https://telegram.me/empireoflies

تصاویر ذهن یک تبهکار / نگاهی به فیلم ضد ایرانی سپتامبرهای شیراز

«سینما آیینه ای برای بیان واقعیت ها نیست بلکه چکشی است برای شکل دادن به واقعیت.» این عبارت کوتاه به خوبی می تواند وصف حال سینمای هزاره سوم باشد.
یکی از دلایلی که نقش و جایگاه رسانه ها را در جوامع کنونی بیش از پیش برجسته ساخته، تاثیری است که بر «افکارعمومی» دارند. پس از تضعیف قدرت های خودکامه و ظهور نظام های دموکرات در جهان، «افکار عمومی» و ضرورت توجه به آن به یکی از متغیرهای اصلی در حوزه ارتباطات سیاسی تبدیل شده است.
در این میان سینما به عنوان یکی از مولفه های قدرت کشورها، با عبورد دادن «واقعیت» از فیلترهای تعریف شده، آن را آن گونه که می خواهند به مخاطب ارائه می دهند نه آن گونه که واقعیت دارد. به همین دلیل در دنیای امروز «بودِ» یک پدیده مهم نیست، بلکه نمود آن بسیار مهم است.
هالیوود یا همان سینمای آمریکا بزرگترین و فعال ترین صنعت فیلم سازی در جهان است و آمریکا به خوبی توانسته است سینما را به عنوان مکمل دیپلماسی رسمی خود به خدمت گیرد. سینمای آمریکا وظیفه دارد تا با هموار کردن مسیر از طریق اقناع افکار عمومی، سیاست های آمریکا در جهان را به مرحله اجرا نزدیک کند. سیاه نمایی علیه کشورهای مختلف، تبلیغات در مورد فرهنگ زندگی آمریکایی، تهیه مقدمات شروع جنگ یا پایان جنگ و… نمونه هایی از این همکاری سینما و حکومت در آمریکا است. کشورهای مخالف سیاست های آمریکا نیز در صدر اولویت های هالیوود برای تخریب و نابودی قرار دارند.
ایران کشوری است که در دهه های بعد از انقلاب۵۷ با هدف تغییر نظم ظالمانه موجود در جهان، سیاست خارجی خود را شکل داده است. این سیاست باعث شده است تا آمریکا به عنوان بزرگترین حافظ این نظم و نظام سلطه به صورت دشمن طبیعی ایران درآید و سیاست ها خود را در جهت تضعیف و شکست ایران اسلامی به کار گیرد. در کنار سایر حوزه های تقابل، هالیوود نیز در این مسیر به کمک واشنگتن آمده است و با تهیه فیلم هایی غیر واقعی و ارائه تصویری سیاه از جامعه و حکومت در ایران درصدد مدیریت افکار عمومی در داخل و خارج ایران برآمده است.
در این زمینه یکی از این فیلم ها که در سال ۲۰۱۵ تهیه شد سپتامبرهای شیراز است. فیلمی به کارگردانی وین بلر و نقش‌آفرینی سلما هایک، آدرین برودی و شهره آغداشلو.
«سپتامبرهای شیراز» قرار این است این روزها در جشنواره فیلم تونتوف که از تاریخ ۱۰ تا ۲۰ سپتامبر (۱۹ تا ۲۹ شهریور) در کانادا برگزار می‌شود، اکران شود و سپس نمایش خود را در آمریکای شمالی آغاز می‌کند.
«سپتامبرهای شیراز» که در شهر صوفیه بلغارستان مقابل دوربین رفته است، داستان زندگی خانواده یهودی را روایت می کند که در اولین سال انقلاب اسلامی در ایران (مرداد۵۸)، پدر این خانواده به جرم یهودی بودن دستگیر می شود و اتهاماتی نیز به وی وارد می گردد و در ادامه منجر به مهاجرت این خانواده به خارج از کشور می گردد.
پدر خانواده که اسحاق نام داره و صاحب جواهر فروشی بسیار معتبری است با پیروزی انقلاب دچار مشکلاتی می شود. طبق روایت این فیلم، مرداد ۵۸  اعضای سپاه پاسداران به اسحاق در دفترش چشم‌بند می‌زنند و وی را به زندان می‌برند، و در آنجا توسط محسن (با بازی الون ابوتبول بازیگر صهیونیست) مورد بازجویی قرار می‌گیرد. اسحاق متهم به همکاری با موساد است و همسرش نیز به جرم نوشتن مقالاتی در روزنامه‌های قبل از انقلاب و ترویج فساد زیر نظر گرفته شده است. محسن به وی می‌گوید: «مدارک ما نشان می‌دهد که تو به اسرائیل رفته‌ای». اسحاق در جواب می‌گوید بله اما فقط برای دیدار خانواده رفته است؛ و پذیرفت که همسرش هم مقالاتی نوشته است، اما معتقد است هیچ کدام‌شان ماهیت سیاسی ندارند. با این وجود، اسحاق مورد شکنجه (اول عاطفی بعد جسمی) قرار می‌گیرد، اما چیزی برای اعتراف کردن ندارد
فیلم با سیاه نمایی علیه سپاه پاسداران، دست اندازی نیروهای سپاه به اموال این خانواده یهودی را نشان می دهد، اما چنین روایت می کند که اعضای سپاه تنها کسانی نیستند که اموال آنها را می برند، بلکه چند سال پیشتر، این خانواده چند فقیر خیابانی را وارد زندگی شان می‌کنند، حبیبه (با بازی شهره آغداشلو) که خدمتکار خانه است، و پسر وی مرتضی (با بازی نوید اخوان)؛ به رغم سخاوت خانواده اسحاق، مرتضی غیرت انقلابی خود را بهانه می‌کند و دفتر کارفرمای خود را غارت می‌کند. سرانجام اسحاق پس از گذشت چند ماه و تحمل انواع آزار و شکنجه، با تقدیم حساب بانکی‌اش به سپاه و «دفتر امام خمینی» (!)، آزادی خود را می‌خرد. وی سپس با فروش جواهرات مخفی خود، هزینه فرار خود و خانواده‌اش از ایران را فراهم می‌کند.
استفاده غیرحرفه ای از احساسات
فیلم سپتامبرهای شیراز که با هدف تخریب سپاه پاسداران و ارائه تصویری سیاه از جامعه ایران ساخته شده است پا را از دنیای حرفه ای بیرون گذاشته و به صورت مبتدیانه و بدون شناخت جامعه ایران، تنها سعی در رسیدن به هدف تعیین شده را دارد. در این فیلم از تکنیک «درگیر کردن عواطف و احساسات مخاطب» استفاده شده و مخاطب حتی اگر ایرانی متعصب نیز باشد در برخی سکانس ها خود را جای اسحاق می گذارد و با وی احساس همدردی می کند. این تکنیک در هالیوود به صورت بسیار حرفه ای استفاده می شود و کارگردان ها سعی در «شکار و به دام انداختن  احساسات» مخاطب را دارند. زمانی که اسحاق در زندان به سر می برد و شکنجه می شود احساس تنفر از سپاه پاسداران به تدریج افزایش پیدا می کند و زمانی که وی در برابر دیوار برای تیرباران (نمایش تیرباران) می ایستد و مامواران برای اعتراف وی، اقدام به تیراندازی به اطراف اسحاق می کنند و به دلیل ترس، وی بر روی زانوان خود می نشیند و به دلیل لگدمال شدن غرورش شروع به گریه می کند، احساس تنفر مخاطب به اوج می رسد و این همان هدفی است که سازندگان فیلم به دنبال آن بودند.
تعمیم ذهنیت های یک تبهکار
در این فیلم اعضای سپاه پاسداران صورت خود را پوشانده‌اند و بدون محاکمه و پس از شکنجه زندانی‌ها که بی‌گناه به‌نظر می‌رسند، آنها را می‌کشند؛ صحنه ای که سازندگان فیلم سعی دارند نهایت خشونت و شکنجه های جلادهای قرون وسطایی را به اعضای سپاه نسبت دهند. این صحنه همچنین یادآور مأموران زندان گوانتانامو است و در حالی که آمریکائی ها چنین جنایاتی را علیه بشریت روا می دارند، سعی دارند لباس مأموران جانی خود را بر تن نیروهای ایرانی ساز دهند.
معلوم نیست اعضای سپاه در این فیلم چرا باید صورت های خود را بپوشانند در حالی که پوشاندن صورت، برای زمانی است که کار مخفیانه ای انجام بگیرد. در حالی که در فضای این فیلم، انقلاب ایران پیروز شده و اعضای سپاه به صورت رسمی فعالیت می کنند، بنابراین دلیلی برای پوشاندن صورت وجود ندارد. سازندگان هالیوودی قصد داشتند رفتار ماموران سپاه را شبیه قانون جنگل به تصویر کشند که هیچ محکمه قضایی در کار نیست.
این صحنه سازی ها به اندازه ای غیر واقعی و دورغ است که مخاطب احساس می کند به بازی گرفته شده است. در واقع ذهن سازندگان هالیوودی را خشونت های قرون وسطایی غرب، رفتارهای تبهکارانه گنکسترهای آمریکایی و جنایات مأموران گوانتانامو شکل داده است و آنان چنین فضایی را که خود در آن زیسته اند به نیروهای انقلاب اسلامی تعمیم می دهند، در حالی که اساسا فرهنگ انقلاب اسلامی با چنین رفتارهایی بیگانه است، اگر غیر این بود می بایست انقلاب خشونت باری داشته باشیم و یا بعد از انقلاب درگیر جنگ داخلی شویم.

این فیلم به قدری در سیاه نمایی و تخریب چهره ایران زیاده روی کرده که حتی در غرب نیز موفقیت چندانی به دست نیاورد. دنیس هاروی، منتقد غربی، «سپتامبرهای شیراز» را اثری سطحی و کلیشه‌ای از هالیوود خواند که باعث خوشحالی اسلام‌هراسان می‌شود. جوردن هافمن منتقد فیلم گاردین نیز معتقد است: «با این لهجه خنده دار “سلما هایک” و دیالوگ‌های سطحی، احساس همذات‌ پنداری کردن با شخصیت‌های فیلم «سپتامبرهای شیراز» غیرممکن است. کارگردان این فیلم، هرگز ما را وارد ذهن شخصیت‌هایش نمی‌کند و این شخصیت‌ها هیچ عمقی ندارند». هالیوود ریپورتر نیز در نقدی بر این فیلم، با انتقاد از برخی جزئیات فیلم نوشت: «لوکیشن بلغارستان هم شباهت چندانی به ایران و محل وقوع داستان ندارد».
فیلم هایی برای توسعه ایران هراسی
نگاهی به لیست فیلم‌های ضدایرانی مانند بدون دخترم هرگز (۱۹۹۱)، خانه ای از مه و شن (۲۰۰۳)، سیریانا (۲۰۰۵)، پرسپولیس (۲۰۰۷)، سنگسار ثریا (۲۰۰۸)، آرگو (۲۰۱۲)، دختر تنها در شب به خانه می رود (۲۰۱۴)، گلاب (۲۰۱۴) و … نشان می‌دهد که اکثر آنان در مواردی مانند «اغراق زیاد در وحشی نشان دادن ایرانیان با فیلم‌نامه‌های ضعیف و سطحی و تحریف تاریخ ایران»، وجه مشترک دارند.
تمامی این فیلم ها در جهت یک هدف مشترک فعالیت می کنند و آن ایران هراسی (Iran phobia) است. پروژه ایران هراسی از فردای پیروزی انقلاب اسلامی در سال ۵۷ شروع شد. موج اول ایران هراسی همزمان با پیروزی شکوهمند انقلاب اسلامی آغاز شد که تجاوز عراق به خاک ایران، شکل گیری شورای همکاری خلیج فارس و انعقاد پیمان های دوجانبه آمریکا با برخی کشورهای عرب منطقه از مهم ترین تبعات آن بود. موج دوم ایران هراسی همسو با پروژه “اسلام هراسی” پس از حوادث ۱۱ سپتامبر با استفاده ابزاری از “گفتمان مبارزه با تروریسم” آغاز شد. حضور نظامی آمریکا در پیرامون جمهوری اسلامی ایران و معرفی عراق، کره شمالی و ایران به عنوان محور شرارت از پیامدهای این موج بود. مرحله سوم ایران هراسی به دنبال دستاوردهای جمهوری اسلامی ایران در دانش هسته ای صلح آمیز، بازدارندگی موشکی متعارف و صنایع هوا فضا آغاز شده است و با وجود توافق هسته ایران و ۵+۱ هنوز این موج ادامه دارد. در این میان سینما به خوبی به کمک این پروژه آمده و هالیوود با بهره گیری از بهترین کارگردان ها و استفاده از بازیگران مطرح سعی دارد تا در کنار دیپلماسی رسمی آمریکا، در جهت تحقق این پروژه فعالیت کند، اما نکته مهم این که چون دست سازندگان فیلم از لحاظ محتوای خالی است، یعنی چون داده های واقعی ندارند و مجبورند با دروغ کار خود با پیش ببرند، بیشتر این فیلم ها سطحی از کار در می آیند و مخاطب را سر کار می گذارند. فیلم سپتامبرهای شیراز آخرین تلاش هالیوود در این مسیر بوده است که بسیار سطحی و ناموفق از کار در آمده است.

محمدمهدی جعفری

منبع: پایگاه بصیرت

انتهای متن/

https://telegram.me/empireoflies

دیدگاهتان را ثبت کنید

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شدعلامتدارها لازمند *

*

theme