادگرایی دینی نیز بیشتر متوجه مخاطرات جهانی شدن هستند و آن را پروژه‌ای دارای نیّت و طراحی شده از جانب غرب می‌دانند.

گیدنز، بسط رو به تزاید نهادهای تجدد در سراسر جهان را همان جهانی شدن فهم می‌کند (کچویان، ۱۳۸۷ش، ص۸۱) و تشریح می‌کند که تجدد از آغاز تا مرحله متأخر آن، که با جهانی شدن همراه است با فرایند دنیوی شدن و از بین رفتن نفوذ دین قرین می‌باشد (همان، ص۸۲).

جهانی شدن غلبه یک سیستم فکری، سیاسی و اقتصادی خاص در دنیا می‌باشد. با این زاویه دید، این واقعیت را نمی‌توان کتمان کرد که جهانی شدن اوج فرایند غربی شدن دنیا می‌باشد. بنابراین طبیعی است که دین در قبال چنین روند ویرانگری آرام ننشیند. با این حال، گیدنز هشدار می‌دهد که: «جهانی شدن را صرفاً نباید توسعه شبکه‌های جهان‌گستر دانست.

جهانی شدن پدیده‌ای محلی نیز هست» (گیدنز، ۱۳۸۶ش، صص ۷۵-۷۶). از سویی، یکی از نتایج جهانی شدن برداشتن فاصله‌هاست، این وضع به اعتقاد جورج ویگل منجر به نضج‌گیری و احیاء مذاهب جهانی از جمله اسلام شده است (قوام، همان، صص۳۶۱-۳۶۲) و از سویی دیگر، به اعتقاد ساهلیه و ماینر جهان اسلام با پدیده‌ای به نام بازگشت دین روبرو بوده است (هینس، همان، ص۴۲۲).

ج) جنبش‌های اسلامی معاصر

جنبش‌های نوین اسلامی در قالب حرکت‌های سیاسی معاصر در دنیای اسلام به ویژه خاورمیانه در دهه ۱۹۷۰ به بعد وارد مرحله‌ی تازه‌ای گردیده است. گسترش جریان احیاءطلبی اسلامی از اواخر دهه‌ی ۱۹۷۰ و به ویژه از وقوع انقلاب اسلامی در ایران، بی‌گمان یکی از مهمترین پدیده‌های سیاسی اجتماعی خاورمیانه بوده است (دکمجیان، ۱۳۷۷، پیشگفتار مترجم).

فروپاشی خلافت عثمانی و خلأ ناشی از آن و بعدها شکست تجربه ناسیونالیسم عرب پس از ۱۹۶۷ و کم رنگ شدن جذابیت سوسیالیسم عربی و افول تفکر چپ در خاورمیانه، نوعی خلأ سیاسی ایدئو لوژیک ایجاد کرد (همان، ص۵) که اسلام‌گرایان مدعی پر کردن آن شدند. شکل‌گیری حرکت‌های بنیادگرایانه‌ی اسلامی از منظر جامعه‌شناسی سیاسی بر این مبنا ظهور و گسترش یافته است. آثار و مفاهیم برآمده از گفتمان مدرنیته از قبیل عقلانیت، آزادی، نسبی‌گرایی و اومانیسم نیز در بررسی حرکت‌های احیاءطلبانه اسلامی بسیار حائز اهمیت است. به هر صورت پاسخ بومی جوامع اسلامی به این خطرات و پیامدها «بازگشت به اسلام و اصول بنیادی‌اش» (همان، ص۲۱) یا بنیادگرایی اسلامی بود.

شایگان معتقد است که در نتیجه‌ی شور جهانی شدن و همبستگی و یک‌دست شدن مناسبات، هویت‌های جدید سر برمی‌آورند که معکوس آن خواهد بود؛ جهانی شدن به جای نزدیک‌تر کردن ملل به یکدیگر، غالباً در کشورهای جنوب (از جمله خاورمیانه و اسلام) تأثیری معکوس به جای می‌گذارد. حرکت جهانی شدن متضمن این خطر است که واکنش‌های هویت‌طلبانه را تشدید می‌کند (شایگان، ۱۳۸۱ش، ص۶۴). یکی از این واکنش‌های هویت‌‌طلبانه گرایش احیاءگرایی جنبش‌های اسلامی است.

هر چند بنیادگرایان افراطی بر آن هستند که جهانی شدن در جوهر اسلام وجود دارد و اساساً اسلام، تنها دینی است که قاطعانه به دنبال عملی کردن آن بوده و از آغاز، چنین رسالتی را بر دوش داشته است؛ با این حال، از یک طرف، چنین موضوعی در اساس پاسخی واکنشی به ادعای کنش‌مدار بودن جهانی شدن یا به تعبیر واضح‌تر، هویت‌یابی معکوس است و از طرف دیگر، اصولاً این چنین قرائتی نه به معنای واقعی جهانی شدن، بلکه جهانی کردن آموزه‌های اسلامی و به تعبیری جهان‌گیری نرم‌افزارانه‌ی جهان است.

واتزر و رابرتسون هم به ویژگی جهان‌شمولی اسلام اشاره دارند؛ از دیدگاه واترز، مذاهب ابراهیمی به ویژه اسلام می‌توانند منبع و علاقمند به جهانی شدن باشند و تصریح می‌کند که «هدف اسلام، تأسیس جامعه‌ای از با ایمانان(امت) است که بر اساس دستورات و تعالیم قران عمل می‌کند» (سلیمی، همان، ص۳۱۹). با این وصف، در ادامه اذعان می‌دارد که این امر مستلزم «جنگ مقدس(جهاد) با بی ایمانان» نیز می‌باشد (همان، ۳۲۰). به هر روی، از منظری انتقادی چنین برداشتی از جهانی شدن بر مبنای گفتمان جهان‌گیری استوار است که آن هم در ماهیت خود نوعاً برداشتی ایدئولوژیکی و انحصارگرا از این پدیده ارزیابی می‌گردد.

بیشتر بحث‌های نظری پیرامون حرکت‌های سیاسی و بنیادگرایانه اسلامی در چارچوب گفتمان نوگرایی و تقابل میان تجدد و سنت در جوامع اسلامی به طور خاص صورت گرفته است (احمدی، الف ۱۳۸۶ش، ص۵۵). به طور کلی، دو نظریه عمده در این خصوص وجود دارد: نخست؛ نظریه «تجدید حیات اسلامی» خورشید احمد، محقق و متفکر پاکستانی است و دیگری؛ نظریه «ادواری» هرایر دکمجیان می‌باشد. در ادامه، درباره بررسی تأثیر آثار و تبعات جهانی شدن بر احیای جنبش‌های سیاسی اسلامی و نیز علل و عوامل ظهور جنبش‌های اسلام‌گرایی بحث می‌گردد.

مراجع

منابع و مآخذ:

احمدی، حمید، الف، آینده جنبش‌های اسلامی در خاورمیانه: طرح یک چارچوب نظری، فصلنامه مطالعات خاورمیانه، ۱۳۸۶٫

________ ، ب، مدخلی بر واکاوی پدیده‌ی قوم‌گرایی در سپهر جهانی شدن، مجله سیاست داخلی، سال اول، شماره سوم، شماره مسلسل ۳، ۱۳۸۶٫

اسماعیلی، علی، طرح و نقد مبانی جهانی شدن غرب از منظر اسلام، قم، بی‌نا، ۱۳۸۴٫

ای.موریسون، چارلز، آسیب‌شناسی جهانی شدن، ترجمه سبحانی و دیگران، نگاه حوزه، شماره۹۸-۹۹، بهمن ۱۳۸۲٫

اکسفورد، باری، نظام جهانی، سیاست و فرهنگ، ترجمه حمیرا مشیرزاده، تهران، دفتر مطالعات ملی، ۱۳۷۸٫

افروغ، عماد، جهانی شدن،دین و جهان‌گرایی، نشریه پگاه حوزه، شماره ۸، ۱۳۸۵٫

اصغری، محمود، نگاهی به چیستی پدیده جهانی شدن، مشهد، ماهنامه اندیشه حوزه، شماره۶، سال هشتم، خرداد و تیر۱۳۸۲٫

پژوهنده، محمد حسین، متن سخنرانی، نگاه حوزه، شماره ۱۳، ۱۳۸۴

دکمجیان، هرایر، جنبش‌های اسلامی معاصر در جهان عرب، ترجمه حمید احمدی، تهران، کیهان، ۱۳۷۷٫

راپرت، مارک، جهانی‌سازی: چالش‌ها و راهکارها، ترجمه سیدهادی عربی و همکاران، قم، پژوهشکده حوزه و دانشگاه، ۱۳۸۴٫

سلمانی، علیرضا، جهانی شدن و رابطه آن با اقتدار ملی، فصلنامه مصباح، شماره۳۵، سال دهم، بهار ۱۳۸۰٫

سلیمی، حسین، نظریه‌های گوناگون درباره‌ی جهانی شدن، تهران، سمت، ۱۳۸۴٫

شایگان، داریوش، افسون‌زدگی جدید، هویت چهل‌تکه و تفکر سیاره‌ای، ترجمه فاطمه ولیانی، تهران، فرزان روز، ۱۳۸۱٫

قوام، عبدالعلی، جهانی شدن جهان سوم، تهران، وزارت امور خارجه، ۱۳۸۴٫

کچویان، حسین، نظریه‌های جهانی شدن و دین(مطالعه انتقادی)، تهران، نشرنی ۱۳۸۷٫

گیدنز، آنتونی، جامعه شناسی، حسن چاوشیان، تهران، نشر نی، ۱۳۸۶٫

________، پیامدهای مدرنیت، ترجمه محسن ثلاثی، تهران، مرکز، ۱۳۷۷٫

________، فراسوی چپ و راست، محسن ثلاثی، تهران: علمی، ۱۳۸۲٫

گروهی از نویسندگان، پست مدرنیته و پست مدرنیسم، ترجمه و تدوین حسینعلی نوذری، تهران،نقش جهان،۱۳۸۰٫

مکارم، حمید، پیامدهای فرهنگی جهانی شدن(از دید صاحب نظران ایرانی و عرب)، قم، سجده، ۱۳۸۲٫

مسجد جامعی، محمود، جهانی شدن؛ تقابل یا تعاون؟، پگاه حوزه، شماره۱۳، ۱۳۸۶٫

توحیدفام، محمد، مجموعه مقالات فرهنگ در عصر جهانی شدن:چالش‌ها و فرصت‌ها، تهران، روزنه، ۱۳۸۲٫

نصیری، قدیر، در چیستی جهانی شدن، فصلنامه مطالعات راهبردی، شماره ۳، ۱۳۸۰

نحاس، جورج، جهانی شدن، انسان‌شناسی و آزادی در تربیت، ترجمه طاهره اختری، روزنامه انتخاب ۱۳۷۹٫

یونسیان، مجید، گفتگوی تمدن‌ها و جهانی شدن، روزنامه همشهری، ۹ آذر۱۳۸۰٫

هال، استوارت، ” Modernity and Futueres”، فصل ششم کتاب تحت عنوان «چیستی هویت‌های فرهنگی»، سیاوش قلی پور، فصلنامه زریبار، شماره۶۳، سال یازدهم، ۱۳۸۶٫

هینس، جف، دین، جهانی شدن و فرهنگ سیاسی در جهان سوم، ترجمه داود کیانی، تهران، پژوهشکده مطالعات راهبردی، ۱۳۸۱٫

منابع عربی:

عوده،محمود، العولمه وثقافه الهامبرجر، الأهرام، شماره ۴۱۲۲۷، ۲۲ اکتبر ۱۹۹۹

منابع انگلیسی:

Jamsn.n.rosenau(1994),”New Dimensions Of Securitu,The Integration Of Globalizing and Localizing Daymics”,security Dialogue,VOl25,No.3,pp.225-281.

Bartelson.jens(2008),” Globalizing the Democratic Community”, in : Ethics & Global Politics, Vol1, No. 4, pp. 159-174.

منابع اینترنتی:

پاکروان، محمد(۱۳۸۵)، اعتماد ملی، برگرفته از سایت: www.bashga.net/pages-

تزکوس، الن ماری(۱۹۹۵): برگرفته از سایت: http:www.wm.wdu/so/monitor/spring98//socs/posto.htm

نویسندگان:

حسین مسعودنیا: استادیار گروه علوم سیاسی دانشگاه اصفهان

جلال حاجی‌زاده: دانشجوی دکترای اندیشه سیاسی دانشگاه تربیت مدرس – از اهل سنت

مینا نظری: کارشناس ارشد علوم سیاسی

فصلنامه حبل المتین شماره ۱۵

انتهای پیام/فارس

در این پژوهش، از روش تحلیلی- توصیفی و رهیافت مطالعه کتابخانه‌ای بهره گرفته می‌شود و در پایان، ضمن تأکید بر هژمونی و گسترش موج جهانی شدن، راهکار تعاملی با رهیافت انتقادی و برخورد منطقی با آن پیشنهاد می‌گردد.

بررسی کلی

امتیاز کاربر: اولین نفر باشید.
0
https://telegram.me/empireoflies

دیدگاهتان را ثبت کنید

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شدعلامتدارها لازمند *

*

theme