https://telegram.me/empireoflies

چرا با وجود تبلیغات گسترده رسانه‌های غربی علیه حجاب، زنان ایرانی به حجاب اسلامی پایبندند؟

به گزارش جنبش مقابله با رسانه‌های بیگانه، امپراتوری دروغفراز:

با گذری کوتاه به تاریخ معاصر، به خوبی در می یابیم که از زمان ورود صهیونیست ها به فلسطین و تشکیل حکومت نامشروع اسرائیل، رسانه های غربی هجمه خود علیه مقدسات و ارزش های اسلامی، بویژه جلوه ها و نمادهای دین اسلام را تشدید کرده اند. پس از جنگ جهانی دوم، بسیاری از خبرگزاری ها و رسانه های معروف دنیای غرب توسط صهیونیست ها خریداری و برای ترویج افکار و اندیشه های انحصارطلبانه شان به کار گرفته شده اند. صهیونیست ها به دلیل دشمنی دیرینه با اسلام و مسلمانان و داشتن روحیه ی سلطه گرانه، از همه ی توان و ظرفیت رسانه ای و تبلیغاتی خود علیه دین اسلام و ارزش های اسلامی استفاده می نمایند. گاهی پیامبر اسلام (ص) را مورد اهانت قرار می دهند، گاهی آیات قرآن را مورد هجوم قرار داده و هتاک ترین فرد به قرآن نظیر «سلمان رشدی» را به عنوان یک قهرمان معرفی و در پناه خود قرار می دهند. گاهی قرآن سوزی را مورد ترویج و تبلیغ قرار می دهند، گاهی، عصمت معصومین (ع) را زیر سئوال می برند و گاهی، اشخاص فرهیخته اسلامی و متدین، گاهی، نمادهای دین اسلام را مورد اهانت و تحقیر قرار می دهند. گاهی ابلهان همسو با خود را افرادی میانه رو و خوشفکر، مخالفان خود را تندرو و افراطی، و جنایتکارانی که دستشان به خون انسان های بی پناه و کودکان معصوم آغشته است را مدافع حقوق بشر و مستحق دریافت جایزه صلح می نامند و این رویکرد شیطانی کماکان به انحای مختلف ادامه دارد.  

امروزه ما شاهد بی سابقه ترین هجمه ی تبلیغاتی رسانه های غربی- صهیونیستی علیه حجاب و ارزش های اسلامی هستیم. گرچه حجاب یک نماد صرفاً اسلامی نیست، بلکه یک نماد انسانی است که در تمام ادیان الهی به آن توجه شده، ولی از آن جا که مسلمانان به این نماد ارزشی که مطابق با تمایلات فطری انسان است، علاقه و پایبندی قوی تری از خود نشان می دهند، به عنوان یک نماد اسلامی شناخته شده است. به هر ترتیب، در چند سال اخیر، حجم زیادی از تبلیغات ضد اسلامی رسانه های غربی، معطوف به حجاب اسلامی زنان ایرانی است که یکی از بارزترین آن، راه اندازی کمپینی تحت عنوان «آزادی یواشکی» با عاملیت برخی افراد خود فروخته ایرانی در غرب است که در کنار سایر فعالیت های اسلام ستیزانه ی دشمن، مشغول ترویج و انتشار فاضلاب های فرهنگی غرب در بین ایرانیان نجیب زاده و آریایی هستند. این تلاش های مذبوحانه، گرچه بسیاری از زنان و مردان ایرانی ای که دارای تمایلات درونزاد به هنجارشکنی بوده اند را در ابراز رفتارهای ضدارزشی و ضد اسلامی جری و گستاخ کرده است. ولی در مقابل، بسیاری از زنان و مردان نجیب زاده و پاک ایرانی، پایبندی خود به حجاب و ارزش های دینی و اخلاقی حفظ نموده و تبلیغات دشمن خللی در اراده شان ایجاد نکرده است.  

دانستن پاسخ این سئوال خیلی مهم است که به رغم تبلیغات گسترده و پرهزینه ی رسانه های غربی علیه حجاب اسلامی، چرا بسیاری از خانواده های ایرانی و نیز زنان مسلمان در اروپا و سایر کشورها، به حجاب و ارزش های اسلامی پایبندند؟ سئوال دیگری که به نظر می رسد گردانندگان کمپین آزادی یواشکی در پاسخ به آن عاجزند، این است که برخلاف ادعای آن ها که حفظ و رعایت حجاب اسلامی زنان در ایران را امری بـرونـزاد و اجباری تلقی می کنند، این است که چه عاملی موجب پایبندی بسیاری از زنان مسلمان ایرانی مقیم در کشورهای غربی به حجاب اسلامی شده است؟ آیا غیر از تمایلی درونزاد و عشق و علاقه ی قلبی آنان به ارزش های اسلامی است؟ سئوال اساسی دیگر، این است که چه مشوق های درونی و فردی (روانشناختی) موجب این تمایل درونزاد در پایبندی اشخاص به  حجاب اسلامی و ارزش های دینی و اخلاقی شده است.؟     

پرواضح است که علاوه بر علاقه و پایبندی زنان ایرانی به حجاب اسلامی، بسیاری از زنان مسلمان در کشورهای خارجی نیز از جمله در لبنان، سوریه، مالزی، عراق، یمن، بحرین، سایر کشورهای عربی و حتی در کشورهای غیرمسلمان اروپایی و آمریکایی، بطور تحسین برانگیزی حجاب اسلامی را رعایت می کنند. گـر چـه علاقه مندی به حجاب اسلامی در جوامع و دوره های مختلف، همواره دارای تفاوت ها و با افت و خیزهایی همراه بوده است، ولی اخبار دریافتی نشان می دهد که امروزه این نماد ارزشی در همه جای دنیا رو به گسترش است. آیا پایبندی همه ی آنان به حجاب و ارزش های اسلامی، امری اجباری است یا اختیاری؟! چرا برخی افراد تحت هر شرایط، حجاب اسلامی خود را حفظ می کنند و برخی ها از آن رویگردان هستند؟ چه تفاوتی بین زنان علاقه مند به حجاب و زنان علاقه مند به خودنمایی و جلوه گری وجود دارد؟

بی شک دلایل زیادی را برای بیان تفاوت بین این دو طیف از زنان و مردان می توان برشمرد. ولی همه این دلایل از اهمیت و ارزش یکسانی برخوردار نیستند. برخی دارای نقش بی بدیل و اساسی و برخی دیگر از دلایل فرعی هستند. در این نوشتار تلاش می شود با برشمردن برخی زمینـه های آلوده و وسوسه آمیز یا تحریک کننده ی  بی حجابی، به واکنش های متفاوت دختران و زنان ایرانی در این موقعیت های وسوسه کننده و تحریک آمیز اشاره شود. سپس، با نتیجه گیری از بحث، به اساسی ترین دلیلِ پایبندی زنان ایرانی و غیر ایرانی به حجاب اسلامی پرداخته خواهد شد. شاید با این نوشتار، به مروجان بی حجابی و کسانی که نسبت به دین و ارزش های اسلامی عناد و دشمنی دارند، یک شناخت بهتری نسبت به افراد محجبه ایجاد و آن ها را با برخی از حقایق عالم آگاه نماید. شاید بفهمند که با این تلاش ها، هرگز به آرزوهای باطل و نامشروع خود نخواهند رسید. همان گونه که خداوند در قرآن فرموده است: «کافران می خواهند تا نور خدا را به گفتار باطل و طعن و مسخره خاموش کنند و البته خدا نور خود را هر چند کافران خوش ندارند، تمام (و محفوظ) خواهد داشت» (سوره صف: ۸). 

باید خاطرنشان نمود که روی سخن ما، آن دسته از افرادی هستند که با دین اسلام و ارزش های اسلامی و پیروانشان عناد و دشمنی دارند و مدام درصدد ترویج و گسترش بی بند و باری و بی حجابی هستند. نه کسانی که به دلیل ناآگاهی و جهل، ارزش های اسلامی را نادیده می گیرند. بـدون شک همـه ی کسانـی که نسبت بـه ارزش های دینی بی توجه یا کم توجه هستند، دارای عناد نسبت به دین و ارزش های دینی نیستند. هر شخص با توجه به سطح رشد شخصیتی، تجربیات و دانش فردی، شرایط محیطی، وضعیت شغلی و خانوادگی خود و …، سطحی از پایبندی به ارزش های دینی را می پذیرد. زیرا این ها، با دین خدا عناد و دشمنی ندارند، بلکه اغلب به دلیل فقدان باور قلبی و جهل و ناتوانی برای درک ضرورت و اهمیت این ارزش ها، رفتارهای غیرارزشی از خود بروز می دهند. اما واقعیت امر این است که این قشر خاکستری جامعه که اکثریت جمعیت هر جامعـه را تشکیـل می دهند، معمولاً به راحتی تحت تأثیر فضای رسانه ای و شرایط نامناسب اجتماعی قرار گرفته و افکار و رفتار خود را متناسب با آن شرایط سازگار می نمایند.

بدیهی است، از بدو خلقت بشر تاکنون، همواره دو جبهه ی حق و باطل در مقابل هم وجود داشته اتد و هر یک از این دو قطب متضاد برای تغییرات سبک زندگی مردم تلاش می کنند. جبهه ی باطل، برای تأمین مطامع دنیوی خود و استثمار ضعفا، به آسان ترین روش، یعنی؛ تهییج و تحریک مردم به سرگرمی های حیوانی و غریزی روی می آورند که نتیجه ی اجتناب ناپذیر آن؛ افزایش خیانت ها، ستیزه جویی، اختلاف و تکثرگرایی، فردگرایی و واگرایی در کسب منافع می باشد. در این شرایط، همانطور که گرگ های وحشی و درنده، گله های پراکنده و دور از هم را بهتر و راحت تر شکار می کنند، سران جبهه ی کفر و باطل نیز، به راحتی نقشه های استثماری خود را اجرا می نمایند. در مقابل، جبهه ی حق، تلاش می کند که مردم را به وحدت، همگرایی، انسجام اجتماعی و مشارکت در تأمین نیازهای غریزی و فیزیولوژیک و سایر نیـازهای اجتماعی و معنوی در محور و چارچوب های دینی، ترغیب نماید. بی شک، آن خدایی که ما انسان ها را آفریده است، بهتر از هر کس دیگر، خیر و صلاح بشر را می داند. بنابراین، برای نجات بشریت می فرماید: «… و همگی به رشته دین خدا چنگ زده و به راه های متفرق نروید» (آل عمران: ۱۰۳).

**************************

علل پایبندی به حجاب اسلامی:

مطالعات میدانی انجام شده نشان می دهد عوامل محیطی و روان شناختی متعددی در پایبندی زنان به حجاب اسلامی نقش دارند، بسیاری از این عوامل، برونزاد و محیطی هستند و معدودی از آن عوامل درونزاد هستند، همه ی افراد در مقابل محرک های محیطی یکسان، واکنش های یکسانی ندارند، همین طور، تبلیغات دشمن علیه حجاب اسلامی، همه ی زنان را از پایبندی به حجاب، بی علاقه نمی کند. بلکه گاهی اوقات این تبلیغات، علاقه ی برخی زنان به حجاب را را افزایش می دهد. زیرا بسیاری از افراد براساس داده های ذهنی و عوامل درونزاد خود رفتار می کنند. بنابراین، با اطمینان بالا می توان گفت که احتمال تغییر در رویکرد کسانی که رفتارشان متأثر از عوامل درونی است، چندان آسان نیست. چه چیزی موجب مقاومت برخی از زنان مسلمان در برابر هجوم فرهنگ غرب علیه حجاب شده و چه چیزی موجب خودباختگی برخی زنان می شود؟ عامل متمایز کننده این دو گروه متضاد هم چیست؟ در این نوشتار، به این سئوالات پاسخ داده خواهد شد، ولی قبل از آن، از بین دیدگاه های گوناگون اجتماعی درباره علل گرایش به بی حجابی، به شش دیدگاه رایج درباره عوامل برونزاد تأثیرگذار در این رویکرد اشاره نموده و مورد نقد واقع می شود، سپس، به سه عامل مهم درونزاد که موجب پایبندی زنان به حجاب اسلامی است، اشاره خواهد شد.:

بخش اول: علل گرایش به بی حجابی:

  • برخی افراد اوضاع نامناسب اقتصادی و مشکلات معیشتی مردم را در گرایش زنان به بی حجابی مؤثر می دانند. بررسی های به عمل آمده نشان می دهد، گرایش به نقض حجاب اسلامی، در بین درصدی از زنان و مردان اقشار مختلف جامعه وجود دارد، ولی افرادی که به ترویج بی حجابی و فرهنگ برهنگی دامن زده و نقش کانونی یا محوری را ایفا می کنند، بسیار معدود و از قشر خاصی هستند که بطور کلی در دو دسته قرار می گیرند، یک گروه شامل ثروتمندان بی درد، عیاش و کم ظرفیتی هستند که هرگز نمی توانند از تفریح و خوشگذرانی و سرخوشی خود لحظه ای چشم پوشی نمایند. این ها با این که در اقلیت هستند، در جهان کنونی بر اکثر مردم دنیـا سلـطه دارنـد. دسته ی دوم، افرادی هستند که ترویج بی حجابی را به عنوان شغل یا شرط شغل و کسب و کار خود پذیرفته اند. در واقع، مدیریت و راهبری این دسته از افراد نیز به عهده ی همان ثروتمندان عیاشی است که منافع خود را در ترویج بی حجابی می بینند. ولی در این بین، زنان و مردان زیادی از اقشار مختلف جامعه وجود دارند که بدون عناد و دشمنی با دین خدا، بطور ناخودآگاه یا از روی جهل و نادانی، تحت تأثیر حیله های شیطانی ثروتمندان یاد شده، درصدی از آداب و فرهنگ مروجان بی حجابی را می پذیرند و حجاب را به طور ناقص رعایت می کنند. به بیان دیگر، بین حجاب و بی حجابی، یک حد وسطی را برای پوشش خود در نظر می گیرند.     

این وضعیت صرفاً مختص این دوره و زمانه نیست، بلکه در همه ادوار گذشته نیز چنین بوده است. همان گونه که خداوند در قرآن کریم فرموده است: «ما هیچ رسولی در دیاری نفرستادیم جز آن که ثروتمندان عیاش آن دیار به رسولان گفتند، ما به رسالت شما کافریم و هیچ ایمان و عقیده به شما نداریم و باز گفتند که ما بیش از شما مال و فرزند داریم (چون نعمت دنیای ما افزون تر است) در آخرت هم هرگز رنج و عذابی نخواهیم داشت.» (سوره سباء: ۲۴و۲۵). در جایی دیگر، خداوند در خصوص این کافران به رسول خدا (ص) فرمود:  «ای رسول ما این کافران را به خورد و خواب طبیعت و لذات حیوانی واگذار تا آمال و اوهام دنیوی آن ها را غافل گرداند تا نتیجه این کامرانی بیهوده را بزودی بیابند» (حجر: ۳).

امروزه نیز همانند همه ادوار گذشتـه، ثروتمندان عیاش، مدام با ارزش های دینی، حجاب اسلامی و مناسک مذهبی، مقابله می نمایند و هرگاه این گروه از ثروتمندان بر جامعه تسلط یابند، آسیب های اجتماعی اسفباری را به جامعه تحمیل خواهند کرد. بخشی از آثار شوم این گروه از افراد، شامل: ترویج شراب خواری، سگ بازی، فساد اخلاقی، کسب و کار حرام و نامشروع، افزایش استعمال مواد مخدر و افیونی، مطرب گری و لهو و لعب، افزایش خیانت های زناشویی، مدگرایی و تنوع طلبی، زیاده خواهی و کلاهبرداری، طغیانگری علیه ارزش های دینی، دور زدن و تضییع قوانین و هنجارهای اجتماعی و … می باشد. پیامبر خدا صلى الله علیه و آله فرمودند: «هر گاه خداوند بد مردمى را بخواهد، زمام کارهاى آنان را به دست متنعّمان عیّاش آن ها مى سپارد.» (کنزالعمال: ۱۴۹۷۳). بسیاری از انسان ها تا زمانی که در فقر بسر می برند، انسانی دینـدار به نظر می رسنـد. ولـی وقتـی صاحب مال و مکنتی می شوند، دیگر خدا را بنده نیستند. همان طور که خداوند نیز فرموده است: «انسان را هرگاه فقر و مصیبت و رنجی پیش آید در آن حال به دعا و توبه و انابه به درگاه خدا رود و چون نعمت و ثروت به او عطا کنـد، خدائی را که از این پیش می خواند به کلی فراموش می نماید و برای خدا شریک و همتا قرار می دهد تا خلق را از راه خدا گمراه سازد» (زمر: ۸). هم چنین، می فرماید: «بدانید که زندگانی دنیا به حقیقت بازیچه ای است طفلانه و لهو و عیاشی و آرایش (زنانه) و تفاخر و خودستائی با یکدیگر و حرص افزودن مال و فرزندان، این حقیقت کار دنیاست و در مثل مانند بارانی است که به موقع ببارد و گیاهی در پی آن از زمین بروید که برزگر یا کفار دنیا پرست را به شگفت آرد و سپس بنگری که زرد و خشک شود و بپوسد و در عالم آخرت ( دنیا طلبان را) عذاب سخت جهنم و (مومنان را) آمرزش و خشنودی حق نصیب است و باری بدانید که دنیا جز متاع فریب و غرور چیزی نیست» (حدید: ۲۰)

آن چه گفته شد در خصوص ثروتمندان عیاش بوده است. ولی در مقابل این افراد، کسانی (طبقه متوسط بالا) هستند که شرافت انسانی و حریم های دینی و مذهبی خود را در هر شرایط حفظ نموده و با وجود تمکن مالی نسبتاً خوب، هرگز احساس بی نیازی از الطاف الهی نکرده و برای شکرگذاری از نعمات خداوند، بخشی از دارایی و امکانات خود در رفع گرفتاری و مشکلات همنوعان و افراد نیازمندان جامعه هزینه می نمایند. خداوند این گونه می فرماید: «نباید صاحبان ثروت و نعمت درباره خویشاوندان خود و در حق مسکینان و مهاجران راه خدا از بخشش و انفاق کوتاهی کنند (و به موجب رنجشی ترک احسان کنند) باید مومنان همیشه بلند همت بوده و با خلق عفو و صلح پیشه کنند و از بدی ها در گذرند آیا دوست نمی دارید که خدا هم در حق شما مغفرت و احسان فرماید که خدا بسیار آمرزنده و مهربان است(نور: ۲۲) و می فرماید: «همانا مردان و زنانی که در راه خدا به فقیران صدقه و احسان کنند و به خدا قرض نیکو دهند (یعنی به محتاجان قرض الحسنه دهند) خدا احسان آن ها را چندین برابر سازد و پاداش با لطف و کرامت نیز عطا کند(۱۸) و در سوره آل عمران به مسلمانان می فرماید: «شما هرگز به مقام نیکوکاران و خاصان خدا نخواهی رسید مگر آن که از آن چه دوست می دارید در راه خدا انفاق کنید که همانا خدا بر آن چه انفاق می کنید، آگاه است. (آل عمران: ۹۲).

چه نیروی درونزادی در وجود برخی افراد نهفته است که به رغم برخورداری از ثروت و مکنت، از خودنمایی، فخرفروشی و هوسرانی پرهیز و تمایلات نفسانی شان را به راحتی کنترل و در پایبندی خود به ارزش های دینی محکم و استوار  هستند؟ در حالی که توانایی لازم برای هر اقدام غیرمسئولانه را دارند؟ پاسخ این سئوال در پایان مبحث بیان خواهد شد.        

  • برخی افراد، افزایش سطح تحصیلات و حضور زنان در فعالیت های اجتماعی، آموزشی و دانشگاهی را در تغییر رویکرد آنان نسبت به حجاب اسلامی مؤثر می دانند.

اگر این فرض درست باشد باید همه ی تحصیل کرده ها و فعالان اجتماعی و …، علاقه مند به فرهنگ برهنگی باشند! اما بررسی های به عمل آمده نشان می دهد رویکرد همه ی زنان تحصیل کرده نسبت به حجاب یکسان نیست. برخی از افراد، با وجود برخورداری از تحصیلات عالی و دانشگاهی، نه تنها نسبت به حجاب اسلامی و ارزش های دینی پایبندی خود را حفظ می نمایند، بلکه با فعالیت بیش تر و هوشمندانه تر برای ترویج تفکرات دینی و گسترش حجاب اسلامی تلاش می نمایند. این افراد هرقدر بر پایه تحصیلی شان افزوده می شود، افق تازه ای از حکمت برایشان گشوده شده و ارزش های دینی و حجاب اسلامی نزدشان بیش از پیش اهمیت می یابد. اما در مقابل، با وجود این که گرایش به نقض حجاب اسلامی، در فضای آموزشی و تحصیلی همانند سایر بخش های جامعه، افزایش یافته است، ولی فقط درصد بسیار قلیلی از زنان تحصیل کرده، دارای عناد و روحیه ی ضد ارزشی هستند، بلکه قاطبه ی زنان تحصیل کرده، دارای هوش هیجانی و قدرت سازگاری قابل توجهی در پذیرش هنجارهای دینی و ارزش های اسلامی بوده و تعامل سازنده ای با زنان و دختران محجبه دارند، فقط تعداد بسیار معدودی از افراد، در بین قشر دانشجو یا تحصیل کرده، به ترویج درصدی از بی حجابی و رفتارهای ضد ارزشی در جامعه انسانی علاقه نشان می دهند.

از سویی دیگر، بررسی ها نشان می دهد که باورهای دینی و پایبندی یا عدم پایبندی اکثر انسان ها به ارزش های دینی، در سن نوجوانی و دوران دبیرستان یا پیش دانشگاهی، تثبیت شده و هویتشان شکل می گیرد. لذا تحصیلات عالیه زنان و حضورشان در فعالیت های اجتماعی، نمی تواند تبیین درستی درخصوص تغییر رویکرد برخی از آنان نسبت به حجاب اسلامی باشد. لیکن زنانی که از کودکی با تمایلات ضدارزشی در خانواده ی خود رشد یافتـه ولی شرایط ابراز تمایلاتشان را نداشته اند، وقتی که به مراکز دانشگاهی یا بازار کار راه می یابند، معمولاً در محیط جدید جوّگیر شده و از فضای آزاد و فرصت مناسبی که فراهم شده است، عقده گشایی نموده و جسورانه به صورت کلامی و غیرکلامی، علیه ارزش های اسلامی و افراد محجبه، واکنش نشان می دهند. البته این افراد در اقلیت هستند، ولی بخاطر این که پر هیاهو، جنجالی و در هنجارشکنی گستاخ هستند، بیش تر از دیگران دیده می شوند. در مقابل، تعدادی از دختران و زنان تحصیل کرده، در هر شرایط فرهنگی و اجتماعی، پایبندی بالایی به حجاب اسلامی و ارزش های دینی از خود نشان می دهند. حال باید این سئوال را تکرار کرد که چه نیروی درونزادی در وجود این افراد نهفته است که در صورت حضور در هر شرایط فرهنگی و حتی در خارج کشور، پایبندی خود را به حجاب و ارزش های دینی حفظ می نمایند؟ پاسخ این سئوال در پایان مبحث بیان خواهد شد.      

۳-برخی ها معتقدند افزایش علاقه زنان ایرانی به جذاب شدن که متأثر از تبلیغات ماهواره ای، اینترنتی و تحریک سایر رسانه های غربی که اغلب از حمایت مالی شرکت های تولید کننده مواد آرایشی نیز برخوردار هستند، موجب افزایش تمایل زنان به بی حجابی، خودآرایی و خودنمایی شده است. این محققان معتقدند، غالب کسانی که با آرایش چهره و تغییر رنگ و حالت موها و سایر اعضای بدنشان، احساس می کنند ظاهرشان تغییر کرده و جذاب تر شده اند، معمولاً به منظور آگاهی از نظر دیگران یا برانگیختن تحسین آنان، تمایل نافذ و گریزناپذیری به نمایش دادن جاذبه های جسمی خود به دیگران دارند. این تمایل در دو شرایط تشدید می شود: نخست در شرایطی که فرد فاقد شوهر (به ویژه بیوه) باشد یا ارتباط عاطفی مناسبی با شوهرش نداشته، تمایلاتی به خیانت زناشویی در وجودش باشد یا از سوی شوهرش، وادار به این کار شود. دوم این که مشوق های برونزاد و محیطی، ذهن و فکر فرد را تسخیر و او را برای خودنمایی وسوسه یا علاقه مند نماید.     

آمارها نیز نشان می دهند مصرف مواد آرایشی در بین زنان ایرانی (با توجه به میزان جمعیت) چند برابر میانگین مصرف دنیاست. به عنوان نمونه، مصرف مواد آرایشی در ایران، تقریباً برابر با مصرف مواد آرایشی در کشور چین است که دارای جمعیتی حدوداً بیست برابر ایران می باشد. مصرف مواد آرایشی حتی در کشورهای اروپایی که تولید کننده اصلی این مواد هستند، نیز کمتر از ایرانی هاست. علی ای حال، اگر این فرض را بپذیریم که افزایش علاقه زنان ایرانی به جذاب شدن و مسایل حواشی آن موجب گرایش آنان به بی حجابی است. باید پرسید که چرا بسیاری دیگر از زنان ایرانی، با وجود بهره مندی خدادادی از زیبایی و جاذبه های فردی، به راحتی تمایلات، وسوسه های درونی و هیجانات خود را کنترل نموده و تبلیغات رسانه های غربی و مشوق های محیط زندگی، تأثیری در اراده ی آن ها ندارد؟   

بررسی های میدانی نشان می دهد که بسیاری از زنان و دختران بدون این که با ارزش های دینی عناد و دشمنی داشته باشند، صرفاً به واسطه ی دیدگاه عوامانه ی خود بر این باورند که با خودآرایی و بی حجابی، در نظر دیگران جذاب تر خواهند شد. به همین خاطر از این که با نقض حجاب اسلامی در انظار عمومی ظاهر می شوند، احساس شایستگی و اعتماد به نفس می کنند. در حقیقت این طیف از افراد، به دلیل ظاهر غیر مذهبی خود، برای کسانی جذاب خواهند شد که پایبندی کم تری به ارزش های اخلاقی و انسانی داشته و زن را به عنوان یک کالا یا ابزاری برای خوشگذرانی و هوسرانی زودگذر و مقطعی خود علاقه نشان می دهند و هرگاه با گزینه ی جذاب تری مواجه شوند، از آن ها رویگردان خواهند شد. بنابراین، جذابیت این زنان، علاوه بر این که کوتاه مدت است، ظواهر غیرارزشی آنان موجب تشدید آسیب های اجتماعی نظیر افزایش تحریک پذیری مردان ضعیف النفس و کاهش وفاداری و توجه شان نسبت به همسران خود شده و در مقابل، چشم چرانی مردان نیز زنان علاقه مند به خودنمایی را به افزایش جلوه گری تحریک می نماید و بالاخره این چرخه ی نامیمون هیجانی، موجب تشدید گسست عاطفی بین زن و شوهر و افزایش خیانت های زناشویی می شود. پدیده ای که در جوامع غربی به امری رایج و غیرقابل کنترل تبدیل شده است. در مقابل، زنانی که علاوه بر جاذبه های ظاهری، حجاب اسلامی را رعایت می کنند، برای عموم مردم جذاب هستند. ولی جاذبه فردی این زنان، معطوف به مردانی است که به ارزش های خانوادگی و وفاداری به همسر پایبند هستند. در مثال، زن متدین و محجبه مانند آهن ربایی است که اگر آن را در خاک بیندازیم، براده های ارزشمند آهن را جذب می کند. اما زنانی که حجاب مناسبی ندارند، حتی اگر قلباً دارای اعتقادات دینی و مذهبی باشند، فاقد این توانایی هستند.  

شایان ذکر است، بررسی های میدانی که اخیراً در ایران انجام شده نشان می دهد قریب به ۷۰ درصد از زنان و دختران ایرانی، نسبت به حجاب اسلامی علاقه نشان داده و از پوشش غیراسلامی برخی زنان ایرانی در شرایط کنونی، ناراضی هستند و قریب به ۱۰ درصد نسبت به این مسئله بی تفاوت بوده و ۲۰ درصد مابقی نیز از وضعیت فعلی ابراز رضایت کرده اند. بنابراین، اکثریت مردم ایران حتی برخـی از کسانی که پوشش مناسبی هم نـدارنـد، علاقه مند به رعایت شئونات اسلامی در جامعه هستند. چنان چه بخواهیم درصد افرادی که علاقه مند به ترویج و گسترش بی حجابی را بررسی نماییم، بی شک آنان کم تر از ۳۰% می شوند. زیرا باید آمار آنان را در درون این ۱۰% بی تفاوت و ۲۰% افرادی که از وضع موجود راضی هستند، جستجو نماییم که در مقایسه با علاقه مندان به حجاب اسلامی، در اقلیت هستند.

بنابراین، این فرض که افزایش علاقه زنان ایرانی به جذاب شدن تحت تأثیر تبلیغات ماهواره ای و فضاسازی رسانه های غربی، موجب افزایش گرایش آنان به بی حجابی، خودآرایی و خودنمایی شده است، فرض باطلی است. زیرا در همه ی ادوار در هر شهر و کشوری از جمله در ایران، همواره تعداد قلیلی از مردم تمایل به رفتار خودسرانه و ساختارشکنانه داشته اند، اما آن چه که در سال های اخیر متفاوت از سال های گذشته مشاهده می شود، افزایش جسارت برخی زنان در علنی کردن تمایلات خودخواهانه و ناهنجارشان در انظار عمومی است که ناشی از ضعف و ناتوانی شان در برابر تحریک و وسوسه های شیطانی است. حضرت امام خمینی (رضوان الله علیه) در خصوص خیالات باطله، طی هشداری پدرانه فرمودند: «ملتفت باش که خیالات فاسده ی قبیحه و تصورات باطله از القائات شیطان است که می خواهد جنود خود را در مملکت باطن تو برقرار کند، …. باید مواظب کید آن لعین باشی و این اوهامِ برخلاف رضای حق تعالی را از خود دور نمایی تا انشاءالله در این جنگ داخلی این سنگر را که خیلی مهم است از دست شیطان و جنودش بگیری، … اگر اینجا غالب شدی، امیدوار باش.» (شرح چهل حدیث، ۱۸).

به هر ترتیب، افرادی که با خودآرایی و بی حجابی درصدد هستند که خود را نزد اغیار جذاب تر نشان دهند، در اسارت خیالات موهوم و توهمات خود قرار دارند، زیرا غافل از این حقیقت هستند که لبخند و ابراز علاقه ی اغیار به آنان، برای استفاده ابزاری و کامجویی های حیوانی شان می باشد. لذا با کوچک ترین نشانه ای از مهرورزی دیگران نسبت به خود، تصور می کنند که توانستند قلب آنان را تسخیر نمایند. در حالی که اشتباه می کنند. در حقیقت، جذابیت افراد محجبه ای که در بهره مندی از نعمت زیبایی و جذابیت ظاهری، وضعیت مشابهـی بـا فـرد بی حجاب دارند یا حتی از زیبایی کم تری برخوردارند، به مراتب جذاب ترند. در این راستا باید این سئوال پاسخ داد که چه نیروی درونزادی در افراد زیباروی محجبه وجود دارد که در هر شرایط فرهنگی و حتی در خارج کشور، پایبندی خود را به حجاب اسلامی و ارزش های دینی حفظ می نمایند؟ پاسخ این سئوال در پایان مبحث بیان خواهد شد.       

۴ برخی ها معتقدند که خشم و خصومت های شخصی برخی افراد نسبت به نظام حمهوری اسلامی ایران که اغلب به دلیل، جرایم امنیتی، سیاسی و قاچاق کالا و مواد مخدر و … دارای سابقه ی برخورد و دستگیری در ایران هستند، موجب تلاش آنان در ترویج بی حجابی یا حتی فحشاء در کشور شده است. اگر این فرض را بپذیریم باید پرسید که آیا آن دسته از ایرانی هایی که در خارج کشور برای ترویج بی حجابی در ایران خود را به آب و آتش می زنند، افرادی عقده ای و هیجانی هستند؟ 

بررسی ها نشان می دهند که واکنش های هیجانی در برخی افراد خشمگین و کینه ورز نسبت به نظام جمهوری اسلامی ایران، موجب علنی کردن ضدیت و دشمنی آنان نسبت به ارزش ها و نمادهای دینی و اسلامی می شود، برخی اشخاص هم با این که فاقد سابقه ی امنیتی هستند، به دلیل قرابت خانوادگی یا دوستی با معاندین نظام، یا به خاطر منافع مشترک بین آن ها یا تأثیرپذیری ناشی از اطلاعات غلط و تحریف شده ای که از رسانه های خارجی ایجاد می شود، نسبت به مسئولین نظام اسلامی و ارزش های اسلامی به شدت خشمگین هستند و خشم خود را با زیرپا گذاشتن عامدانه ی نماد های اسلامی، به ویژه حجاب اسلامی، تخلیه می کنند. این ها معمولاً افرادی حساس، کم ظرفیت و خشمگینی هستند که با کوچک ترین اعتراض به رفتار ضدارزشی شان، به شدت گارد گرفته و پرخاشگری می نمایند. این ها توهین و آزار رساندن به افراد متدین و زنان محجبه را حق خود می دانند. اما همه ی کسانی که مرتکب جرایم امنیتی و  …  می شوند، چنین واکنشی ندارند.

نتایج این بررسی ها نشان می دهد که تعداد این دسته از افراد در کشور ما بسیار اندکند، ولی از آن جا که معمولاً لکه های سیاه در صفحات سفید راحت تر دیده می شوند، این افراد در جامعه ی ایران که اکثریت مردم پایبندی شان را به حجاب و پوشش اسلامی با جلوه های متفاوت و متنوع (حجاب کامل و ناقص) حفـظ می نمایند، بیش تر به چشم آمده و چشمان پاک افراد محجوب را آزار می دهد. به تعبیری دیگر افراد نادری که در کشور ما اقدام به کشف حجاب می نمایند، نفرت انگیز بوده و تو ذوق افراد غیرتمند ایرانی می زنند. این ها اغلب در اماکن عمومی نظیر مراکز تفریحی و سیاحتی، مترو، بازار ، پارک، جنگل، سواحل دریا و سایر اماکن عمومی با وضعیتی نامتعارف و متفاوت از دیگران ظاهر شده و خود را انگشت نمای مردم و با ظواهر نامتعارف خود، فضای معنوی جامعه را متعفن می نمایند.

در این شرایط، رسانه های غربی به طور شبانه روزی، به بهانه ی دفاع از حقوق بشر و حقوق زنان، اقدام به تحریک زنان ایرانی و تمرکز ذهنی شان به مسایل فمینیستی می پردازند. ]البته بعید به نظر می رسد که منظور غربی ها از حقوق زنان چیزی فراتر از ارضای بی ضابطه ی غرایز حیوانی شان باشد. از نظر آن ها، بشر حیوانی است دوپا که دارای نیازهای غریزی و تمایلات نفسانی متنوعی است که بطور افسارگسیخته باید ارضا شود و اگر کسی مانع رفتار بوالهوسانه و زیاده خواهی های هنجارشکن آن ها شود، حقوق بشر را نقض کرده است. اما این ها، تمایلات فطری و معنوی انسان را که موجب تمایز او از حیوان می شود، درک نمی کنند. لذا حقوق بشر آن ها، تفاوتی با حقوق حیوانات، به ویژه سگ و گربه های خانگی شان ندارد. اما در جوامع اسلامی، ارزش و کرامت انسان بسیار بالاتر از حیوان و نیازهای حیوانی است[.       

به هر ترتیب، با وجود این که خشم و کینه ورزی برخی از مجرمین، به ویژه مجرمین سیاسی و جرائم سازمان یافته و بستگانشان نسبت به نظام جمهوری اسلامی ایران، موجب واکنش های احساسی- هیجانی و علنی کردن ضدیت و دشمنی شان نسبت به ارزش ها و نمادهای دینی و اسلامی می شود، با هنجارشکنی، بر کارنامه سیاه خود می افزایند، در مقابل، زنان و مردانی ایرانی زیادی هستند که از عملکرد دولتمردان این کشور ناراضی یا عصبانی هستند، اما هرگز مرتکب جرم نشده و دست به رفتارهای احساسی و هیجانی نمی زنند و رابطه ی خود را با خداوند منان، قطع نکرده، در پایبندی خود به ارزش های دینی کوتاهی نمی کنند. حال باید پرسید آیا پایبندی آنان به حجاب و ارزش های اسلامی امری اجباری است یا اختیاری!؟ این دسته از مردم چه فرقی با دسته ی قبلی دارند؟ چه نیروی درونزادی آن ها را به واکنشی سازنده و اعتراضات متعارف و پایبندی به حجاب و ارزش ها علاقه مند می نماید؟ پاسخ این سئوال را در پایان مبحث ارائه خواهیم داد.  

۵- برخی ها معتقدند از زمانی که صهیونیست ها به رسانه های معتبر جهانی تسلط یافته اند تا امروز، همراه با پخش و انتشار برنامه های ضد اسلامی و فسادانگیز، نمادهای اسلامی، از جمله حجاب اسلامی و افراد متدین و محجبه را مورد هجوم و توهین قرار می دهند، لذا این سمپاشی ها به تدریج در ذهن برخی زنان و مردانی که  در تیررس آنان (یعنی، بیننده و مصرف کننده ی محصولات فرهنگی شان) بوده اند، رسوب کرده و بر نگرش آنان درخصوص پایبندی به دین و حجاب اسلامی، تأثیر منفی به جا گذاشته است.

در سال های اخیر، دامنه ی تبلیغات منفی علیه دین و نمادهای اسلامی گسترده تر شده و علاوه بر شبکه های تلویزیونی و ماهواره ای، در فضای مجازی و شبکه های اجتماعی وابسته به خود، افراد متدین و محجبه را دائماً با القاب زشت و برچسب های ناروا مورد اهانت قرار می دهند. بنابراین، برخی ها از روی ناچاری و برای ایمنی از هجوم این رسانه ها، به بی حجابی روی می آورند. ولی برای این که از عذاب وجدان و نفرت فطری خود از کشف حجاب، رها شوند، قبح گناه ناشی از این رفتار خود را با مکانیسم های دفاعی انکار، دلیل تراشی، اباحه گری و توجیه گری کاهش می دهند. هرگاه، زنان و دختران محجبه به ویژه چادری، در جمع این افراد قرار گیرند، از بس آنان را مورد طعن و آزار قرار می دهند، به کلی آرامش روانی شان را بر هم می ریزند.  

بررسی ها نشان می دهد که انتساب واژه های تحقیرآمیز و موهن به افراد مذهبی و باحجاب، به همراه انتساب واژهایی نظیر متمدن، آزادی خواه، میانه رو، متعادل و … به افراد شاخص در بی حجابی، از سال های دور، از اواخر حکومت رضاشاه پهلوی شروع شده و تاکنون ادامه دارد. یکی از معروف ترین واژه ی توهین آمیزی که دشمن برای آزار افراد متدین و محجبه به کار می برد، واژۀ «اُمُل» است. اُمُل، در لغت به معنای «زن شلخته و بد سر و وضع یا کسی که به آداب تجدد و تمدن آشنا نباشد، اطلاق می شود» (فرهنگ معین). تجدد یعنی «نو شدن، تازه شدن، تازگی.»(همان). با این تعریف، بسیاری از افراد اعم از باحجاب و بی حجابی که شلخته، بد سر و وضع، کم سواد و بی اطلاع از آداب زندگی می باشند، اُمُل تلقی می شوند اما با این حال، مروجین فرهنگ برهنگی با یک نگاه غرض ورزانه و تعصبی، همه ی محجبه ها را حتی اگر افرادی فهیم، فرهیخته، بانزاکت و آراسته به آداب زندگی باشند را به نحوی از انحاء مورد اهانت قرار می دهند و در مقابل، بی حجاب های اُمُل را مورد تشویق و تمجید قرار می دهند. زیرا هدفشان تضعیف روحیه زنان مؤمنه و محجبه و ترویج بی حجابی و فساد و فحشاست. به قول ملک الشعرای بهار: «دیو با مردم این ملک نکرد، آن چه کنند این گروه متمدن به جنوب و شمال» (فرهنگ معین).  

شایان ذکر است که در دین اسلام همواره به تمیزی و نزاکت و شیک پوشی سفارش اکید شده است. پیامبر خدا (ص) فرمودند: «لباس خوب بپوشید و خانه هایتان را آباد کنید تا در میان مردم مانند خالِ رخساره باشید.» (کنز العمّال: ١٧١۶۴) و درجایی دیگر آمده است، امام صادق علیه السلام فرمودند: «لباس زیبا بپوش؛ زیرا خداوند زیباست و زیبایى را دوست دارد؛ اما باید از حلال باشد.» (وسائل الشیعه: ٣/٣۴٠/۴). و «لباسى بپوش که نه به آن شهرت پیدا کنى و نه باعث خفّت تو شود.» (غرر الحکم: ٢٣١۶).

با این توصیف، دو فرضیه اساسی در تبیین این رفتار دشمنان اسلام قابل تصور است. نخست این که این بدبخت ها، مفهوم و معنای واژه «اُمُل» را نفهمیده و تصور می کنند که هرکس لباس خود را تغییر دهد و ارزش های دینی را نادیده انگارد، یک شبه متمدن و فرهیخته می شود. دوم آن که این ها، بهتر از هر کس دیگر معنای این واژه را می دانند ولی به دلیل وابستگی و تعصبی که به لودگی و زندگی حیوانی خود دارند، حاضر نیستند، برتری افراد محجبه را تحمل نمایند. فلذا از سر بدخواهی، افراد متدین و محجبه را با برچسب های ناروا مورد اذیت و آزار قرار می دهند. این درحالی است که در سال های اخیر، بسیاری از جوانان ساده لوح ایرانی، تحت تأثیر تبلیغات شیطانی آنان، با لباس و شلوار جین مندرس و سر و وضعی شلخته در انظار عمومی ظاهر می شوند. گاهی این جوانان شلوار نو و تازۀ خود را پاره می نمایند تا در انظار عمومی مورد توجه قرار گیرند! این افراد، اغلب هنجارشکن، معتاد به مواد مخدر، دارای روحیه ی هیجان خواهی بالا، علاقه مند به استعمال مواد مخدر، موسیقی های پر سر و صدا و آزار دهنده و رفتارهای ضداجتماعی هستند، ولی با این وجود، به شدت مورد حمایت مروجان بی حجابی، قرار دارند.  

در گذشته، غربی ها فقط به چادری ها نسبت های ناروا می دادند ولی امروزه به هر لباسی که زن را محجوب نماید، حمله ور می شوند. اما در مقابل، بی شرم ترین زنان و مردان ایرانی مقیم خارج کشور را که برای امرار معاش تن به خودفروشی و هر ننگ و نکبتی می دهند، مورد تشویق و حمایت خود قرار داده، برایشان کف می زنند و در رسانه هایشان آن ها را به عنوان یک قهرمان نام می برند. این ها برای یارگیری، گاهی هنرمندان محجوب و معروف ایرانی را به محافل و مجالس خود دعوت می کنند تا از آنان برای برنامه های تبلیغاتی خود استفاده ابزاری نمایند. بارزترین حماقت و تیره بختی این است که انسان آبرو و اعتبارش را برای خوشایند عیاشان اجنبی و صهیونیست به تاراج گذاشته و آخرتش را برای دنیای آنان، نابود نماید. بارزترین این تیره بختی، مشارکت و همراهی با کمپین «آزادی یواشکی»، «چهارشنبه سفید» و عناوین مضحک دیگری نظیر آن است، که در لجنزارهای متعفن صهیونیسم جهانی روئیده می شود.  

رهبر فرزانه انقلاب در دیدار جمعی از بانوان قرآن پژوه کشور در تاریخ ۲۸/۰۷/۱۳۸۸، فرمودند: «از نظر غرب، علت این که شما نباید توی چادر باشید، نباید حجاب داشته باشید، این نیست که آزاد باشید …». هم چنین در جایی دیگر، فرمودند: «آن روزی هم که به اصطلاح موج مدرنیته را وارد منطقه کردند، در واقع باید گفت فاضلاب های مدرنیته را به این منطقه فرستادند! علم و ابتکار و اختراعات جدید و پیشرفت فکری و دانشگاه های پیشرو را که به کشورهای الجزایر و مصر و عراق و بقیه مناطق تحت استعمار نیاوردند. اول چیزی که آوردند، ابتذال فرهنگی، کشف حجاب و کالاهای مصرفی پس مانده بود؛ یا حداکثر نظام های نسخ شده درجه دو و سه آموزش و پرورش خود را آوردند؛ یعنی مردم را از همه جهت تحقیر کردند. (بیانات رهبری در دیدار با جوانان استان اصفهان مورخه ۱۲/۰۸/۱۳۸۰).

رابطه ی بی حجابی با امل گری و مردم آزاری:

بررسی ها نشان می دهد، اکثر کسانی که با آداب تجدد و تمدن آشنا نیستند، در پایبندی به حجاب اسلامی نیز ضعیف یا بی اعتنا هستند. به عنوان نمونه: اکثر کسانی که فرهنگ و آداب زندگی آپارتمان نشینی را که نشان از آداب مرتبط با تمدن و تجدد است، نمی دانند و درک درستی از نیازهای مشترک و احترام اجتماعی ندارند، فاقد گرایش های مذهبی و پایبندی به حجاب هستند. تقریباً می توان گفت همه ی کسانی که به هر دلیل با صدای بلند موزیک از خانه و خودروی خود، مزاحم مردم و همسایگان شده و بدون توجه به حریم اعتقادی و نیازهای اجتماعی مردم، (با شعار چهاردیواری و اختیاری) آرامش دیگران را بر هم می ریزند، افرادی هستند که پایبندی ضعیفی به ارزش های دینی دارند. همه کسانی که به بهانه برگزاری مراسم جشن اعم از عروسی، تولد، اعیاد و … با موسیقی های طرب انگیز و پر سر و صدا و هیاهوهای خود، در منزل و کوچه و باغ و خیابان و پارک و … موجب سلب آسایش و آزار مردم و همسایه ها می شوند، از افراد غیرمذهبی و بی حجاب هستند.

علاوه بر این، اغلب کسانی که از داخل خودروی خود پس مانده یا زباله های غذای مصرفی خود را (به ویژه در ماه مبارک رمضان) در سطح شهر به بیرون پرت می کنند، از افراد بی ایمان یا بی حجاب هستند. همه کسانی که هرزه گو، فحاش، بددهن و بی شرم و حیا هستند، از خیل بی حجاب ها می باشند. همه قریب بـه اتفاق زنان سیگاری، کراکی و معتاد نیز از خیل بی حجاب هستند. همه قاچاقچیان مواد مخدر و سوداگران مرگ، قاچاقچیان انسان، افراد بزه کار، دزد و کلاهبردار، متجاوزین بـه عنف و متعرضین به نوامیس مردم، چاقو کش ها و سارقان مسلح و همه ی انسان های سنگدل و بی رحم، از خیل مخالفین حجاب هستند و هیچ پایبندی به ارزش های دینی ندارند. همه ی دخترانی که با خانواده و والدین خود بدرفتاری کرده یا از خانه و مدرسه فراری شده و به ولگردی و هرزگی می پردازند، از خیل افراد بی حجاب هستند. و …

البته عیاشی و میگساری، لهو و لعب و فساد اخلاقی، برهنگی یا بی حجابی و مسایل مرتبط به آن، موضوع جدیدی نیست. بلکه از قدیم الایام فساد و برهنگی در همه اعصار و قرون گذشته وجود داشته است. از جمله مواردی که غربی ها آن را حقوق بشر می دانند، همجنس گرایی است که در قرن ها قبل از ظهور اسلام، توسط قوم لوط رایج شده بود و امروزه جوامع غربی نیز به آن دوران پسرفت کرده اند، لذا فساد و فحشا مظهر تجدد و نوگرایی نیست. بلکه آن چه که تازه و نو می باشد، علوم و تکنولوژی و امکانات فنی و صنعتی و … است که باید در راستای رفاه و آسایش مردم مورد بهره برداری قرار گیرد.

علی ای حال، با این که در شرایط امروزی هجمه های تبلیغاتی دشمن علیه عقاید مذهبی مردم بسیار شدید است و برخی افراد متأثر از آن خود را واداده و سبک زندگی غربی ها را پذیرفته اند، در مقابل، زنان و دختران زیادی بدون توجه به هجمه های تبلیغاتی دشمن، به عهد و پیمان خود با خدا پایبند و وفادارند. حال، اگر این فرض را بپذیریم که تبلیغات پر حجم و هزینه ی دشمن در ترویج بی حجابی و هنجارشکنی زنان ایرانی تأثیر دارد، باید به این سئوال پاسخ داد که چرا برخی از زنان و دختران مسلمان با این که در معرض توهین و استهزاء مروجین بی حجابی قرار دارند، با عزت و افتخار حجاب خود را حفظ نموده و هیچ اعتنایی به اهانت های آن ها نمی کنند؟ چه چیزی موجب تفاوت بین این دو طیف است؟ پاسخ این سئوال را در پایان مبحث ارائه خواهیم داد.

۶برخی ها معتقدند که نیاز لجام گسیخته و بیمارگونه برخی افراد به شهرت و انگشت نما شدن، در تلاش و گرایش آنان به ترویج بی حجابی نقش دارد:  

در هر جامعه، تعدادی از افراد می خواهند به هر قیمتی شده جلب توجه نموده و حتی با هنجارشکنی و گناه، در انظار دیگران دیده شوند. درصد کمی از این افراد به دلیل اختلال شخصیت هیستریک، نیاز شدیدتری یه توجه و شهرت طلبی داشته و علاقه مفرطی به انجام رفتارهای نمایشی برای جلب توجه و «پرآوازه شدن» دارند در این مواقع، فرد برای کسب شهرت و رسیدن به هدفش، حتی حاضر است به بدنامی و اعمال ننگ آور هم تن دهد. آن ها می خواهند به هر طریق ممکن دیده شده و کانون توجه دیگران قرار گیرند. نیازهای این افراد که با توجه به نظریه روانکاو معروف آلمانی، خانم دکتر «کارن هورنای»، از نوع نیـازهـای روان رنجـوری و بیمارگونه است (شولتـز، نظریه های شخصیت: ۱۷۹)، موجب فقر اراده و وسوسه ی غیرقابل گریز آنان به رفتارهای نمایشی آنان می شود.

البته وجود این افراد صرفاً منحصر به کشور ما نیست، بلکه در همه ی کشورهای دنیا این تیب از افراد وجود دارند و با رفتارهای  نامتعارف و نمایشی خود، در صدد کسب شهرت هستند. ساده ترین کار برای این افراد، ساختار شکنی و حرکت برخلاف جریان حاکم بر کشور برای کسب شهرت است بارزترین این اقدامات در ایران اسلامی، کشف حجاب، شلوغ کاری های سیاسی و ترویج فساد اخلاقی است. این ها هرگز توانایی تولید و خلق آثار علمی و اختراعات ارزشمند و مفید برای جوامع بشری را ندارند که به واسطه ی آن به شهرت برسند. اما برداشتن روسری از سر و کشف حجاب، کار ساده ای است که نیاز به تفکر ندارد. این ها در مَثَل، مانند کسانی هستند که بخاطر رد شدن از چراغ قرمز یا رانندگی با خودرو درخلاف جهت احساس شعف و شادی می کنند.   

جای سئوال است که چرا در جامعه ی اسلامی ما، در شرایطی که بسیاری از مردان و زنان غیرتمند و پاکباخته، فداکارانه و خالصانه برای پیشرفت و اعتلای کشورشان تلاش می نمایند و برای حفظ امنیت و آسایش مردم، در مقابل هجوم همه جانبه استکبار جهانی و مدعیان حقوق بشری که منافع اقتصادی خود را با ریختن خون مردم مسلمان و مظلوم یمن، فلسطین، سوریه، عراق، بحرین، افغانستان و حتی جوانان غیور ایرانی پیوند زده اند، ایستادگی می نمایند، در مقابل، عده ای وطن فروش به دامن دولتمردان خونخوار و بی رحم غربی پناه برده و با مشارکت در برنامه های ضد دینی و ضد ایرانی آنان مدام درصدد ترویج فساد و تباهی و رفتارهای ضد ارزشی و ایجاد اختلاف و ناامنی در ملت رنجدیده و زحمتکش ایران هستند؟ تفاوت بین این دو طیف متفاوت و مقابل هم یعنی، تفاوت بین وفاداران به ایران اسلامی با خیانتکاران به این نظام، در چیست؟ پاسخ این سئوال و سئوالات قبلی را در بخش دوم مبحث ارائه خواهد شد.

بخش دوم:

در این بخش تلاش می شود به سئوالاتی که در بخش اول مطرح شده است، پاسخ داده شود. شامل سئوالات زیر: ۱- چه نیروی درونزادی در وجود برخی افراد نهفته است که به رغم برخورداری از ثروت و مکنت، از خودنمایی، فخرفروشی و هوسرانی پرهیز و تمایلات نفسانی شان را به راحتی کنترل و در پایبندی خود به ارزش های دینی محکم و استوار  هستند؟

۲- چه نیروی درونزادی در وجود برخی افراد نهفته است که در صورت حضور در هر شرایط محیط فرهنگی و حتی در خارج کشور، پایبندی خود را به حجاب و ارزش های دینی حفظ می نمایند؟  

۳- چه نیروی درونزادی موجب می شود که بستگان و خانواده های برخی مجرمین، حتی گاهی خود مجرمین که به دلیل برخورد قضایی و … تجارب ناخوشایندی از کشور دارند، از ارزش های دینی رویگردان نشده و به هر شکل، پایبندی شان به حجاب و ارزش های اسلامی را حفظ می نمایند؟

۴- چرا برخی از زنان و دخترانی که به خاطر حجاب و دینداری شان، در معرض توهین، استهزاء و آزار مروجین بی حجابی و افراد شیطان صفت، قرار می گیرند، به جای انفعال و وادادگی احساس می کنند به خدا نزدیک تر شده و با عزت و افتخار، مراقبت بیش تری از حریم دینی و حجاب خـود نمـوده و هیـچ اعتنـایـی به اراجیـف آن ها نمی کنند؟

مطالعات انجام شده نشان می دهد که صرف نظر از دخالت عوامل محیطی و برونزادی که بر رفتار انسان ها اثر می گذارد، به طور کلی سه عامل درونزاد بسیار مهم و کلیدی در رویکرد زنان و مردان نسبت به دین، حجاب اسلامی و ارزش های دینی و اجتماعی، نقش تعیین کننده دارند. این سه علت عبارتند از: عقل و فطرت و عزم یا اراده.

انسان برای این که بتواند در برابر وسوسه های شیاطین، اعم از جـن و انس، دوام بیـاورد و پایـبنـدی بـه ارزش های اسلامی را حفظ و وظایف بندگی خود را به درستی به جا آورد یا بتواند درک درستی از خیر و  شر خود داشته باشد،  لازم است به طور همزمان از سه نعمت الهی و ناب برخوردار باشد. شامل: عقل سلیم، فطرت پاک و رشد یافته (یا قلب سلیم[۱])، و اراده یا ایمانی قوی باشد. هرگاه یکی از این سه موهبت الهی در وجود انسان ضعف و دچار نقص شود، فرد به میزان ضعف و نقصی که دارد، در برابر تبلیغات و مشوق های برونزاد شیطانی یا وسوسه های محیطی، آسیب پذیر شده و مقاومتش در پایبندی به ارزش ها و حجاب اسلامی فرو خواهد ریخت. اکثر مردم حداقل در یکی از این موارد دچار نقص و آسیب پذیری هستند. لذا نیاز به حمایت، تذکر و راهنمایی افرادی که آگاه ترند، دارند. همانگونه که خداوند فرموده است: «… و باید از شما مسلمانان برخی (که دانا و با تقواترند) خلق را به خیر صلاح دعوت کنند و مردم را به نیکوکاری امر و از بدکاری نهی کنند و اینان که به حقیقت واسطه هدایت خلق هستند در دو عالم در کمال فیروز بختی و رستگاری خواهند بود» (آل عمران: ۱۰۴).

افراد زیادی وجود دارند که دارای فطرت سالمی هستند (به تعبیر عوام، قلبشان پاک است) و انسان دلرحم و مهربانی هستند، ولی چون توانایی کافی را برای تشخیص حق و باطل ندارند، قباحت بی حجابی و اعمال زشت خود را درک نمی کنند. برخی ها هم فطرت سالم و هم عقل و خرد کافی برای تشخیص خیر و شر و درک قباحت و زشتی بی حجابی را دارند. ولی با این وجود، در مقابلِ جریان برونزاد مخالف یا متضاد با عقاید دینی خود، دچار انفعال شده و اراده ی کافی برای عمل به آنچه که درک می کنند را ندارند. یعنی، در مواقعی که مورد آزار و هجوم گروهی از مردم نادان قرار می گیرند، برخلاف میل باطنی خود رفتار می کنند تا مورد تایید اکثریت قرار گیرند. این افراد براساس این شعار که می گوید: «خواهی نشوی رسوا همرنگ جماعت شو» رفتار می کنند.

تحقیقات اخیر در کشورمان نشان داده است که هفتاد درصد زنان و دختران جوان ایرانی که در بین آن ها برخی نیز علی الظاهر حجاب اسلامی را به خوبی رعایت نمی کردند، از پوشش نامناسب خود و دیگران راضی نبوده و دوست داشتند که حجاب بهتری داشته باشند. اما به نظر می رسد وجود جوّ روانی آزاردهنده ای که از سوی دشمنان دین و معاندین نظام جمهوری اسلامی، علیه افراد محجبه و متدین (در فضای مجازی و حقیقی) ایجاد می شود و عده ای نادان نیز در داخل کشور به آن دامن می زنند، مقاومت و توانایی آن ها را در پایبندی به ارزش ها تقلیل داده است.    

در این قسمت از بحث، درخصوص هر یک از این سه عامل درونزادی که نقش کلیدی و اساسی در پایبندی فرد به ارزش های دینی و حجاب اسلامی دارند، به عنوان سه موهبت الهی ارزشمند که وجود همزمان آن ها در انسان موجب رشد و تحول او از فرش تا عرش خواهد شد، اشاره می شود: 

 ۱- نقش عقل در پایبندی به حجاب اسلامی:                                                     

منظور از عقل، همان روح یا نفس ناطقه ی انسانی است که خداوند در قرآن فرموده است خیر و شر را به او

آموخته است (فالهمها فجورها و تقواها[۲]) و انسان به موجب آن قدرت تشخیص خیر و شر یا حق و باطل را خواهد داشت. هیچ انسانی عقل کل نیست. همه ی ما درجاتی از نقص عقلی را با خود به همراه داریم ولی چون خداوند توان بالقوه ی کمالات انسانی و رشد عقلی را در وجود انسان نهفته است، هر یک از ما می توانیم با تلاش خود به مراتبی از رشد عقلی برسیم. اما برخی عوامل اجتناب ناپذیر درونزاد و برونزاد در زندگی، موجب می شود که انسان نتواند به لحاظ عقلی به خوبی رشد نماید یا از توان عقلی خود به خوبی استفاده کند. بنابراین، هیچ انسانی بدون یاری خدا قادر به تشخیص حق و باطل یا خیر و شر نخواهد شد. به همین دلیل خداوند برای هدایت بشر پیامبرانی را مبعوث فرموده تا با آیات وحی الهی و آموزه های دینی که منطبق با عقل و فطرت انسانی است، مردم را هدایت نموده و به خیر و شرشان آگاهی بخشد.

دلیل اصلی این که انسان بدون تکیه بر آموزه های دینی قادر به تشخیص حق و باطل یا خیر و شر نیست، این است که اغلب تصمیمات افراد غیرمذهبی تابع دریافت های حسی شان است. همه ما مثل حیوانات، دارای حواس پنجگانه ای هستیم که ارتباط ما را با محیط زندگی ممکن می سازد. اطلاعاتی که ما از طریق ایـن حواس دریافت می کنیم، قبل از تفکر و بهره گیری از عقل، می تواند بطور خودکار و غیرارادی، در دو حالت اثرگذار باشد، یا برایمان خوشایند است یا ناخوشایند. اگر خوشایند باشد به آن علاقه مند می شویم و در صورت تکرار به آن عادت می کنیم و هرگاه عادت کردیم، ترک آن برای ما بسیار رنج آور و سخت خواهد بود. ولی اگر اطلاعات اولیه ای که از طریق حواس پنجگانه از محیط دریافت می کنیم، برایمان ناخوشایند باشد، از آن منزجر شده و از انجام آن پرهیز می نماییم.

این درحالی است که برخلاف آن چه که ما به لحاظ حسی تجربه می کنیم، ممکن است بسیاری از آن چه که اکنون برای ما خوشایند به نظر می رسد، در حقیقت به زیان ما باشد و آن چه را که ناخوشایند احساس می کنیم، به سود ما باشد. ولی سود و زیان آن در آینده محرز و آشکار شود. همان گونه که خداوند در قرآن فرموده است: «چه بسا که چیزی را شما ناگوار شمارید ولی به حقیقت خیر صلاح شما در آن بوده و چه بسا که دوستدار چیزی هستید که در واقع شر زیان شما در آنست و خداوند به مصلحت امور داناست و شما نادانید» (بقره: ۲۱۶).

درک و تشخیص سود و زیان واقعی رفتار و اعمال انسان به عهده ی عقل یا قوه ی ناطقه ی اوست که خداوند در وجودش نهاده است. از یک کودک یا مجنون و عقب مانده ی ذهنی هرگز انتظار نمی رود که فراتر تجارب حسی خود خیر و شر رفتارش را درک کند اما وقتی رشد می یابد و بزرگ تر می شود، انتظار می رود که از ادراکات ساده ی حسی برای رفتار خود فراتر رفته و قدرت درک مفاهیم انتزاعی را داشته باشد. با این وجود، از آن جا که بسیاری از انسان ها اغلب به امورات بی ارزش و هوسرانی های حسی و زود گذر دنیوی سرگرم هستند، همواره کودک باقی مانده و فاقد توانایی عقلی هستند. این طبیعت کار کسانی است که سطح آگاهی های آن ها فراتر از دریافت های حسی دنیوی نیست. همانطور که خداوند فرموده است: «دنیا جز بازیچه کودکان و هوسرانی بی خردان هیچ نیست و همانا سرای دیگر اهل تقوا را نیکوتر است آیا تعقل و اندیشه در این نمی کنند» (انعام: ۳۲).

آیا بی حجابی یک واکنش احساسی و غیرعقلی است؟

واکنش احساسی یا رفتاری که بر مبنای دریافت های حسی از ما سر می زند، نیازی به عقل و تفکر ندارد. بلکه صرفاً بر مبنای تجارب حسی است. حیوانات نیز در واکنش به محیط زندگی، بر مبنای دو حالت احساسی، یعنی علاقه به تجارب خوشایند حسی و اجتناب از تجارب ناخوشایند حسی رفتار می کنند. یعنی، رفتارشان تابع کسب لذت و خوشی، و گریز از رنج و درد است. حیوان مادامی که تلخی و رنج رفتارش را به صورت ملموس و عینی، حس نکند، هرگز زیان و خطر آن را درک نمی کند. زیرا عقلی ندارد که حق و باطل یا خیر و شر را تشخیص دهد. آن چه که برای حیوان مهم است، کسب لذت و تکرار تجارب خوشایند در هر زمان که احساس نیاز کند، می باشد. به بیان دیگر، رفتار حیوان تابع، اصل شرطی سازی است. هم چنین، احساس لذت و سرخوشی افرادی که در انظار عمومی کشف حجاب می کنند، متأثر از دریافت های حسی خوشایند از محیط و زندگی دنیوی است و یا در راستای تخلیه ی هیجانات خشم از نظام حاکم است که در این صورت نیز برایشان لذت بخش است. یعنی از رفتار ساختارشکنانه خود، لذت می برند. این ها چون در درک حقایق همانند کودک هستند و تعقل شان بر مبنای محسوسات عینی است، هر آن چه از زندگی فرا می گیرند، از طریق مکانیسم شرطی سازی است. لذا در مواقع خطر، از خودنمایی پرهیز و احساس رنج می کنند ولی هرگاه در یک فضای فرهنگی بدون استرس قرار گیرند، احساس لذت و سرخوشی نموده و در کشف حجاب گستاخ می شوند.   

علاوه براین، هیچ انسانی عقل کل نیست، لذا هر چقدر هم اهل تعقل باشند باز هم قادر نخواهند بود که همه ی سود و زیان خود را تشخیص دهند. به همین دلیل، برای کاهش خطا بایستی عقل خود را با دانش و دستورات دینی آراسته نموده و برای عمل به آن با خدای خود عهد نماید، زیرا که خدا فرمود: «ای اهل ایمان اگر خدا ترس و پرهیزگار شوید خدا به شما فرقان ]توانایی درک حق و باطل[ می بخشد …». (انفال: ۲۹). در واقع، عاقلان واقعی کسانی هستند که به خدا اعتماد کرده و نسبت به انجام دستورات الهی وفادارند.

خداوند فرموده است: «تنها عاقلانند که هم به عهد خدا وفا می کنند، هم پیمان حق را نمی شکنند و هم آن چه را خدا امر به پیوند آن کرده، اطاعت می کنند و از خدا می ترسند و از سختی هنگام حساب می اندیشند و هم در طلب رضای خدا راه صبر پیش می گیرند، نماز بپا می دارند و از آن چه نصیبشان کردیم به فقرا پنهان و آشکار انفاق می کنند و در عوض بدی های مردم نیکی می کنند. اینان هستند که عاقبت منزلگاه نیکو یافتند» (رعد:۲۲). بنابراین، عدم پایبندی به ارزش های دینی و بی توجهی به نمادهای دینی و دستورات الهی، ناشی از بی خردی و بیگانگی فرد از تعقل است.  

چرا مروجین بی حجابی از موهبت عقل بی بهره اند؟   

عقل به سبک زندگی و رفتار اجتماعی انسان نظم و چارچوب می دهد. اما مروجین بی حجابی و کسانی که رویکرد زندگی شان حیوانی است، از این موهبت الهی بی بهره اند. لذا قادر نیستند از هیچ حد و مرز یا چارچوبی برای ارضای تمایلات نفسانی خود بپذیرند، مگر این که از عواقب قانونی و پیامدهای اجتماعی و محیطی آن، هراس داشته باشند. لذا زندگی کردن برای این افراد، در جوامعی که ولنگاری فرهنگی و اخلاقی، یا به تعبیر غربی ها، آزادی های فردی (در لهو و لعب) وجود ندارد، بسیار رنج آور می باشد. به همین دلیل، برای فراهم کردن بستر مورد علاقه ی خود، علیه ارزش های دینی و حجاب اسلامی از هیچ تلاشی چشم پوشی نمی کنند. این افراد آن قدر در جهل خود گرفتارند که هیچ امیدی به فهم شان از حقایق نیست. زیرا عقلی برای درک حقایق ندارند. خداوند در خصوص این قبیل از افراد به پیامبر خدا فرمود: «ای رسول، دیدی حال آن کس که هوای نفس خود را خدای خود ساخت؟ آیا تو حافظ و نگهبان او توانستی شد؟ (فـرقان: ۴۳) یا پنـداری که اکثـر این کافـران حرفـی می شنوند؟ یا فکر و تعقلی دارند؟ (حاشا) اینان در بی عقلی بس مانند چهارپایانند، بلکه نادان و گمراه تر (همان: ۴۴).

یکی از مباحثی که در کمپینی تحت عنوان «آزادی یواشکی» مطرح و مورد حمایت رسانه های شیطانی است، القای اجباری بودن حجاب در ایران است. در حالی که این شعار، فقط برای کسانی که عقلشان در اسارت غرایز حیوانی است، قابل قبول است چون آنان پایبندی به ارزش های دینی و حجاب اسلامی را مانع هوسرانی و کسب لذات حیوانی و غریزی خود می دانند. به همین خاطر، به طور شبانه روزی تلاش می کنند با بهره گیری از رسانه ها و ابزارهای مختلف ارتباط جمعی، یکی از بزرگترین سد رشد ابتذال فرهنگی و فساد اجتماعی، یعنی حجاب اسلامی را با سخنان باطل خود از میان بردارند. ولی هرگز به آرزوی خود نخواهند رسید.  

تفاوت بی حجاب ها و محجبه ها در بهره گیری از عقل:  

۱- افراد بی حجاب، عقل خود را به دریافت های حسی اعضاء و جوارحشان از محیط زندگی مشغول می سازند و در محاسبات خود صرفاً یافته های حاضر را ملاک درستی یا نادرستی رفتارشان قرار داده و دوراندیشی نمی کنند. اما افراد متدین و محجبه، عقل خود را برای شناخت هر چه بیش تر وظایف دینی خود در موقعیت های مختلف اجتماعی متمرکز نموده و در محاسبات خود آثار درازمدت و حتی سود و زیان های اخروی را ملاک درستی یا نادرستی رفتارشان قرار می دهند.

۲-  افراد بی حجاب، رنج و زحمت را برنمی تابند و عقل خود را بدون توجه به آثار زشت رفتارشان، فقط برای فراهم نمودن راحتی و خوشی خود در زمان حال به کار می بندند. اما افراد محجبه، رنج و زحمت در انجام فرامین الهی را یک ارزش دانسته و عقل خود را برای چگونگی سازگاری با رنج در راه خدا و فراهم سازی راحتی و آسایش عمومی متمرکز می نمایند. به بیان دیگر، افراد بی حجاب به خوشی و آسایش خود می اندیشند ولی افراد محجبه و متدین هم به آرامش خود و هم به خوشی و آسایش دیگران توجه دارند.   

۳- افراد بی حجاب عقل و فکر خود را به کنجکاوی درباره ی واکنش های مردم نسبت به رفتار هنجارشکن خود متمرکز می کنند. به گونه ای که هرگاه در انظار عمومی قرار می گیرند، ششدانگ حواسشان به این موضوع است که دیگران درباره ی او چه فکر می کنند. ولی افراد محجبه و متدین همواره خداوند و فرشتگان مأمور او را حاضر و ناظر بر اعمال خـود دانسته و عقل و فکرشان را بر شناخت صحیـح دستورات دینـی و جلب رضای الهـی متمرکـز می کنند. به گونه ای که وقتی در انظار عمومی قرار می گیرند، احساس تکلیف بیش تری نموده و به تکالیف دینی در زمان مواجهه شدن با طعن و آزار مروجان بی حجابی می اندیشند.    

ترفندهای دشمن برای ترویج بی حجابی:

بسیاری از انسان ها به دلیل عدم آگاهی و فقر دانش دینی، به وظایف خود آشنا نیستند. لذا انسان همواره به آموزش و کسب دانش صحیح زندگی و تذکر نیاز دارند تا عقل و هوششان به رشد و کمال نزدیک تر شود. در غیر این صورت، به راحتی فریب خورده و در تشخیص حق و باطل دچار خطای ادراکی می شوند. افرادی که دانش کافی ندارند، در فهم ضرورت و سودمندی حجاب اسلامی ناتوان بوده و به راحتی تحت تأثیر عبارات عوامفریبانه و ترفندهای اهریمنی رسانه های خارجی و مروجین بی حجابی قرار می گیرند. مصادیقی از این عبارات گمراه کننده، عبارتند از:

 «باید دل انسان پاک باشه، ظاهر آدم ها مهم نیست»، «بی حجاب بودن بهتر از این است که حجاب داشته باشی ولی عفیف و پاکدامن نباشی!»، «چرا بین آن همه گناهانی که مردم انجام می دهند، فقط به بی حجابی اینقدر گیر می دهید؟» ، «بی حجابی بدتر است یا دروغ و مال مردم خواری و اختلاس و کلاهبرداری و …؟» ، «لطف و بخشندگی خدا بسیار فراتر از آن است که بخاطر عدم رعایـت حجاب اسلامی، بنده اش را عذاب نماید!» «گسترش بی حجابی و عدم توجه به حجاب اسلامی، موجب کاهش چشم چرانی و جرائم جنسی می شود، لذا نباید مانع بی حجابی شد و …!!».

     عبارات یاد شده و نظایر آن که گاهی در بین عام و خاص جریان دارد، نوعی اباحه گری و مکانیسم دفاعی کسانی است که دانش کافی برای درک ضرورت حجاب و فهم قباحت و آثار ناخوشایند بی حجابی را ندارند یا این که مروجین بی حجابی، به طور آگاهانه و هدفمند، آن عبارات را به منظور گمراهی عوام الناس ابراز می کنند. اما به نظر می رسد، عده ای از روی جهل و نادانی و عده ای از روی قصد و غرض درصدد اغفال مردم هستند. بنابراین، به دلیل اهمیت موضوع و گستردگی انتشار عبارات عوامفریبانه ی مذکور در جامعه ی اسلامی ما، لازم است به بخشی از رایج ترین آن عبارات پاسخ داده شود.  

پاسخ به ترفندهای شیطانیِ مروجان بی حجابی:

این که گفته می شود «باید دل انسان پاک باشه، ظاهر آدم ها مهم نیست» ممکن است برای کسانی صادق باشد که عدم رعایت حجاب اسلامی از سوی او، صرفاً بر اساس سنت و فرهنگ رایج در محیط زندگی اش بوده و به آن نوع پوشش عادت کرده باشد. به عنوان مثال، برخی زنان عشایر و روستایی که پوشش مناسبی ندارند یا زنان سایر ادیان ساکن در کشورهای غربی که از کودکی بدون قصد خودنمایی و جلوه گری با پوششی غیراسلامی، بزرگ شده و به آن خو گرفته اند، می توان پذیرفت که ممکن است دلی پاک داشته باشند. بدون شک، در میان آنان، زنان پاک طینت و پاک دل، فراوان یافت می شوند. اما افرادی که از روی عناد و لجاجت یا به قصد وهن ارزش های دینی و بدون توجه به شرایط محیطی، به ترویج بی حجابی می پردازند!. قلبشان ناپاک است. زیرا قلبی که پاک است، رنگ و بوی خدایی داشته و در برابر ارزش های دینی و الهی خاشع و نسبت به مؤمنین مهربان می باشد. از این رو، بسیاری از کسانی که بدون اغراض شخصی و صرفاً براساس عرف جامعه ی خود یا دلایلی غیر از امیال نفسانی، حجاب را نقض می نمایند، ممکن است قلبی پاک داشته باشند. نشانه های بارز این افراد، انعطاف پذیری در برابر سخن حق و ارزش های دینی است و اگر با مفاهیم و آموزه های دینی آشنا شوند، بدون هیچگونه مقاومتی، حجاب و پوشش اسلامی را پذیرفته و رعایت خواهند کرد.  

بنابراین، کسانی که با خودآرایی و جلوه گری و آرایش زنانه در انظار عمومی ظاهر شده و علی رغم آگاهی از تعارض آن با ارزش های دینی، باز هم بر انجام آن اصرار می ورزند، هرگز نمی توانند دلی پاک داشته باشند. زیرا قلبشان در تسخیر امیال شیطانی و نفسانی شان قرار داشته و با هوسرانی آلوده شده است. علاوه بر این، در جامعه ی اسلامی که حجاب یک رفتار ارزشی و بی حجابی یک رفتار ناپسند شناخته می شود، رعایت حجاب اسلامی نیز به تنهایی نمی تواند بیانگر پاکی قلب و پایبندی فرد به ارزش های دینی باشد! زیرا ممکن است او بدون این که اهمیت و ضرورت حجاب را درک کرده باشد، به طور سنتی به پوشش اسلامی عادت کرده باشد. هم چنین، در کشوری که قوانین و احکام اسلامی به عنوان یک ارزش شناخته می شود، چه بسا افراد محجبه ای وجود دارند که اعتقاد قلبی به حجاب و ارزش های اسلامی ندارند ولی صرفاً به دلیل منافع فردی و موقعیت های شغلی و اجتماعی خود، پوشش اسلامی را علی الظاهر رعایت می کنند. البته این افراد در برخی موقعیت ها، در محافل و مجالس دوستانه و اماکنی که کسی آنان را نمی شناسد، ماهیت و چهره ی واقعی خود را نشان می دهند. مع الوصف، حتی زنان و مردانی که به دلیل فضای حاکم بر محیط زندگی، نه فهم ضرورت آن، حجاب و ارزش های اسلامی را رعایت می کنند، نمی توانند ادعا کنند که قلبی پاک دارند!.  

امام على علیه السلام فرموده اند: «اگر باطن هر کس خوب باشد، بیرونش نیز خوب خواهد بود.» (غررالحکم: ٨٠٢۶). هم چنین فرمود: «وقتى ظاهر خراب باشد، باطن نیز خراب است.» (غررالحکم: ۶٢٢٧). علاوه بر آن چه گفته شد. در مصباح الشریعه روایتی به امام صادق علیه السلام نسبت داده شد که می فرماید: «فساد ظاهر، ناشى از فساد باطن است و هر که درون خود را درست کند، خداوند ظاهر او را درست گرداند ...».

     در پاسخ به این عبارت عوامفریبانه که «عفیف بودن بهتر از بی حجاب بودن است!». باید گفت: نه بی حجابی کار عاقلانه ای است و نه بی عفتی و آلودگی اخلاقی قابل قبول است. زیرا فرد بی حجاب حتی اگر عفیف هم باشد، به واسطه ی وضعیت ظاهری خود، در تحریک هیجانات جنسی جوانان و رشد ناهنجاری های اجتماعی شریک جرم است. در یکی از رسانه های غربی آمده است، در بررسی شکایت زن جوانی که در داخل آسانسور مورد آزار و تعرض یک مرد قرار گرفته است، دادگاه پس از استماع دفاعیات متهم، فرد متعرض را تبرئه و زن شاکی را به دلیل تحریک هیجان او محکوم نموده است. رعایت حجاب، یک مسئولیت اجتماعی است که خیر و برکتش در درجه ی اول به خود زنان بر می گردد. بنابراین، حجاب اسلامی زمینه ساز عفت عمومی است و عفت و پاکدامنی نیز بخشی از حجاب اسلامی است و آن کسی که عفت و پاکدامنی ندارد، قطعاً به حجاب اسلامی نیز اعتقادی ندارد. لیکن ممکن است برای فریبکاری و پنهان سازی ناپاکی ها یا براساس عرف رایج محیط زندگی خود و عادت رفتاری اش، ظاهری باحجاب داشته باشد.

     برخی افراد بی حجاب، می پرسند: «از بین این همه گناهانی که مردم انجام می دهند، چرا این قدر به بی حجابی گیر می دهند؟ آیا بی حجابی بدتر است یا مال مردم خواری، دروغ، اختلاس و کلاهبرداری و …؟ به نظر می رسد بسیاری از مروجین بی حجابی، فرق بین اثر جرائم آشکار با جرائم پنهان و اثرات متفاوت آن را درک نمی کنند. اما طراحان اصلی این تفکر کاملاً می دانند که آثار جرائم آشکار نظیر بی حجابی، بسیار مخرب تر از سایر جرائم است. زیرا دیگران را در تعرض به سایر ارزش های دینی جری و گستاخ می کند. امام صادق علیه السلام در خصوص علت پلیدی گناهان آشکار فرمودند: علّتش این است که او (آدمی) با گناه آشکار خود، دین خدا را خوار مى کند و دشمنان خدا از او سرمشق مى گیرند. (بحارالأنوار: ۱۰۰/۷۸/۳۵). علاوه بر این، فردی که شرم و حیایش در انجام گناه آشکار از بین برود، انجام گناه پنهان نیز برای آن ها آسان تر خواهد شد. در این خصوص پیامبر خدا صلى الله علیه و آله فرمود: «کسى که در آشکار، از خدا شرم نکند، در نهان نیز از او شرم نمى کند (غررالحکم: ۹۰۸۳). به همین دلیل، همه ی قریب به اتفاق کلاهبرداران و اختلاس گران و دزدان اموال مردم، از افراد بی دین علاقه مند به عیاشی و بی حجابی هستند. 

     از سویی دیگر، بی حجابی و علاقه مندی به کشف حجاب، بیش از هر چیز، محصول لقمه ی حرام است. لذا هیچ مال مردم خوار و مختلس و کلاهبرداری نیست که قلباً به حجاب و ارزش های اسلامی پایبند باشد، مگر این که بخاطر منافع دنیوی اش، از پوشش اسلامی استفاده ابزاری نماید. اثبات پیوستگی و چسبندگی گرایش به بی حجابی با اختلاس و مال مردم خـواری کار سختی نیست، کافی است به برخی چهره های شاخص در این تخلفات و خانواده شان نگاه کنیم. نمونه ی بارز آن فرد مختلس بانکی است که پس از اختلاس کلان بانکی به کانادا متواری شده است. او و خانواده اش، هرگز به حجاب و ارزش های اسلامی هیچ پایبندی نداشته اند ولی همانند گرگی در لباس میش، برای فریب مردم، ظواهر دین را حفظ می کردند. علاوه براین، همه کسانی که در یک مقطع زمانی، دارای دسترسی و مسئولیتی در نظام ج. ا. ا بوده و به نحوی از انحاء به این کشور خیانت کرده و اکنون در اروپا و آمریکا زندگی می کنند، هیچ یک روی خوشی به حجاب اسلامی نشان نمی داده اند. بنابـرایـن، پر واضح است که افراد بی حجاب با سایر جرائم پیوندی عمیق و ناگسستنی دارند. امروزه در جامعه ی ما همه ی گرفتاری ها و مصائب کشور اعم از مشکلات امنیتی و اقتصادی و فرهنگی، از سوی افرادی است که در رعایت حجاب اسلامی و ارزش های دینی ضعف اساسی دارند.

در پاسخ به این ادعا که: «لطف و بخشندگی خدا بسیار فراتر از آن است که بنده اش را به خاطر عدم رعایت حجاب اسلامی، عذاب نماید!» باید گفت که این ها، مصداق عینی این آیه ی قرآن هستند که می فرماید: ««ای مردم البته وعده ی خدا حق است. پس مبادا سرگرم عصیان شوید و شیطان فریبنده از قهر و انتقام حق، به عفو خدا مغرور و امیدوارتان گرداند» (فاطر:۹). هرگز خداوند کسی را که با اختیار خود در انجام گناهش اصرار بورزد یا آن را سبک و ناچیز به حساب آورد و ارتکاب آن را استمرار دهد، نخواهد بخشید. مگر آن که آن فرد به دلیل عقلی توان تشخیص و تمیز دادن را نداشته باشد یا توبه و استغفار نماید. 

  ترفند دیگر دشمن، ترویج این تفکر است که «گسترش بی حجابی و عدم توجه به حجاب اسلامی، موجب کاهش چشم چرانی و جرائم جنسی می شود!» پذیرش یا رد این تفکر، مستلزم این است که مروجین آن به چند سئوال زیر پاسخ دهند:

۱- حد و مرز این پوشش اختیاری شما کجاست؟ در دین اسلام حد و مرز پوشش کاملاً مشخص است اما آن هایی که آن را محدودیت می دانند، برای پیشنهاد خود چه حدودی را مجاز و چه حدودی را غیرمجاز می دانند؟ به بیان دیگر، مرز به آزادی برهنگی از نظر شما، تا کجاست؟ اگر پاسخ این باشد که هر فرد به اصطلاح، آتش به اختیار باشد، در این صورت با افرادی که با رضایت و اختیار خود دوست دارند لخت مادرزاد در خیابان ها و در انظار عمومی حضور یابند یا به نوامیس مردم دست درازی نمایند، چه واکنشی خواهید داشت؟

۲- اگر برای پوشش بدن حدود خاصی را مشخص کنید، یعنی برهنگی بخشی از بدن را مجاز و بخشی را غیرمجاز بدانید، آن وقت برای افرادی که خواهان برهنگی بیش تری هستند، چه توجیهی خواهید داشت؟ آیا برخورد با اشخاص افراطی و زیاده خواه، بی انضباطی اجتماعی را حل خواهد کرد؟ آیا این اشخاص به حد و مرزی که شما پیشنهاد می دهید، رضایت خواهند داد؟ آیا می توانید تمایلات نفسانی افراد حریص در شهوترانی را مهار کنید؟ در حالی که خداوند می فرماید: «انسان ذاتاً موجودی سخت حریص و بی صبر است» (سوره معارج: ۱۹).

۳-  سومین سئوال این است با این که در غرب، برهنگی زنان و آزادی های جنسی در بالاترین حد رسیده است، چرا هم هنوز یکی از جدی ترین و بحث انگیزترین دغدغه ی آنان مسایل جنسی است و حجم وسیعی از اخبار رسانه ها و مشغله های ذهنی دولتمردان غربی را در برگرفته است؟ تا جایی که جناب «دیوید کامرون» نخست وزیر اسبق انگلیس، جهانی شدنِ قانونِ ازدواجِ همجنس گراها را به عنوان یک آرزو برای خود قلمداد نموده است؟! (اظهارات کامرون در تاریخ ۴/۵/۹۲). غرب، در لودگی و برهنگی و آزادی های جنسی چه کاری را انجام نداده است؟ چرا با این حال، فساد و تعرض جنسی در غرب رو به افزایش است؟ با این وصف، آیا حریمی برای عفت و پاکدامنی برای انسانی که جایگاهش در حد خلیفه خدا در روی زمین است، باقی خواهد ماند؟ آیا همۀ مشکلات دنیا حل شده فقط همین مانده که مردان به مردان و زنان به زنان اکتفا کنند؟

     آیا واقعاً آزادی برهنگی به سبکی که در غرب رواج دارد، موجب عادی شدن توجه مردم یا ایجاد آرامش در روابط اجتماعی شده است؟ اگر چنین است، چرا تعرض و جرائم جنسی در اروپا و امریکا بیداد می کند؟ تا جایی که حتی سیاستمداران و دولتمردان آن کشورها نیز از ارتکاب جرائم جنسی بی نصیب نمانده اند؟ بی شک، این نوع تفکر که آزاد شدن برهنگی می تواند حساسیت ها و تمایلات جنسی را تعدیل نماید، نوعی فرار از مسئولیت اجتماعی است. زیرا در این صورت، هرکس به حال خود رها شده و هیچ کس در قبال خطاهای دیگران پاسخگو نخواهد بود. به بیان دیگر، در صورت پذیرش چنین تفکری، «احساس گناه» که عاملی بازدارنده از ارتکاب اعمال زشت است، در انسان نابود شده و نتیجه ای جز بی غیرتی و بی ارادگی و انفعال در برابر تعرض دیگران ندارد.

     رهبر فرزانه انقلاب در دیدار جمعی از بانوان قرآن پژوه کشور در تاریخ ۲۸/۰۷/۱۳۸۸، فرمودند: «از نظر غرب، علت این که شما نباید توی چادر باشید، نباید حجاب داشته باشید، این نیست که آزاد باشید. شما دارید می گویید من با حجاب هم آزادی دارم. او چیز دیگری مورد نظرش است؛ زن را برای نوازش چشم مرد، برای بهره وری نامشروع مرد، می خواهند به شکل خاصی در جامعه ظاهر بشود. این، بزرگ ترین اهانت به زن است؛ حالا ولو با چندین لفافه تعارف آمیز این را می پوشانند و اسم های دیگری رویش بگذارند» و هم چنین در جایی دیگر، فرمودند: «آن روزی هم که به اصطلاح موج مدرنیته را وارد منطقه کردند، در واقع باید گفت فاضلاب های مدرنیته را به این منطقه فرستادند! علم و ابتکار و اختراعات جدید و پیشرفت فکری و دانشگاه های پیشرو را که به کشورهای الجزایر و مصر و عراق و بقیه مناطق تحت استعمار نیاوردند. اول چیزی که آوردند، ابتذال فرهنگی، کشف حجاب و کالاهای مصرفی پس مانده بود؛ یا حداکثر نظام های نسخ شده درجه دو و سه آموزش و پرورش خود را آوردند؛ یعنی مردم را از همه جهت تحقیر کردند. (بیانات رهبری در دیدار با جوانان استان اصفهان مورخه ۱۲/۰۸/۱۳۸۰)

۲- نقش فطرت (قلب سلیم) در پایبندی به حجاب اسلامی:

یکی دیگر از برتری های انسان نسبت به حیوان، وجود روح الهی یا همان فطرتی است که خداوند در وجود انسان به ودیعه نهاده است. همان طور که در سوره سجده قرآن کریم آمده است: «آن خدائی که هر چیز را به نیکو ترین وجه خلقت کرد و آدمیان را نخست از خاک بیافرید (۷) آنگاه خلقت نژاد نوع بشر را از آب بی قدر مقرر گردانید (۸) سپس آن را نیکو بیاراست و از روح خود در آن بدمید و شما را دارای چشم گوش و قلب با حس و هوش گردانید، با این همه احسان باز بسیار اندک شکر و سپاسگذاری حق می کنید(۹).

     از آن جا که رعایت حجاب و ارزش های اسلامی یک تکلیف الهی است، بدون شک با روح خدایی انسان که همان فطرت اوست، سازگار است. اما چنان چه به هر دلیل، نورانیت این فطرت الهی در وجود انسان کم یا خاموش شود، فرد از اصل خود دور شده و نجابتش را از دست خواهد داد. در این صورت، بعد حیوانی فرد بر بعد خدایی او غلبه کرده و نسبت به آموزه های دینی بی علاقه می شود. بنابراین، انسان علاوه بر عقل، به فطرتی پاک و سالم نیاز دارد تا راه درست زندگی را پیدا کند. یعنی، انسان هم به عقل سلیم و هم به قلب سلیم نیاز دارد تا بتواند مسیر صحیح زندگی را طی کند. در مَثَل، عقل مانند چشم انسان است و فطرت نور و روشنایی است. انسان هر قدر هم بینا باشد، نمی تواند در تاریکی مطلق، مسیر درست را به راحتی بیابد. همانطور که انسان کور نمی تواند در روشنایی به راحتی حرکت کند.

     با این وصف، انسان باید علاوه بر مراقبت از سلامتی عقل، مراقب سلامت فطرت خود نیز باشد. همه ی آن چه که عقل را زایل می کند، (به ویژه لقمه ی حرام و ستمگری) به فطرت انسان نیز آسیب رسانده و نورانیت آن را کاهش می دهد. زیرا عقل و فطرت همواره قرین همدیگر هستند. امام خمینی (ره) فرموده اند: «عفت و حیا و حجب از فطریات تمام عایلۀ بشر و تهتک و فحشاء و بی حیایی برخلاف فطرت است (شرح حدیث جنود عقل و جهل: ۲۷۹).

     به جز کفار و معاندینِ خدا و پیامبر، همه ی قریب به اتفاق انسان ها نسبت به بی حیایی و برهنگی، تنفر داشته و احساسی ناخوشایند دارند. به بیانی دیگر، یک مقاومت و نفرت باطنی و فطری در افراد پاکدامن (اعم از مسلمان و غیرمسلمان) نسبت به برهنگی، رفتار و اعمال نامشروع وجود دارد که موجب می گردد فرد در این مواقع، احساس شرم و گناه نماید. یکی از دلایل شرمندگی فرد از گناه علنی، ادراک درست عقلی او از میزان پلیدی و قباحت آن نزد خداوند است. این احساس شرم، فقط مختص انسان هاست. زیرا حیوان تابع غرایز است و عقلی برای درک آن چه که موجب شرمندگی شود، ندارد.

     بنابراین، دو دلیل کلی وجود دارد که انسان از گناه لذت برده یا از انجام آن شرم نمی کند. نخست، به دلیل ناتوانی عقلی در تشخیص قبح و زشتی گناه. دوم، به دلیل آسیب دیدگی یا خاموشی فطرت فرد است که موجب کاهش نفرت فرد نسبت به گناه و سرپیچی از فرمان الهی می شود. در این صورت، انسان برتری خود بر حیوانات را از دست داده و به کفر و لجاجت در برابر دین خدا می پردازند و هرگز هدایت پذیر نیستند. همانطور که خداوند خطاب به پیامبر عظیم الشأن اسلام (ص) در قرآن کریم اشاره فرموده است:

«پس تو ای رسول ما، این مردم را نتوانی با سخن حق شنوا کنی و دعوت خود را به گوش این کران که مخصوصاً روی می گردانند، برسانی و نیز تو مردمی را که کوردل و کافر هستند نتوانی از ضلالت به راه هدایت بیاوری. تو آنان را که به آیات ما ایمان می آورند و در پی آن ایمان تسلیم امر ما می شوند توانی (هدایت کنی) و سخن خدایت را به گوش هوششان رسانی» (روم: ۵۳).

     بنابراین، فقط افرادی که فطرتی سالم و پاک دارند، از هر دین و آیینی و در هر جای دنیا که باشند، نسبت به ارزش های دینی و حجاب اسلامی علاقه نشان داده و هرگز رغبت قلبی به برهنگی و بی حجابی نخواهند داشت. اما کسانی که به هر دلیل، فطرتشان زنگار بسته است و از اصل انسانیت خود دور شده اند، هیچ شرم و حیایی از علنی کردن فساد و فحشا ندارند. از نشانه های بارز کسانی که فطرتشان رشد نایافته و ناپاک است، عناد و دشمنی آن ها با خدا، اولیای او و هم چنین دشمنی با مؤمنین است. این افراد، مستعد خیانت و جنایت علیه مردم بی گناه هستند و همواره در جهل و غفلت خود باقی خواهند ماند تا مرگشان فرا رسد. تقریباً همه کسانی که در تاریخ بشریت، در سرتاسر جهان و نیز در ایران رفتارهای ضدانسانی داشته اند، نسبت به ارزش های دینی و نمادهای مذهبی نظیر حجاب اسلامی، دشمنی و ضدیت خود را علنی می کرده اند.

     هرقدر فطرت بشر رشد و توسعه ی بیش تری داشته باشد، مهر و محبتش به مؤمنین بیش تر شده و برای ترویج احکام الهی و آموزه های دینی در جوامع بشری احساس مسئولیت بیش تری می نماید. هم چنین، روحیه ی ایثارگری و فداکاری در آنان افزایش یافته و برای کمک به نیازمندان و یاری مظلومان همواره خود را به رنج و زحمت می اندازد.

۳-نقش عزم و اراده در پایبندی به حجاب اسلامی:

پس از عقل و فطرت، سومین دلیل اساسی مؤثر در رویکرد افراد نسبت به حجاب اسلامی، اراده ی انسان است.  اراده و ایمان و مسئولیت پذیری محصول همسویی و امتزاج بین عقل با فطرت انسان است. هرگاه عقل انسان با فطرت پاک انسان همسو شود، اراده شکل می گیرد. عقل، درد و رنج و نیازمنـدی هـای خـود و دیگران را درک می کند و فطرت، از روی دلسوزی و مسئولیت پذیری، انسان را به تلاش برای رفع رنج و کمک به نیازمندان وادار می نماید. هرقدر عقل بارورتر و فطرت انسان پاک تر باشد، اراده ی فرد برای دوری از گناه و انجام رفتار خیرخواهانه و خداپسندانه بیش تر می شود. اگر انسان، فطرت ناپاکی داشته باشد یا نورانیـت فطری او کم باشد، قوه ی عاقلانه ی اش هر قدر هم قوی باشد، احتمال لغزش او به سوی غرایز و تمایلات حیوانی زیاد است. زیرا غرایز و امیال نفسانی انسان همواره عقل او را فریب داده و مورد وسوسه و هجوم خود قرار می دهد.

     علاوه بر این، برخی افراد دنیاپرست و بوالهوس نیز  برخلاف آن چه که خداوند در قرآن فرموده است: «… حق را به باطل مشتبه نکنید تا حقیقت را پنهان سازید در صورتی که به حقانیت آن واقفید» (بقره: ۴۲)، حقایق را برای منافع حیوانی و دنیوی خود وارونه و نادرست جلوه می دهند. لذا عقل فردی که حتی در خانواده و محیطی مذهبی و دین محور نیز رشد نماید و همه ی احکام و فرامین الهی را آموخته باشد، چنان چه به هر دلیل فطرتش آسیب دیده باشد، در تشخیص حق و باطل ناتوان شده و در محاسبات سود و زیان رفتار خود (در دنیا و آخرت) دچار خطای ادراکی می شود. ولی از آن جا که انسان طبعاً به آن چه که با محاسبات عقلی خود انجام می دهد (چه درست یا غلط)، خو گرفته و عادت می کند، در برابر تغییر و اصلاح رفتار غلط خود مقاومت می نماید. اما اگر فرد فطرتی رشد یافته و منور داشته باشد، حتی اگر علم و آگاهی کافی از سود و زیان رفتارش نداشته باشد، قلباً رغبتی برای انجام آن کار نخواهد داشت. با این وجود، در این دنیای پر وسوسه، ضمانتی وجود ندارد که این فرد، برخلاف میل باطنی اش رفتار نکند.

     مع الوصف، خـداونـدی که انسان و جهان هستی را آفـریـد، خود بهتر از هر کس دیگر، نسبت به ضعف و آسیب پذیری آدمی آگاهی دارد. از این رو، برای مصونیت انسان از وساوس شیطان و پلیدی های دنیا و برای این که از فطرت پاک خود و مسیر حق و عدالت دور نشود،  دین و آداب درست زندگی را به پیامبران مرسل خود نازل و همگان را موکداً به رعایت آن توصیه ی فرمود: 

«پس تو ای رسول (با همه پیروانت) مستقیم روی به جانب آیین پاک اسلام آور و پیوسته از طریق دین خدا که فطرت خلق را بر آن آفریده است، پیروی کن، که هیچ تغییری در خلقت خدا نباید داد. این است آیین استوار حق، ولی اکثر مردم از حقیقت آن آگاه نیستند» (روم: ۳۰). «به درگاه خدا بازگردید و خداترس باشید و نماز بپادارید و هرگز از فرقه مشرکان نباشید» (همان: ۳۱). «از آن فرقه نباشید که دین فطرت خود را متفرق و پراکنده ساختند و از هوای نفس و خود پرستی فرقه فرقه شدند و گروهی به اوهام و عقیده و خیالات فاسد خود، دلشاد بودند» (همان: ۳۲). 

     بنابراین، حلقه سومی که از پیوند قوی و ناگسستنی بین عقل و فطرت انسان ایجاد می نماید، اراده و ایمان انسان است. ولی رشته ی قوی که عقل و فطرت انسان را از لغزش و خطا مصونیت می بخشد، رشته ی دین و آیین پاک الهی است. این اصل برای اولیاء دین و پیامبران خدا نیز مصداق دارد. زیرا خداوند فرموده است:

«… ما روح خویش را به فرمان خود برای وحی به تو فرستادیم و پیش از آن که وحی به تو رسد نه می دانستی کتاب خدا چیست و نه می فهمیدی که راه ایمان و شرع کدام است، ولیکن ما آن کتاب را نور گردانیدیم که هر کس از بندگان خود را بخواهیم به آن هدایت کنیم و اینک تو خلق را به راه راست هدایت خواهی کرد» (شوری: ۵۲) یعنی به راه خدا، همان خدایی که هر چه در آسمان و زمین است همه ملک اوست و بدانید که رجوع تمام امور به سوی خداست (همان: ۵۳). به بیانی دیگر، هرکسی که دین ندارد، هرگز قادر نخواهد بود در این دنیای وانفسا و پر وسوسه و فریبنده، عقل و فطرت خود را از پلیدی و فساد مصون نگه دارد. به تعبیری ساده تر، هرکه بخواهد سلامت عقلی خود را حفظ نماید، باید به رشته دین خدا چنگ بزند، در این صورت، فرد به راحتی قادر خواهد شد حتی در شرایط سخت راه درست را تشخیص داده و وفاداری خود را به مدد عقل و فطرت و اراده اش حفظ نموده، حجاب و ارزش های اسلامی را رعایت نماید. در غیر این صورت، اگر فرد قباحت و زشتی بی حجابی را هم به لحاظ عقلی درک کند، باز هم وقتی مورد اذیت و آزار یا طعن و توهین معاندین دین قرار گیرد، منفعل شده و برخلاف میل باطنی خود، ارزش های دینی را رعایت نمی کند. بررسی های روان شناختی نشان داده است بسیاری از مردم فاقد اراده ی قوی هستند. به همین دلیل، اغلب سلطه پذیر بوده و شهامت کافی برای دفاع از عقاید خود را ندارند. 

     حضرت امام خمینی(ره) فرمود: «شرط یا منزل دوم (پس از تفکر و تعقل) «عزم» است[۳]. یعنی بنا گذاری و تصمیم بر ترک معاصی و فعل واجب و جبران آن چه از او فوت شده در ایام حیات؛ و بالاخره عزم بر این که ظاهر و صورت خود را انسان عقلی و شرعی نماید که شرع و عقل به حسب ظاهر حکم کنند که این شخص انسان است و انسان شرعی عبارت از آن است که موافق مطلوبات شرع رفتار کند، ….. و بدان که هیچ راهی در معارف الهیه پیموده نمی شود مگر آن که ابتدا کند انسان از ظاهر شریعت؛ و تا انسان متأدب به آداب شریعت حقه نشود، هیچ یک از اخلاق حسنه از برای او به حقیقت پیدا نشود و ممکن نیست که نور معرفت الهی در قلب او جلوه کند و علم باطن اسرار شریعت از برای او منکشف شود. … ای عزیز، بکوش تا صاحب «عزم» و دارای اراده شوی، که خدای نخواسته اگر بی عزم از این دنیا هجرت کنی، انسان صوری بی مغزی هستی که در آن عالم به صورت انسان محشور نشوی، زیرا که آن عالم محل کشف باطن و ظهور سریره است. (همان: ۸) … جرأت بر معاصی[۴] کم کم انسان را بـی عـزم می کند و این جوهر شریف (عزم) را از انسان می رباید … پس … از معاصی احتراز کن و عزم هجرت به سوی حق تعالی نما و ظاهر خود را ظاهر انسان کن.» (چهل حدیث: ۷)

     امروزه که تبلیغات سنگین دشمن و رسانه های غربی، حجاب اسلامی و عقاید مذهبی مردم را مورد هجوم قرار داده است، بر روحیات افراد ضعیف النفس اثر منفی گذاشته و آن ها را دچار انفعال و آشفتگی می نماید. اینان حتی اگر متدین هم باشند، هرگاه در جمعی قرار می گیرند که همه یا اکثر افراد حاضر، بی حجاب یـا بی توجـه بـه ارزش های دینی هستند، احساس طرد شدگی و حقارت نموده و می کوشند تا خود را همرنگ جماعت نشان دهند. بنابراین، برخلاف میل باطنی خود، به بی حجابی مبادرت یا حتی در انجام فرایض دینی تعلل می ورزند.

     امروزه در جامعه اسلامی ما بسیاری از زنان بر حسب وظایف دینی خود، به ارزش ها و حجاب اسلامی پایبندی بسیار تحسین برانگیزی دارند. اما تعداد اندکی از زنان سبک مغز؛ اقدام به کشف حجاب می نمایند و از این اقدام جاهلانه ی خود احساس سرخوشی و لذت می نمایند! بررسی ها نشان می دهد، احساسات و هیجانات حیوانی در این افراد، بر عواطف انسانی شان غلبه دارد، لذا در برابر تذکر و اعتراض خیرخواهانه ی دیگران، خشمگین شده و هرگز احساس شرم و گناه نمی کنند.

     خلاصه و نتیجه گیری:

با توضیحاتی که ارائه گردید، روشن شد که با وجود عوامل فردی (درونزاد) و محیطی (برونزاد) متعددی در رویکرد زنان به حجاب اسلامی دخالت دارند، اصلی ترین عوامل مؤثر در پایبندی انسان ها نسبت به حجاب اسلامی، وجود سلامت عقلی، قلبی و اراده ی قوی است که با دانش دینی ودرک صحیح آنان از مفاهیم دینی استحکام یافته است. عقل دارای پنج قوه ی درونی است که یکی از آن علم و دانش است. لذا عالم و دانشمند بودن حتی اگر در علوم دینی باشد، هرگز به تنهایی بیانگر عاقل بودن فرد نیست. هرگاه علم انسان را از گناه و معصیت دور نماید، هر چه که باشد، مفید و عقلانی است. در غیر این صورت، نسبت آن علم به صاحبش، مثل بار کتابی است که الاغی در حال حمل آن است. اراده قوی زمانی حاصل می شود که عقل انسان با فطرتش همسو باشد و این همسویی زمانی مستحکم می شود که فرد به دین و آیین الهی روی آورده و دین گریز نباشد. امام حسین علیه السلام فرمود: «عقل به کمال نرسد مگر با پیروى از حق» (اعلام الدین: ۲۹۸).

     همچنین، چون فطرت انسان بر پایه های دین خدا بنا نهاده شد(مستند به آیه ۳۰ سوره روم)، هرگاه عقل انسان با فطرتش در تعارض باشد یا از آن روی برگرداند، انسان تبدیل به فردی دین ستیز خواهد شد. دین ستیزی اوج حماقت و جهل است. لذا آن کسی جسارت حرمت شکنی و تعرض به حریم دین را دارد، دارای قلبی ناپاک است و از خلق و خوی انسانی و فطرت الهی خود دور گردیده است. با این وصف در این مقطع زمانی که هجوم همه جانبه و تبلیغاتی دشمنان خدا و پیامبر (ص)، ناامنی روانی شدیدی را برای افراد متدین و محجبه ایجاد نموده است، کسانی که به ارزش های دینی و حجاب اسلامی پایند هستند، بدون شک و تردید از عقل و فهمی عمیق، فطرتی پاک و سالم و اراده ای قوی برخوردار هستند. گرچه به نظر می رسد پایبندی به ارزش ها همواره کار سختی است، اما در حقیقت، این کار برای افراد متدین کار آسانی است و فقط برای کفار و مشرکین بسیار سخت است. همان طوری که خداوند در قرآن فرموده است: «واستعینو بالصبر و الصلوه و اِنّها لَکبیره الا علی الخاشعین» (بقره: ۴۵).

      بی حجابی، که تفکر و رفتاری برخاسته از غرایز حیوانی و تمایلات نفسانی انسان است، پس از آمیختگی با فاضلاب های فرهنگی غرب، تدریجاً در ذهن و دل افراد آسیب پذیر رسوب می نماید و در نتیجه، نخست عقل او را ناکارآمد می نماید و سپس، به واسطه ی ارتکاب این گناه آشکار، نورانیت فطرتش نابود و عزم و اراده اش برای رشد و سیر کمالات انسانی را تضعیف می نماید که نتیجه ی بارز آن بی شرمی و جرأت در معاصی است. آن هایی که به ترویج بی حجابی می پردازند یا آلت دست مروجان بی حجابی می شوند، مثل کسانی در کمپین موسوم به «آزادی یواشکی» عضویت و فعالیت دارند، از فاضلاب های فرهنگی دشمن سیراب شده و با توهمات ذهنی شان، درصدد هستند با تبلیغات مسموم و عملیات روانی، زنان ایرانی را به تقلید کورکورانه از خود وادار نمایند، این افراد، مایه نکبت جوامع اسلامی و مایه شرمساری و سرافکندگی مردم غیرتمند ایران هستند و تلاش می کنند، با رفتار ضدارزشی خود، فضای معنوی کشور عزیزمان ایران را متعفن نموده و فرصت تنفس در فضای پاک معنوی را از مسلمانان غیرتمند کشورمان سلب نمایند. در حقیقت این مزدوران جیره خوار دشمن صهیونیستی در رسانه های غربی، می کوشند با سمپاشی ها و جوسازی های منفی خود علیه ارزش های دینی، هزینه پایبندی به حجاب اسلامی را افزایش داده و زنان را به بی حجابی اجباری وادار نمایند. اما آن ها هرگز نخواهند توانست، با تلاش شیطانی خود، تأثبر چندانی بر زنان متدین و فرهیخته کشورمان داشته باشند. زیرا خداوند نسبت به اشخاص متدین لطفی خاص داشته و خودش هدایت آنان را به عهده می گیرد.. همان طور که در قرآن فرموده است: «آن بندگانی که چون سخن حق بشنوند، نیکوتر آن را عمل می کنند آنان هستند که خدا آن ها را به لطف خاص خود هدایت فرموده و هم آنان به حقیقت خردمندان عالمند» (زمر: ۱۸). دشمنان اسلام، فقط قادرند، گروهی از افراد ابله و کسانی که قلبشان مریض و آلوده است را گمراه نمایند، اما هرگز قادر به از بین بردن گرایش های دینی و نابودی علائق دینی مردم نخواهند شد. همان گونه که خداوند در قرآن کریم فرموده است، «کافران می خواهند تا نور خدا به گفتار باطل و طعن و مسخره خاموش کنند و البته خدا نور خود را هر چند کافران خوش ندارند، تمام(و محفوظ) خواهد داشت» (صف: ۸).

*مقاله ارسالی مخاطب

     *************************************************************

پی‌نوشت‌ها:

[۱] – پیامبر خدا صلى الله علیه و آله ـ در پاسخ به این سؤال که: قلب سلیم چیست؟ ـ فرمود: «دیندارىِ بدور از شکّ و هواى نفْس است و عملِ بدون شهرت طلبى و خودنمایى.(مستدرک الوسائل : ١/١١٣/١٢۴).

[۲] – سوره شمس:۸

[۳] -امام خمینی (ره) «عزم» را با فرض سالم بودن ضمیر باطن فرد یعنی فطرت آدمی، منزل دوم بیان فرموده اند. 

[۴] -جرأت بر معاصی زمانی رخ می دهد که عقل انسان به امیال حیوانی و نفسانی اش همسو و از فطرتش دور شود. 

منابع مرتبط برای مطالعه ی بیش تر:

۱-قرآن کریم

۲-نهج البلاغه

۳- انصاری، مسعود، جرائم و انحرافات جنسی، انتشارات اشراقی، ۱۳۷۱٫

۴- تستری، علامه حاج شیخ محمد تقی، قضاوت های امیرالمومنین (ع)، مترجم موسوی جزایری، سید علی محمد، دفتر انتشارات اسلامی، ۱۳۷۵

۵- خمینی، روح الله، جنود عقل و جهل، مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی (س)، ۱۳۸۷، چاپ دوازدهم.

۶- خمینی، روح الله، شرح چهل حدیث، مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی (س)، ۱۳۸۸، چاپ نهم.

۷- سخنان و فرمایشات مقام معظم رهبری در مناسبت های مختلف، (سایت رهبری).

۸- شولتز، دوان، نظریه های شخصیت، ترجمان کریمی، یوسف و …، نشر ارسباران، ۱۳۷۸٫

۹- محمدی ری شهری، محمد، میزان الحکمه (مجموعه نرم افزاری)، مؤسسه علمی-فرهنگی دارالحدیث

۱۰- بولتن تحقیقات اجتماعی، مؤسسه ی مطالعاتی خرد و جامعه، ۱۳۹۵٫

انتهای پیام/

تمایل درون‌زاد و عشق و علاقه بسیاری از زنان ایرانی به ارزش‌های اسلامی باعث شده تا علی رغم تلاش دشمنان ایران علیه حجاب اسلامی موجب پایبندی بسیاری از زنان مسلمان ایرانی حتی در کشورهای غربی به حجاب اسلامی شده است.

بررسی کلی

امتیاز کاربر: اولین نفر باشید.
0
https://telegram.me/empireoflies

دیدگاهتان را ثبت کنید

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شدعلامتدارها لازمند *

*

theme