https://telegram.me/empireoflies
در طول قرن بیست و یکم پیشرفت های بی رحمانه صورت گرفته در فناوری نظامی موجب استفاده فزاینده از پهبادها شده است.

جنون پیشرفت های نظامی و جنگ‌های مدرن

به گزارش جنبش مقابله با رسانه‌های بیگانه، امپراتوری دروغجنگ جهانی اول موجب به راه افتادن حمام خون هولناکی شد که در آن میلیون ها سرباز بی آنکه به دستاورد روشنی دست یابند، یکدیگر را سلاخی کردند. با این حال  تعداد غیرنظامیانی که به طور مستقیم به دلیل این جنگ جان خود را از دست دادند، شاید تنها ۱۵ درصد کل جان باختگان را شامل می شد. در جنگ جهانی دوم و پس از آن شمار غیرنظامیانی که در نتیجه جنگ ها جان خود را از دست دادند چنان افزایش یافت که فراتر از درک انسان است.

در جنگ هایی که آمریکا در ویتنام، کامبوج و لائوس به راه انداخت (دهه های ۱۹۶۰  ۱۹۷۰) تعداد کشته شدگان غیرنظامی دو سوم یا بیشتر از دو سوم مجموع جان باختگان بود. تنها یک نسل بعدتر به دنبال حمله آمریکا به عراق و اشغال آن، نرخ کشته شدگان غیرنظامیان به حدود ۹۰ درصد افزایش پیدا کرد.

یکی از دلایل اصلی بی اعتنایی بی رحمانه به پرسنل غیررزمی این است که هرچه گذشته تسلیحات بشر قدرتمندتر شده اند. پیشرفت های تکنولوژیک صورت گرفته طی حدود هفت دهه گذشته به خصوص در آمریکا، نتایج اجتناب ناپذیری در ارتباط با نحوه پیشبرد جنگ های امپریالیسم غرب داشته است.

پیشرفت های صورت گرفته در افزایش توان تخریبی هواپیماها، تانک ها، مسلسل ها و غیره، اثرات تعیین کننده ای بر طرز فکر رهبران سیاسی و نظامی داشته است؛ پدیده ای که اثر خود را بر سربازان معمولی که تجهیزات همراه آنها سبک تر شده نیز گذاشته است. همچنین با توجه به اینکه نیروهای غالبا گیج و سردرگم آمریکایی در حالی که در سایه ها پنهان شده اند با دشمنی غیرقابل شناسایی می جنگند، تمایز باستانی بین یونیفرم ها نیز تا حد زیادی موضوعیت خود را از دست داده است.

یک عامل بسیار مهم دیگر افزایش تلفات غیرنظامیان این است که جنگ های مدرن با محکم شدن جای پای صاحبان منافع در آن، به صنعتی تبدیل شده که اغواکنندگی خاصی دارد. با گسترش فساد، جنگ عراق به شدت برای شرکت های ذینفوذ و چهره های شناخته شده سودآور شد. گفته می شود که نیل بوش برادر پرزیدنت جرج بوش برای به چنگ آوردن قراردادها در عراق، سالانه مبلغی را به کسب و کارهای غربی پرداخت می کرد.
هزینه های نظامی آمریکا که در آن زمان نیز بزرگ ترین هزینه نظامی در جهان بود، از سال ۲۰۰۰ به بعد دست کم سه برابر شده است. این  افزایش با وجود آن صورت گرفته که از زمان فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی در سال ۱۹۹۱ دیگر مدت ها بود که از «گله های راهی از شرق» خبری نبود.

یکی از  گویاترین مقدمه ها بر جنگ، به کارگیری گسترده هواپیماها بوده که در سال ۱۹۰۳ به عنوان یک وسیله به ظاهر بی ضرر برای ماجراجویی و تفریح اختراع شد. اما این وسیله خیلی زود کاربردهای دیگری پیدا کرد. رزم موفقیت آمیز از یک هواپیما برای اولین بار در ۵ اکتبر ۱۹۱۴ و زمانی انجام شد که یک توپچی هوایی فرانسوی به نام لوئی کوئنو با مسلسل هاچ کیس خود به یک هواپیمای شناسایی آلمانی در نزدیکی ریمز در شمال فرانسه شلیک کرد.

با این حال تا نیمه دوم جنگ جهانی دوم طول کشید تا هواپیما اثرات به راستی مهم خود را به نمایش بگذارد، یعنی زمانی که آمریکا و بریتانیا بمب افکن های سنگین و هواپیماهای جنگنده خود را در ناوگان هایی چند صد فروندی به کار گرفتند.

در طول چند روز کوتاه در اواخر جولای ۱۹۴۳  بمباران های متحدین در هامبورگ در شمال آلمان تلفاتی بیشتر از عملیات لوفتواف بلیتز علیه بریتانیا (از سپتامبر ۱۹۴۰ تا می ۱۹۴۱) به بار آورد. عملیات بلیتز در خاطره ها مانده است در حالی که ویرانگری های بسیار بزرگ تر شهرهای آلمان عمدتا از یاد رفته اند. در نتیجه بمباران های هوایی بریتانیا و آمریکا ۶۰۰ هزار غیرنظامی آلمانی کشته شدند در حالی که در طول عملیات بلیتز تنها ۴۰ هزار نفر انگلیسی جان باختند.

قدرت های غربی پیشتازان  بمب افکن های چهار موتوره مثل فلاینگ فورترس (رونمایی شده در سال ۱۹۳۸) و شورت استرلینگ بریتانیایی که دو سال بعد رونمایی شد، بودند. این هواپیماها مقادیر قابل توجهی بمب را با خود حمل و مسافت های بسیار طولانی را طی می کردند، بر خلاف همتایان آلمانی شان که  از همان ابتدا دارای دو موتور و در مقایسه از نظر اندازه بسیار کوچک تر بودند.

یکی از  تجهیزاتی که هیتلر علاقه مخصوصی به آن داشت یعنی بمب افکن شیرجه رو «استوکا» (رونمایی شده در سال ۱۹۳۶) با آژیر گوش خراشش حداکثر بردی ۲۰۰ مایلی داشت. درحالی که شورت استرلینگ می توانست بدون توقف مسافتی ۲۳۰۰ کیلومتر را طی کند و فلاینگ فورترس آمریکایی بردی دو هزار مایلی داشت.
ظرفیت بمب استوکا تنها ۱۳۰۰ پوند بود، در مقایسه با ۱۴ هزار پوندی که فلاینگ فورترس آمریکایی می توانست حمل کند. در اوایل تابستان سال ۱۹۴۴ آمریکا سوپر فورترس بی-۲۹ را معرفی کرد که نتیجه ای مرگبار به دنبال داشت: این بمب افکن ها که بالغ بر ۳۰ متر طول داشتند در مارس ۱۹۴۵ توانستند خود را به توکیو برسانند و در اوایل اوت برای انداختن بمب های اتمی بر شهرهای هیروشیما و ناکازاکی اعزام شدند.

خود بمب اتمی برای اولین بار با موفقیت در ۱۶ جولای ۱۹۴۵ در ساحل نیومکزیکو و با وجود این هراس دانشمندان منفجر شد که انفجار آن ممکن است بر جو زمین تاثیر بگذارد و احتمالا تمام موجودات روی زمین را از بین ببرد. سال های پس از جنگ جهانی دوم شاهد بازی های موحش موش و گربه برای افزایش قدرت بمب های اتمی بود که در حالی که انسان ها زندگی روزمره شان را می کردند در پس زمینه جریان داشت.

در همین احوال رهبران بریتانیایی برای اولین بار تشخیص دادند که غیرنظامیان می توانند به اهداف فوری بمباران های متعارف تبدیل شوند. همانطور که در سپتامبر ۱۹۴۱ یکی از روزنامه های  انگلیسی به وضوح نوشته بود: «هدف نهایی حمله به یک منطقه شهری در هم شکستن روحیه مردمی هستند که در آنجا سکونت دارند. برای دستیابی به این هدف خلبانان انگلیسی باید یک شهر را از نظر فیزیکی غیرقابل سکونت کنند و همزمان ویرانی و ترس از مرگ را گسترش دهند.»

از اوایل دهه ۱۹۴۰ دیگر تفاوت قابل تمیزی بین سرباز واقع در میدان جنگ با شخصی که در کارخانه یا خیابان حضور داشت مشاهده نمی شد. افراد غیر رزمی در آلمان و ژاپن طعمه های این هدف بودند و این تضعیف روحیه نیز در سال های پیش رو مشهود شد.

در طول قرن بیست و یکم پیشرفت های بی رحمانه صورت گرفته در فناوری نظامی موجب استفاده فزاینده از پهبادها شده است. با وجود پرسش های اخلاقی جدی که به کارگیری آنها مطرح کرده است، سال ها از حملات پهبادی می گذرد و هر روز استفاده از آنها بیشتر شده است.
این مسئله فاش می کند که این جنگ پهبادی  انتقادات بسیار کمی را در میان جریان اصلی برانگیخته است. هدف قرار دادن کورکورانه انسان ها از یک وسیله پرنده بی سرنشین از اوج آسمان، کاری بدون اشکال به نظر می رسد. افراد مظنونی که هدف این حملات پهبادی قرار می گیرند حتی دستگیر نمی شوند تا در دادگاه حاضر شوند، بلکه صرفا مشکل را حل می کنند و در این بین بسیاری از عابران بی گناه نیز کشته می شوند.
باراک اوباما که قبلا  وکیل قانون اساسی بوده، شخصا از مدافعان جنگ پهبادی به شمار می رفت. جانشین او دونالد ترامپ نیز به نظر می رسد حتی بیشتر از او حامی استفاده از وسایل بدون سرنشین باشد. در سال ۲۰۱۲ جیمی کارتر رئیس جمهور اسبق گفت: «حملات پهبادی در روزگار گذشته اصلا به تصور هم نمی آمد. این حملات دشمنان ما را تشویق و دوستانمان را از ما دور می کند.»

خود جامعه نیز در مورد حملات پهبادی از سوی مراجع فرهنگی مختلف نظیر صنعت فیلمسازی آمریکا در معرض شگردهای تبلیغاتی قرار دارد. اما واقعیت چیز متفاوتی است. یک مطالعه انجام شده در سال ۲۰۱۴  در مورد «دقت» حملات پهبادی نشان داد که در یمن و پاکستان در ازای هر هدف حذف شده، به طور میانگین ۳۵ نفر دیگر نیز کشته شده اند.

در اوایل اکتبر ۲۰۰۱ اولین حمله پهبادی آمریکا – ترور ناموفق یکی از رهبران طالبان- در قندهار دومین شهر بزرگ افغانستان انجام شد. در طول سال های گذشته که هزاران نفر در جریان حملات پهبادی در خاورمیانه و نقاط دیگر کشته شده اند، ارتش آمریکا صاحب ردیفی از این پرنده ها شده که پیوسته در حالت عملیاتی به سر می برند.
نویسنده: شین کوئین (Shane Quinn) روزنامه نگار که عمدتا در حوزه امور بین المللی می نویسد.

منبع: yon.ir/4IvG8 

انتهای پیام/

در طول قرن بیست و یکم پیشرفت های بی رحمانه صورت گرفته در فناوری نظامی موجب استفاده فزاینده از پهبادها شده است.

بررسی کلی

امتیاز کاربر: 4.9 ( 1 رای)
0
https://telegram.me/empireoflies

دیدگاهتان را ثبت کنید

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شدعلامتدارها لازمند *

*

theme