https://telegram.me/empireoflies

تحریف تاریخ مبارزات جنگل توسط BBC فارسی

اختصاصی – به گزارش جنبش مقابله با رسانه‌های بیگانه، امپراتوری دروغ: در اواخر دوره قاجار در پی اشغال نظامی ایران، حکومت مرکزی مقتدر در ایران وجود نداشت و در پی ضعف حکومت و فقدان اقتدار ملی، قراردادهای استعماری متعددی از جمله ۱۹۰۷، ۱۹۱۵ و ۱۹۱۹ منعقد گردید. به‌عنوان نمونه بر اساس قرارداد ۱۹۰۷ شمال ایران در اختیار روس‌های تزاری و جنوب ایران در اختیار انگلیسی‌ها قرار گرفت و حکومت ایران عملاً بر مناطق مرکزی ایران حکومت داشته است. در آستانه جنگ جهانی اول این ترک تازی‌ها به اوج خود رسیده و حکومت مرکزی در این دوره از اداره خود نیز عاجز بود، چه برسد به اینکه از منافع و امنیت مردم را تأمین نماید. ناتوانی و سرسپردگی حکومت مرکزی در استیفای حقوق ملت و حفظ استقلال کشور، مسئله‌ای بود که باعث شد تا جنبش‌هایی مثل نهضت جنگل، قیام شیخ محمد خیابانی، قیام دلیران تنگستان و قیام کلنل پسیان و… با شعار و انگیزه اصلی دفع استعمار و تجاوزات از ایران به وجود آید.

مردم گیلان که همواره در طول تاریخ از مبارزان و آزادی خواهان ایران بشمار می آمدند؛ در نهضت مشروطیت نیز نقشی بسزایی ایفا نموده، در این دوره زیر سیطره اقدامات کنسول و قزاق‌های روس بودند و حکومت مرکزی نه‌تنها از این اقدامات در گیلان ممانعت نمی‌کردند، بلکه بعضاً آنان را موردحمایت خود قرار می‌دادند. آنچه پرواضح است هدف اصلی نهضت جنگل مبارزه با متجاوزین اشغالگر و بازگرداندن استقلال ملی ایران بوده است و این موضوع مکرراً در مرامنامه، سخنرانی‌ها، مکاتبات و روزنامه جنگل مطرح‌شده است. به‌عنوان نمونه در شماره ۲۸ روزنامه جنگل این‌چنین آمده است: «ماقبل از هر چیز طرفدار استقلال مملکت ایرانیم. استقلالی به تمام معنی کلمه، یعنی بدون اندک مداخله هیچ دولت اجنبی، اصلاحات اساسی مملکت و رفع فساد تشکیلات دولتی که هر چه بر سر ایران آمده از فساد تشکیلات است.»

حتی «یاسنت لویی رابینو» که در اوایل قرن بیستم سرکنسول انگلیس در رشت بود در باب هدف نهضت جنگل در کتابش این‌چنین می‌آورد: «قیام جنگلی‌ها برای تقویت دولت و حفظ مملکت است، آمال قلبی جنگلی‌ها و مرام واقعی آن‌ها، افتتاح مجلس شورای ملی، استحکام مبانی مشروطیت، راحتی ملت و محو ظلم و استبداد، قطع ریشه‌های خیانت و مصونیت وطن از تعرض دشمنان است».(رابینیو،۱۳۷۲: ۲۵۷) همچنین در مرامنامه اصیل نهضت جنگل «مرامنامه جمعیت اتحاد اسلام ایران» سه شعار اصلی نهضت به‌صراحت و به ترتیب این‌گونه بیان‌شده است: «۱. حفظ استقلال و تمامیت ملکی ایران و رفع تجاوزات اجانب ۲. تحکیم مبانی حکومت ملی تصریح ۳. محافظت از اصول و قوانین مقدس اسلام با رعایت احترام به سایر ادیان.»

یکی از اتهامات مهمی که به میرزا و قیام وی وارد می‌کنند، انتساب اتهام تجزیه‌طلبی گیلان است. با نگاهی به متون تاریخی برخی افراد از جمله «مخبرالسلطنه هدایت» معتقدند که  میرزا در جهت تجزیه گیلان از بدنه خاک ایران تلاش کرد. اما «سید حسن تقی‌زاده» این اتهام را نفی می‌کند و معتقد است او نمی‌خواست خودمختار باشد و در همین راستا نویسنده معروف دیگری به نام «پیتر آوری»، میرزا را شخصی طرفدار تجدید حیات ایران دانسته و نهضت وی را جنبشی دارای هدف و ایده اصلاح‌طلبانه قلمداد کرده است.

شاید مهم‌ترین سند در اثبات این موضوع، نامه میرزا به سفیر وقت شوروی است که در آن صراحتا می نویسد: «… مقصود من و یارانم حفظ استقلال مملکت و اصلاح و تقویت مرکز است. تجزیه گیلان را که مقدمه ملوک‌الطوایفی است، همچنین ضعف کشور را خیانت صریح دانسته و می‌دانم چنانچه پیشنهادات همیشگی ما به دولت رفع این توهم را می‌نماید.»

میرزا کوچک جنگلی در سال های بعد از انقلاب بار ها توسط ضد انقلاب خارج و داخل کشور مورد هجمه قرار گرفت و حتی وی را تجزیه طلب و حامی شوروی دانستند در آخرین نمونه ها از این دست هجمه های ضد انقلاب تلویزیون بی بی سی در برنامه ای به قلم یکی از خبرنگاران خود وی را فردی دانست که در گیلان می خواست حکومت سوسیالیستی تاسیس نماید. در همین ویدئوی جعلی آمده که میرزا کوچک جنگلی زمانی که نیروهای شوروی به قصد تصرف ایران به بندر انزلی حمله ور شدند میرزا و یارانش نماز شکر به جا آوردند و از این حملات متجاوزان شوروی به ایران ابراز شادمانی کردند و از آنها استقبال نمودند.

با بررسی مبانی نظری و اصولی اندیشه‌های دینی، اجتماعی و سیاسی میرزاکوچک‌خان می‌توان پی به نگاه اسلامی وی برد از جمله اعتقادات راسخ به وح و آموزه‌های قرآنی و مبانی آئین جاودانه‌ اسلام، اعتقاد به مجاهدت در راه دین و مبارزه انقلابی با فقر و فساد و بی‌عدالتی و ظلم، ضرورت جهاد در راه کسب استقلال کشور و آزادی مسلمانان و اعتلای سرزمین اسلامی بنابراین می‌توان این گونه استنباط کرد که مفهوم اصلی سوسیالیزم در اندیشه‌ها و برنامه‌های میرزا، اساسا همان مساوات و عدالت و برابر اجتماعی بوده است و این معنی به هیچ‌‌وجه با مفهوم سیاسی مصطلح آن که از ویژگی‌های نگاه کمونیستی دولت سوسیالیستی شوروی است، مطابقت نداشته است. از این گذشته، میرزا و بارها بر این واقعیت تاکید نموده‌ بود که پیاده کردن برنامه‌ها و مشی کمونیستی در ایران امکان پذیر نیست، و اصرار بر این امر، در واقع شناخت جامعه ایرانی نشأت می‌گیرد. سند آن نامه میرزا به لنین است که در آن به چنین مضمونی تاکید کرده است: «… من به نمایندگان شما در موقعش گفتم که ملت ایران حاضر نیست برنامه و روش بالشویزم را قبول کند، زیرا این کار عملی نیست و ملت ایران را به طرف دشمن سوق می‌دهد…»

انتهای پیام/

https://telegram.me/empireoflies

دیدگاهتان را ثبت کنید

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شدعلامتدارها لازمند *

*

theme