https://telegram.me/empireoflies

ترامپ، اغتشاشات و جنگ نرمی متفاوت

به گزارش جنبش مقابله با رسانه‌های بیگانه، امپراتوری دروغیکی از مسائلی که بایستی به آن توجه داشت این است که آمریکایی ها هیچ گاه گزینه های خود را علیه ایران از روی میز بر نداشته اند و بر نمی دارند. از جمله گزینه های آمریکایی ها خصوصا طی دو دهه گذشته جنگ نرم و استفاده از قدرت رسانه ها و زیبانمایی فرهنگ غربی برای ایجاد دلبستگی هایی در محیط اجتماعی و فرهنگی ایران و نهایتا ایجاد تغییراتی در ایران به منظور هماهنگی بین فضای اجتماعی ایران و فضای سیاسی غرب و به طور خاص در اینجا آمریکا بوده است.

«مفهوم جنگ نرم (soft war) در مقابل جنگ سخت (hard war) است»، در یک تعریف شفاف­تر و کامل­تر بایستی گفت که جنگ نرم یک اقدام پنهان متشکل از عملیات­های سیاسی، فرهنگی و اطلاعاتی توسط کشوری مبدا برای تأثیر و ایجاد تغییرات دلخواه و مطلوب در کشور هدف است. از نظریه­پردازان این حوزه می­توان به «جوزف اس. نای»، «جان کالینز» و «جین شارپ» اشاره کرد که مفصلا در این خصوص سخن گفته اند.

یکی از کشورهایی که آماج جنگ نرم آمریکایی ها بوده است، ایران بوده است. موقعیت ژئوپلیتیک ایران به همراه جمعیت سرشار، پر انرژی و جوان این کشور به همراه بازیگری منطقه ای تهران به عنوان قلب محور مقاومت و محور رویارویی با سیاست های آمریکا سبب شده است تا آمریکا به دلایل مختلف به دنبال استحاله سیاسی – اجتماعی این کشور باشد.

هدف از جنگ نرم آمریکا علیه ایران چیست؟

رهبر انقلاب در خصوص اهداف دشمن از جنگ نرم بیان می دارند «در جنگ نرم، همان اهداف جنگ سخت دنبال می‌شود اما به‌صورتی فراگیرتر و عمیق‌تر. جنگ نرم برخلاف جنگ سخت، آشکار، قابل فهم و ملموس نیست و حتی در برخی موارد طرف مقابل ضربه‌ی خود را می‌زند اما جامعه‌ی هدف، دچار خواب‌آلودگی و عدم احساس حمله است. جنگ‌های سخت معمولاً موجب برانگیخته شدن احساسات مردم و ایجاد وحدت و انسجام ملی می‌شود در حالی‌که جنگ نرم، انگیزه‌های مقابله را از بین می‌برد و زمینه‌ساز ایجاد اختلاف نیز می‌شود. در موضوع ایران، هدف اصلی از این جنگ نرمِ فکرشده و حساب‌شده، استحاله‌ی جمهوری اسلامی ایران و تغییر باطن و سیرت، با حفظ صورت و ظاهر آن است.»

روسای جمهور آمریکا هر یک به فراخور نگاهی که به ایران و ساخت اجتماعی ایران دارند، از این ابزار به گونه های مختلف استفاده کرده اند، برای مثال استفاده باراک اوباما و جرج بوش پسر از جنگ نرم متفاوت بود. اوباما تقلای بیشتری برای استفاده از این ابزار داشت در حالی که جرج بوش ترجیح می داد به صورت بی پرده تری علیه مردم ایران سخن بگوید. توسل به دیپلماسی عمومی در دوره اوباما، استخدام سخنگوی فارسی زبان برای وزارت امور خارجه، استفاده از ایرانیان در کاخ سفید و … از نمود های استفاده باراک اوباما از توانایی نرم و توان دیپلماسی عمومی آمریکا برای مواجهه با ایران بود. در زمان اوباما بر خلاف سلف جمهوری خواهش، وی علاقه زیادی به دیپلماسی عمومی از خود نشان داد. هم از این رو بود که در مورد ایران هر سال به مناسبت عید نوروز پیام نوروزی «خطاب به مردم ایران» می فرستاد، تا بدین نحو حکومت را از مردم جدا کرده و خود و کشور متبوعش را در پیوندی وثیق با مردم ایران، منجی عالم نشان دهد.

دونالد ترامپ، آمریکای واقعی تر و جنگ نرمی که فراموش نمی شود

تصور عمومی بر این است که فریادهای دونالد ترامپ در رسانه ها و در محافل عمومی مبنی بر اینکه علیه کره شمالی از گزینه نظامی استفاده می کند، در خصوص ایران از روی میز بودن گزینه نظامی سخن می گوید و به طور کلی رویکرد های جنگ طلبانه دونالد ترامپ را بایستی پایانی بر گزینه هایی شبیه به جنگ نرم آمریکا نامید. این در حالی است که اگرچه دونالد ترامپ آمریکای واقعی تری را به مردم دنیا معرفی می کند، اما در عین حال این به معنی این هم نیست که گزینه های نرم آمریکا از روی میز دونالد ترامپ برداشته شده باشد. روی کار آمدن دونالد ترامپ و اتخاذ مواضع تند وی علیه ایران سبب شد تا این سوال پیش آید که آیا آمریکا جنگ نرم علیه ایران را کنار گذاشته است. برای بسیاری استفاده از عباراتی شبیه «ملت تروریست» به واقع میخی بر تابوت قدرت نرم آمریکا و تلاش برای ایجاد منفذهایی به منظور نفوذ بر شبکه حامیان غرب در ایران بوده است. این در حالی است که نگاهی به سیاست های دونالد ترامپ نشان می دهد وی نیز در حال استفاده از گزینه جنگ نرم علیه مردم ایران البته به سیاقی دیگر بوده است. در زیر به برخی از مصادیق توسل آمریکا به گزینه نرم در دوره دونالد ترامپ اشاره می شود.

ترامپ در مسیر جدا سازی مردم از حاکمیت

از همان ابتدای روی کار آمدن، دونالد ترامپ تلاش کرد مردم ایران را از حاکمیت جدا سازد. طرح منع ورود ایرانیان و ۶ کشور دیگر به آمریکا دقیقا در همین راستا قرار داشت. دونالد ترامپ تلاش داشت تا با القای این ایده که اگر «حکومت اسلامی ایران تغییر نکند، مردم ایران نیز با آن خواهند سوخت»، یک انتخاب را پیش روی مردم قرار دهد و آن تلاش برای تغییر حاکمیت بود. او به واقع از یک جنگ نرم علیه ایران پرده برداشت؛ جنگی که طی آن ترامپ به دنبال شرمنده کردن و بی اعتباری نظام اسلامی بود. تفاوت دونالد ترامپ و اوباما در این زمینه بود. اوباما تلاش می کرد تا الگوی تغییر رفتار را بر تغییر رژیم ترجیح داده تا ابتدا گروه های سیاسی داخلی را به جان هم اندازد، و سپس شبکه حامیان غرب را تقویت کند در حالی که دونالد ترامپ اولویتش رویارویی مستقیم مردم و حاکمیت با ترساندن مردم از حاکمیت است (به عبارتی ترس از اینکه اگر با نظام اسلامی همسو باشید، آمریکا شما را تنبیه خواهد کرد، یا ملتی تروریست خطاب خواهید شد).

در جریان اغتشاشات روزهای گذشته، دونالد ترامپ دائم توئیت می نویسد که «جهان در حال نظاره است». او با متهم کردن ایران به سرکوب، به واقع در حال گرا دادن به شبکه حامیان غرب است که آمریکا در کنار آن ها خواهد ایستاد. محتوای سخنان ترامپ تفاوتی با سخنان هیلاری کلینتون در جریان فتنه ۸۸ ندارد، آن جا که کلینتون بیان می کرد که آمریکا در کنار معترضین است و از آن ها حمایت می کند.

تلاش ترامپ برای حمایت از اغتشاشگران تا جایی بوده که، فیلیپ گوردون دستیارویژه اوباما در غرب آسیا و کارشناس اندیشکده شورای روابط خارجی آمریکا در نیویورک تایمز خطاب به دونالد ترامپ نوشته برای کمک به معترضین در ایران ساکت باشد و اقدامی نکند.

تاجر جنگ در لباس استراتژیست

ترامپ تاجر سرشناس جنگ است که ادبیات وی را بیشتر بایستی با تهدید های نظامی و البته سر و صداهایش مشاهده کرد (که تقریبا برای کارشناسان مسائل سیاسی و کسانی که اخبار آمریکا را پی گیری می کنند، آشناست). اما با این حال این ها به این معنی نیست که او را باید صرفا از دریچه نظامی دید، ترامپ در خصوص دشمنان آمریکا هنرمندانه تلاش می کند ملت ها را از حاکمیت ها جداسازد. توجه به نوع برخورد و ادبیات منازعه ترامپ با ایران نشان می دهد او به واقع در حال جداسازی حاکمیت از مردم است. تمرکز بر گزینه تحریم به منظور ایجاد نارضایتی اقتصادی، و نهایتا ایجاد ناآرامی اجتماعی دقیقا روشی است که ترامپ به خوبی از اوباما آموخته است، او تلاش می کند به مردم این پیام را مخابره کند که تنها راه نجات اقتصادی رویارویی با نظام سیاسی است. جنگ نرم ترامپ به واقع ماهیتی هدفمند دارد. او به دنبال استحاله نظام سیاسی آن هم با فشار بیرونی و وادار کردن مردم به مقابله با نظام سیاسی و تقویت پروژه «جداسازی از حاکمیت» است.

انتهای متن/تسنیم

ترامپ تاجر سرشناس جنگ است که ادبیات وی را بیشتر بایستی با تهدید های نظامی و البته سر و صداهایش مشاهده کرد. اما با این حال این ها به این معنی نیست که او را باید صرفا از دریچه نظامی دید.

بررسی کلی

امتیاز کاربر: اولین نفر باشید.
0
https://telegram.me/empireoflies

دیدگاهتان را ثبت کنید

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شدعلامتدارها لازمند *

*

theme