https://telegram.me/empireoflies
برای یاس و سرخوردگی از جهان مدرن دلایل معتبر بسیار زیادی وجود دارند، ولی نارضایتی می تواند یک نفر را یا به سمت پذیرش سیاست های واپسگرایانه سوق دهد یا به سمت سیاست هایی ببرد که هدف آنها خلق آینده ای بهتر است.

برتری باوران سفیدپوست، زن ستیزان اینترنتی و رشد راست افراطی در آمریکا

به گزارش جنبش مقابله با رسانه‌های بیگانه، امپراتوری دروغاگر فقط یک چیز باشد که به نظر برسد افراطی ترین واپسگرایان سیاسی را در سراسر جهان متحد می کند، آن یک چیز جنسیت آنهاست. آنها چه برتری باوران سفیدپوست راست افراطی باشند که مشعل در دست در شارلوتزویل راهپیمایی می کنند، چه «عزب های اجباری» زن ستیز و فعالان حقوق مردان که معتقدند فمینیسم ریشه تمام مشکلاتشان است یا افراطیون اسلامگرایی که هدفشان احیای خلافت اسلامی است یک نقطه اشتراک دارند: همگی عمدتا مرد هستند.

چندان جای تعجبی ندارد که مردان در برابر وسوسه سیاست های واپسگرایانه مستعدتر هستند، چرا که ارائه تصویری رمانتیک از گذشته برای مردان بسیار آسان تر است تا زنان (یا هر گروه قبلا سرکوب شده یا مورد بدرفتاری واقع شده ای مثل دگرجنس باشان). پدرسالاری مدت های دراز است که در جوامع و فرهنگ های غربی و غیر غربی یک هنجار بوده و در نتیجه این گرایش در زنان کمتر مشاهده می شود که نسبت به یک «عصر طلایی» در تاریخ احساس نوستالژیکی داشته باشند.

لازم به ذکرنیست که در آمریکا یک عامل مهم دیگر نیز وجود دارد که احتمال پذیرش یک ایدئولوژی سیاسی واکنشی را در افراد افزایش می دهد: سفید پوست بودن. تجزیه و تحلیل های اخیر مرکز تحقیاتی پیو شاهدی است بر این مدعا. این مطالعه نشان می دهد هر چند جوانان نسل هزاره مترقی ترین نسل محسوب می شوند ( و عمدتا به سمت دمکرات ها گرایش دارند)، ولی هر چه می گذرد احتمال حمایت هزاره ای های مرد سفیدپوست از حزب جمهوری خواه بیشتر و بیشتر می شود.

تجزیه و تحلیل دیگری که واشنگتن پست منتشر کرده، اطلاعات بیشتری درباره این پدیده می دهد و معلوم می کند که مردان سفیدپوست بیشتر احتمال دارد احساس «آسیب پذیری سفید پوستی» کنند یا «یک تصور قدرتمند از اینکه سفیدپوستان در حال واگذاشتن میدان به دیگر گروه ها هستند، گرچه اصلا خودشان در این میان تقصیری ندارند.» این موضوع در مطالعه ای که توسط جن فوروارد سوروی انجام شده نیز به نمایش گذاشته شده است؛ مطالعه ای که معلوم می سازد ۴۸ درصد از نسل هزاره های سفیدپوست احساس می کنند که علیه سفیدپوستان تبعیض روا می شود و این تبعیض به مشکلی بزرگ، به بزرگی تبعیض علیه سیاه پوستان تبدیل شده است؛ درحالی که ۷۰ درصد هزاره ای هایی که به ترامپ رای داده اند معتقدند که «تبعیض علیه سفیدپوستان مشکلی بزرگ، به بزرگی تبعیض علیه اقلیت هاست.» بخشی از این ذهنیت قربانی بودن که امروزه بسیاری از مردان سفیدپوست حس می کنند، ناشی از چیزی است که مایکل کیمل جامعه شناس آن را «استحقاق مظلومانه» می نامد.

کیمل در کتابش «مردان سفید خشمگین: مردانگی آمریکایی در پایان یک عصر» می نویسد: «در این نسل از مردان هنوز عده بسیار زیادی هستند که احساس می کنند با نادیده گرفته شدن استحقاقشان به آنها خیانت شده. آنها هنوز احساس لیاقت می کنند و از این رو از نظر اجتماعی و سیاسی با کسانی که فوق آنها جای دارند احساس هم هویتی می کنند، هر چند که از نظراقتصادی به طبقاتی تعلق دارند که از نظر تاریخی مادون آنها قرار داشته اند.» اگر چه این کتاب در سال ۲۰۱۳ نوشته شده اما توضیح قانع کننده ای برای حمایت فراگیری ارائه می کند که دونالد ترامپ – میلیاردری کاملا مشخص که با امتیاز و برتری هایی خاص به دنیا آمده است- از جانب مردان سفیدپوست سراسر کشور (به خصوص مردان سفیدپوست کمتر تحصیل کرده) دریافت کرد. اگرچه ترامپ هیچگاه دارای ایدئولوژی سیاسی روشنی نبود، ولی تجسم بخش خشمی واکنشی است که بسیاری از مردان سفیدپوست احساس می کنند که جامعه به زنان، رنگین پوستان و اقلیت های جنسی، حقوق و فرصت هایی برابر داده است. «وقتی یک نفر به امتیازات خاصی خو کرده، از برابری احساس سرکوب و ستم دیدگی به او دست می دهد و امروز تعداد بیشتر و بیشتری از مردان سفیدپوست در آمریکا (و اروپا) احساس می کنند که انگار از سوی نیروهای برابری خواه نظیر فمینسیم، چند فرهنگی گرایی، حقوق همجنس گرایان و از این قبیل مورد سرکوب و ستم قرار دارند.»

یک مطالعه اخیر دیگر درباره انتخابات سال ۲۰۱۶ که «رویه های آکادمی ملی علوم» آن را منتشر ساخته، نشان می دهد که چگونه ذهنیت واپسگرایی موجب تقویت موضع ترامپ در کسب نامزدی ریاست جمهوری شد و معلوم می سازد که رای دهندگان مرد سفیدپوست بیشتر به این دلیل به سمت ترامپ جلب شدند که احساس می کردند منزلت و جایگاهشان در معرض خطر قرار دارد. دایانا سی. موتز نویسنده این مطالعه می گوید: «تنزل سلطه عددی آمریکاییان سفیدپوست در آمریکا در کنار ترقی جایگاه رو به رشد آفریقایی- آمریکاییان و احساس ناامنی آمریکاییان در این باره که آیا ایالات متحده هنوز ابرقدرت اقتصادی غالب جهانی هست یا نه، با ترویج یک واکنش دفاعی کلاسیک در میان اعضای گروه های غالب در هم آمیخت.»

این اعضای گروه های غالب بیشتر مستعد سیاست های واپسگرایانه هستند، زیرا بسیار احتمال دارد این احساس را داشته باشند که شان و جایگاه و امتیازاتشان در معرض تهدید قرار گرفته است. این افراد از دنیای مدرن احساس ناخشنودی می کنند و نسبت به یک دوره تاریخی نوستالژی دارند؛ دوره ای متعلق به قبل از آنکه آفت مدرنیته به آن بیفتد- و قبل از آنکه ( از نظر خودش) به قربانی جنبش های برابری طلب تبدیل شود.

یکی از ناراحت کننده ترین و ترحم انگیزترین گروه هایی که در عصر دیجیتال ظهور یافته اند «عزب های اجباری» بوده اند که ماه گذشته بعد از حمله تروریستی درتورنتو زیر نورافکن قرار گرفتند، حمله ای که به دست یکی از اعضای خودخوانده «شورش عزب های اجباری» صورت گرفت. اجتماع عزب های اجباری که در وب سایت هایی چون ردیت و فورچن گرد هم آمده اند، عمیقا جنسیت گرا و زن ستیزند و اعضای آن، زنان را به خاطر ناتوانی خودشان در یافتن شرکای جنسی مقصر می دانند.

عزب های اجباری احساس «استحقاق مظلومانه» می کنند و معتقدند که زنان سکس را به آنان بدهکارند. همانطور که می توان انتظار داشت فمینیسیم دردرون جامعه عزب های اجباری کاملا منفور است و این ساکنان انباری ها، در اشتیاق ایام پیش از انقلاب جنسی و آزادی زنان می سوزند. عزب های اجباری تنها یکی از جنبه های کوچک گرایش واپسگرای بسیار بزرگ در آمریکا و اطراف جهان است. مردان جوان در نتیجه ایدئولوژی های واپسگرایانه با نرخی هشدار دهنده در حال رادیکال شدن هستند و موفقیت ترامپ و پوپولیست های دست راستی دراروپا نشان می دهد که ما در یک عصر واپسگرایی زندگی می کنیم.

با توجه به اینکه افراطی ترین واپسگرایان از خشونت و دیگر تاکتیک های خطرناک برای پیشبرد دستور کار سیاسی شان سود جسته اند، درک این نکته اهمیت دارد که چه چیزی محرک این گرایش واپسگرایانه است. هرچند که پاسخ روشن این است که «استحقاق مظلومانه» عامل اصلی محسوب می شود، اما حقیقت پیچیده تر از این است. در نهایت همان چیزی که محرک پوپولیسم دست راستی بوده، محرک این سیاست های واپسگرایانه نیز هست: نوعی احساس نارضایتی مشروع از وضعیت موجود.

البته برای یاس و سرخوردگی از جهان مدرن دلایل معتبر بسیار زیادی وجود دارند، ولی نارضایتی می تواند یک نفر را یا به سمت پذیرش سیاست های واپسگرایانه سوق دهد یا به سمت سیاست های مترقی ای ببرد که هدف آنها خلق آینده ای بهتر است. برای مقابله با نظام فکری واپسگرایی، ضرورت دارد تصدیق شود که واپسگرایان دلیلی مشروع برای احساس دلسردی و نومیدی از جهان مدرن دارند و سرانجام یک بدیل مترقی واقعی برای وضعیت موجود پیشنهاد گردد.

نویسنده: کانر لینچ ((Conor Lynch روزنامه نگار و نویسنده ساکن نیویورک
منبع: yon.ir/RqTUh

انتهای پیام/فارس

امپراتوری دروغانتشار مطالب خبری و تحلیلی رسانه‌های داخلی و خارجی لزوما به معنای تایید محتوای آن نیست و صرفا جهت اطلاع کاربران از فضای رسانه‌ای بازنشر می‌شود.

برای یاس و سرخوردگی از جهان مدرن دلایل معتبر بسیار زیادی وجود دارند، ولی نارضایتی می تواند یک نفر را یا به سمت پذیرش سیاست های واپسگرایانه سوق دهد یا به سمت سیاست هایی ببرد که هدف آنها خلق آینده ای بهتر است.

بررسی کلی

امتیاز کاربر: اولین نفر باشید.
0
https://telegram.me/empireoflies

دیدگاهتان را ثبت کنید

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شدعلامتدارها لازمند *

*

theme