https://telegram.me/empireoflies

تلاش دشمن برای انحراف جنبش اصیل دانشجویی

اختصاصی – به گزارش جنبش مقابله با رسانه‌های بیگانه، امپراتوری دروغ: دقیقاً ۶۲ سال پیش هنگامی که صدای گلوله‌‌های دژخیمان رژیم پهلوی، سکوت صبح‌گاهی دانشگاه تهران را شکست، کسی فکر نمی‌کرد خون آنها یک نهال پرطراوت و پرثمر با رویشی مبارک را سبب شود و هر روز به شاخ و برگ‌هایش بیفزاید.

در فضای خفقان‌زده سال ۳۲ و تنها ۱۱۰ روز پس از کودتای ننگین و شوم ۲۸ مرداد، هنگامی که هر صدای آزادی‌خواهی با وحشیانه‌ترین روش‌ها سرکوب می‌شد، برای برپایی جشن پیروزی اهریمن بر مردمی دست‌خالی، «ریچارد نیکسون» معاون رئیس‌جمهور وقت آمریکا به ایران می‌آمد تا دستخوش نوکری شاه را به او بدهد. اما دانشجویانی که تاب استبداد حاکم را نداشتند، در برابر این همه بیدادگری و سیاهی سکوت نکردند، آنها به‌درستی آمریکا را عامل کودتای ۲۸ مرداد و تحکیم پایه‌های سلطنت می‌دانستند و با این تشخیص درست بود که به سفر نیکسون اعتراض کردند.

روایت خواندنی و بی‌نظیر شهید بزرگوار دکتر «مصطفی چمران» از حوادث آن روز، به خوبی روح و حقیقت ماجرا را نشان می‌دهد و اثبات می‌کند که جنبش دانشجویی در نخستین گام خود به زیبایی و هوشیاری هرچه تمامتر در دشمن‌شناسی نمره قبولی گرفت و البته در این راه سه فرزند عزیز دانشگاه جان خویش را تقدیم بیداری و آگاهی و نجات مردم نمودند.

پیروزی انقلاب اسلامی، نقطه عطف در تمام شئون ملی و از جمله در جنبش دانشجویی بود. دانشجویانی که سالها با ستم و تباهی جنگیده بودند و از تحقیر ایران و ایرانی به تنگ آمده بودند، در سپیده پیروزی عرصه را برای خدمت به وطن مهیا دیدند و آن نهال با برکت، اندک‌اندک به درختی پرثمر تبدیل شد که در همه عرصه‌ها بار و بر داشت، از روزهای مقابله و مبارزه با خانه‌های تیمی و روزهایی که به تعبیر امام خمینی(ره) عده‌ای دانشگاه را اتاق جنگ کرده بودند تا روزهای آسمانی و به یاد ماندنی دفاع مقدس، این جنبش دانشجویی بود که خوش می‌‌درخشید و هر کار ناممکنی را ممکن می‌کرد.

در سال‌های پس از جنگ نیز آستین همت آنها بود که بالا رفت و هر روز حرفی نو و طرحی نو در می‌انداخت و گرهی از گره‌های کشور می‌گشود. آنها پایه‌گذار حرکت پرشتاب علمی کشور بودند که هنوز نیز ادامه دارد و موجب سربلندی ایران در قله‌های رفیع علم و دانش است. از کاظمی آشتیانی تا احمدی روشن و شهریاری و علی محمدی و صدها و هزاران استاد و دانشجوی فرهیخته دیگر نهضتی را آغاز کردند که به فضل الهی توقف آن ممکن نیست.

آنها با دو بال علم و تقوا و با پیوند دانشگاه و سیاست نشان دادند که دانشمند واقعی، آن است که هم دشمنش را به خوبی بشناسد و هم برای کوتاه کردن دست او و تحکیم نظام کشورش، سختکوش و مجاهد، نوآور علمی باشد.

اما همانقدر که این نهضت دانشجویی، چه در بعد علمی و چه در بعد سیاسی موجب خرسندی و خوشحالی مردم و سبب تحکیم نظام می‌شد، برای دشمنان و عواملشان که چشم دیدن اصل جمهوری اسلامی را نداشتند غیرقابل تحمل و قبول بود. آنها نمی‌توانستند بپذیرند که نسل دوم و سوم انقلاب همانند نسل اول و حتی پرشورتر و بانشاط‌تر از آنها پای انقلاب و نظام ایستاده و در راه آن فداکاری و ایثار می‌کنند. اما مواجهه با این جریان پویا و انقلابی هم چیزی نبود که آنها حتی بتوانند به آن فکر کنند! و می‌دانستند حریف دختران و پسرانی که عزت و سربلندی اسلام و ایران را در بالاترین افق آرزوهای خود قرار داده‌اند نمی‌شوند، اینگونه بود که اجرای نسخه اربابان و دشمنان اصلی ملت را در پیش گرفتند و به انحراف و «بدل‌سازی» از جنبش دانشجویی پرداختند.

این حرکت دشمن و عوامل خارجی و داخلی‌اش از جمله رسانه‌های فارسی‌زبان، گاهی هوشمندانه و شیطانی و گاهی مضحک و نابخردانه بود! هرچه بود برای آنها مهم این بود که دانشجوی ایرانی راه را گم کند و حتی در لباس جنبش دانشجویی به راهی برود که آمریکا می‌گوید! و اینگونه شد که حتی خود را ملزم به حفظ ظواهر جنبش دانشجویی و اصلی‌ترین آرمان‌های آن هم نمی‌دانستند.

درحالیکه شهدای ۱۶ آذر ۳۲ یعنی «شریعت رضوی»، «قندچی» و «بزرگ‌نیا» در یک نبرد نابرابر پنجه در پنجه آمریکا به عنوان مظهر ستم و استکبار انداخته بودند، اما این روزها رسانه‌های وابسته به دولت‌های غربی بخصوص آمریکا و عوامل داخلی‌شان، در آرزوی آمریکا بسر می‌برند! در آن سال‌ها مخالفان آمریکا و آنها که خاطره شلاق و بیداد و ستم آمریکا را بیاد داشتند و آن خاطره را به نسل‌های بعدی منتقل کرده بودند از سوی این جنبش بدلی و دروغین به انواع تهمت‌ها و انگ‌ها نواخته شدند.

سرویس‌های امنیتی و جاسوسی آمریکایی و صهیونیستی به خیال خود می‌کوشند کاری کنند تا جنبش دانشجویی که برای جلوگیری از سفر نیکسون به ایران ۳ شهید داده بود، کارش به جایی برسد که فرش قرمز پیش پای آمریکا باز کند و هویت ۱۶ آذر را تغییر دهند! با وجود آنکه روز دانشجو و جنبش دانشجویی دانشجویان ایرانی، اساساً در اعتراض به استکبار دولت حاکمه آمریکا ایجاد شد.

اما این همه ماجرا نبود، سردمداران این حرکت ضد انقلابی و ضد دانشجوی می‌دانستند که خورشید همیشه پشت ابر نمی‌ماند و دیر یا زود معدود افرادی که در میدان فریب آنها بازی می‌کنند، پی به ماهیت آنها و اربابشان خواهند برد. پس برای بهره‌برداری حداکثری از جوانانی که از حقیقت ماجرا بی‌خبر بودند، استقلال جنبش را هدف گرفتند.

درحالیکه در همه سال‌های قبل و پس از پیروزی انقلاب، استقلال نهاد مقدس دانشجویی، افتخاری بزرگ برای برپا دارندگان جنبش بود، عده‌ای کوشیدند تا دانشجو را پیاده‌نظام پیشبرد سیاست‌های آمریکایی و انگلیس‌پسند کنند.

ماجرای فتنه ۷۸ و حوادث تلخ پس از آن سند درستی بر این مدعاست، بخصوص آنکه به یاد بیاوریم نقش‌آفرینان آن حوادث امروز کجا هستند؟ افرادی مانند «احمد باطبی»، «امیرعباس فخرآور» و امثالهم که روزی با پیراهن خونین، دروغ بزرگ کشتار در کوی دانشگاه را سر دادند، مدتی بعد به پادویی در «بی‌بی‌سی» و «صدای آمریکا» و … و دست‌بوسی رئیس رژیم غاصب صهیونیستی رسیدند!

از دید رسانه‌های بیگانه و عواملشان، جنبش دانشجویی خوب است که در جهت اهداف غربی حرکت کند. این رسانه‌های وابسته به دولت‌های بیگانه در سالهای اخیر در تلاشند تا روح اصلی جنبش دانشجویی یعنی مبارزه با آمریکا را استحاله و از آن بزدایند و به جای آن مسائل پوچ و مبتذل را جایگزین کنند، با این هدف که بتوانند از این پتانسیل فعال و پویا در فشار بر اصل نظام بهره ببرند.

اکنون و ۶۲ سال پس از آن صبح سرد و تلخ در آذر ۳۲، جریان اصلی و گسترده در دانشگاه‌ها جریانی است که  وفادار به آرمان آن سه شهید و هزاران شهید دیگر جریان دانشجویی است. هنوز آمریکا را دشمن شماره یک بشریت و مردم ایران می‌داند و راه مبارزه با آن را اقتدار علمی و غلبه بر همه محدودیت‌ها و تحریم‌های ظالمانه علمی و دانشگاهی با سخت‌کوشی و شب‌بیداری و توسل و توکل می‌داند.

جریانی که نقش‌آفرینان اصلی فتح لانه جاسوسی بودند و امروز هم باور کرده‌اند که «العلم سلطان»، جریانی که می‌داند ایران و اسلام انقلابی در گردنه خطیر تاریخی است و راه عبور موفق از آن بی‌اعتمادی کامل به آمریکا و پشت کردن به همه دروغ‌های او و در مقابل تلاش شبانه روزی برای تولید علم و خدمت به مردم است.

در مقابل این جریان اصل دانشجویی جریان کم‌شمار دیگری وجود دارد که پرچم جنبش دانشجویی را دزدیده، اما هیچ بهره‌ای از حقیقت آن نهضت اصیل نبرده است. جریانی که بخشی از مهمترین افرادش هم‌اکنون در آمریکا و انگلیس و حتی اسرائیل به پادویی مشغولند. جریانی که هیچ علاقه‌ای به دخالت واقعی و تاثیرگذار جنبش دانشجویی در امور مهم و سیاسی و اساسی کشور ندارد، اما با همه وجود تلاش می‌کند که دانشگاه را به باشگاه احزاب و اتاق جنگ تبدیل کند! جریانی که ثابت کرده حاضر است پیش پای آمریکا فرش قرمز پهن کند، اما هیچ راهکار بومی و علمی برای مشکلات و ناملایمات داخلی تدارک نبیند و اساساً به آن اعتقادی ندارد! جریانی که اقتصاد مقاومتی و خودکفایی را شعارهایی غیرعملی و ناممکن می‌داند و حل همه مشکلات را در تسلیم و کرنش در برابر کدخدا می‌داند.

ناگفته پیداست که کدام جریان اصیل و کدامین آنها دروغین و تقلبی است و ناگفته پیداست که آمریکا، دانشمندان برآمده از کدام جریان را آماج گلوله‌های خشم و کینه خودش کرده و سنگفرش خیابان‌ها را به خون آنها رنگین کرده است، چه در آذر ۳۲ و چه در جریان ترور دانشمندان هسته‌ای.

انتهای پیام/

دقیقاً ۶۲ سال پیش هنگامی که صدای گلوله‌‌های دژخیمان رژیم پهلوی، سکوت صبح‌گاهی دانشگاه تهران را شکست، کسی فکر نمی‌کرد خون آنها یک نهال پرطراوت و پرثمر با رویشی مبارک را سبب شود و هر روز به شاخ و برگ‌هایش بیفزاید.

بررسی کلی

امتیاز کاربر: اولین نفر باشید.
0
https://telegram.me/empireoflies

دیدگاهتان را ثبت کنید

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شدعلامتدارها لازمند *

*

theme