https://telegram.me/empireoflies

بخش دوم/بررسی خیانت‌های بنی‌صدر به ملت

اختصاصی – به گزارش جنبش مقابله با رسانه‌های بیگانه، امپراتوری دروغ: خیانت در عدم تشکیل جلسات شورای عالی دفاع قبل از تهاجم دشمن

باید اذعان داشت که در خصوص کسب آمادگی نظامی به منظور دفع تجاوز احتمالی دشمن کارنامه بسیار نامطلوبی از آقای بنی‌صدر در تاریخ به ثبت رسیده است. دقیقا به همین دلیل نیز او تاکنون به این سوال مهم هرگز پاسخ نگفته است که به رغم اعتراف به اطلاع از بی‌قرار بودن صدام برای حمله به ایران، چرا اقدام مهمی برای کسب آمادگی‌های لازم به عمل نیاورده است و اینکه چرا به عنوان فرمانده کل قوا حتی یک‌بار هم جلسه شورای عالی دفاع را قبل از آغاز حمله به دشمن به منظور بررسی تهدیدات و پیداکردن راهکارهای لازم برای مقابله با آن تشکیل نداده است؟ او در مجموعه خاطرات خود در خصوص اطلاع از تهاجم دشمن می‌گوید: «به ما گزارش داده بودند که عراق دارد تدارک حمله به ایران را می‌بیند. البته بعدها مدارکی هم به دست قشون افتاد و معلوم شد که این خبر، صحیح بود.» (۱)

وی در جای دیگر این کتاب نوشته است: «موقعی که آقای رجایی می‌خواست نخست‌وزیر بشود، خطر تجاوز عراق دیگر شده مساله روز. در آن ایام، روشن شده بود که تجاوز خواهد شد و با اینکه یاسر عرفات را فرستاده بودم پیش آقای صدام حسین تا دست به این کار نزند، اما او در رویای پیروزی برق‌آسا و بی‌قرار حمله بود. به هر حال، یاسر عرفت رفت به عراق و برگشت و گفت که صدام را مثل طاووس دیده و او می‌گوید که کار ایران را چهار روزه تمام می‌کنم. بله وضعیت این‌جوری بود.» (۲)

سردار غلامعلی رشید در خصوص خیانت‌های بنی‌صدر در جنگ این‌گونه روایت می‌کند: «اگر یک رزمایش ساده انجام می‌داد در تردید دشمن تاثیر می‌گذاشت. اگر بنی‌صدر می‌گفت پنجاه یا صدهزار بسیجی به کمک بچه‌های ارتش در دو شهر کرمانشاه و اهواز بروند و یک رزمایش انجام دهند تاثیرگذار بود، اما این کارها را نکرد، مصاحبه کرد که جنگی رخ نمی‌دهد و مردم را آماده نکردیم و دشمن دفعتا بعد از اتفاقات شش ماهه اول سال ۱۳۵۹ حمله می‌کند.»

یکی دیگر از سرداران سپاه درباره تحریم تسلیحاتی سپاه پاسداران انقلاب اسلامی می‌گوید: «بچه‌های سپاه در جبهه با هماهنگی ارتش، مقداری سلاح و مهمات تحویل گرفتند تا اینکه بنی‌صدر خائن متوجه این قضیه شد، او که نمی‌توانست وحدت سپاهی و ارتشی را تحمل کند بعد از گذشت سه ماه از شروع جنگ تحمیلی با ابلاغ دستوری به ارتش فرمان داد که حتی یک فشنگ هم به سپاه تحویل داده نشود.» (۳)

بهزاد نبوی پس از عزل بنی‌صدر در تحلیلی در روزنامه جمهوری اسلامی در خصوص خیانت او به عنوان فرمانده کل قوا می‌گوید: «بنی‌صدر زمانی که فرمانده کل قوا شد، یک استراتژی خاصی را در جهت حاکمیت دادن ضدانقلاب در ارتش و کنار گذاشتن عناصر مومن به انقلاب پیاده کرد. چنان که اطلاع داریم، اطلاعیه‌ای منتشر ساخت که تمام امرای بازنشسته ارتش باید سرکار خود بازگردند که اجازه پخش مجدد آن داده نشد. در واقع او سعی داشت زمینه را برای بازگشت دستگیرشدگان ارتش هموار سازد.» (۴)

همراهی برای سازمان تروریستی مجاهدین خلق

در ماه‌های پایانی سال ۱۳۵۹ حضور پررنگ نیروهای سازمان مجاهدین خلق در جلسات سخنرانی آقای بنی‌صدر نشان از سرمایه‌گذاری جدی این سازمان روی نقاط ضعف او و فراهم آوردن زمینه‌های رو در رو قرار دادن وی با امام داشت. در حادثه ۱۴ اسفند این همکاری سازمان‌یافته تا حدودی آشکارتر شد و به میزان گسترش تاثیرگذاری سازمان بر بنی‌صدر، فاصله وی با امام بیشتر می‌شد. نکته قابل تامل اینکه تا قبل از این ائتلاف، سازمان مجاهدین خلق از طریق یک گروه دست‌ساخته و هدایت‌شده به حذف فیزیکی شخصیت‌های فکری نائل می‌آمد و در ظاهر هرگونه اعمال تروریستی را محکوم می‌ساخت. جالب اینکه با رسمیت یافتن پیوند آقای بنی‌صدر و این سازمان، مسئولیت اقدامات تروریستی رسما به عهده گرفته می‌شد و آقای بنی‌صدر هم هرگز از آن تبری نمی‌جست. جالب آنکه وی پس از گذشت سالیان متمادی در آثار خود مدعی می‌شود که دکتر بهشتی به دست امام به شهادت رسیده است: «من بسیار شک دارم که غیر از دستگاه (امام) خمینی، کس دیگری دفتر حزب جمهوری اسلامی را منفجر کرده باشد!» (۵)

بنی‌صدر-رجوی

توطئه، جریان‌سازی و تخریب یاران انقلاب

بنی‌صدر با اختیار فراوان در نیروهای مسلح و جانشینی فرمانده کل قوا، هم بین نیروهای مسلح تفرقه ایجاد می‌کرد و هم در پشت جبهه توسط روزنامه انقلاب اسلامی به مظلوم‌نمایی و شایعه‌پراکنی می‌پرداخت. درگیری بنی‌صدر با اعضای شورای انقلاب، تاسیس دفتر همکاری مردم با رئیس‌جمهوری که مرکب بود از عناصر چپ، مائوئیست، جبهه ملی و دیگر افراد مشکوک و ضدانقلاب، درگیری با ائمه جمعه، توطئه علیه نهادهای انقلاب، کارشکنی علیه دولت شهید رجایی، مبارزه علیه مجلس شورای اسلامی، سخنرانی‌های تنش‎زا در مناسبت‌هایی چون ۱۷ شهریور، ۲۲ بهمن، ۱۴ اسفند و… و بازتاب آن در روزنامه انقلاب اسلامی و برخی از نشریات همسو با رئیس‌جمهور در واقع نوعی اعلام جنگ با رهبران و مدافعان انقلاب بود.

تیتر اول روزنامه انقلاب اسلامی در ۲۸ خرداد ۱۳۵۹ چنین بود: «طرح توطئه توسط دکتر حسن آیت» این روزنامه در ادامه نوشت: «سقوط رئیس‌جمهور از اهداف این توطئه بود.» از مدت‌ها پیش از این قضیه، از طرف بنی‌صدر و طرفدارانش مدام ذکر و تبلیغ می‌شد که توطئه‌ای علیه رئیس‌جمهور قانونی در جریان است و حتی ممکن است علیه او کودتا شود. این جوسازی ذهن مردم را ملتهب کرده بود.

تلاش گسترده شهید آیت در افشاگری علیه لیبرالیسم و ملی‌گرایی و نفاق نیز با این مسائل همزمان شده بود. این افشاگری بر بنی‌صدر و طرفدارانش گران آمد و موجب شد آن‌ها صریحا به شهید آیت هجوم برند. روزنامه انقلاب اسلامی تلاش داشت سه هدف اصلی یعنی القای توطئه سازمان یافته علیه رئیس‌جمهور، تخریب وجهه انقلاب فرهنگی و نیز از صحنه خارج کردن سیدحسن آیت را همزمان پی بگیرد از این رو بود که به طرح پیچیده نوار آیت روی آوردند.

واقعه ۱۴ اسفند سال ۱۳۵۹ دانشگاه تهران

در روز ۱۴ اسفند ۱۳۵۹ بنی‌صدر که برای سخنرانی در سالگرد درگذشت دکتر محمد مصدق در دانشگاه تهران حضور یافته بود، از همان ابتدا شروع به توهین و تهمت زدن به مسئولان ارشد اجرایی کشور به ویژه شهید مظلوم آیت‌الله بهشتی نمود. حامیان بنی‌صدر با تصاویر محمد مصدق، آیت‌الله شریعتمداری و آیت‌الله طالقانی و مخالفین بنی‌صدر با تصاویر امام خمینی (ره) و پلاکاردهایی با تصویر مصدق در حال بوسیدن ملکه ثریا به محل سخنرانی آمده بودند.

به دنبال سخنان توهین‌آمیز بنی‌صدر مبنی بر وجود شکنجه در زندان‌های ایران، عده‌ای از دانشجویان حاضر در جلسه اقدام به دادن شعارهای انقلابی در مخالفت با بنی‌صدر کردند. بنی‌صدر که گویا از ابتدا به دنبال بهانه‌ای برای برافروختن آتش درگیری بود، با گفتن این جمله «این است که اگر این عده اندک، دست از اخلال برندارند و مسئولین به وظیفه خودشان عمل نکنند، از شما مردم خواهم خواست که یکبار برای همیشه اجتماعات خودتان را از وجود خودشان بیالایند، تنبیه کنید.» دستور حمله به دانشجویان را داد.

آیت‌الله خامنه‌ای، جمعه ۱۵ اسفند در سخنرانی خطبه‌های نماز جمعه خود، نسبت به اتفاقات ۱۴ اسفند واکنش نشان داد: «گروهک‌های ضداسلام از طرفی گروهک‌های ضد خط امام، سیاست‌مداران منزوی شده و از چشم مردم افتاده، این عناصر پلید و خبیث با یکدیگر یک واحد و یک طیف را به وجود آوردند.»

شهید بهشتی در ۲۲ اسفند سال ۱۳۵۹ در نامه‌ای به اختلافات مبنایی حزب جمهوری اسلامی با بنی‌صدر و طرفداران وی اشاره کرده و نوشته بود: «دوگانگی موجود میان مدیران کشور بیش از آنکه جنبه شخصی داشته باشد، به اختلاف دو بینش مربوط می‌شود: یک بینش معتقد و ملتزم به فقاهت و اجتهاد… و بینش دیگری که در پی اندیشه‌ها و برداشت‌های بنیادین که نه به کلی از وحی بریده است و نه آن‌چنان که باید و شاید در برابر آن معتبر و پایبند. در تلاش‌های اخیر رئیس‌جمهور و هم‌فکران او این نکته به خوبی مشهود است که برای حذف مساله رهبری فقیه در آینده سخت می‌کوشند. این‌ها در مورد شخص جناب‌عالی این رهبری را مطوعا یا کرها پذیرفته‌اند، ولی برای نفی تداوم آن سخت در تلاش هستند.»

تشکیل هیئت حل اختلاف به دستور امام (ره)

بعد از اتفاقات ۱۴ اسفند دانشگاه تهران امام خمینی تلاش کرد تا با تشکیل جلسه‌ای در منزل خویش، آرامش را به رأس مدیران کشور برگرداند؛ ولی اختلافات عمیق‌تر از آن بود که این جلسه بتواند کارساز واقع شود. امام (ره) که شرایط کشور را بسیار حساس می‌دیدند، دستور دادند که هیات حل اختلافی تشکیل شود و از هر قوه فردی به عنوان نماینده معرفی شود.

بر همین اساس آیت‌الله اشراقی، داماد امام (ره) به عنوان نماینده بنی‌صدر، آیت‌الله یزدی به نمایندگی از حزب جمهوری اسلامی و آیت‌الله مهدوی کنی به عنوان نماینده امام معرفی شدند. بنی‌صدر به این دلیل این هیات اختلاف را پذیرفت که آیت‌الله مهدوی کنی به عنوان نماینده امام جز حزب جمهوری اسلامی نبود و بنابراین او را دشمن خود در این برهه نمی‌دانست. از طرفی نیز بنی‌صدر آیت‌الله اشراقی را طرفدار سرسخت خود می‌دانست. با این حال، هیات حل اختلاف در تاریخ ۱۲ خرداد ۱۳۶۰ نظر نهایی خود را صادر کرد و با انتشار بیانیه‌ای در اکثر موارد بنی‌صدر را مقصر معرفی نمود. (۶) در مقابل، بنی‌صدر نیز موضع بسیار تندی علیه بیانیه گرفت و آن را محکوم کرد (۷) و کماکان به اعمال اقتدارگرایانه و انحرافی خود ادامه داد.

تشدید اقدامات خائنانه پس از اعلامیه جماران

ابوالحسن بنی‌صدر در حالی که تازه از مناطق جنگی بازگشته بود، طی سخنانی بی‌سابقه به ارکان نظام حمله کرد و به شدت آنان را مورد تهمت قرار داد و سعی کرد با پیش کشیدن مساله شکنجه و تعدد زندان‌ها و… جو موجود را به نفع خود به حرکت در آورد، مخصوصا که تعدادی از اعضای گروهک‌ها از جمله مجاهدین خلق هم با هماهنگی قبلی در جلوی جایگاه وی را در این راه یاری و با سوت و کف به استقبال اظهارات وی رفته و بنی‌صدر را مورد تشویق قرار دادند. این اقدام حامیان بنی‌صدر که حرمت عاشورای حسینی را نگه نداشتند مورد اعتراض شدید مردم قرار گرفت.

آیت‌الله ری‌شهری که در آن زمان حاکم شرع دادگاه انقلاب اسلامی ارتش بود در یک مصاحبه مطبوعاتی، در واکنش به ادعای بنی‌صدر مبنی بر شکنجه زندانیان گفت: «اگر مقصود رئیس‌جمهور حدود الهی است مثلا فردی که مشروب خورده است باید ۸۰ ضربه شلاق را تحمل کند ما منکر این نیستیم ولی اگر مقصود همانی است که در ساواک جاری و ساری بود، بهتر بود آقای بنی‌صدر نماینده‌ای می‌فرستادند تا تحقیق کند که اگر این گزارش صحیح هست به ما هم بگویند اگر دیدند به این گزارش ترتیب اثر داده نمی‌شود، آن وقت بیایند و هر اقدامی که لازم است انجام دهند.» (۸)

واقعه چهاردهم اسفند در دانشگاه تهران از آن رو که نشان‌دهنده نزدیکی مخاطره‌آمیز منافقین و بنی‌صدر بود و قصد تنش‌زایی بنی‌صدر را آشکار می‌کرد، با واکنش بسیار شدید امام رو به رو گردید. در ابتدا امام خمینی (ره) آیت‌الله موسوی اردبیلی، دادستان کل کشور را مامور رسیدگی سریع و قاطع قضایی به این واقعه کردند که در پی آن گزارشی توسط یک هیات قضایی تهیه و تقدیم دادستان کل کشور شد که در آن به بیش از دوازده مورد ارتکابی که دارای عناوین مجرمانه بودند تصریح شده و در بخش نتیجه چنین آمده بود: «دلایل کافی به مجرمیت بنی‌صدر، دفتر بنی‌صدر، دفتر هماهنگی و در پی آن گروهک‌های محارب که اسامی آن‌ها ثبلا ذکر گردید، گردآوری شده است.» (۹)

برکناری بنی‌صدر

امام خمینی (ره) در ۲۰ خرداد ۱۳۶۰، پس از مشورت با مسئولان عالی‌رتبه نظام، ابوالحسن بنی‌صدر را از فرماندهی کل قوا که به نیابت از ولی‌فقیه در اختیار وی بود، برکنار نمود. این عمل امام، واکنش منفی بنی‌صدر را برانگیخت و به جای آن که درصدد اصلاح خود و پایان دادن به کارشکنی‌ها و مخالفت‌های خود باشد، به حکم امام بی‌اعتنایی نمود که این امر بر نمایندگان انقلابی مجلس شورای اسلامی گران آمد.

به دنبال بی‌اعتنایی بنی‌صدر به حکم امام و ادامه کارشکنی‌های او، در ۲۴ خرداد ماه ۱۳۶۰، نمایندگان مجلس شورای اسلامی درخواست طرح عدم کفایت سیاسی او را در مجلس عنوان نمودند. مجلس شورای اسلامی در ۳۱ خرداد ۱۳۶۰، با ۱۷۳ رای موافق، ۱۲ رای ممتنع و یک رای مخالف، حکم به عدم کفایت سیاسی بنی‌صدر داده و این حکم را برای امام ارسال کردند. فردای آن روز در اول تیرماه، امام خمینی (ره)، طی پیامی وی را از ریاست‌جمهوری اسلامی ایران عزل کردند.

بنی‌صدر پس از عزل از ریاست‌جمهوری، بعد از پنج هفته اختفا به همراه مسعود رجوی، سرکرده منافقین و با چهره و لباس زنانه از کشور خارج و به پاریس گریخت. او با یک هواپیمای بوئینگ ۷۰۷۰ ربوده شده، به طور غیرمجاز به سوی قبرس پرواز کرد و پیش از آن‌که هواپیماهای شکاری نیروی هوایی جمهوری اسلامی ایران که در تعقیب هواپیمای ربوده شده، بودند به این هواپیما برسند، از مرز ایران خارج شد.

تشکیک در انتخابات ریاست‌جمهوری و عدم تسلیم در برابر عزل

بنی‌صدر در حالی که با رای مردم به شهید رجایی دست خود را برای رسیدن دوباره به قدرت کوتاه می‌دید با طرح موضوع تلقب در انتخابات سعی نمود تا حضور میلیونی مردم در انتخابات و شکست خود را به نحوی به ستاد انتخابات وزارت کشور نسبت دهد و از طرفی فرار خود را از کشور به منظور سازمان‌دهی ضدانقلاب توجیه نماید. او در این خصوص این‌گونه می‌گوید: «وقتی انتخابات ریاست‌جمهوری برگزار شد، در وزارت کشور، چند تن از دوستان ما که آن‌جا بودند و رژیم هم نمی‌دانست، به ما خبر دادند، در سراسر کشور فقط ۲۷۰۰ هزار نفر در انتخابات شرکت کردند… بعد از آمدن این گزارش، گفتم بسیار خوب و حالا مردم مرا همچنان رئیس‌جمهور می‌شناسند، یعنی به من رای اعتماد دادند و تایید کردند رای قبلی‌شان را و تکذیب کردند کودتا را. حال، ما وظیفه داریم برویم در صحنه اصلی و روابط پنهانی آن‌ها را که به اتکای به آن روابط، دست به کودتا زدند تا جنگ را ادامه بدهند، فاش کنیم. به این دلیل بود که با خروج از ایران، موافقت کردم. در حالی که در آغاز هیچ قصدی برای خروج از ایران نداشتم.» (۱۰)

تشکیل شورای ملی مقاومت در جهت براندازی انقلاب

پس از استقرار رجوی و بنی‌‌صدر در پاریس، سلسله مصاحبه‌های طرفین، جهت معرفی شورا، شروع شد. در تاریخ هفتم مهرماه ۱۳۶۰، برنامه دولت موقت جمهوری دموکراتیک اسلامی ایران توسط شورای ملی مقاومت اعلام شد. این برنامه را بنی‌صدر به عنوان رئیس‌جمهور و رجوی به عنوان مسئول شورای مقاومت ملی امضا کردند. در ۲۰ اسفندماه ۱۳۶۲، ابوالحسن بنی‌صدر که حضور سازمان مجاهدین خلق در عراق را به ضرر جایگاه و اعتبار خود می‌دید، طی نامه‌ای به مسعود رجوی اعلام جدایی کرد. (۱۱)

تدارک دیدار طارق عزیز با مسعود رجوی

ملاقات طارق عزیز با مسعود رجوی که در خانه بنی‌صدر در فرانسه و با حضور همزمان بنی‌صدر صورت می‌گیرد به لحاظ سیاسی فراتر از موافقت رئیس‌جمهور یک تشکیلات خودساخته با ملاقات نخست‌وزیر خود یعنی مسعود رجوی معنی پیدا می‌کند.

بر اساس قراردادی که بین آقای بنی‌صدر و مسعود رجوی منعقد شده بود کلیه اقدامات این تشکیلات ائتلافی می‌بایست به امضای رئیس‌جمهور تشکیلات می‌رسید: «گفتم: اگر من بخواهم موافقت کنم، فقط به یک ترتیب می‌شود موافقت کرد و آن ترتیب هم این است که یک فاتح، یک شکست‌خورده را می‌پذیرد. این‌ها متجاوزند و در تجاوزشان هم شکست خورده‌اند وگرنه به سراغ ما به اینجا نمی‌آمدند… ملاقات شما (رجوی) با او، حداکثر نیم‌ساعت بیشتر طول نکشد. گفت: بسیار خوب.» (۱۲)

زیرسوال بردن مشروعیت نظام پس از جنگ

از دیگر اقدامات او علیه جمهوری اسلامی، حضور در دادگاه فرانسه برای رسیدگی به اتهام فردی به نام رضا مشهدی در رابطه با ترور سیروس الهی بود. وی در این دادگاه به عنوان شاهد، اتهاماتی را علیه سران جمهوری اسلامی وارد کرد؛ اما روند برگزاری جلسه چندان به مذاق او خوش نیامد و رای دادگاه مطابق با برداشت و تفسیر او نبود. به همین خاطر وی مسئولین قضایی فرانسه را متهم به سهل‌انگاری کرد. او از این رهگذر اتهامات گوناگونی را علیه متولیان جمهوری اسلامی عنوان کرده است.

در آگوست سال ۱۹۹۶ (۱۳۷۵) شبکه BBC گزارشی پخش کرد مبنی بر اینکه رئیس‌جمهور سابق ایران ابوالحسن بنی‌صدر در دادگاه برلین حاضر و علیه مقامات ایرانی در پرونده ساختگی میکونوس شهادت خواهد داد؛ همچنین رادیوی وابسته به آمریکا گزارش داد بنی‌صدر علیه مقامات ایرانی مدارکی در اختیار دارد.

بنی صدر

در سپتامبر سال ۱۹۹۶ (۱۳۷۵) ابوالحسن بنی‌صدر در دادگاه برلین حاضر شد و ادعا نمود که شاهدی در اختیار دارد که قبلا در استخدام وزارت اطلاعات ایران بوده و حاضر است به طور ناشناس شهادت دهد. دادگاه در جلسه‌ای در اواسط سپتامبر تصمیم گرفت در یک جلسه بسته به اظهارات فرد معرفی‌شده توسط بنی‌صدر که شاهد C نام گرفت، گوش فرا دهد. رئیس دادگاه دستور داد که بنا به ملاحظات امنیتی، دادگاه باید به صورت غیرعلنی و بدون حضور خبرنگاران تشکیل جلسه دهد. در دادگاه، شاهد C که یک فراری از کشور بود ادعا نمود رهبران سیاسی ایران محرک وقوع قتل‌ها بوده‌اند. آن شاهد همچنین مدعی شد که هاشمی رفسنجانی، رئیس‌جمهور وقت و علی‌اکبر ولایتی از نقشه ترورها مطلع بودند. در این راستا آیت‌الله هاشمی رفسنجانی در یک مصاحبه با مجله اشپیگل ادعاهای مطروحه در دادگاه برلین را بی‌اساس خواند و گفت: «ما با هر نوع تروریسم مخالفیم.» (۱۳)

نقشه بنی‌صدر در منزوی کردن نظام اسلامی به سرانجام نرسید ولی هنوز که هنوز است، وی هر از چندگاهی دست به اقداماتی در جهت اهداف پلید خود نسبت به نظام جمهوری اسلامی می‌زند که نشان از دشمنی ویرینه وی با انقلاب اسلامی دارد.

منبع: کتاب بازگشت از نیمه راه، تدوین و تالیف: علی الفت‌پور

پی‌نوشت‌ها:

۱-روزنامه جمهوری اسلامی، ۱۳/۵/۱۳۶۰

۲-چگونگی انتخاب اولین رئیس‌جمهور، کیومرث صابری، نامه مورخه ۲۹/۵/۱۳۵۹

۳-روزنامه انقلاب اسلامی، ۳/۶/۵۹

۴-درس تجربه، ص ۲۳۸

۵-درس تجربه، ص ۲۶۵

۶-در انتهای افق، زندگی‌نامه سردار حاج احمد متوسلیان، حسین بهزاد، ص ۱۲۵٫

۷-روزنامه جمهوری اسلامی ۱۳/۵/۱۳۶۰

۸-درس تجربه، ص ۱۹۵

۹-روزنامه کیهان، شماره ۱۱۲۹۸، مورخ سه‌شنبه ۱۲ خرداد ۱۳۶۰، صص ۱ و ۱۰

۱۰-روزنامه کیهان، شماره ۱۱۲۹۹، مورخ چهارشنبه ۱۳ خرداد ۱۳۶۰، ص ۱۲۹

۱۱-محسن حیدری، دهه ۶۰، عبور از تروریسم، سایت مرکز اسناد انقلاب اسلامی، ۷/۶/۸۳

۱۲-درس تجربه، ص ۳۴۷

۱۳-درس تجربه، ص ۳۴۷

۱۴-روزنامه اطلاعات، ص ۱۱، ۳ آذرماه ۱۳۵۹

۱۵-درس تجربه، ص ۳۸۰

۱۶-آدمکش‌های قصر فیروزه، رویا حکاکیان، نیویورک، Grove Press، ۲۰۱۱٫

انتهای پیام/

نقشه بنی‌صدر در منزوی کردن نظام اسلامی به سرانجام نرسید ولی هنوز که هنوز است، وی هر از چندگاهی دست به اقداماتی در جهت اهداف پلید خود نسبت به نظام جمهوری اسلامی می‌زند که نشان از دشمنی ویرینه وی با انقلاب اسلامی دارد.

بررسی کلی

امتیاز کاربر: اولین نفر باشید.
0
https://telegram.me/empireoflies

دیدگاهتان را ثبت کنید

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شدعلامتدارها لازمند *

*

theme