https://telegram.me/empireoflies

جشن سینمایی گاوچران‌ها

به گزارش جنبش مقابله با رسانه‌های بیگانه، امپراتوری دروغباز هم توجه بسیاری از سینمادوستان در جهان به سالن کداک لس آنجلس جلب شد تا –به اصطلاح- برترین های سینمای جهان را از نگاه آکادمی علوم و هنرهای سینمای آمریکا ببینند. برخلاف جشنواره فجر که به مرور بیشتر آثار مهمی که قرار است در طول سال آینده به نمایش در آید می پردازند و به نوعی سال جدید سینمایی در ایران را آغاز می کند، مراسم اسکار پایان دهنده سال سینمای آمریکاست و در آن به مرور آثار یک سال قبل می پردازند. مراسمی که در پی برگزاری چند جشن دیگر مثل «گلدن گلوب»، «بفتا» و برنامه های اختصاصی حلقه ها و انجمن های سینمایی برگزار می شود و به نوعی به جمع بندی آن ها هم می پردازد، اما نکته قابل تأمل این است که در تمام این مراسم و جشن ها، تنها تعداد معدودی از فیلم های سینمای آمریکا و جهان امکان راه یابی و درخشش دارند. یعنی نامزدها و برگزیدگان مراسم اسکار، گلدن گلوب، انجمن تهیه کنندگان، بفتا و … تقریبا یکسان هستند، مگر چند تفاوت استثنایی و بسیار اندک. برای همه جای سوال است که چطور امکان دارد چند جشنواره و جایزه که برگزارکنندگان و داورانی منفک و مستقل از هم دارند به نتایج یکسانی برسند؟ شباهت برگزیدگان این جوایز و محافل و همچنین محدود شدن توجه آن ها به چند فیلم خاص سبب شده تا این شبهه به وجود آید که انتخاب آثار توسط آن ها فرمایشی است. به ویژه اینکه طی سال های اخیر، رد پای مقاصد سیاسی هم در گزینش آثار به طور پررنگی خودنمایی کرده است. فرض کنید در ایران، جشنواره هایی چون فجر، مقاومت، عمار و محافلی مثل جشن انجمن منتقدان، ققنوس، جشن خانه سینما و … جوایز خود را به فیلم ها و فیلمسازهای مشترکی اهدا کنند! آن وقت اگر مردم تصور کنند که این جشن ها و جشنواره ها از یک مرکز یا دستورالعمل واحد پیروی می کنند و برگزیدگان آن ها به طور سفارشی انتخاب می شود، بیراه نرفته اند.

در همین حال و هوا نودمین دوره مراسم اسکار درحالی برگزار شد که نسبت به دوره های قبل، با جنجال های کمتری همراه بود و کمتر مورد توجه قرار گرفت. به ویژه نحوه و انتخاب برگزیدگان این دوره نیز باز هم سیاست زده و ایدئولوژیک قلمداد شد. به طوری که به زعم بسیاری از کارشناسان، «شکل آب» که برنده اسکار بهترین فیلم و چند جایزه دیگر در این مراسم شد، چندان شایسته این جایزه نبود و دستاورد هنری تازه ای نداشت، اما چه چیزی باعث شد تا توجه آکادمی علوم و هنرهای سینمایی آمریکا به این فیلم جلب شود؟

«شکل آب» به کارگردنی گیرمو دل‌تورو، فیلمساز مکزیکی الاصل هالیوود که بیشتر جوایز نودمین دوره مراسم اسکار ازجمله جایزه بهترین فیلم را دریافت کرد، ماجرایی افسانه ای و تخیلی از دوران جنگ سرد را ترسیم کرده است. یک زن تنها و لال که توان سخن گفتن ندارد، با یک موجود هیولاگونه که حاصل آزمایشات دانشمندان سیستم نظامی آمریکاست وارد رابطه ای عاطفی و عاشقانه می شود. نکته جالب این است که داستان اصلی و اولیه فیلم، هیچ ارتباطی با جنگ سرد نداشته و به گفته کارگردان فیلم، این موضوع توسط کمپانی های هایلوودی به آن تحمیل شده است. چون از این طریق، نوعی در هم آمیزی میان عشق و جنگ ایجاد شده است و تصویری مهربانانه تر از دستگاه نظامی آمریکا در آن دوران القا می شود. به غیر از این، «شکل آب» فیلمی با درونمایه دگرباشانه هم محسوب می شود. مضمونی که این دوران به شدت مورد علاقه جشنواره ها و مراسم سینمایی غربی است. موجود خیالی که در این فیلم به نمایش درآمده هم از جنس مونث است. نکته مهم این است که در واکنش به انتخاب «شکل آب» به عنوان برترین فیلم اسکار، تقریبا همه منتقدان کشور ما با هر گرایش سیاسی و فکری، با مراسم اسکار دچار چالش شدند. حتی آن هایی که همواره در ستایش از اسکار شعر می سرایند نیز اذعان دارند که جایزه بهترین فیلم به «شکل آب» نه به خاطر برتری هنری این فیلم بلکه به خاطر مایه های سیاسی و ایدئولوژیک آن، ازجمله حمایت از دگرباشی به آن اعطا شده است. همچنین فیلم “مرا با نام خودت صدا بزن” نیز که جایزه فیلمنامه اقتباسی را گرفت، دارای چنین مضمونی است.

از دیگر فیلم های مهم امسال «دانکرک» است. فیلم جدید کریستوفر نولان که جوایز بهترین تدوین، صداگذاری و تدوین صدا را در نودمین دوره مراسم دریافت کرد. این فیلم هم آشکارا جنگ طلبانه است که تاریخ را به سود انگلیس تحریف می کند. فیلمی که به نبردی در دوران جنگ جهانی دوم می پردازد و ماجرای تحقیر انگلیس و فرانسه در آن جنگ را تبدیل به یک حماسه و پیروزی کرده است. فقط کافی است به بیانیه پایانی فیلم که توسط یکی از شخصیت های اصلی خوانده می شود توجه کنیم: «ما باید تا انتها پیش برویم، باید در دریاها و اقیانوس ها بجنگیم، باید با قدرت بالا در هوا بجنگیم، باید به هر بهایی که شده از خودمان دفاع کنیم، باید در سواحل بجنگیم، باید در خشکی بجنگیم، باید در میدان نبرد و خیابان ها بجنگیم، باید در کوه ها بجنگیم، هیچ گاه نباید تسلیم شویم…تازمانی که خدا بخواهد، دنیای جدید با تمام توان و قدرتش برای نجات دنیای قدیم قدم پیش خواهد گذاشت.» گویی سخن سردمداران کاخ سفید و سایر دولت های جنگ افروز از زبان این فیلم خوانده می شود.

با این حال فیلم «سه بیلبورد خارج از ابینگ میزوری» که به اعتقاد بسیاری، مستحق جایزه بهترین فیلم بود، تنها جوایز بهترین بازیگر زن و نقش مکمل مرد را گرفت. فیلمی که به موضوع مهم این روزهای سینمای جهان یعنی افشاگری علیه آزار جنسی می پردازد. فیلمی که نگاهی انتقادی به جامعه امروز آمریکا هم دارد. به همین دلیل هم قابلیت های این أثر آنچنان که شایسته آن بود در این دوره از مراسم اسکار مورد توجه قرار نگرفت.

همچنان که به نظر خیلی از منتقدان، اهدای جایزه بهترین فیلمنامه اصلی به «برو بیرون» نیز سیاسی است. چنان که این فیلم، از نظر فیلمنامه اهمیت چندانی ندارد اما چون به موضوع رنگین پوستان می پردازد، دست اندرکاران اسکار خواسته اند تا با انتخاب آن به اعتراض های سال های اخیر به نادیده گرفته شدن سیاهان در سینمای آمریکا پاسخ دهند.

همان طور که آشکار است اسکار نه یک جشن سینمایی یا محفلی که به طور تخصصی با هنر و سینما سر و کار دارد، بلکه محلی است برای تبلیغ و لابی گری و قرائت پی در پی بیانیه های سیاسی و تبلیغ فرهنگ اصیل آمریکایی یعنی گاوچرانی و هفت تیرکشی! به همین دلیل هم هر سال از میزان مخاطبان این مراسم کاسته می شود و در مقابل، حجم انتقادات از آن افزایش می یابد.

پایگاه بصیرت

انتهای متن/

امپراتوری دروغانتشار مطالب خبری و تحلیلی رسانه‌های داخلی و خارجی لزوما به معنای تایید محتوای آن نیست و صرفا جهت اطلاع کاربران از فضای رسانه‌ای بازنشر می‌شود.

اسکار نه یک جشن سینمایی یا محفلی که به طور تخصصی با هنر و سینما سر و کار دارد، بلکه محلی است برای تبلیغ و لابی گری و قرائت پی در پی بیانیه های سیاسی و تبلیغ فرهنگ اصیل آمریکایی یعنی گاوچرانی و هفت تیرکشی!

بررسی کلی

امتیاز کاربر: اولین نفر باشید.
0
https://telegram.me/empireoflies

دیدگاهتان را ثبت کنید

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شدعلامتدارها لازمند *

*

theme