https://telegram.me/empireoflies

تکاپوی بسیار برای «هیچ»

به گزارش جنبش مقابله با رسانه‌های بیگانه، امپراتوری دروغ: بی‌تردید «کشف حجاب اجباری زنان» در دوره رضا‌خان، در راستای فرهنگ‌ستیزی و نیز اسلام‌زدایی از جامعه ایرانی صورت می‌گرفت. این طرح که اثرات دیرپای مخربی بر شئون مختلف سیاسی، اجتماعی و فرهنگی جامعه بر جای نهاد، پس از بازگشت رضاشاه از سفر ترکیه آغاز شد. گمان او بر این بود که با تغییر لباس زنان جامعه ایرانی به سرعت راه توسعه را طی و در عداد کشورهای مدرن و پیشرو قرار خواهد گرفت. در اجرای طرح کشف حجاب شهربانی نقش اساسی به عهده داشت و با پراکندن مأموران پرشمار خود در سطح شهرهای مختلف کشور که اساساً از آموزش لازم نیز بی‌بهره بودند و روش‌های بسیار خشونت‌آمیز و زننده‌ای هم به کار می‌بردند، با اجبار و فشار از زنان و دخترانی که با لباس‌های سنتی در حال تردد بودند کشف حجاب می‌کردند و در همان حال همسران و پدران زنان محجبه‌ای را که حاضر به کشف حجاب نبودند به این صورت آزار می‌دادند:

«کشف حجاب روز ۱۷ دی‌ماه ۱۳۱۴ اجرا شد. در آن روز غیر از فرهنگیان تمام مدعوین با همسران خود بدون حجاب شرکت کرده بودند. رضاشاه پهلوی نیز با همسر و دو دخترش بدون حجاب در مراسم شرکت کرد. از فردای آن روز در تمامی وزارتخانه‌ها و سازمان‌های دولتی موظف شدند برای این اقدام مجالس جشن و سرور برپا کنند و کارمندان بالاجبار با همسران خود بدون حجاب شرکت کردند. حاج محتشم‌السلطنه اسفندیاری رئیس مجلس شورای ملی مقدم بر این کار شد. در کافه‌ها و کاباره‌های تهران عده‌ای رقاصه که از چندی پیش آماده شده بودند نه‌تنها بدون حجاب بلکه عریان و لخت به پایکوبی و شادمانی پرداختند و آهنگ‌هایی را که قبلاً برای رفع حجاب ساخته شده بود با صدای خوش و ناخوش می‌خواندند. پلیس با خشونت تمام مأمور بر گرفتن چادر از سر بانوان بود و در اجرای این دستور مذهب و عاطفه نبایستی مدخلیت داشته باشد. ضرب و شتم و پاره کردن چادر و روسری و اهانت به آنان از وظایف عادی پلیس شده بود و تنها به این هم اکتفا نمی‌شد و شوهران و پدران زنان غیرمکشوفه را به کلانتری جلب می‌کردند و به زندان می‌بردند و برای آنها پرونده اقدام علیه امنیت کشور می‌ساختند، ولی با تمام این سختگیری‌ها عده زیادی از زنان چادر از سر نکشیدند و خود را در منزل زندانی کردند.»(۱)

مقاومت زنان علیه کشف حجاب

اعمال فشار شهربانی برای کشف حجاب در شهرهای مختلف با مقاومت‌هایی روبه‌رو شد و به‌ویژه در شهرهایی نظیر قم و مشهد برخوردهایی میان نیروهای شهربانی و مردم پیش آمد که با سرکوب مخالفان همراه بود. (۲) ادیب‌هروی به گوشه‌هایی از سبعیت‌های شهربانی رضاشاه برای کشف حجاب زنان در شهر مشهد چنین اشاره کرده است:‌«یکی از موضوعات مهم مسئله رفع حجاب بود که مأموران دولت آن را هم مانند کلاه تمام لبه شاپو درست یک سال پس از کشتار مسجد گوهرشاد به فشار و زور عملی کردند. در مشهد از روز جمعه پنجم تیرماه ۱۳۱۵ آژان‌ها میان کوچه، بازار و خیابان‌ها مأمور شدند از حضور بانوانی که با چادر نماز و چارقد بیرون می‌آیند جلوگیری کنند. به این معنی که آنها یا باید سر برهنه باشند یا کلاه داشته باشند. در ضمن مصادر امور مجالس جشن میان باغ ملی و عمارت شیر و خورشید و دیگر جاها را تشکیل می‌دادند و از مستخدمین ادارات دولتی دعوت می‌کردند. چند روز بود که پاسبان‌ها در کوچه و خیابان چادر و چارقد زنان را پاره می‌کردند و حتی بعضی از آنان زنان را تا خانه‌شان دنبال می‌کردند که چادر نماز را از سرشان بردارند.‌»(۳)

گزارش‌ها و مدارک به‌جا مانده حاکی از این است که شهربانی و حکومت در تهران با موفقیت بیشتری برنامه کشف حجاب را دنبال کرد، اما در شهرهای دیگر مقاومت مخالفان بیشتر نمود داشت و چنانکه دلخواه حکومت بود نتوانست این طرح ضد فرهنگی و اجباری را به انجام برساند. (۴)

زندان و تبعید برای مخالفان کشف حجاب

بسیاری از مخالفان کشف حجاب در شهرهای مختلف از شوی شهربانی بازداشت و محاکمه شدند، به زندان افتادند یا راه تبعید در پیش گرفتند. بدین ترتیب در حالی که رضاشاه تصور می‌کرد با کشف حجاب راهی نو برای کشانیدن هر چه بیشتر زنان به عرصه فعالیت‌های اجتماعی گشوده خواهد شد، اما اقدامات اجباری او نتیجه معکوسی داشت. در نتیجه برنامه کشف حجاب بسیاری از زنان از ترس مأموران شهربانی دیگر حتی برای امور ضروری هم حاضر نمی‌شدند از خانه‌های خود بیرون بیایند. بنابراین بیش از پیش از عرصه حیات اجتماعی، اقتصادی و… دور شدند.(۵)

با تمام سختگیری‌هایی که از سوی دستگاه‌های انتظامی و به‌ویژه شهربانی صورت می‌گرفت مخالفت‌ها با برنامه کشف حجاب ادامه یافت که در رأس همه مخالفان روحانیون و علمای مذهبی قرار داشتند. با آنکه رضاشاه تلاش بسیاری کرده بود تا با اختلاف‌افکنی میان روحانیون، مخالفت یکپارچه آنان با طرح کشف حجاب را خنثی کند اما به خاطر حساسیت امر که به نظر عامه روحانیون اقدامی آشکارا ضد دینی و عملی حرام محسوب می‌شد، مخالفت آنان با کشف حجاب با اجماع و همبستگی بیشتری صورت گرفت و در همین راستا رسائل، کتاب‌ها و جزوات متعددی از علمای برجسته منتشر شد که در آنها با استناد به آیات قرآن و روایات اسلامی طرح کشف حجاب به لحاظ شرعی عملی حرام و مردود اعلام می‌شد. در همان حال مراجع تقلید در نقاط مختلف ایران و حوزه نجف با تمام فشارهایی که از سوی شهربانی و سایر دستگاه‌های حکومتی وجود داشت، با صدور اعلامیه‌های مختلف و هماهنگی با یکدیگر عمل کشف حجاب را محکوم کردند. بدین ترتیب روحانیون از مهم‌ترین مخالفان طرح کشف حجاب بودند و مخالفت آنان در بسیاری از موارد موجب شکست اجرای طرح مذکور شد. البته در بسیاری از برخوردها و درگیری‌های خونین نیروهای شهربانی و مخالفان کشف حجاب روحانیون در صدر مخالفان قرار داشتند و مکرراً مورد ضرب و شتم و آزار و اذیت نیروهای شهربانی بودند و به زندان می‌افتادند یا تبعید می‌شدند. بگذریم از اینکه بخش اندکی از روحانیون نیز علی‌الظاهر با سیاست‌های کشف حجاب رضاشاه همراهی می‌کردند و راه تقیه را برگزیدند و نیز تعداد معدودی در جشن‌های بی‌حجابی شرکت کردند، اما این‌گونه اتفاقات بسیار کمتر از آنی بود که مخالفت گسترده روحانیون را که از حمایت اقشار بسیاری از مردم کشور نیز برخوردار بودند تحت‌الشعاع قرار دهد. (۶)

قشون‌کشی شهربانی به شهرهای مختلف برای اجرای کشف حجاب

از آنجایی که رضاشاه اراده کرده بود طرح کشف حجاب را به‌رغم تمام مشکلات و مخالفت‌هایی که وجود داشت به اجرا در‌آورد، تمام دستگاه‌های حکومتی برای اجرای این طرح ضد فرهنگی از هیچ کوششی فروگذار نمی‌کردند و در این میان شهربانی به عنوان مهم‌ترین تشکیلات اجرایی این طرح نیروهای گسترده‌ای را در شهرهای مختلف کشور بسیج می‌کرد و از هیچ عملی برای در هم شکستن مخالفت‌ها کوتاهی نمی‌کرد. در همان حال هماهنگی مدیریتی و اجرایی منظمی میان نخست‌وزیر، وزارت کشور، حکومت‌های محلی، استانداران و فرمانداران با شهربانی برقرار بود و شهربانی دستور اکید داشت در اجرای کشف حجاب هیچ‌گونه مماشات و مدارایی از خود نشان ندهد. به همین دلیل به مجرد وقفه افتادن در اجرای این طرح در هر گوشه از کشور از سوی نخست‌وزیر و سایر مسئولان امر به شهربانی دستور داده می‌شد نیروهایش را به محل‌های تعیین شده اعزام کند. چنانکه وقتی خبر رسید برنامه کشف حجاب در ساوه آنگونه که باید اجرا نشده است نخست‌وزیر وقت محمود جم طی نامه‌ای به شرح زیر شهربانی را مکلف ساخت در انجام دادن این مهم بکوشد:

«ریاست وزرا نمره ۱۲۶۷۷ به تاریخ ۱۹/۱۰/۱۵، خیلی فوری

ریاست اداره کل شهربانی ـ بر طبق خبر تلگرافی ۱۴/۱۰/۱۵ مأمونیه موضوع رفع حجاب بانوان در کلیه بلوک زرند عملی و اجرا نشده است. به حکومت ساوه دستور داده شد با همکاری مأمورین شهربانی آنجا در اجرا و عملی کردن موضوع با کمال جدیت اقدام کنند. اینک لازم است به شهربانی ساوه هم از طرف اداره کل شهربانی در این زمینه دستور لازم صادر شود که در اجرا و مراقبت امر با حکومت آنجا همکاری کند و یک نفر مأمور مخصوص به مأمونیه جهت تحقیق امر اعزام کند و تحقیقات خود را برای اطلاع ریاست وزرا توسط آن اداره ارسال دارد.

رئیس وزرا

[امضای محمود جم]

(نخست‌وزیری ـ ۳۰۰۳۰۱)»(۷)

شهربانی هم مدت کوتاهی بعد گزارش داد که دستور نخست‌وزیر چنانکه دلخواه او بود اجرا شده است.(۸) در همان حال استانداران و حکام شهرهای مختلف نیز در اجرای طرح کشف حجاب همکاری بسیار نزدیکی با شهربانی داشتند و مخصوصاً تلاش می‌کردند هر گونه مقاومت و مخالفت سازمان‌یافته با این طرح را با یاری شهربانی‌های محلی در هم بشکنند، از جمله اقشاری که مخالفت آنان با کشف حجاب همواره موجبات نگرانی مسئولان امر را فراهم می‌ساخت، روحانیون و علما بودند که در شهرهای مختلف و مناطقی که سکونت داشتند در حد توان در مخالفت با کشف حجاب می‌کوشیدند. به همین دلیل شهربانی موظف بود همواره ترتیبات لازم را برای جلوگیری از مخالفت روحانیون فراهم آورد، از جمله حکومت گرگان در این باره به شهربانی گرگان چنین توصیه می‌کند: «وزارت داخله، حکومت گرگان و دشت گرگان، نمره ۹۳۱۵، تاریخ ۱۸/۱۰/۱۴، محرمانه

اداره شهربانی گرگان ـ در تعقیب نمره ۸۸۲۵ لازم است مراقبت کامل کنند. اشخاصی که منبر می‌روند وارد هیچ‌گونه مباحثی خارج از وظیفه نشوند، بلکه باید همگی ملتزم شوند علیه حجاب اظهاراتی ولو به کنایه و استعاره نیز نکنند. فقط و فقط حدود خود را محفوظ کنند و بدانند اگر تخطی کنند تحت تعقیب کامل قرار خواهند گرفت، مخصوصاً یکی از وظایف مهم شهربانی این است که اهالی را با دلایل و براهین به امتثال امر دولت که نتایج عالیه آن متوجه افراد ملت خواهد بود حاضر و مهیا سازند و نگذارند اذهان ساده مشوب شوند. به شهربانی‌های تابعه نیز دستور فوق را ابلاغ کنند که با نهایت مسالمت، متانت و بیداری در اجرای مقررات اهتمام کنند و نتیجه عملیات را مرتباً اطلاع دهند.»(۹)

و در دستور دیگری حکومت گرگان از شهربانی منطقه چنین می‌خواهد:‌«وزارت داخله، حکومت گرگان و دشت گرگان، نمره ۹۳۳۸، تاریخ ۱۸/۱۰/۱۴، محرمانه

اداره شهربانی گرگان ـ در تعقیب نمره ۹۳۱۵ به موجب حکم نمره ۱۵۷۸ وزارتی لازم است نهایت مراقبت کند و به شهربانی‌های تابعه نیز دستور دهید هرگاه وعاظ در بین اشخاص یا منابر اظهاراتی بر ضد وضعیت فعلی کردند، فوراً مرتکبین را به عنوان تحریک به فساد طبق مقررات تعقیب و مراتب را فوراً راپرت کنند و… تذکر می‌دهد. همان‌طور که باید از دسایس و وساوس اشخاص فوق جلوگیری کرد، همان قسم باید با ملایمت و متانت مردم را به مجالس و فواید رفع حجاب تزریق و آگاه کرد.‌»(۱۰)

در همان حال با هماهنگی‌های مسئولان ذیربط در شهربانی، شهربانی‌های محلی طبقات مختلف مردم را در مراسم ویژه گرد می‌آورند، درباره طرح و لزوم کشف حجاب تأکیدات لازم را به آنها می‌کردند و آنها را مکلف می‌ساختند در اجرای این طرح شهربانی و سایر دستگاه‌های حکومتی را یاری دهند. در نامه حکومت گرگان به شهربانی آن شهر در این باره چنین آمده است:«وزارت داخله، حکومت گرگان و دشت گرگان، نمره ۹۸۴۲، تاریخ ۵/۱۱/۱۴، محرمانه

اداره شهربانی گرگان ـ در تعقیب نمره ۹۴۸۷، دیروز عصر شنبه ۴/۱۱/۱۴ در اداره حکومتی از طبقه تجار و سایر طبقات احضار شدند و مقررات را در رفع حجاب به آنها اخطار و همگی اظهار مسرت و اطاعت کردند. حال لازم است اداره شهربانی رؤسای اصناف را احضار و با نهایت متانت و ذکر جهات محسنه رفع حجاب و برداشتن چادر سیاه را ـ که اختصاص به فواحش داده شده است ـ تذکر بدهید و آنها را ملزم و متعهد کنید در ظرف چند روز معین که بتوانند برای عائله و زن‌هایشان تدارک لباس کنند وقت بدهید و پس از انقضای مدت اگر زنی با چادر در کوچه و خیابان‌ها دیده شد به شهربانی جلب و صاحب آن زن طبق مقررات تعقیب شود و باید هر چه زودتر این قسمت را عملی کنند که بیش از این تأخیر مقتضی نیست. نتیجه را با مدت امهال آنها اطلاع دهید.‌»(۱۱)

و هرگاه افرادی به دلایل مختلف در این جلسات توجیهی حضور نمی‌یافتند بلافاصله از سوی شهربانی احضار می‌شدند تا در اوقات مقرر شده با همسران کشف حجاب کرده خود در جلسات شرکت کنند. (۱۲) برای نمونه حکومت سبزوار در این باره به وزارت داخله چنین می‌نویسد:«شهرداری سبزوار، نمره ۳۶۷۶/ف، تاریخ ۲۸/۶/۱۳۱۷، محرمانه مستقیم

وزارت داخله ـ در اجرای بخشنامه شماره ۴۰۵/۱۳۵ ـ ۱۱/۱/۱۷ برای پیشرفت امر نهضت بانوان دستور داده شده بود، در مواقع تشکیل جلسات جشن و پذیرایی‌ها مراقبت لازم به عمل آید. اشخاصی که دعوت می‌شوند اگر در مجالس حاضر نشدند یا بدون بانوی خود آمدند صورت تهیه کنید و به فرمانداری بفرستید و چون این موضوع در سبزوار به‌طور شایسته پیشرفت نکرده بود، لذا در موقع تشکیل مجالس جشن و پذیرایی مربوط به وصول مژده خبر نامزدی والاحضرت همایون ولایتعهد از موقع استفاده کنند سپرده و کاملاً مواظبت شود. مدعوین هر کدام نیامدند یا تنها حاضر شدند بانوی خودشان را به همراه نیاورند صورت دهند. پس از خاتمه مجالس جشن صورت‌های رسیده حاکی از ۱۳۶ نفر مدعو در یک مجلس ۱۰۶ نفر یا اصلاً حاضر نشده یا بدون بانوی خود حاضر شده‌اند. بنابراین قضیه را به وسیله اداره شهربانی مورد تعقیب و بازرسی قرار دهند و اشخاصی را که عذرشان قابل قبول نیست و آنها که متعذر شده‌اند بانوانشان حامله یا وضع حمل داشته یا مریض یا در مسافرت بوده‌اند برای اینکه موضوع روشن شود و صحت و سقم اظهارات آنها معلوم و دستور داده شود تحت مراقبت شهربانی و معارفه شب‌های جمعه که مجلس وعظ و خطابه معمولاً در مسجد جامع مرتباً دایر است اشخاص منظور هر کدام دو سه جلسه با بانوان خود در مجلس وعظ و خطابه مزبور حاضر شوند. به اداره معارف هم نوشته شد مراقبت لازم را معمول بدارد اشخاصی که با بانوان خود در مجلس وعظ و خطابه در شب‌های جمعه حاضر می‌شوند حضورشان را تصدیق کنند و به فرمانداری صورت بفرستند تا آنهایی که حقیقتاً متکلف و از حضور در مجالس جشن و پذیرایی‌ها یا در مجالس وعظ و خطابه با بانوان خود خودداری می‌کنند شناخته شوند و صورت‌ آنها را تقدیم دارند تا اقدام لازم درباره آنها به عمل‌ آید.

[امضا]: شهروزی»(۱۳)

مجازات سخت برای مخالفان کشف حجاب

نیروهای پرشمار شهربانی در شهرهای مختلف همواره مراقب بودند دستور اجرای طرح کشف حجاب چنانکه مورد نظر و دلخواه حکومت بود مورد توجه قرار گیرد و به آن عمل شود(۱۴) و با هماهنگی‌های مسئولان امر و شهربانی‌های محلی تمهیدات لازم را برای استقبال عمومی از این طرف به عمل آورند و از موانعی که به‌نوعی سد راه اجرای کشف حجاب بود بکاهند. (۱۵) به‌رغم خشونت‌های بسیاری که مأموران شهربانی در اجرای طرح کشف حجاب اعمال می‌کردند و در این مورد البته موجبات خشم و ناراحتی بسیاری از مردم کشور را فراهم می‌ساختند، دستگاه‌های حکومتی و مسئولان امر در وزارت کشور، نخست‌وزیری و… روی‌هم‌رفته از روش شهربانی در به کار بستن این مهم رضایت داشتند و هر از چند گاه در بخش‌های مختلف کشور گزارش‌هایی به شهربانی می‌رسید که حاکی از اظهار تشکر و امتنان از اقدامات آنان بود. (۱۶)

اما برخورد شهربانی با مخالفان کشف حجاب صرفاً در حد تهدید و هشدار باقی نمی‌ماند و در موارد بسیاری مخالفان دستگیر می‌شدند و تحت تعقیب قضایی قرار می‌گرفتند و پرونده‌هایی برای‌شان تشکیل و از آنها بازجویی می‌شد و مجازات می‌شدند. با این همه تمامی این فشارها، به هنگام اخراج رضاخان از ایران تاثیر خود را نشان داد و آن نیز بازگشت عمده مردم به اصل اساسی و دینی«حجاب» بود.

انتهای پیام/جوان آنلاین

بی‌تردید «کشف حجاب اجباری زنان» در دوره رضا‌خان، در راستای فرهنگ‌ستیزی و نیز اسلام‌زدایی از جامعه ایرانی صورت می‌گرفت.

بررسی کلی

امتیاز کاربر: اولین نفر باشید.
0
https://telegram.me/empireoflies

دیدگاهتان را ثبت کنید

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شدعلامتدارها لازمند *

*

theme