https://telegram.me/empireoflies

جریان شناسی آشنایی با احزاب ایران/سال‌های ۱۳۳۹ تا ۱۳۴۲

اختصاصی – به گزارش جنبش مقابله با رسانه‌های بیگانه، امپراتوری دروغ: جبهه ملی دوم؛ با ایجاد فضای باز سیاسی (ژست رژیم مبنی بر آزادی انتخابات) و تز «جان. اف. کندی» (رئیس جمهور آمریکا) برخی از یاران و همکاران سابق مصدق به فکر تجدید سازمان جبهه مل افتادند. بدین منظور دو جلسه جداگانه از سوی رهبران نهضت مقاومت ملی و فعالان احزاب سیاسی و همکاران سابق مصدق با هدف تجدید سازمان نهضت مقاومت ملی و جبهه ملی تشکیل شد. آقایان سیدرضا زنجانی، سیدمحمود طالقانی، حاج سیدجوادی، مهدی بازرگان، یدالله سحابی رهبران گروه اول و آقایان دکتر صدیقی، اللهیار صالح، باقر کاظمی، دکتر عبدالله معظمی، سیدمحمود نریمان، داریوش فروهر و… رهبران گروه دوم بودند.

بعدها این دو گروه به این نتیجه رسیدند که لازم است با هم و به طور مشترک تشریک مساعی کنند. سرانجام در ۲۳/۴/۱۳۳۹ به دعوت دکتر غلامحسین صدیقی با حضور ۱۷ تن از شخصیت‌های سیاسی اپوزیسیون جلسه‌ای در منزل وی برقرار و با تشکیل سازمان سیاسی «جبهه ملی دوم» موافقت شد و فردای آن روز اعلامیه تشکیل جبهه ملی دوم رسما در سراسر کشور انتشار یافت. در دی‌ماه ۱۳۴۱ اولین کنگره جبهه ملی با حضور ۱۷۰ نماینده تشکیل شد.

۶/۱۳۳۹

جامعه سوسیالیست‌های نهضت ملی ایران (توسط خلیل ملکی پس از آزادی و بازگشت از تبعید تاسیس شد و مجله علم و زندگی را منتشر کرد) اما این سازمان در میان روشنفکران جامعه آن روز ایران (حتی جلال آل احمد که از وفادارترین یاران ملکی بود) هم جایگاهی نداشت. نه حزب توده، نه جبهه ملی، نه مذهبی‌ها و نه روشنفکران از ملکی و افکارش استقبال نکردند و او تا پایان عمر تنها ماند.

۲۵/۲/۱۳۴۰

نهضت آزادی ایران؛ زمانی که کندی در سال ۱۳۴۰ به ریاست جمهوری آمریکا رسیده بود، سرلوحه کار وی شعارهای دفاع از حقوق کارگران، آزادی و حقوق بشر بود؛ لذا مقداری فضای باز سیاسی در ایران ایجاد شد و در ۲۵/۲/۱۳۴۰ نهضت آزادی توسط حدود ۲۵ نفر از اعضای نهضت مقاومت ملی تشکیل شد. آقایان زنجانی، سیدمحمود طالقانی، مهدی بازرگان، دکتر یدالله سحابی، دکتر عباس شیبانی، رحیم عطایی، منصور عطایی، عباس سمیعی و حسن نزیه از شناخته‌ترین چهره‌های آن به شمار می‌روند. چند سال بعد نهضت در خارج کشور، در اروپا توسط قطب‌زاده و شریعتی و در آمریکا نیز توسط ابراهیم یزدی تاسیس شد؛ از این افراد محروم آیت‌الله طالقانی که دیدگاهی رادیکال‌تر داشت و چهره‌ای روحانی و مردمی بود را نمی‌توان از اعضای نهضت به حساب آورد.

نهضت آزادی

وی هم با نواب صفوی رفاقت داشت و هم نسبت به مصدق و رهبری نهضت ملی علاقه نشان می‌داد و هم با بازرگان و دوستانش همراهی می‌کرد و مسجد هدایت که امامت جماعت ان را برعهده داشت، کانون تجمع انقلابیان و مبارزان بود. این جریان ملی-مذهبی که از بطن جبهه ملی و نهضت مقاومت ملی جوشیده بود، نسبت به جبهه ملی قدمی به پیش محسوب می‌شد و در نهایت نیز جناح تندروی آن به سازمان مجاهدین خلق (منافقین)(سال ۱۳۴۴) منتهی شد. مهندس مهدی بازرگان در خاطرات خود، مرامنامه نهضت آزادی ایران را در چهار بند خلاصه کرده است:

۱-مسلمانیم: نه به این معنی که یگانهوظیفه خود را روزه و نماز می‌دانیم، بلکه ورود به سیاست و فعالیت اجتماعی، من باب وظیفه ملی و فریضه دینی بوده، دین را از سیاست جدا نمی‌دانیم و خدمت به خلق و اداره امور ملت را عبادت می‌شناسیم. مسلمانیم، به این معنی که به اصول عدابت و مساوات و صمیمیت و سایر وظایف اجتماعی و انسانی، قبل از آن‌که انقلاب کبیر فرانسه و منشور ملل متحد اعلام نماید، معتقد بوده‌ایم.

۲-ایرانی هستیم: ولی نمی‌گوییم هنر نزد ایرانیان است و بس، ایران دوستی و ملی‌بودن ما، ملازم با تعصب نژادی نیست و…

۳-تابع قانون اساسی هستیم: ولی منافی-نومن ببعض و نفکر ببعش- نبوده، از قانون اساسی به صورت واحد و جامع طرفداری می‌کنیم و اجازه نمی‌دهیم اصول و اساس آن که آزادی عقاید و آزادی مطبوعات و اجتماعات، استقلال قضات، تفکیک قوا و بالاخره انتخابات صحیح است، فراموش و فدا شود و حکومت ملی و حاکمیت قانون پایمال گردد.

۴-مصدقی هستیم: مصداق را از خادمین بزرگ و افتخارات ایران و شرق می‌دانیم، ولی نه به آن معنی و مقصدی که از روی جهل و غرض تهمت زده، مکتب او را مترادف با هرج و مرج و تقویت کمونیسم و تعصب ضدخارجی و جدایی از جهان معرفی کرده‌اند.

نهضت آزادی با مشی و مرام لیبرالی پیش از انقلاب موضعی مبتنی بر حفظ سلطنت داشت به طوری که بازرگان در سال ۱۳۴۱ طی سخنانی اظهار داشته: «نظریات ما در مورد سلطنت هم بر رونق و دوام و مقام سلطنت خواهد افزود و هم اجازه تولید فوق‌العاده ملی را می‌دهد… ما واقعا طرفدار و موافق سلطنت هستیم.»

«رابطه با آمریکا» و «غرب باوری» در مرام نهضت آزادی نهفته به طوری که بازرگان در ملاقات با برژینسکی گفته است: «طرز کار ما، درس خواندن ما، مبارزه ما، انقلاب ما، ضدیت با استعمار و استثمار، تماما ارمغان غرب است.»

همچنین عناصر نهضت آزادی در عمل و گفتار به اصل مترقی «ولایت‌فقیه» باور ندارند؛ به طوری که ابراهیم یزدی در جلسه‌ای اظهار داشته: «روحانیت قانون اساسی را زیر پا گذاشته و ما به ولایت‌فقیه اعتقاد نداریم.» (اظهارات ابراهیم یزدی- ۱۴/۱۱/۱۳۷۵)

۱۳۴۰

جاما (جنبش آزادی‌بخظ مردم ایران که منشعب از حزب مردم ایران بود) رهبری آن را دکتر کاظم سامی بر عهده داشت که به همراه چند تن دیگر از جمله دکتر پیمان آن را اداره می‌کرد. این تشکل در سال ۱۳۴۶ با نفوذ عناصری از ساواک ضربه خورد. بعدها فعالیت آن به رغم حمایت از جنبش مسلحانه، تعطیل شد تا آن که در سال ۵۶ بار دیگر فعالیت خود را از سر گرفت؛ جنبش مسلمانان مبارز خود را ادامه این راه می‌داند.

اواخر ۱۳۴۱

هیات‌های موتلفه اسلامی؛ در سال ۱۳۴۰ آمریکا بر شاه فشار می‌آورد تا برخی از سیاست‌های مطلوب غرب را در جامعه ایران اجرا کند. علاوه بر این، آمریکا از شاه می‌خواست که جبهه ملی را آزاد بگذارد و حتی دولت خود را از این حزب برگزیند. در سطح جامعه نیز مفاسد اخلاقی گسترش فراوان یافته بود. برخی از مجلات، با اشاعه تصاویر، داستان‌ها، طنزها و کاریکاتورهای مبتذل بر این فساد دامن می‌زند و مردم متدین به خصوص علمای اعلام و به ویژه حضرت امام خمینی (ره) از این وضعیت رنج فراوان می‌بردند. لذا مردم مذهبی در قالب هیات‌های مختلف عزاداری امام حسین (ع) و نیز تعدادی از جمعیت‌هعای اسلامی که مخفیانه فعالیت می‌کردند تقسیم شده بودند. نخستین گام برای اتحاد مردم ایجاد وحدت در میان هیات‌ها و جمعیت‌های مزبور بود. با تلاش تعدادی از مبارزان، هیات‌های موتلفه در اواخر سال ۱۳۴۱ بنابر راهنمایی و ارشاد امام خمینی به وجود آمد. شاخه نظامی این تشکیلات در پی سخنرانی امام در مورخه ۴/۸/۱۳۴۳ در اعتراض به قانون «کاپیتولاسیون» شکل گرفت و طی آن به مجازات خائنین به ملت و دین پرداخت.

موتلفه اسلامی

تصمیمات سیاسی هیات‌های موتلفه توسط شورای منتخب امام از جمله شهید مطهری، شهید بهشتی، حجج‌الاسلام انواری، مولایی، غفوری و پس از مدتی شهید باهنر و آقای هاشمی‌رفسنجانی تایید می‌شد.

اعضای این هیات‌ها بیشتر از دانشجویان، دانش‌آموزان، بازاریان، کارگران، طلاب و کارمندان تشکیل یافته بود و کمیته مرکزی آن را شهید حاج مهدی عراقی، شهیدصادق امانی، شهید محمدصادق اسلامی و آقایان حبیب‌الله عسگراولادی و حاج مهدی و مشفق و شهید اسدالله لاجوردی تشکیل می‌دادند. در میان اعضای غیراصلی نیز افرادی همچون شهید صفارهرندی، شهید محمد بخارایی و شهید مرتضی نیک‌نژاد و … قرار دارند.

از جمله اقدامات این هیات‌ها، رساندن و ابلاغ سریع پیام‌های امام در پیش از انقلاب به مردم و همچنین اعدام انقلابی منصور (نخست‌وزیر طاغوت) و تدارک اعتصابات و سامان دادن به تظاهرات و راهپیمایی‌ها و «برگزاری مجالس مختلف بود. «دفاع از حریم اسلام و قرآن» و «وفاداری به منویات حضرت امام (ره)» و «قائل بودن به پیوند دین و سیاست» از جمله مرام‌های عملکردی اعضای هیات‌های موتلفه می‌باشد.

انتهای پیام/

جامعه سوسیالیست‌های نهضت ملی ایران (توسط خلیل ملکی پس از آزادی و بازگشت از تبعید تاسیس شد و مجله علم و زندگی را منتشر کرد) اما این سازمان در میان روشنفکران جامعه آن روز ایران (حتی جلال آل احمد که از وفادارترین یاران ملکی بود) هم جایگاهی نداشت.

بررسی کلی

امتیاز کاربر: اولین نفر باشید.
0
https://telegram.me/empireoflies

دیدگاهتان را ثبت کنید

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شدعلامتدارها لازمند *

*

theme