https://telegram.me/empireoflies

تمسخر استاد توسط شاگرد؛ اکبر گنجی: راه نجات پیروی از فرقه سروشیه است!!

اختصاصی – به گزارش جنبش مقابله با رسانه‌های بیگانه، امپراتوری دروغ: چندی پیش عبدالکریم سروش و عبدالعلی بازرگان با حضور در تلویزیون بی بی سی در خصوص تئوری رویا های رسولانه سروش مناظره هایی را داشتند که بحث های زیادی را در فضای روشنفکری در جهت مخالفت با این تئوری به وجود آورد البته پس از این بی بی سی کوشید تا مقالاتی را در دفاع از این نظریه در سایت خود منتشر کند ولی این مقالات مانع از آن نشد که همفکران سروش به انتقاد از او نپردازند.

اکبر گنجی که از شاگردان دکتر سروش است و بسیاری از اندیشه ها و افکار خود را مدیون تلمذ در درس سروش در دهه های ۶۰ و ۷۰ در ایران است در خصوص تئوری سروش می نویسد:قبلا توضیح دادم که سروش می‌کوشد با سه گام مهم برای یک خیز بزرگ زمینه سازی کند:

گام نخست ـ سروش با طرح فرضیه “رؤیاهای رسولانه”، می‌کوشد آستانه وحی را چنان تعریف کند که تجربه وحیانی در حدّ و توان معدود نوادری از انسانهای برگزیده نماند.
گام دوّم ـ سروش با طرح فرضیه “بسط تجربه نبوی” می‌کوشد مدعای درون دینی ختم نبوت را منتفی کند، و ایده تداوم نزول وحی پس از محمّد و به افرادی جز او را جا بیندازد. لبّ سخن او این است که باب وحی پس از محمّد همچنان گشوده است… و هیچ دلیلی ندارد که گمان کنیم این واقعه نمی‌تواند تا روزگار ما تداوم بیابد.
گام سوّم ـ سروش مدعی پیامبری مولوی می‌شود، و مثنوی مولوی را وحی و عدل قرآن به شمار می‌آورد. به بیان دیگر، او مدعی است که تجربه وحی در محمّد ختم نشد، و در وجود مولوی تجدید شد.”

گنجی که خود زمانی کوتاه پس از فرار کردن از کشورش در تلویزیون های فارسی حاضر شد و وجود مبارک امام زمان را کذب دانست و با این گفتار خود به اعتقاد ملیارد ها مسلمان توهین نمود اکنون با انتقاد از تئوری جدید سروش که ختم نبوت را رد می کند می گوید:” عبدالکریم سروش به دنبال اختراع دین تازه‌ای است که با مدرنیته و جهان جدید سازگار باشد. او خود را پیامبر این دین جدید می‌داند و کاملاً به موفقیت دینی که بر اساس خواب‌هایش برمی‌سازد باور دارد. “

وی هم چنین با انمتقاد از استاد خود که زمانی با یکدیگر در ایران مرواداتی شبیه شمس مولانا داشتند می نویسد:” سروش تا میانه‌های دهه ۸۰ شمسی به دنبال فرقه‌سازی بود، اما رفته رفته به سوی اختراع دین تازه‌ای میل کرد. البته تاریخ دقیقی را برای گذر او از مرحله فرقه‌سازی به مرحله اختراع و تأسیس یک دین تازه نمی‌توان تعیین کرد. در برخی مقاطع زمانی او در حالی که در کار پروراندن پروژه اول است، گام‌های نظری‌ای را هم برای زمینه‌سازی پروژه دوم برمی‌دارد. ”
وی در انتهای نوشتار خود می گوید:”سروش خود را واجد تمام شؤون یک پیامبر و ولی‌ای صاحب وحی می‌داند، و از این رو به عنوان “ولی زنده” زمان و به اعتبار خواب‌های رسولانه‌اش، دین تازه‌ای را تأسیس یا اختراع کرده است، و به مخاطبان خود نوید می‌دهد که راه نجات از انحطاط همانا تقلید از “سروش قدسی افلاکیان” و پیروی از “فرقه سروشیه” است، فرقه‌ای که سرانجام “عالمگیر” خواهد شد! “

داریوش سجادی که زمانی از حامیان گنجی بود در این خصوص می نویسد :”اینجانب نیز پیش تر و به سهم خود ذیل مقاله «خوابگزاران خوابگرد» تحشیه ای بر داعیه «رویاهای رسولانه» دکتر سروش زده بودم اما ادعای پیغمبر بودن دکتر سروش ماجرای دیگری است که کذب و صدق آن بر عهده «دکتر» است که علی الظاهر ایشان تاکنون نفیاً یا اثباتاً در این مورد اتخاذ موضع نکرده اند.”
البته وی ظاهرا محتوای طنز نوشته های اکبر گنجی را جدی فهمیده و با انتقاد از سروش که چرا خود مبلغ دین جدیدش نیست گفته “اگر بنا بر استنادات گنجی، سروش پیغمبر است یا داعیه پیغمبری دارد در آن صورت قرار نیست که این پیعمبر نوین در پستوی منزل شان رسالت محوله خود را پی گیری فرمایند و قهراْ و قطعاً موظف اند بدون لکنت و خجالت مبعوثیت خود از جانب خداوند را رسماً اعلام و ضمن معرفی دین نوین خود اجزا و کلیات این دین خلق الساعه را نیز منجزاْ توشیح و تشریح فرمایند!”

انتهای پیام/

 

https://telegram.me/empireoflies

دیدگاهتان را ثبت کنید

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شدعلامتدارها لازمند *

*

theme