https://telegram.me/empireoflies

جشنواره ای که سودای جهانی شدن دارد

به گزارش جنبش مقابله با رسانه‌های بیگانه، امپراتوری دروغتقسیم جشنواره فیلم فجر به دو بخش ملی و جهانی، تجربه تازه ای در برگزاری این رویداد سینمایی است. از سال ۹۳ و دوره سی و سوم جشنواره فیلم فجر، بخش های داخلی و خارجی این جشنواره از هم منفک شدند. به این ترتیب که بخش ملی، شامل فیلم ‌های ‌ایرانی، در موعد همیشگی، یعنی بهمن برگزار می شود و بخش بین‌المللی آن به طور مستقل و در قالب جشنواره ای جداگانه، اردیبهشت هر سال میزبان فیلم ‌های خارجی و تعدادی فیلم‌ ایرانی خواهد بود. 

بدون تردید، مستقل شدن بخش بین‌الملل، می تواند موجب تمرکز، بهتر دیده شدن و افزایش تأثیرگذاری آثار ‌این بخش شود. چون به طور معمول، موقع برگزاری جشنواره فیلم فجر در بهمن، توجه همه به فیلم ‌های ‌ایرانی جلب می شود. همچنان که در دوره های قبلی که برگزاری هر دو بخش جشنواره فجر همزمان بود، بخش بین الملل این جشنواره در عمل می سوخت. اما با طرح کنونی و استقلال بخش بین الملل، فضای لازم برای ارتباط بیشتر مردم، هنرمندان، رسانه ها و علاقه مندان به سینما  کنونی فراهم است.

اتفاق مثبت دیگری که برای بخش بین الملل جشنواره فیلم فجر افتاده این است که حضور فیلم های هالیوودی کاهش یافته است. یکی از انتقاداتی که در دوره های گذشته به بخش بین الملل جشنواره فیلم فجر می شد، نمایش پررنگ فیلم های هالیوودی بود که استقلال این جشنواره را مخدوش می ‌ساخت. هم در دوره قبل و هم در این دوره، بخش اعظم جشنواره به رقابت فیلم های شرقی و متفاوت با آثار هالیوودی اختصاص یافته است.
اما سوال این است که چرا با مستقل شدن بخش بین الملل و برنامه ریزی های صورت گرفته، باز هم جریان سازی و تأثیرگذاری این رویداد ضعیف است؟ به ویژه اینکه جشنواره ‌های پرآوازه جهانی به خاطر رویکرد بین ‌المللی خود به شهرت رسیده‌ اند.
یکی از مشکلات جشنواره جهانی فیلم فجر مشخص نبودن چگونگی حضور فیلم‌ های خارجی و نوع تعامل با فیلمسازان جهان است. روش حرفه ‌ای و مرسوم همه جشنواره های معتبر در سطح جهان به این ترتیب است که سازندگان و دولت ‌های صاحب اثر تقاضای حضور کرده و فرم پر می کنند. اما در بخش بین الملل جشنواره فیلم فجر، اکثر فیلم ها بدون اطلاع کارگردان و تهیه‌کنندگان فیلم ها و صرفاً با سلیقه خاص برگزار کننده های جشنواره، وارد می شوند. در برخی دوره ها پیش می آمد که جوایز آثار برتر نیز به راننده سفارتخانه کشور صاحب فیلم اهدا شود! 

مسئله مهم دیگر که در اعتبار و تأثیرگذاری جشنواره های جهانی بسیار موثر است، رونمایی از فیلم های تازه و دیده نشده است. همه جشنواره های مهم دنیا به این دلیل اهمیت یافته اند که فیلم هایی در این رویدادها شرکت می کنند که قبلا در جشنواره یا در سینماها به نمایش در نیامده اند. یعنی برای اولین بار در این جشنواره ها رونمایی می شوند. این درحالی است که جشنواره جهانی فیلم فجر، معمولا فیلم هایی که قبلا روی پرده رفته اند را به نمایش در می آورد. به طور مثال در دوره اخیر این جشنواره که اردیبهشت امسال (سال ۹۵) برگزار شد، همه فیلم های خارجی حاضر، قبلا بارها در سینماها و جشنواره های دیگر اکران شده بودند!
مسئله دیگر، کیفیت و محتوای فیلم هاست؛ سوال این است که آیا قرار است فیلم ‌هایی خنثی و بی ‌تأثیر را ببینیم؟ یا جشنواره فجر از فرصتی که با استقلال بخش بین‌الملل برای خود فراهم کرده استفاده خواهد کرد و به کارزاری برای جریان‌ سازی سینمایی در راستای آرمان ‌های اصلی و اصیل خویش دست خواهد زد؟ 
دلیل این که جایزه ‌های اسکار، بفتا و گلدن گلوب و جشنواره ‌هایی چون کن، برلین، ونیز و… نسبت به سایر رویدادهای مشابه خود تأثیرگذارتر هستند و افراد بیشتری را از ملل مختلف جهان مفتون خود می ‌سازند، تعیین استراتژی و چشم‌ اندازی منحصر به خود و استمرار در ‌این اهداف بوده است.

اگر به اسامی فیلم های شرکت کننده و برندگان ‌این جشنواره ها بنگریم، متوجه رویکرد راهبردی آن ها می شویم. این جشنواره‌ ها از یک طرف، به همایش ‌هایی برای معرفی و تبلیغ سینمای مهاجم و امپریالیستی تبدیل شده‌اند و از طرف دیگر، شرایطی را فراهم کرده‌ اند که فیلمسازانی در دنیا، فعالیت خود را معطوف به اهداف ‌این جشنواره ‌ها نمایند. همچنان که ایران نیز هدف سیاستگذاری آنها قرار گرفته است. به گونه ‌ای که همواره فیلم‌ هایی از ایران را برجسته می‌ کنند و تحت حمایت قرار می ‌دهند که تصویری منفی و سیاه از کشورمان را نمایش می‌دهند. مروری بر فیلم‌ های ایرانی که در چنین جشنوار ه‌هایی جایزه گرفته ‌اند نشان می‌ دهد که به جز دو، سه استثنا، تمام فیلم ‌هایی که در جشنواره‌ های وابسته به دولت‌ های غربی تحویل گرفته شده ‌اند دارای این نوع نگاه بوده‌ اند. 
در شرایطی که جشنواره های سینمایی غربی برای مقاصد خود، از اصول مدنظرشان هیچ گاه عقب نشینی نمی کنند، اما متأسفانه جشنواره ‌های ما برای آرمان ‌های والای انسانی و الهی خود کم ‌کار و کم‌ تأثیر هستند. این یک واقعیت نامطلوب است که بخش بین‌الملل جشنواره فیلم فجر، با این که در همه دوره ‌هایش نمایش ‌دهنده آثار قابل توجهی هم بوده، اما در هیچ‌یک از دوره ‌های خودش نتوانسته به عنوان یک کارزار موثر بر سینمای جهان عمل کند. به این معنی که نمی ‌توان هیچ موج و حتی بازتابی را در سینمای دنیا شناسایی کرد که تحت تأثیر جشنواره فجر پدید آمده باشد.
جشنواره جهانی فیلم فجر منفعل و فاقد راهبردی تهاجمی است. این وضعیت ناخوشایند در شرایطی به وجود آمده که جایگاه منحصر به فرد کشور ایران در عرصه بین ‌المللی قابلیت و استعداد بالقوه و ویژه ‌ای را پیش روی جشنواره فجر قرار داده است. قابلیت این که منادی سینمایی متفاوت و مخالف با سران ‌هالیوود و اسکار باشد. جشنواره فیلم فجر می‌ تواند و باید با شاخص ‌سازی و فریاد برآوردن علیه سینمای زرسالار و زورگوی حاکم و مسلط بر جهان، فیلمسازان مستقل دنیا را مجذوب خود کند. 
به خصوص ‌اینکه در شرایط کنونی جهان، فضای چندانی برای هنرمندان مستقل و مخالف سلطه وجود ندارد. جشنواره جهانی فیلم فجر، می ‌تواند با امکانات و توان خود، مأمنی برای فیلمسازان اخلاقگرا، آزادیخواه، ضد جنگ و مخالف استعمار و سرمایه ‌داری شود. به طوری که هنرمندان آزاده جهان، با انگیزه شرکت در این جشنواره فیلم بسازند و جشنواره فجر ایران، باعث تبلیغ و ترویج این نوع هنرمندان و فیلم ‌ها شود.
با این اوصاف، آنچه اردیبهشت هر سال تحت عنوان «جشنواره جهانی فیلم فجر» برگزار می شود، بیشتر به یک «هفته فیلم» شباهت دارد و هنوز با رویدادی که بتوان آن را جشنواره ای جهانی نامید فاصله دارد.

نویسنده:

آرش فهیم

پایگاه بصیرت

انتهای پیام/

به گزارش جنبش مقابله با رسانه‌های بیگانه، امپراتوری دروغ: تقسیم جشنواره فیلم فجر به دو بخش ملی و جهانی، تجربه تازه ای در برگزاری این رویداد سینمایی است. از سال ۹۳ و دوره سی و سوم جشنواره فیلم فجر، بخش های داخلی و خارجی این جشنواره از هم منفک شدند. به این ترتیب که بخش ملی، …

بررسی کلی

امتیاز کاربر: اولین نفر باشید.
0
https://telegram.me/empireoflies

دیدگاهتان را ثبت کنید

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شدعلامتدارها لازمند *

*

theme