https://telegram.me/empireoflies
جنگ رژیم صهیونیستی علیه لبنان که در تل آویو به جنگ دوم لبنان و در بیروت به جنگ ژوئیه یا جنگ تموز معروف است، نبردی ۳۳ روزه میان ارتش صهیونیستی و حزب‌الله لبنان بود که دامنه آن شمال سرزمین اشغالی و سراسر لبنان را دربرگرفت.

جنگ ۳۳ روزه با ظهور قدرتی به نام محور مقاومت

به گزارش جنبش مقابله با رسانه‌های بیگانه، امپراتوری دروغجنگ رژیم صهیونیستی علیه لبنان که در تل آویو به جنگ دوم لبنان و در بیروت به جنگ ژوئیه یا جنگ تموز معروف است، نبردی ۳۳ روزه میان ارتش صهیونیستی و حزب‌الله لبنان بود که دامنه آن شمال سرزمین اشغالی و سراسر لبنان را دربرگرفت. این جنگ از ۱۲ جولای ۲۰۰۶ (۲۱ تیرماه) شروع شد و تا ۱۴ آگوست (۲۳ مردادماه) با قطعنامه ۱۷۰۱ شورای امنیت سازمان ملل پایان یافت.

جنگ تابستان ۲۰۰۶ را باید نقطه عطفی در معادله درگیری با رژیم صهیونیستی دانست. جنگی که به قول سید حسن نصرالله، دبیر کل حزب‌الله لبنان، نشان داد که رژیم اسرائیل یک قدرت پوشالی است و از خانه عنکبوت نیز سست‌تر است. جنگی که به جنگ تموز و جنگ ۳۳ روزه و وعده صادق معروف است. این جنگ مانند هر جنگ دیگری با یک بهانه شروع شد. عملیات حزب‌الله در عمق فلسطین اشغالی و به اسارت گرفتن دو نظامی اسرائیل در ۱۲ جولای، بهانه این جنگ شد و صهیونیست‌ها اعلام کردند که برای آزادی نظامیان خود اقدام به این جنگ کرده‌اند. البته این هدف اعلامی جنگ بود و تحلیلگران معتقدند هدف‌های اعمالی حمله به لبنان را باید در روند آماده‌سازی ارتش رژیم اسرائیل و نیز نوع و گستره عملیات نظامی در طول این جنگ جست‌وجو کرد. 

با گذشت ۱۲ سال از تجاوز ۳۳ روزه رژیم صهیونیستی به لبنان بر کسی پوشیده نیست که طرح حمله به لبنان یک رویکرد انفعالی و ناگهانی پس از اسارت نظامیان صهیونیستی به دست حزب‌الله نبود. وجود فضاسازی دقیق و هماهنگی‌های دیپلماتیک گسترده بین رژیم صهیونیستی و آمریکا با کشورهای عربی و اروپایی نشان می‌داد که طرح حمله به لبنان، یک نقشه ناگهانی نبود، بلکه یک طرح جنگی گسترده بود که حزب‌الله با پیش‌دستی در آن، ابتکار عمل را در دست گرفت و توانست برگ برنده اسرای صهیونیست را در مذاکرات آینده از آن خود کند. تلاش برای سرکوب حزب‌الله لبنان بخشی از پازل پیچیده و کامل منطقه‌ای بود که زیر نظر استراتژیست‌های آمریکایی از سال ۱۹۹۹ در راستای مدل عملیاتی آمریکایی موسوم به یاسمن آبی طرح و برنامه آن تدوین شده بود.  بر اساس این طرح ترور رفیق حریری، نخست وزیر اسبق لبنان در سال ۲۰۰۵ و تشکیل دادگاه بین‌المللی و صدور تصمیمات فرمایشی در محکومیت سوریه از سوی این دادگاه ابعاد دیگری از پازل مذکور را تشکیل می‌داد. فرض طراحان آمریکایی و صهیونیستی بر این بود که حزب‌الله لبنان در این جنگ به‌طور کامل نابود شود و یا حداقل شیعیان از جنوب لبنان کوچ داده شوند و پس از آن، با درگیری‌های قومی بین شیعیان مهاجر جنوب لبنان با مردم سوریه، آتش تظاهرات و اعتراضات در سوریه شعله‌ور شود.

روح‌الله‌زاد: نابودی زیرساخت‌ها و ترور رهبران طرح‌های شکست‌خورده اسرائیل در این جنگ بود
آقای «احمدرضا روح‌الله‌زاد» دبیر کمیسیون سیاسی دفتر جمعیت دفاع از ملت فلسطین درگفت‌وگو با روزنامه «صبح‌نو» با اشاره به پیروزی محور مقاومت علیه رژیم صهیونیستی در جنگ ۳۳ روزه، عنوان کرد: ارتش صهیونیستی حدود دوماه قبل مانور نظامی گسترده‌ای را که در آن حمله به لبنان شبیه‌سازی شده بود در صفحات شمالی انجام داده بود و اطلاعات دریافتی حزب‌الله از داخل سرزمین‌های اشغالی و نیز مراقبت از شبکه‌های جاسوسی رژیم اسرائیل در داخل لبنان، تأیید می‌کرد که صهیونیست‌ها برنامه یک حمله گسترده به لبنان را در دستور کار قرار داده‌اند. بر این اساس ادعای اسرائیل در اینکه حمله به لبنان برای آزادی دو نظامی اسیر خود است، تنها یک ادعا است.

این کارشناس امور لبنان و فلسطین، افزود: در واقع اسرائیل از تحمیل این جنگ اهدافی را دنبال می‌کرد که می‌توان به نابودی زیرساخت‌های مقاومت توسط رژیم صهیونیستی اشاره کرد. بر همین اساس بانک وسیعی از اهداف مانند مراکز آموزشی، فرهنگی و اقتصادی حزب‌الله لبنان برای حملات جنگنده‌های صهیونیستی تعریف شده بود. هر چند صهیونیست‌ها پس از حدود یک هفته از جنگ، مراکز غیر وابسته به حزب‌الله را هم در اهداف جنگنده‌های خود قرار دادند.وی ادامه داد: نابودی سخت‌افزار مقاومت از دیگر اهداف صهیونیست‌ها بود. نابودی سکوهای پرتاب موشک و راکت حزب‌الله لبنان و استحکامات دفاعی آن در طول مرز و سایر توانمندی‌های لجستیکی حزب‌الله از دیگر اهداف حمله به لبنان تعریف شده بود.

روح‌الله‌زاد، با اشاره به اینکه نابودی نرم‌افزار مقاومت از دیگر برنامه‌های صهیونیست‌ها در این تجاوزات بود، تصریح کرد: حزب‌الله نشان داده بود که درگیری با دشمن صهیونیستی را مقطعی ندانسته بلکه برای مقابله با آن برنامه‌های متنوعی را طراحی کرده است. صهیونیست‌ها امیدوار بودند با این جنگ و سطح خساراتی که به ساختار حزب‌الله وارد می‌سازند؛ این برنامه‌ها را نابود ساخته و یا تأخیر در پیگیری آنها را به حزب‌الله تحمیل کنند.
این کارشناس امور مسائل منطقه غرب آسیا، یادآور شد: نظامیان صهیونیست با توجه به تهیه بانک اطلاعاتی از رهبران مقاومت از طریق شبکه‌های جاسوسی فعال در لبنان، حذف این رهبران را در حمله به منازل آنها به عنوان مهم‌ترین هدف جنگی خود در نظر گرفته بودند. از مدت‌ها قبل جاسوس‌های اسرائیلی منازل رهبران و مراکزی که احتمال تردد این افراد در آنها را می‌دادند، از طریق علامت‌گذاری‌های خاصی که تنها به وسیله رادارهای جنگنده‌ها قابل رؤیت بود، علامت‌گذاری کرده بودند. بر این اساس این منازل و مراکز مورد حمله راکتی جنگنده‌های صهیونیستی قرار گرفتند.

وی ادامه داد: استمرار جنگ نشان داد که اسرائیل پیش از شروع جنگ، جنگ اطلاعاتی را باخته است. هر چند خسارات سنگینی به مراکز مختلف حزب‌الله وارد شد اما کمترین آسیب به حوزه رهبری سیاسی و فرماندهان نظامی حزب‌الله وارد شد. توان موشکی حزب‌الله قدرت خود را بر متجاوزین تحمیل کرد. رزمندگان حزب‌الله هم با تاکتیک‌های مختلف نظامی نیروهای عمل‌کننده صهیونیستی را به کمینگاه خود کشانده و خسارات سنگینی بر آنها وارد کردند. 

اقتدار حزب‌الله در جنگ نامتقارن
دبیر کمیسیون سیاسی دفتر جمعیت دفاع از فلسطین، عنوان کرد: شیوه جنگی حزب‌الله که از سوی استراتژیست‌ها به «جنگ نامتقارن» مشهور شده است، ضعف‌های اسرائیل را از پرده برون افکند و این رژیم نخستین شکست رسمی در یک جنگ تمام عیار را تجربه کرد. شکستی که به گفته بن گورین، نخستین رییس رژیم صهیونیستی، سرآغاز شکست‌های بعدی اسرائیل محسوب می‌شود و سه جنگ بعدی غزه در سال‌های ۲۰۰۸ و ۲۰۱۲ و ۲۰۱۴ هم تأییدی به روند شکست‌پذیری رژیم صهیونیستی است. 

وی یادآور شد: موفقیت حزب‌الله در حالی صورت گرفت که رژیم‌های وابسته عربی به رهبری عربستان، حزب‌الله را به ماجراجویی متهم کرده و مفتیان رژیم سعودی هم دعا برای پیروزی حزب‌الله را حرام دانستند. اما امت اسلام در حمایت از حزب‌الله تردیدی به‌خود راه ندادند و خلاف رأی حکام وابسته و مفتیان درباری در حد توان در حوزه حمایت از حزب‌الله ورود کردند. اینک پس از ۱۲ سال رژیم‌های عربی پرده نفاق را کنار زده و آشکارا دست در دست دشمن صهیونیستی نهاده و پولی که برای توسعه و آبادانی جوامع اسلامی باید هزینه می‌شد به کشورهای غربی سرازیر شده و تسلیحات جنگی خریداری شده هم به‌جای آنکه برای آزادی مسجدالاقصی به‌کار گرفته شود در خدمت تخریب ظرفیت‌های جهان اسلام در یمن، سوریه و عراق و نسل‌کشی مسلمانان قرار دارد. این در حالی است که محور مقاومت اینک به عنوان یک قدرت مقتدر در سطح منطقه مطرح است و صهیونیست‌ها نگران از این «قدرت مقتدر» برای ورود به ماجراجویی جدید هراس دارند.

محکومیت جنایتکاران جنگی اسرائیل از سوی دیده‌بان حقوق بشر 
گفته می‌شود کنوانسیون منع استفاده از سلاح‌های قراردادی (CCW) استفاده غیرقانونی ارتش صهیونیستی از بمب‌های فسفری و بمب‌های خوشه‌ای بر شهرها و روستاها را آن هم پس از توافق دولت این رژیم با قطعنامه آتش‌بس تأیید کرد و سازمان دیده‌بان حقوق بشر پس از صدور قطعنامه ۱۷۰۱ رژیم صهیونیستی را جنایتکار جنگی معرفی کرد. فاجعه تاریخی روستای قانا در پایان ماه ژوئیه ۲۰۰۶ و مرگ ۵۴ شهروند غیرنظامی که اکثراً زن و کودک بودند، چشم جهانیان را به جنایت حیرت‌بار صهیونیست‌ها خیره‌کرد.

مرکز فرانسوی «محور منطق» «axis of logic» که در آمریکا فعالیت می‌کند، اعلام کرد: در این جنگ دوهزار و ۳۰۰صهیونیست به هلاکت رسیده و بیش از ۷۰۰ نفر زخمی شده‌اند، این در حالی است که اسرائیل آمار تلفات این جنگ را ۱۱۹ نفر ذکر کرده است. همچنین تعداد ۱۶۰ تانک متعلق به اسرائیل منهدم شده‌اند که ۶۵ دستگاه از آنها به طور کامل از بین رفته است، ۳۸ دستگاه از این تانک‌ها نیز از نوع مرکاوا بودند که اسرائیل ادعا می‌کرد این تانک‌ها غیر قابل انهدام هستند. تنها در ناوشکن ساعر که توسط نیروهای حزب‌الله منهدم شد بیش از ۲۴ صهیونیست به هلاکت رسیده‌اند که اسرائیل این رقم را چهار تن اعلام کرده بود.

انتهای پیام/صبح نو

جنگ رژیم صهیونیستی علیه لبنان که در تل آویو به جنگ دوم لبنان و در بیروت به جنگ ژوئیه یا جنگ تموز معروف است، نبردی ۳۳ روزه میان ارتش صهیونیستی و حزب‌الله لبنان بود که دامنه آن شمال سرزمین اشغالی و سراسر لبنان را دربرگرفت.

بررسی کلی

امتیاز کاربر: اولین نفر باشید.
0
https://telegram.me/empireoflies

دیدگاهتان را ثبت کنید

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شدعلامتدارها لازمند *

*

theme