https://telegram.me/empireoflies

تلاش «شهرام همایون» برای تطهیر هویدا !

اختصاصی- به گزارش جنبش مقابله با رسانه‌های بیگانه، امپراتوری دروغ: «امیرعباس هویدا» از عوامل بدنام و بهایی رژیم سرنگون‌شدن پهلوی بود که مانند بسیاری از سران رژیم پهلوی به فساد اخلاقی مبتلا بود.

هنوز عناصر سلطنت‌طلب به شیوه‌های مختلف می‌کوشند تا سران رژیم پهلوی را افرادی موجه و خوب جلوه دهند. بر این اساس، «شهرام همایون» چند روز پیش ضمن بیان خاطره‌ای با اشاره به حضور خود در تیم امنیتی و حفاظتی هویدا، گفت: “… در ۱۷ سالگی مسئول انتظامات سازمان ایران نوین در سه راه ژاله بودم که یک روز آقای هویدا قرار بود بیاید آنجا و ماموران امنیتی قبلش آمدند آنجا را چک کردند و من هم ماور رسیدگی به این موضوع بودم. هویدا که وارد حیات شد، دیدم که یک گوجه فرهنگی خورد روی گل ارکیده روی کت هویدا. ماموران دویدند و دیدند دو بپر بچه در حال بازی هستند و گوجه به طرف هم پرتاب می‌کنند که یکی به شانه هویدا خورد و همه وحشت کردیم … اما هویدا محافظاتش را از برخورد با آن کودکان منع و خواست مزاحم آن کودکان نشوند …”

«شهرام همایون» در ادامه بیان این خاطره ناخواسته از ارتباط هویدا با این پسران پرده برداشت و گفت: “… هویدا محافظانش را از برخورد با آن پسران جوان منع کرد و صدایشان نمود و در اتاقی نشستند و ۲۰-۲۵ دقیقه طول کشید و درباره زندگی حرف زدند و هویدا در پایان چند بار بچه‌ها را بوسید و …”

با آنکه عناصر اپوزیسیون می‌کوشند چهره‌ای روشن از سران رژیم پهلوی نشان دهند، اما اسناد و مدارک تاریخی چیز دیگری می‌گوید.

مشخصه اصلی دوران صدارت سیزده ساله هویدا ( ۱۳۵۶ـ ۱۳۴۳) گسترش فساد در ابعاد مختلف بود و فساد مالی منشأ بسیاری از مفاسد دیگر بود. علاوه بر فساد مالی، فساد و بی‌بند و باری اخلاقی در زمان صدارت هویدا بیداد می‌کرد. افراط در تجمل‌گرایی و فساد اخلاقی و توسعه فحشا مهمترین عامل در آلوده ساختن جامعه بود تا مردم و جوانان از آنچه در کشورشان می‌گذرد بی‌خبر بمانند و اصولاً دنبال مسائل جدی نباشند. گسترش فساد از سرفصل سیاستهای به اصطلاح فرهنگی دولت هویدا بود.

امیرعباس هویدا فرزند عین‌الملک بهایی بود. پدر او در ۱۹۱۷ میلادی در بیروت دکان واکسی داشت که پس از ذخیره مبلغی پول به تهران آمده و با خواهر ادیب‌السلطنه سرداری ازدواج می‌کند. با کمک ادیب‌السلطنه سرکنسول ایران در بیروت و دمشق می‌شود و در زمان جنگ جهانی دوم با صدور گذرنامه ایران به یهودیان فراری، طلا می‌گرفت و از این راه ثروتمند شد. پدر هویدا لقب عین‌الملک را با کمک سردار اسعدبختیاری و با پرداخت ۲۰۰ تومان از مظفرالدین شاه گرفته است. تحصیلات مقدماتی امیرعباس در تهران ـ بیروت انجام شده سپس به بروکسل و پاریس رفته تحصیلاتش را ادامه می‌دهد. در پاریس با عبدالله اتنظام مربوط شد و با او رابطه صمیمانه برقرار کرد. وی درسال ۱۳۲۱ وارد خدمت وزارت خارجه شد.

در ۱۳۳۷ به وسیله انتظام وارد خدمت شرکت نفت شده و به سمت معاون رئیس هیئت مدیره شرکت نفت انتخاب شد. در مدت خدمت در شرکت نفت چندین بار کار خلاف مرتکب شد که دکتر اقبال آنها را جمع‌آوری کرده است. ولی چون عضو لژ فراماسونری مهر (میترا) بود و دکتر اقبال هم فراماسون بود، علیه او عملیاتی انجام نداده و اعمال خلاف او را مخفی نگهداشت.

وقتی حسنعلی منصور به نخست وزیری رسید هویدا را به سمت وزیر دارائی کابینه خویش برگزید. و زمانی که منصور کشته شد شاه هویدا را که وزیر دارایی بود مامور تشکیل دولت جدید نمود و بدین ترتیب نخستین کابینه این مرد در ۱۱ بهمن ۱۳۴۳ معرفی گردید.

هویدا به انواع رذایل اخلاقی آلوده بود و از فساد و کارهای مبتذل استقبال می کرد. گاهی اوقات مثل زنها پیراهن گلدار قرمز می پوشید و حتی در مجامع عمومی حرکات سخیف از خود بروز می داد! ساواک در گزارشی به تاریخ ۲۲/۱۰/۵۰ می نویسد:«در چند روز اخیر در دادگستری و دادگاههای بخش واقع در خیابان فرصت شایعاتی زننده در مورد آقای هویدا به شدت رواج دارد. از جمله گیل دشتی قاضی دادگستری و مشایخ وکیل دادگستری اظهار می داشتند که سپهبد حمیدی با هویدا روابط نامشروع دارد».

از اولین روزهایی که امیرعباس هویدا در مدرسه فرانسوی‌های بیروت به بلوغ جنسی رسید و نخستین ارتباطات خود را با «رنه دومان » ـ که دختری زیبا روی بود ـ آغاز کرد، تا روزی که لیلا امامی خویی را به همسری برگزید، زن‌های زیادی در زندگی او رفت و آمد داشتند.

«رنه دومان» ـ که نویسنده کتاب معمای هویدا در سال ۱۳۷۷ ش، در بروکسل با او گفتگو کرده است ـ اولین عشق دوران جوانی هویداست که تا پایان عمر هم در مکاتباتی که با او داشته، این ارتباط و علاقه را حفظ کرده است.
با توجه به حضور رنه دومان در بروکسل، می‌توان گفت: علی‌رغم دلایل مختلفی که برای تحصیل هویدا در بروکسل نقل شده شاید اصلی‌ترین علت آن، حضور این معشوقه جوان در بروکسل بوده است.
پس از او و بعد از بازگشت به ایران و استخدام در وزارت امورخارجه و سپس رفتن به خدمت سربازی در دایره مستشاری، ردپای زنی به نام پروین در زندگی اوست. حضور این زن در زندگی هویدا، گویا با اعزام او به اولین مأموریت اداری به فرانسه، پایان می‌پذیرد و پس از آن، ارتباطات گسترده او با زن‌های آلمانی در موقع حضور در اشتوتگارت که جزو زندگی بی‌بند و بار او و حسنعلی منصور در آن مقطع می‌باشد.

با بازگشت او به ایران و حضور در هیأت مدیره شرکت نفت نیز، زنانی در زندگی او حضور داشته‌اند.

اما اولین و آخرین همسر رسمی او، لیلا امامی خویی است که به طور رسمی، ۵ سال و به طور غیررسمی نزدیک به دو دهه ـ از سال ۱۳۳۸ تا ۱۳۵۷ ـ با او بود.

لیلا امامی، نوه دختری میرزا حسن‌‌خان وثوق‌الدوله، عاقد قرارداد ننگین ۱۹۱۹ ـ بود. وثوق‌الدوله، که پدرش میرزا ابراهیم مستوفی (معتمد‌السلطنه) و مادرش، دختر میرزا علی‌خان امین‌الدوله بود، به علت حضور خانواده‌اش در دیوان سالاری قاجاریه، وقتی پدرش وزیر دربار اعظم شد، به جای او، مستوفی‌ آذربایجان گردید و پس از آن به نمایندگی مجلس شورای ملی رسید و بعدها هم نخست‌وزیر شد. او در همان هیأتی عضویت داشت که حکم اعدام شیخ فضل‌الله نوری را صادر کرد.

ساواک در گزارشی دیگر به تاریخ ۳۰/۸/۵۰ می نویسد:«در هفته گذشته حاج کریم بخش سعیدی (عضو فراکسیون پارلمانی حزب مردم در یک صحبت خصوصی درباره علت جدایی آقای نخست وزیر و همسرش اظهار داشت در مسافرتی که نخست وزیر به اتفاق همسرش به شاهرود رفته بود در آنجا با زنی با نفوذ به نام لقاء الدوله (از بهائیان متمول و با نفوذ منطقه شاهرود ـ سمنان و دامغان) که از خانواده هویدا نیز هست ملاقات و به انجام امور ممکلتی نیز می پردازد… پس از ورود و اتمام تشریفات دولتی هویدا به خانم لیلا امامی می گوید: تو در منزل لقاء الدوله بمان چون من باید با مقامات محلی ملاقات کنم و شام را نزد آنها باشم. موقع خوابیدن نزد شما خواهم آمد. پاسی از شب گذشت ولی از آمدن آقای هویدا خبری نمی شود. خانم هویدا به بهانه گردشی در شهر از خانه لقاء الدوله خارج و به خانه فرماندار شاهرود می رود. چون ماموران نگاهبانی او را می شناخته اند لذا مانع نمی شوند و خانم هویدا سر زده وارد اتاقی که نخست وزیر در آنجا استراحت می کرد می شود. و با کمال تعجب مشاهده می کند که هویدا با یک پسربچه که از قرار معلوم به وسیله فرماندار برای او آورده شده مشغول … می باشد. مشاهده این منظر باعث ناراحتی شدید خانم هویدا می شود و بلافاصله منزل را ترک و در تهران از هویدا تقاضای طلاق می کند.»

فریده دیبا در خاطراتش در این باره می گوید:« روی هم رفته در دروان نخست وزیری هویدا دو پدیده در مملکت ایران چشمگیر شد: یکی همجنس بازی و دیگری افزایش بهایی گری. شاه در مورد همجنس بازی هویدا حساسیتی نشان نمی داد. تنها آدمی که آشکارا با هویدا برخورد می کرد و در انظار به او فحشهای ناموسی می داد و نقطه ضعف او (همجنس بازبودن) را با کلمات و عبارات سخیف فاش می گفت آقای اردشیر زاهدی بود.»

هویدا پس ۱۳ سال نوکری شاه در سال ۱۳۵۶ از نخست وزیری برکنار شد و مدتی در زندان نمایشی شاه بود تا این که در ۲۲ بهمن۵۷ توسط انقلابیون دستگیر و در فروردین ۵۸ حکم اعدام او صادر و اجرا شد.

پایان/

فریده دیبا در خاطراتش در این باره می گوید:« روی هم رفته در دروان نخست وزیری هویدا دو پدیده در مملکت ایران چشمگیر شد: یکی همجنس بازی و دیگری افزایش بهایی گری. شاه در مورد همجنس بازی هویدا حساسیتی نشان نمی داد. تنها آدمی که آشکارا با هویدا برخورد می کرد و در انظار به او فحشهای ناموسی می داد و نقطه ضعف او (همجنس بازبودن) را با کلمات و عبارات سخیف فاش می گفت آقای اردشیر زاهدی بود.»

بررسی کلی

امتیاز کاربر: اولین نفر باشید.
0
https://telegram.me/empireoflies

دیدگاهتان را ثبت کنید

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شدعلامتدارها لازمند *

*

theme