https://telegram.me/empireoflies

بردگی مردگان در حصار توهم زندگان

به گزارش جنبش مقابله با رسانه‌های بیگانه، امپراتوری دروغ: گونه وحشت در سینما، زیر شاخه‌های فراوانی دارد، موضوعاتی که به دلیل استفاده مکرر از آنان به ژانر تبدیل شده است. ژانرهایی نظیر «خون­‌آشام، اسلشر» یکی از زیرمجموعه‌های فیلم ترسناک که حول و حوش قاتلان روانی می‌گردد که اغلب ماسک به صورت دارند، «ماورایی و سایکودرام» که با موجودات فرا انسانی سر و کار دارد و ژانر «زامبی» یا جسدهای متحرک. زامبی‌ها موجوداتی هستند که به ظاهر مرده‌اند اما زنده هستند و می‌توانند با حمله به افراد عادی آنها را نیز به شکل خود درآورند. در سینما زامبی‌ها که بیش از هر دوره دیگری در تاریخ معروف و مشهور شده‌اند، مرده‌های متحرکِ ترسناک و بی‌مغز و بی‌روحی هستند که معمولا آرام حرکت می‌کنند و علاقه زیادی به خوردن گوشت و مغز انسان دارند و از طریق گاز گرفتن و وارد کردن بزاق خود به بدن قربانیان، آنها را همانند خود به یک مرده متحرک تبدیل می‌کنند. این زامبی‌ها در ابتدا موجوداتی کُند و احمق به نمایش گذاشته می‌شوند اما به تازگی این موجودات دارای ذهنی فعال، باهوش و با توانایی‌های بالا شده حتی برخی از آنان اسلحه به دست می‌گیرند.

ریشه زامبی‌ها

ریشه زامبی در فرهنگ بومی منطقه «هائیتی» (از کشورهای آمریکای مرکزی) وجود دارد که داستان‌های خرافی زیادی دراین‌باره و ارتباط آن با جادوگری گفته ‌شده اما درواقع زامبی به معنی واقعی «بردگی» است و نسل به نسل منتقل ‌شده و دستخوش تغییرات زیادی شده تا به شکل امروزی که در فیلم‌ها و داستان‌ها مشاهده می‌شوند تبدیل گردیده است. شواهد این امر در تاریخ کشور هائیتی مشاهده گردیده، به‌طوری‌که مردم با مصرف موادی که به آنها معجون جادوگری گفته می‌شد، به‌صورت برده درمی‌آمدند و در مزارع شکر کار می‌کردند. برخلاف آنچه در داستان‌های امروزی خوانده و یا در فیلم‌ها مشاهده می‌شود، زامبی‌ها مغز انسان نمی‌خوردند بلکه تنها بردگانی بودند که توسط دیگران مورد سوءاستفاده و بیگاری قرار می‌گرفتند.

از اولین کتاب‌هایی که فرهنگ غرب را با مفهوم زامبی‌های هائیتی آشنا کرد، کتاب «جزیره‌ی جادویی» اثر سیربوک به سال ۱۹۲۹ بود. این کتاب یک وقایع‌نگاری مهیج از راوی اول‌شخص است که در هائیتی با وودو (ابزار جادوگری) و بردگان به زندگی بازگشته آن روبه­رو می‌شود. مجله تایم ادعا کرد: «این کتاب برای اولین بار کلمه زامبی را به زبان ایالات‌متحده وارد ساخت.»

تاریخچه‌ فیلم‌های زامبی

فیلم «زامبی سفید» از ویکتور هالپرین که در سال ۱۹۳۲ اکران شد، اغلب به‌عنوان اولین فیلم زامبی شناخته می‌شود؛ اگرچه بحث‌هایی مبنی بر اینکه در فیلم «کطب دکتر کالیگاری» محصول کشور آلمان در سال ۱۹۱۹ نمونه‌ای از خوابگردی به تصویر کشیده می‌شود که شباهت‌هایی به رفتارهای زامبی­گونه دارد و نیز کاراکتری شبیه به زامبی در این فیلم به نمایش درآمده است. فیلم «فرانکنشتاین» محصول سال ۱۹۱۰ نیز موجودی را به تصویر می‌کشد که دوباره زنده شده اما این موجود به‌هیچ‌وجه نمی‌تواند زامبی باشد چون افسانه‌های فرانکنشتاین جایگاهی جداگانه برای خود در دنیای سینما باز کرده است.

باوجود همه فیلم‌هایی که زامبی‌ها را وارد سینماها کرده‌اند، این موجودات ترسناک حضور خود در سینمای مدرن را مدیون فیلم «شب مردگان زنده» ساخته جرج رومِرو در سال ۱۹۶۸ هستند. این فیلم مهم‌ترین اثر در زمینه زامبی‌ها است، چون جرج رومِرو با این فیلم زامبی‌ها را به سینماگران دنیای سینمای مدرن معرفی کرد یا بهتر است بگوییم با موفقیت این فیلم، وجود زامبی‌ها را به سینماگران یادآوری کرد. البته مصرف‌گرایی، آشفتگی‌های اجتماعی و مطرح‌شدن اقدامات علمی نظامی در فیلم‌های رومرو بازخورد بارزی داشته است اما به‌هرروی او پدر روحانی زامبی‌ها به‌حساب می‌آید. بنابراین از سال ۱۹۶۸ که یکی از سال‌های عجیب و پرحادثه در عالم غرب و شیطان‌پرستی بود، به‌عنوان سال آغاز تولید نخستین فیلم «زامبی» یاد می‌شود و درواقع پس از رومِرو افراد زیادی اقتباس‌های فراوانی از این موجود افسانه‌ای در فیلم‌های خود انجام دادند که در بعضی از آنها زامبی‌ها محور اصلی بودند و در برخی به‌عنوان اِلمان‌های فرعی به‌کاربرده می‌شدند. اگر قرار باشد از اسامی فیلم‌های زامبی نام ‌برده شود، به زمان بسیار زیادی نیاز است چون زامبی‌ها از ابتدا تاکنون در حدود ۴۳۵ فیلم حضور داشته‌اند که البته اکثر فیلم‌های زامبی بسیار ضعیف هستند و فقط چندین عنوان را می‌توان قوی نامید که ازجمله آنها می‌توان از مجموعه فیلم‌های «مردگان زنده»، «مرگ شیطان»، «محرک»، سری فیلم‌های «رزیدنت اویل»، «۲۸ روز بعد»، «طلوع مرده‌ها»، «سرزمین زامبی» و «بدن‌های گرم» نام برد.

زامبی‌های چاپی

بعد از فیلم «شب مردگان زنده»، کتاب‌های زیادی با موضوعیت زامبی‌ها منتشر شدند اما تا دهه ۱۹۹۰، این مردگان به پاخاسته تبدیل به زیر ژانری مجزا نشده بودند. در سال ۱۹۹۰ و با انتشار «کتاب مردگان» و دنباله آن «همچنان مرده: کتاب مردگان» که از سوی جان اسکیپ و کریگ اسپکتور ویراست شده بودند، این مهم به وقوع پیوست. کتاب مردگان داستان‌های زامبی را که اغلب از فیلم‌های رومرو الهام گرفته و از نویسندگان مشهوری چون استیون کینگ بودند، کنار هم جمع کرد و بنابراین در امر تعیین حدود زیر ژانر ادبی زامبی، یکی از سنگ بناهای مهم محسوب می‌شود.

زامبی‌ها تا کجا خواهند رفت؟

کتی هرش‌برگر از انتشارات سنت‌مارتین چنین گفته است: «در جهانی سرشار از ترس‌ها و وحشت‌های کلاسیک، فعلا هیچ‌چیز به‌اندازه زامبی‌ها محبوبیت ندارد… مردگان زنده آمده‌اند و فعلا جایی نخواهند رفت!»

حالا زامبی‌ها در دنیای ادبیات (با کتاب‌هایی چون «سلول» از استیون کینگ و «جنگ جهانی زی» از مکس بروکز، موسیقی (که بارزترین نمونه‌ی آن، «تریلر» از مایکل جکسون است)، بازی‌های کامپیوتری («رزیدنت اویل» و «زامبی‌ها در مقابل گیاهان»)، کمیک («مرده‌ متحرک» از رابرت کرکمن و «تاریک‌ترین شب جهان» از دی‌سی‌کامیکز) و سینما و تلویزیون (سریال «مرده‌ متحرک» از فرانک دارابونت) حضور دارند و حتی سازمان غذا و داروی آمریکای هم از آنها استفاده کرده است! این سازمان در سال ۲۰۱۱ کتابچه‌ای با عنوان «آمادگی ۱۰۱: آخرالزمان زامبی‌ها» منتشر ساخت و در آن با استفاده از تم هجوم زامبی‌ها، به شکلی تازه به بیان مفاهیم آمادگی پیش از بحران پرداخت که البته کار این سازمان در چارچوب «مدیریت ترس» قرار می‌گیرد که جلوتر به آن پرداخت ‌شده است.

این حجم تاثیرگذاری زامبی‌ها تا جایی است که پس از ساخت بازی «رزیدنت اویل» در کنسول پلی‌استیشن در سال ۱۹۹۶ و موفقیت چشمگیر فروش جهانی آن، لقب نخستین بازی کامپیوتری که فیلم سینمایی آن ساخته شد به این بازی زامبی محور تعلق گرفت و نخستین قسمت از فیلم (‌که تاکنون پنج دنباله دیگر داشته است) در سال ۲۰۰۲ ساخته شد و آخرین قسمت آن نیز قرار است در سال ۲۰۱۷ اکران شود.

این روند تبلیغاتی برای زامبی تا جایی پیش رفته که هرسال دوازده اکتبر روز جهانی زامبی نام‌گذاری شده و در آمریکا و بسیاری از کشورهای اروپایی در این روز مردم با ظاهری زامبی­ گونه به خیابان آمده و کارناوال زامبی برگزار می‌کنند.

زامبی‌هایی برای سینمای آخرالزمانی

فرهنگ‌عامه تولیدی توسط دستگاه فرهنگی آمریکا به‌عنوان یک فرهنگِ آنتاگونیست‌پرور، همواره ضدقهرمان‌های عدیده‌ای را به جامعه بشریت معرفی کرده است؛ ضدقهرمان‌هایی مانند خون‌آشام، دراکولا، گرگینه و زامبی که با ظهور هالیوود بر شهرت آنها روزبه‌روز افزوده شد. داستان این ضدقهرمان‌ها قرابت انکارناپذیری با سینمای آپوکالیپسی یا آخرالزمانی دارد. برخی از زیرژانرهای سینمای هراس به ضدقهرمان‌ها و موجودات خبیث و مرگباری که برای نابودی انسان و بشریت و تسلط بر کل جهان از هیچ‌گونه شرارتی فروگذار نمی‌کنند، می‌پردازد. فرهنگ عمومی آمریکا که کاملا توسط رسانه‌های این کشور مدیریت‌ شده، گام‌به‌گام با این آنتاگونیست‌ها و ضدقهرمان‌ها که فصل مشترک همه آنها رفتارهای ناهنجار اخلاقی ازجمله خشونت، جنایت و سکس است مانوس شده است. خون‌آشام‌ها، هیولاهای غول‌آسا، اشباح، ارواح خبیث، اجنه، شیاطین و هیولاهای بیولوژیکی همچون فرانکنشتاین (که از اولین هیولاهای هالیوودی و برگرفته از افسانه یهودی «گولم» بود، که با اقتباس از رمانی از مری شلی در سال ۱۹۱۰ توسط کمپانی تراست ادیسون ساخته شد)، همگی برگرفته از آموزه‌های شیطانی و ارتباط با عالم دخان و اجنه و شیاطین بودند.

از سوی دیگر دو مفهوم «زامبی» و «آخرالزمان» تا جایی به هم گره‌خورده‌اند که عبارتی با عنوان «زامبی آخرالزمان» تبدیل به یک کلیدواژه در تمام فیلم‌ها و داستان‌های زامبی شده است؛ چراکه زامبی‌ها همواره به‌مانند ویروس به دنبال شیوع دادن بیماری خود به تمام بشریت بوده و خبر از نزدیک بودن پایان حیات بشر می‌دهند. زامبی‌ها این اجازه را به مردم می‌دهند که با نگرانی‌هایشان راجع به پایان دنیا کنار بیایند. در اکثر آخرالزمان‌های مصور در مدیاهای امروزی زامبی‌ها بیش از هر موجود افسانه‌ای دیگر می‌ترسانند، چراکه آنها تمام قانون‌ها را می‌شکنند. برای یافتن گرگینه‌ها، خون‌آشام‌ها، مومیایی‌ها و کوسه‌های غول‌پیکر در فیلم، سریال یا بازی‌های کامپیوتری باید به دنبال آن‌ها گشت اما زامبی‌ها خودشان به‌سوی انسان‌ها می‌آیند. زامبی‌ها مثل یک نابودگر عمل نمی‌کنند، بلکه مثل یک ویروس عمل کرده و این دلیل اصلی ترس از آنها است. یک نابودگر به‌طور طبیعی باهوش است اما ویروس فقط می‌خواهد گسترش پیداکرده و آلوده و نابود کند؛ برایش مهم نیست که چه اتفاقی می‌افتد و یک نوع بی‌فکری پشت رفتارهای زامبی است. از این‌ رو زامبی‌ها یکی از اشکال موجودات پلید و نابودگری هستند که به‌صورت نیروهای شر و شیطانی در فیلم‌های آخرالزمانی غرب با وجه ضد مسیح و دجال به تصویر کشیده شده‌اند.

یازده سپتامبر و موج جدید حمله زامبی‌ها

در دهه هشتاد میلادی دو جریان در سینمای آمریکا قوت می‌گیرد، یکی جریان شوروی­هراسی و یکی جریان زامبی­هراسی که هر دو جریان، صاحب فیلم‌های مهمی در این دهه هستند. بعد از جنگ سرد مشاهده می‌کنیم که آمریکا که آن روزها به قطب بلامنازع دنیا تبدیل ‌شده است، کمی آتش توپخانه سینمای خود را کاهش داده و جریانات دشمن‌هراسانه را در سینمای خود به‌شدت فرو می‌کاهد، اما با ظهور القاعده و طالبان و واقعه یازده سپتامبر که خود آمریکا نقشی اساسی در پرورش القاعده و شکل‌گیری آن داشت، روند ساخت فیلم‌های با موضوع زامبی به‌شدت در سینما و تلویزیون آمریکا سرعت می‌گیرد تا جایی که تعداد فیلم‌ها و سریال‌های زامبی­محورِ تولیدی بعد از سال ۲۰۰۱ و پس از حملات تروریستی یازدهم سپتامبر از تمام تولیدات پیش از آن بیشتر و ساخت آنها تا به امروز رشد تصاعدی چشم‌گیری داشته است.

درواقع این اسلام بود که در این سال‌ها قدرتش رو به افزایش بود و آمریکا می‌خواست با پدید آوردن طالبان، پنجه در چهره اسلام بیفکند و با حضور مستقیم نظامی خود در منطقه آسیای غربی (خاورمیانه) از رشد این قدرت نوظهور جلوگیری به عمل آورد و این شد که این بار روند اسلام­هراسی و روند زامبی­هراسی در آمریکا به‌طور همزمان رو به رشد و افزایش گذاشت. یکی از مهم‌ترین این فیلم‌ها در این رابطه «جنگ جهانی زی» محصول سال ۲۰۱۳ برگرفته از کتابی با همین عنوان راجع به شیوع ویروس زامبی از یک کودک چینی است؛ این ویروس از چین شروع می‌شود و به‌تدریج سراسر دنیا را فرامی‌گیرد اما محل اصلی جنگ زامبی‌ها بیت‌المقدس یا به قول صهیونیست‌ها اورشلیم است؛ جایی که صهیونیست‌ها از ترس زامبی‌های فلسطینی پشت دیوار حائل در حال عبادت هستند و توسط دیوار حائل می‌خواهند مانع رسیدن ویروس زامبی‌ها به سرزمین‌های اشغالی شوند.

نحوه به تصویر کشیدن مسلمانان فلسطینی در شمایل زامبی و ارائه کاربردی جدید برای دیوار حائل (مانع‌شدن از ورود زامبی‌های فلسطینی به خاک رژیم صهیونیستی) و تبدیل فلسطین به سرزمین زامبی‌ها و تبلیغ جنگ جهانی که یک‌طرف آن مظلومان صهیونیست و طرف دیگر آن زامبی‌های مسلمان هستند، همه و همه نشان از نزدیک شدن زامبی‌ها با موضوع اسلام­هراسی است.

اکثر ویژگی‌هایی که در رابطه با زامبی‌ها در فیلم، سریال و بازی‌های کامپیوتری مطرح می‌شود، دقیقا همان خطوطی هستند که سال‌هاست دستگاه تبلیغاتی امریکا آنها را علیه «اسلامِ مقاومت» استفاده می‌کند؛ ویژگی‌هایی نظیر افراطی‌گری، عدم پیروی از قانون‌های جهانی، حرکت ویروس‌وار، حرکاتی که نتیجه‌اش برایشان مهم نیست، حملات انتحاری، بی‌فکر و غیرمنطقی و غیرقابل‌مذاکره بودن و غیره. درواقع کلمه زامبی با مفاهیم و عباراتی همچون اسلام، دیوار حائل، تروریسم، آخرالزمان و سرزمین زامبی‌ها همنشین شده است. فیلم‌های زامبی همیشه در خشونت صریح بودند و واقعیت جنگِ بر سرِ زیستن را خیلی صادقانه نشان می‌دهند. برای توضیح دادن ربط حوادث تروریستی، تصاویر سربریدن، بی‌پناه شدن، خانه‌های جنگ‌زده و جنگ‌های خونین با آخرالزمان‌های زامبی­محور به نظر می‌رسد نیاز به توضیح بیشتری نباشد.

مدیریت ترس، راهبرد هالیوود برای انسجام اجتماعی

طبق بررسی‌های انجام‌شده درباره میزان نفوذ رسانه‌ها بر مردم، آمریکا جایگاه ویژه‌ای دارد. حکومت آمریکا همواره برای همسو نمودن و ایجاد انسجام مردم باسیاست‌های خود از رسانه استفاده می‌کند. در جامعه آمریکا و از دوران پس از جنگ جهانی میزان تاثیر و نفوذ رسانه‌ها و عرصه­سازی آنها به‌خصوص برای توجیه لشکرکشی‌های نظامی به‌شدت افزایش پیدا کرده است. ایجاد حکومت رسانه‌ای و سیطره کامل شرکت‌ها و رسانه‌ها بر زندگی و رفتار مردم تمدن غرب. ایجاد ترس و تحریک غریزه ترس مردم آمریکا در سیاست خارجی آمریکا و ایجاد جنگ‌های فرامنطقه‌ای. جهان رسانه‌ای ساخته‌ شده برای مردم تمدن غرب، انسان غربی را به استضعاف ذهنی کشانده و از او ماشینی مکانیکی ساخته است. این وضعیت در فیلم «نمایش ترومن» ساخته پیتر ویر به‌خوبی نشان داده ‌شده است.

از طرفی دیگر، سایه‌افکنی همیشگی و وجود تهدید و غولِ موهومِ در کمینِ مردم آمریکا در طول تاریخ غرب آنها را به افرادی دچار «وحشت‌زدگی مزمن» تبدیل کرده است. القای وجود دشمنان بی‌شمار که همگی قصد نابودی ایالات‌متحده، کشورهای غربی و متحدین آمریکا، دیگر کشورها و به‌طورکلی بَشر و در مرحله آخر کره زمین را دارند. این دشمنان طیف گسترده‌ای را شامل می‌شوند؛ نازی‌ها، موجودات فضایی، ویروس‌ها، بیماری‌ها، شهاب‌سنگ، روبات‌ها، برنامه‌های کامپیوتریِ خودسر، بلایای طبیعی، حمله هسته‌ای، انسان‌های دیوانه و جاه‌طلب، تروریست‌ها، کشورها، ایدئولوژی‌هایی مثل کمونیسم، اسلام، موجودات عجیب‌وغریب و… همه این تهدیدات، امنیت مردم آمریکا و دیگر مردم جهان را به خطر می‌اندازند و به همین دلیل ارتش آمریکا و یا قهرمانانی غیرنظامی که جملگی آمریکایی هستند، با فداکاری به جنگ این دشمنانِ موهوم و مبهم رفته و مردم آمریکا و جهان را نجات می‌دهند.

ایجاد این حالت در مردم آمریکا بر پایه دکترین رسانه­ای­حکومتی «با ترس حکومت کن» بوده است. اصلی‌ترین توجیه حکومت آمریکا برای لشکرکشی به سراسر کره زمین و تحمیل هزینه‌های تریلیون دلاری به شهروندان آمریکا با بهانه حفظ امنیت جانی آنها در برابر این تهدیدات صورت می‌گیرد.

فیلم‌های ژانر زامبی نیز در همین راستای دشمن موهوم تعریف می‌شود. با توجه به تهدیدات بیولوژیکی، میکروبی و ویروسی که البته سرمنشا اکثر این تهدیدات نیز آزمایشگاه‌های سری آمریکا و رژیم صهیونیستی است، نوعی القای ترس و ایجاد دلهره‌ اجتماعی و همزمان آمادگی برای مقابله با این تهدیدات در نظر سازندگان فیلم‌های زامبی قرار دارد. فیلم‌های زامبی درواقع وظیفه آماده کردن مردم دنیا به‌ویژه مردم آمریکا برای جنگ‌های بیولوژیکی است که توده‌های انسان‌ها تبدیل به چیزی شبیه حیوانات می‌شوند. البته این موضوع منطبق بر سیاست‌های مسئولان امنیت ملی آمریکا است تا بتواند با ایجاد نقش پلیس و منجی در برابر این تهدیدات برای ایجاد امنیت از زیر بار مسئولیت تولید این میکروب و ویروس‌ها شانه خالی کنند و اذهان عمومی را برای رسیدن به منافع خود فریب دهند.

این حجم اطلاعات مربوط به زامبی در زندگی روزمره، گاهی فرد را به این فکر فرومی‌برد که شاید همین ‌الان هم تحت هجوم تمام‌عیار زامبی‌ها است و فقط خبر ندارد و امروزه برای مخاطبان بنگاه‌های خبری طبیعی است که محتویات نیمی از دنیا فقط تروریست‌هایی زامبی­ گونه به ذهن بیایند.

انتهای پیام/سینما رسانه

گونه وحشت در سینما، زیر شاخه‌های فراوانی دارد، موضوعاتی که به دلیل استفاده مکرر از آنان به ژانر تبدیل شده است.

بررسی کلی

امتیاز کاربر: اولین نفر باشید.
0
https://telegram.me/empireoflies

دیدگاهتان را ثبت کنید

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شدعلامتدارها لازمند *

*

theme