https://telegram.me/empireoflies

بخش دوم و پایانی/دفاع رسمی داعش از برده‌داری

به گزارش جنبش مقابله با رسانه‌های بیگانه، امپراتوری دروغ۲٫ رابطه داعش با اسلام واژه اسلام، در لغت به معنای تسلیم شدن و گردن نهادن است. از این رو، قرآن کریم دینی را که مردم را به آن دعوت می کند، اسلام نامیده است که برنامه کلی آن، تسلیم شدن انسان در برابر احکام الهی است(سبحانی و محمدرضایی، ۱۳۸۷: ۱۲۵). خداوند نیز در این رابطه در قرآن کریم می فرماید: «وَمَنْ أَحْسَنُ دِینًا مِمَّنْ أَسْلَمَ وَجْهَهُ لِلَّهِ وَهُوَ مُحْسِنٌ»: «و دین چه کسی بهتر است از آن کس که خود را تسلیم خدا کرده و نیکوکار است.» (نساء، ۱۲۵) در سال های اخیر، انگشت اتهام به سوی اسلام و اسلام گرایان بوده تا آنان را عاملان خشونت و مسببان تروریسم جهانی بنامند (عیسی زاده، ۱۳۹۴: ۹۲).

برداشت سطحی بنیادگرایان از اسلام باعث شده که گروهی از اندیشمندان بر ناهمخوان بودن الهیات اسلام با زندگی امروزی، دانش های نو، تکنولوژی و دموکراسی انگشت بگذارند و اسلام را دینی با خشونتی ذاتی، متعصب و مداوا ناپذیر وانمود کنند (مبینی کشه و آجیلی، ۱۳۹۳: ۱۲۱)؛ در حالی که روح اسلام با خشونت و تکفیر مخالف است (عیسی زاده، ۱۳۹۴: ۱۰۶). امروزه با آغاز هزاره سوم، هویت بنیادگرایانی مانند داعش به گونه ای اعجاب انگیز، نیرومند و اثرگذار شده و خود را به مثابه یکی از مهم ترین منابع هویت ساز جلوه گر می کند (خلیلی و شفیعی سیف آبادی، ۱۳۹۴: ۶۳).

 داعش از لحاظ فکری، در چارچوب مبانی فکری جریان سلفی در دوران معاصر تعریف می شود. اصطلاح سلفی در دوران معاصر به معنای قرائتی ویژه از اسلام است که ضمن نقد نحله های گوناگون فلسفی، کلامی و فقهی اسلامی و تأکید بر وجود انحراف ها و بدعت ها در نگرش های سنتی به اسلام، خواستار بازگشت به سیره سلف به عنوان اسلام ناب است و خود را پیش روی بازگشت به شیوه سلف می داند. بدین سان گروه داعش، در چارچوب گروه های نوسلفی تکفیری جای می گیرد (عباس زاده فتح آبادی و سبزی، ۱۳۹۴: ۶۲-۶۳). تأکید بر احیای خلافت و استقرار آن در جهان اسلام، استفاده از تکفیر در حد گسترده و اعلام جهاد علیه سایر مسلمانان، ویژگی بارز ایدئولوژی این گروه می باشد (بخشی شیخ احمد و دیگران، ۱۳۹۳: ۱۳۳).

 در ادامه هر یک از این ویژگی ها به صورت مجزا بررسی خواهد شد. ۱٫۲٫ خلافت خلافت، نمونه آرمانی دولت اسلامی از دیدگاه اهل سنت است (فیرحی، ۱۳۸۸: ۳۲). خلافت، عنوان ویژه ای برای نظام سیاسی مسلمانان بعد از رحلت پیامبر اکرم(ص) است که در تاریخ اسلام مسیری پر فراز و نشیب داشته است. آخرین حکومتی که از این عنوان برای خود استفاده کرد، حکومت ترکان عثمانی بود (غلام زاده، ۱۳۹۴: ۲۴). داعش که در تاریخ ۸ آوریل ۲۰۱۳ میلادی، نام دولت اسلامی عراق و شام را بر خود نهاده بود، پس از گسترش قلمرو اشغال شده خود در ۲۹ ژوئن ۲۰۱۴ اعلام کرد که از این پس، نام آن دولت اسلامی است و یک خلافت جهانی را تشکیل داده است (لسانی و یدائی امناب، ۱۳۹۴: ۵۳).

در نتیجه، هدف اصلی، فوری و بلافصل داعش ادعای تأسیس خلافت خودخوانده اسلامی است. هدف اعلام شده داعش، بازسازی این خلافت با خلیفه ای است که عموماً باید جانشین حضرت محمد(ص) باشد. اما منظور داعش از خلافت بسیار متفاوت تر از آن چیزی است که تاریخ در مورد قوانین اسلامی در سده های گذشته به ما گفته است. داعش در ماه ژوئن سال ۲۰۱۴ بیانیه ای منتشر کرد که طی آن مدعی بود اصل و نسب رهبرش، ابوبکر البغدادی مستقیم به پیامبر اسلام(ص) برمی گردد و از این طریق قصد داشت حقانیت خود را برای برپایی این خلافت ثابت کند (بخشی شیخ احمد و دیگران، ۱۳۹۲: ۱۴۳).

 بر اساس نظام سیاسی خلافت، معمولاً سه شیوه استقرار حاکم و انعقاد خلافت پذیرفته شده است: ۱٫ انتخاب اهل حل و عقد ۲٫ عهد و نصب از جانب خلیفه پیشین (استخلاف) ۳٫ زور و غلبه (فیرحی، ۱۳۸۸: ۳۶). با توجه به این که قریب یک قرن از الغای خلافت عثمانی می گذرد و خلیفه سابقی هم وجود ندارد تا برای خود جانشینی منصوب کند، به طور طبیعی استخلاف در دوران حاضر منتفی است و گروه داعش برای مشروع جلوه دادن خلافت خود باید از یکی از دو روش دیگر استفاده کند (غلام زاده، ۱۳۹۴: ۲۷). در میان آثار منتشر شده داعش، استدلال از طریق نظر اهل حل و عقد نسبت به ادله دیگر فراوانی بیشتری دارد.

این گروه، شورای مجاهدین یا هیأت شرعی آن را، مصداق اهل حل و عقدی می دانند که نظرشان، مرجع اصلی در مسأله انتخاب خلیفه به حساب می آید. برخی از صاحب نظران داعش نیز در آثار خود به تلویح یا تصریح، مشروعیت خلافت داعش را از طریق غلبه و سلطه این گروه بر اراضی شام و عراق می دانند (همان، ۳۴). مطابق مذهب سنی، صحابه در کنار اجماع بر ضرورت خلافت و وجوب تعیین خلیفه و همچنین بر لزوم استقرار خلافت از طریق بیعت نیز اجماع کرده اند.

نویسندگان سنی عقیده دارند که به رغم اختلاف صحابه و تابعین درباره شرایط و خصوصیات شخص خلیفه، همواره در ضرورت بیعت اتفاق نظر داشته اند. قطع نظر از اختلاف در این نکته اساسی که آیا بیعت منشأ مشروعیت خلیفه است یا جنبه اعلامی و ابلاغی دارد، اندیشمندان سنی پس از تأکید بر لزوم بیعت، نوعاً از دو گونه بیعت سخن گفته اند: بیعت عامه و بیعت خاصه. اهل سنت این دو بیعت را در طول هم می دیدند؛ منظور از بیعت خاصه، بیعت بزرگان صحابه یا اهل حل و عقد در اندیشه سنی است و بیعت عامه در اصطلاح اهل سنت، بیعت عمومی مسلمانان است (فیرحی، ۱۳۸۸: ۸۹-۹۰).

از آن جا که داعشی ها، دموکراسی را کفر می دانند؛ از این رو، خلافت خودخوانده را نه برای کشوری خاص، بلکه برای تمام مسلمانان جهان اعلام می کنند (بخشی شیخ احمد و دیگران، ۱۳۹۳: ۱۴۴). اما حتی اگر خلیفه ی داعش برای حامیان آن پذیرفته باشد و حامیان داعش، مشروعیت اهل حل و عقد را پذیرفته و با خلیفه بیعت نموده باشند، سؤال این جاست که آیا این بیعت و پذیرش شامل همه مسلمین جهان می شود و خلیفه داعش می تواند طبق ادعای خود خلافت را برای همه مسلمین جهان اعلام نماید؟ احمد الریسونی، نایب رئیس اتحادیه جهانی علمای مسلمان، ویژگی هایی را برای خلافت مورد نظر گروه تکفیری- وهابی داعش ذکر می کند. از نظر وی، داعش می خواهد خلافتش را از راه فتنه و جنگ در فضایی آکنده از ترس و ارعاب و از راه غلبه و اجبار بر دیگران تحمیل کند.

 خلافتی که این گروه ادعای ایجاد آن را دارد، حتی یک هزارم مسلمانان و کشورهای اسلامی را هم زیر سلطه ی خود ندارد. علاوه بر این، از کجا معلوم می شود کسانی هم که زیر سلطه این تنظیم هستند، آنان را قبول دارند و از حکومت این گروه خشنودند؟ با توجه به ضرورت بیعت با خلیفه معلوم نیست چه کسی با این خلیفه مورد ادعا بیعت و چه کسی وی را انتخاب کرده است و داعش، در میان امت اسلامی چه جایگاهی دارد؟ البته آن چه معلوم است تعدادی از یاران و حامیان این شخص با وی بیعت کرده اند و این شخص تنها می تواند در مسائل خاص، امیر آنان باشد (بخشی شیخ احمد و دیگران، ۱۳۹۲: ۱۴۴).

۲٫۲٫ تکفیر تکفیر به معنای بر حق دانستن خود و تعریف مشخصه های تحریفی و شیطانی برای دیگری است. مذاهب و هویت های متفاوت، «دیگری» تعریف می شوند؛ چرا که به لحاظ هویتی کاملاً با ارزش های هویتی خودی متفاوت هستند. اما میزان و درجه بندی این تفاوت از کاملاً متفاوت تا تفاوت های پذیرفته شده و قابل قبول و اندکی تفاوت، به نوبه خود طیف وسیعی از کنش های مختلف را در افراد پدید می آورد (حیدری، ۱۳۹۳: ۱۰۴). داعش از همان آغاز با طرح مبحث «دشمن دور و دشمن نزدیک»، اولویت را به مبارزه با اندیشه های درون دینی متعارض با اندیشه نوسلفی داده و از این رو، فقه التکفیر در این گروه پررنگ تر از دیگر بنیادگرایان و سلفیون مطرح شده و بروز یافته است (عباس زاده فتح آبادی و سبزی، ۱۳۹۴: ۶۶).

 آنان بین تکفیر عام و تکفیر معین در فقه اسلامی خلط کرده اند؛ به این معنا که تکفیر با شکل معین و در موارد خاص را قاعده ای عمومی در نظر گرفته اند که حتی شامل اختلافات مذاهب (قناعات) نیز می شود (اشرف نظری و السمیری، ۱۳۹۳: ۸۹). در نظر داعش، اسلام و سلف آن ها کسانی اند که مثل آن ها فکر می کنند و «دیگری» تمام کسانی اند که بر خلاف آن ها می اندیشند، هر چند به ظاهر مسلمان باشند. یکی از شعارهای آن ها این است: «مَن لَم یَکفُر الکافِر فَهُوَ الکافر»: «هر کس کافر را کافر نداند، خود کافر است.» آن ها خطر مسلمانانِ غیر از خود و در رأس آن ها حکومت های کشورهای اسلامی را فوری تر می دانند.

در نتیجه، در نظر آن ها سرنگونی این حکومت ها مقدم بر مبارزه و جنگ با غرب و آمریکاست (توکلی،۱۳۹۳: ۱۶۳). داعش معتقد است چون اهل سنت پیروِ مکاتب اربعه، جهاد را تعطیل کردند، پس کافر شدند و انکار حکم الله، کفر محسوب می شود و تعطیلی عملی حکم خداوند، به معنای انکار آن هاست (عباسی، ۱۳۹۳: ۱۰۶). بدین سان تکفیر بسیاری از مسلمانان مهم ترین بخش اعتقادی داعش است و از همین رو می کوشد حکومتی اسلامی مطابق معیارهای مورد نظر خود بر پا کند (عباس زاده فتح آبادی و سبزی، ۱۳۹۴: ۶۵).

داعش در عراق، تمام گروه های فعال در عرصه میدانی عراق را از ارتش اسلامی عراق و جماعت انصارالسنه هیأت شرعی گرفته تا جبهه اسلامی مقاومت عراق (جامع) و جنبش مقاومت اسلامی (حماس) تکفیر و آن ها را مزدور و مرتد می-داند؛ در سوریه نیز برخی از گروه های هم کیش خود مانند جبهه اسلامی را مرتد می داند (بخشی شیخ احمد و دیگران، ۱۳۹۳: ۱۴۵). با وجود این که داعش بسیاری از مسلمانان را که با ایشان هم عقیده نیستند، تکفیر می کند، اما به باور بیشتر مسلمانان، کفر زمانی ثابت می شود که انسان با زبان از دین بیزاری بجوید، یا آگاهانه احکام دین را انکار کند و کفر را بر ایمان برتری دهد (عباس زاده فتح آبادی و سبزی، ۱۳۹۴: ۶۳).

همان طور که طبق آیه ۹۴ سوره نساء «وَلَا تَقُولُوا لِمَنْ أَلْقَى إِلَیْکُمُ السَّلَامَ لَسْتَ مُؤْمِنًا»: «به کسی که اظهار صلح و اسلام می کند، نگویید مسلمان نیستی» خداوند متعال برای متمایز ساختن کافر از مسلمان، نشانه ای ظاهری که همان گفتن شهادتین است، در نظر گرفته تا هر کسی که به آن ها اقرار کند مسلمان و هر کس که منکر آن ها شود، کافر شود (عیسی زاده، ۱۳۹۴: ۹۱). اما این گروه با تفسیر ظاهرگرایانه از برخی آیات قرآن مجید، دیدگاهی ویژه درباره توحید دارند و بسیاری از رفتارهای مسلمانان همچون زیارت قبور، توسل به اولیاء و پیامبران، شفاعت و گنبدسازی را مغایر توحید می دانند و اقدام کننده به این کارها را کافر یا مشرک می شمارند.

در حالی که به گفته بسیاری از فقهای سنی، آنان برداشت نابجا و غیرواقعی از آیات دارند و پاره ای از احکام درباره بت ها و کافران را به موارد دیگر گسترش داده اند؛ در حالی که این قیاس ها به چند دلیل باطل است: الف: در این قیاس ها، پیامبر(ص) یا اولیای خدا، به جای بت ها گذاشته شده اند. ب: مؤمنان و متوسلان به پیامبر اسلام(ص) همانند بت پرستان و ناباوران به خدا فرض شده اند. ج: توسل، استغاثه و شفاعت با واژه عبادت هم معنا گرفته شده است، در حالی که هر یک معنای خاص خود را دارد (عباس زاده فتح آبادی و سبزی، ۱۳۹۴: ۶۳).

 داعشی ها، نگرش ها و اعتقادات سایر مذاهب اسلامی را قبول ندارند و به شدت بر برداشت خود از اسلام تعصب دارند و آن را حق مطلق می دانند (توکلی، ۱۳۹۳: ۱۵۸)، به گونه ای که هر چیزی خارج از اعتقادات سلفی را کفر برشمارده و با آن به مبارزه و نابودی برمی خیزند (حاتمی، ۱۳۹۴: ۸۱). اما به گفته مخالفان، هر گاه دلیلی مبنی بر حرمت، وجوب، کراهت یا استحباب عملی از سوی شارع وارد نشده باشد، طبق قاعده «اصاله الاباحه» اصل بر مباح بودن آن است (عباس زاده فتح آبادی و سبزی، ۱۳۹۴: ۶۳).

 ۳٫۲٫ جهاد داعش، جهاد را از مهم ترین ارکان دین و مسلمان بودن بر می شمارد (زارعی، ۱۳۹۴: ۱۴۱) و معتقد است که هویت مبتنی بر شریعت جهادگرا باید به عنوان ارزشی هنجاری به رسمیت شناخته شود و نظم و ساختار قدرت جامعه نیز صرفاً مبتنی بر آن شکل گیرد (یزدانی و نژادزندیه، ۱۳۹۳: ۱۶۶). بنابراین بر طبق ایدئولوژی داعش، جهاد در راه خدا با «دعوت» تمام مسلمانان جهان آغاز می شود. مرحله بعدی آن «بیعت» با خلیفه مسلمین برای تشکیل حکومت اسلامی است که برای بیعت با خلیفه باید به نزدیک ترین مکانی که او آن جا حضور دارد، «هجرت» کرد. آن ها هجرت را امری اجباری و وظیفه اصلی هر مسلمانی اعم از زن و مرد دانسته و تنها افراد ناتوان را از این قاعده مستثنی می کنند.

بنابراین آن ها هجرت را اولین گام برای شروع جهاد مسلمانان می دانند (نوربخش و مهدی زاده، ۱۳۹۴: ۲۵۹). در ایدئولوژی داعش، «جهاد» خشونت آمیز تنها نماد ایمان واقعی تلقین می شود (توکلی، ۱۳۹۳: ۱۶۲). داعشی ها علاوه بر پذیرش شعار عمومی همه سلفی ها -«الاسلام هو الحل»: «تنها راه حل اسلام و اجرای شریعت است»- به این نتیجه رسیدند که باید جهان سراسر کفر و ضلالت و جامعه جاهلی را با جهاد و به روش قهرآمیز نجات دهند. بنابراین جهاد از نظر آن ها واجب عینی است (بخشی شیخ احمد و دیگران، ۱۳۹۲: ۱۴۵). آن ها غایت جهاد را پیروزی همه مسلمانان می دانند، حتی اگر منجر به شهادت آن ها شود (نوربخش و مهدی زاده، ۱۳۹۴: ۲۵۹).

داعش با این باورها، حمله به مناطق گوناگون عراق و بیرون از آن را به بهانه مبارزه با شرک و کفر آغاز کرد. تهاجم این گروه با ادعای پاک سازی این مناطق از بت ها، تمثیل ها و تصاویر تا آن جا کشیده شد که داعشی ها مکان های مذهبی و عبادی بخشی از اهل سنت، صوفیان و شیعیان از جمله مساجد و حسینیه ها همچنین آرامگاه های گنبددار (حرم ها) و دیگر نمادهای شیعیان را نابود کردند (عباس زاده فتح آبادی و سبزی، ۱۳۹۴: ۶۳). این در صورتی است که بین مذاهب و جریان های اسلامی در مشخص کردن حدود و موارد و اطلاق کلمه جهاد اختلاف نظر جدی وجود دارد (اشرف نظری و السمیری، ۱۳۹۳: ۸۹).

با وجود این، وجه وجوب جهاد این است که جهاد اسلامی موجب می شود مستضعغان از دست نظام های طاغوتی و کفر نجات یابند (یزدانی و ایزدی، ۱۳۸۶: ۸۰). در گذشته، سلفی ها و در کل فقه سنی و شیعه جهاد را یک واجب کفایی می دانستند (بخشی  شیخ احمد و دیگران، ۱۳۹۲: ۱۴۵). همه فقهای شیعه و تقریباً بیشتر فقهای اهل تسنن، به ویژه در عصر حاضر، جهاد را تنها زمانی مشروع دانسته اند که نه تهاجمی بلکه دفاعی بوده باشد. در اهل تسنن به ویژه از دهه ۱۹۵۰ و فتوای محمود شلتوت، اکثر علمای سرشناس عالم تسنن متفق القول هستند  که تنها جهاد جایز، جهاد دفاعی است (یزدانی و ایزدی، ۱۳۸۶: ۸۲).

 تشیع نیز جهاد ابتدایی در عصر غیبت امام را حرام می داند. به عبارت دیگر، در فقه شیعه حمله به کشورهای دیگر به قصد کشورگشایی و جهاد، بیشتر جنبه دفاع از دارالاسلام و سرزمین های اسلامی را دارد، اما در میان نوسلفی ها جهاد به ابتدایی و تهاجمی تغییر می کند و به واجب عینی تبدیل می شود (بخشی شیخ احمد و دیگران، ۱۳۹۲: ۱۴۵). داعش تلاش دارد با منتسب کردن اقدامات خود به سنت جهاد در اسلام به جنگ و قتل و خونریزی های خود مشروعیت بخشد و این موضوع یکی از موارد تعارض داعش با اسلام است.

اما آیات زیادی در قرآن وجود دارد که در باب دفاعی بودن جهاد و انکار قتل و خونریزی و ترور نازل شده است از جمله: «أُذِنَ لِلَّذِینَ یُقَاتَلُونَ بِأَنَّهُمْ ظُلِمُوا وَإِنَّ اللَّهَ عَلَى نَصْرِهِمْ لَقَدِیرٌ»: «به کسانی که جنگ به آن ها تحمیل گردیده، اجازه جهاد داده شده است؛ چرا که مورد ستم قرار گرفته اند.» (حج، ۳۹). «وَقَاتِلُوا فِی سَبِیلِ اللَّهِ الَّذِینَ یُقَاتِلُونَکُمْ وَلَا تَعْتَدُوا إِنَّ اللَّهَ لَا یُحِبُّ الْمُعْتَدِینَ »: «و در راه خدا، با کسانی که با شما می جنگند، نبرد کنید و از حد تجاوز نکنید که خدا تعدی کنندگان را دوست نمی دارد.» (بقره، ۱۹۰) «مِنْ أَجْلِ ذَلِکَ کَتَبْنَا عَلَى بَنِی إِسْرَائِیلَ أَنَّهُ مَنْ قَتَلَ نَفْسًا بِغَیْرِ نَفْسٍ أَوْ فَسَادٍ فِی الْأَرْضِ فَکَأَنَّمَا قَتَلَ النَّاسَ جَمِیعًا وَمَنْ أَحْیَاهَا فَکَأَنَّمَا أَحْیَا النَّاسَ جَمِیعًا وَلَقَدْ جَاءَتْهُمْ رُسُلُنَا بِالْبَیِّنَاتِ ثُمَّ إِنَّ کَثِیرًا مِنْهُمْ بَعْدَ ذَلِکَ فِی الْأَرْضِ لَمُسْرِفُونَ»: «به همین جهت بر بنی اسرائیل مقرر داشتیم که هر کس انسانی را بدون ارتکاب قتل یا فساد در روی زمین بکشد، چنان است که گویی همه انسان ها را کشته و هر کس انسانی را از مرگ رهایی بخشد، چنان است که گویی همه مردم را زنده کرده است و رسولان ما دلایل روشن برای بنی اسرائیل آورده اند؛ اما بسیاری از آن ها پس از آن در روی زمین تعدی و اسراف کردند.» (مائده، ۳۲) نتیجه این که در اسلام اصل تعدیل، حاکم بوده و افراط و تفریط مردود است و اگر خشونتی در جهان اسلام وجود دارد، منتسب به هیچ یک از مذاهب نیست (عیسی زاده، ۱۳۹۴: ۱۰۷) و بر همین اساس، اقدامات خشونت بار داعش تحت عنوان جهاد در اسلام نیز مردود است.

۳٫ رابطه داعش با تروریسم تروریسم از واژه لاتین Terror به معنای ترس و وحشت گرفته شده است (یزدانی و ایزدی، ۱۳۸۶: ۷۸) و به معنای ایجاد رعب و وحشت در میان شهروندان غیرنظامی و همچنین کشتار آن ها برای مقاصد سیاسی است (امیدی، ۱۳۸۸: ۲۷۱). عناصر خشونت باری و ارعاب آور بودن اقدامات داعش علیه مردم غیر نظامی و هدف قرار دادن افراد بی گناه برای رسیدن به مقاصد سیاسی این گروه، داعیه ای بر شناسایی این تأسیس به عنوان گروهی تروریستی است (زمانی، ۱۳۹۴: ۱۲۹). دولت اسلامی عراق و شام اعمال تروریستی فراوانی را در سوریه و عراق مرتکب شده که این اعمال تروریستی می تواند تحت عناوین جنایت های جنگی، جنایت علیه بشریت و جنایت نسل زدایی مورد بررسی قرار گیرد (لسانی و یدائی امناب، ۱۳۹۴: ۷۳).

 ۱٫۳٫ جنایت جنگی ماده ۲ اساس نامه دیوان بین المللی کیفری یوگسلاوی سابق اعمالی همچون قتل عمدی، شکنجه یا رفتار غیرانسانی، ایجاد رنج یا صدمه جسمی وخیم، قتل عام، مجبور کردن اسرای جنگی به شرکت در جنگ و محروم کردن آنان از حقوق مربوطه و گروگان گیری افراد غیرنظامی را از جمله نقض های فاحش و آشکار در حین مخاصمات مسلحانه به عنوان جنایت جنگی دانسته است. ماده ۴ اساس نامه دیوان بین المللی کیفری رواندا نیز فهرستی از این نقض ها را برشمرده که عبارت اند از: تجاوز به حیات انسان ها، ایراد صدمه به سلامت جسمی و ذهنی افراد خصوصاً از طریق شکنجه، قطع عضو، مجازات دسته جمعی، گروگان گیری و… (امیدی، ۱۳۸۸: ۲۷۲-۲۷۱).

 قتل و کشتار اقلیت های دینی مانند کردها، شیعیان و ایزدی ها تنها به دلیل اختلافات دینی و مذهبی، کشتار کودکان از جمله قتل عام ۲۰۰ کودک در مناطق تحت تصرف داعش به دلیل عدم پذیرش خواسته رهبران داعش برای پیوستن به آن ها، کشتار ۱۷۰۰ دانشجوی شیعی در پایگاه اسپایکر صلاح الدین به جرم شیعی بودن، سر بریدن کودکان و زنان در مناطق مختلف سوریه و عراق، ابداع شیوه های جدید و وحشتناک قتل و کشتار، قتل عام ۷۰۰ نفر از اعضای یکی از قبایل شمال سوریه، زنده به گور کردن بیش از ۵۰۰ اسیر ایزدی، در حالی که دست کم ۴۰ کودک میان آن ها مشاهده می شد، کشتار و قتل عام صدها نفر از اعضای قبیله آل بوغر در سوریه و عراق، زنده سوزاندن اسراء، ذبح، مثله کردن، جدا کردن سر قربانیان از پیکر آن ها (تبیان، ۱۳۹۴) نمونه هایی از جنایات جنگی داعش است.

 همچنین بر طبق ماده ۳ اساس نامه دیوان بین المللی کیفری یوگسلاوی سابق، عاملان به اعمال خاصی می بایست تحت مجازات قرار گیرند؛ این اعمال که به عنوان اعمال ناقض قوانین و عرف های جنگی قلمداد می گردند، عبارت اند از: آزار و اذیت، ویران کردن و بمباران غیر ضروری شهرها و روستاها، اماکن مذهبی و خیریه ها و آثار باستانی (امیدی، ۱۳۸۸: ۲۷۱- ۲۷۲). داعش پس از اشغال شهر تاریخی موصل در شمال عراق، اماکن مقدس به ویژه مسجدها و آرامگاه های مقدس شیعیان را تخریب کرد. دست کم چهار آرامگاه مقدس اعراب سنی و صوفی نیز توسط بولدوزر خراب شدند، همچنین شش مسجد شیعی از طریق انفجار تخریب شد. نیروهای داعش در اوایل سال ۲۰۱۵ حدود دو هزار کتاب را از کتابخانه مرکزی موصل خارج کرده و چند روز پس از آن، کتاب های کتابخانه دانشگاه این شهر سوزانده شدند.

در سال ۲۰۱۵ داعش شهر باستانی پالمیرا (تدمر) سوریه را تصرف کرد و از زمانی که این شهر به دست این گروه تروریستی افتاد، تخریب بناهای تاریخی و آثار هنری آغاز شد که از جمله می توان به تخریب معبد تاریخی «بعل شمین» در این شهر اشاره کرد (لسانی و یدائی امناب، ۱۳۹۴: ۵۹- ۶۰). ۲٫۳: جنایت علیه بشریت در خصوص جنایت علیه بشریت نیز اساسنامه مذکور هر عمل غیرانسانی علیه ملت ها مانند قتل، نابودی، اخراج، شکنجه، تجاوز و مجازات به دلایل سیاسی، نژادی، مذهبی و اجبار به بردگی و غیره را از مصادیق این جنایات دانسته است (امیدی، ۱۳۸۸: ۲۷۲).

داعش به طور رسمی از برده داری دفاع می کند (لسانی و یدائی امناب، ۱۳۹۴: ۵۸). این گروه در موارد متعدد، زنان و کودکان اقلیت های ایزدی، مسیحی و ترکمن را در عراق و سوریه ربوده و آن ها را به عنوان برده و کنیز فروخته است؛ از جمله در منطقه القدس موصل، بازاری برای فروش زنان و دختران توسط داعش ایجاد شده است که در این بازار، روی زنان و دختران اسیر برچسب قیمت زده شده و خریداران اقدام به چانه زدن درباره قیمت ها و خرید آن ها می کنند. به گزارش سازمان ملل، داعش با حمله به یک روستای ایزدی نشین در منطقه سنجار و ربودن زنان و دختران این روستا و انتقال آن ها به زندان بادوش موصل به برده داری پرداخته است و همچنین گروهی متشکل از ۱۵۰ زن و دختر که بیشترشان ایزدی یا مسیحی بودند را به سوریه فرستاد تا به عنوان هدیه در اختیار تروریست ها قرار گرفته یا به عنوان برده جنسی فروخته شوند (خبر آنلاین، ۱۳۹۴).

 به طور کلی از مهم ترین مصادیق جنایت علیه بشریت می توان به نسل کشی (ژنوسید) و شکنجه اشاره نماییم (امیدی، ۱۳۸۹: ۲۷۲). ماده ۲ کنوانسیون جلوگیری و مجازات نسل کشی، این جنایت را که با هدف نابودی و وارد آوردن ضربه جسمانی یا روحی به اعضای یک گروه به منظور جلوگیری از توالد عمدی آن گروه صورت می گیرد را قابل مجازات توسط دادگاه ذی صلاح محل ارتکاب یا توسط یک دیوان بین المللی دانسته است (امیدی، ۱۳۸۹: ۲۷۲). وقوع جنایت نسل زدایی توسط داعش مسلم است.

در این زمینه کمیساریای عالی حقوق بشر سازمان ملل متحد نیز در گزارشی اعلام کرده که داعش در مظان اتهام ارتکاب نسل زدایی در مورد ایزدی ها قرار دارد و این امر توسط دادستان آرژانتینی سابق دیوان، لویس اوکامپو نیز مورد تأیید قرار گرفته است. دو گروه ایزدی در جلسه ای با حضور فاتو بن سودا، دادستان فعلی دیوان کیفری بین المللی، گزارشی از فجایعی که تروریست های داعش در شمال عراق مرتکب شده اند را ارائه کردند. شکایت آن ها شامل اعدام بیش از ۷۰۰ مرد ایزدی، قتل افراد سالخورده و بیمار، تجاوز و به بردگی گرفتن هزاران زن و دزدیدن کودکان که مجبور بودند پس از گرویدن به اسلام داعشی برای این گروه بجنگند می شود.

داعش به صراحت اعلام کرده که قصد دارد دین ایزدی که آن را کفر می خواند را از بین ببرد (لسانی و یدائی امناب، ۱۳۹۴: ۵۷). موارد بیان شده تنها بخشی از جنایات تروریستی داعش است که به عنوان مثال ذکر گردید، در نتیجه جای هیچ شبهه ای در تروریستی بودن اعمال داعش و لزوم اقدامات بین المللی برای مقابله با آن باقی نمی ماند. بنابراین شورای امنیت سازمان ملل متحد با صدور قطعنامه های مختلف ۲۱۶۱-۲۰۱۴، ۲۱۷۰ -۲۰۱۴، ۲۱۷۸-۲۰۱۴ و به ویژه قطعنامه ۲۱۹۹ مورخ ۱۵ فوریه ۲۰۱۵ اقدامات تروریستی و غیرانسانی داعش و جبهه النصره را به شدت محکوم کرده و جامعه جهانی را به مقابله با این گروه ها فراخوانده است.

در این قطعنامه ها، شورای امنیت بر استقلال، حاکمیت، وحدت و یکپارچگی ارضی کشورهای عراق و سوریه تأکید نهاده و با محکوم کردن اقدامات تروریستی، آدم ربایی توأم با اخاذی و گروگان گیری این گروه ها، هر گونه تجارت مستقیم یا غیرمستقیم با آن ها را ممنوع ساخته است. بدیهی است که همراهی سایر نهادهای بین المللی با شورای امنیت در این زمینه، داعش را موجودیتی خلاف حقوق بین الملل و فاقد هرگونه مشروعیتی بین المللی جلوه می دهد (زمانی، ۱۳۹۴: ۱۲۹). نتیجه گیری همان طور که گفتیم داعش یک گروه نوسلفی- تکفیری الهام گرفته از جریان القاعده است که تأسیس آن به دوران فروپاشی حکومت صدام در عراق در سال ۲۰۰۳ می رسد.

گروهی تروریستی که تحت عناوین مختلف تا آوریل ۲۰۱۳ درصدد کسب هویت می کوشید، در نهایت نام دولت اسلامی عراق و شام را بر خود نهاد و پس از گسترش قلمرو خود در خاک سوریه و عراق در ژوئن ۲۰۱۴ میلادی با نامیدن خود به اسم خلافت اسلامی، داعیه تشکیل حکومتی جهانی را در سر می پروراند. موضوع این مقاله، حول محور بنیان های هویتی و ایدئولوژیکی داعش بود. از آن جا که این گروه ابتدا نام دولت اسلامی عراق و شام و سپس خلافت اسلامی را بر خود نهاد، کوشیدیم اثبات نماییم که دولت اسلامی عراق و شام نه هویت دولتی دارد و نه هویتی اسلامی. بر طبق حقوق و قوانین موجود، دولت بودن نیازمند وجود پیش شرط ها و عناصری است که داعش از وجود آن محروم است.

عناصری چون سرزمین، جمعیت، حکومت و حاکمیت از جمله عناصر شکل گیری دولت است که پس از مطالعه و بررسی موردی هر یک به این نتیجه رسیدیم که اگر بتوانیم با اغماض جمعیت هایی که به ناچار در سرزمین های اشغالی تحت سیطره داعش قرار گرفته اند را به همراه مبارزین و جنگجویان این گروه که از کشورهای مختلف آسیایی، اروپایی، آفریقایی و آمریکایی به داعش پیوسته اند، جدای از کیفیت آنها، جزء مردم دولت اسلامی بنامیم و اگر سرزمین های تصرف شده عراق و سوریه را هر چند به صورت غیرقانونی و موقت (چرا که توانایی حفظ آن دشوار است) جزء خاک دولت اسلامی به حساب بیاوریم و همچنین شوراهای مختلف داعش را به عنوان ارکان حکومت و قوانین مبتنی بر شریعت ادعایی داعش را حداقل برای پیروانش به عنوان قواعد معین طرز عمل حکومت داعش به حساب آوریم، همچنان داعش از عنصر محوری تشکیل دولت که همانا حاکمیت می باشد، فارغ است؛ چرا که یک کشور یا دولت برای حاکمیت نیازمند دو مؤلفه استقلال و شناسایی بین المللی است.

 داعش تاکنون از سوی هیچ کشوری به عنوان دولت شناسایی نگردیده و از طرفی فاقد مؤلفه استقلال نیز می باشد؛ چرا که حکومت های عراق و سوریه به سبب تصرف غیرقانونی بخشی از خاکشان توسط داعش در حال مبارزه با این گروه برای بازپس گیری سرزمین های اشغالی می باشند.

 بنابراین داعش از حاکمیت برونی و استقلال واقعی و قانونی برخوردار نمی باشد و در نتیجه از عنصر کلیدی تشکیل دولت در عصر حاضر بی بهره است، در حالی که برای تشکیل دولت وجود هر چهار عنصر ضروری می نماید. از طرف دیگر، هر چند داعش تلاش دارد با تحریف اسلام و احکام اسلامی هویتی دینی و اسلامی برای خود متصور شود، اما این گروه نه تنها هیچ سنخیتی با اسلام ندارد؛ بلکه با هیچ دین توحیدی و مرام بشری نیز تناسب ندارد. داعش تلاش دارد با منتسب کردن اقدامات خود به احکامی چون جهاد و تکفیر بر جنایات خود سرپوش بگذارد. در حالی که بر اساس آموزه های قرآن و گواهی علمای شیعه و سنی، اقدامات این گروه محکوم است؛ چرا که از نظر همه علمای شیعه و قریب به اتفاق علمای سنی، جهاد جایز در عصر حاضر جهاد دفاعی است و اصولاً وجه وجوب جهاد برای دفاع از مظلوم در برابر ظالم است.

در مورد حکم تکفیر طبق آیات قرآن و عقاید شیعه و سنی، اعلام زبانی اسلام و مسلمان بودن یا همان گفتن شهادتین برای جدا کردن کافر از مسلمان مکفی است؛ در حالی که داعش با هر چه تنگ تر کردن دایره اسلام و مسلمانی به همه مذاهب شیعه و سنی تحت عنوان تکفیر و جهاد تاخته است. در مورد خلافت نیز که هدف فوری و بلافصل داعش محسوب می گردد، خلافت ادعایی داعش با خلافت مدنظر تسنن بسیار متفاوت است و ابوبکر البغدادی نمی تواند صرفاً با ادعای کذایی جانشینی پیامبر(ص) خود را خلیفه مسلمین بنامد؛ چرا که برای این امر نیازمند بیعت مردم است. بنابراین البغدادی شاید صرفاً بتواند تنها بیعت و تبعیت جمعیت تحت سلطه و گوش به فرمان خود را به دست آورد.

در نتیجه، داعش از لحاظ ماهوی نه دولت است و نه اسلامی؛ بلکه با توجه به جرایم و جنایات ارتکابی در خاک سوریه و عراق از جمله قتل، غارت، تجاوز، مثله کردن، زنده سوزاندن، تخریب بناهای تاریخی و مذهبی، شکنجه و به بردگی گرفتن افراد که همه نمونه هایی از جنایت علیه بشریت و جنایات جنگی هستند، هیچ تردیدی در تروریستی بودن ماهیت این گروه وجود ندارد. بنابراین از آن جا که شورای امنیت سازمان ملل با صدور قطعنامه های مختلف، مهر تأییدی بر تروریستی بودن این گروه زده است، مبارزه و مقابله با داعش اقدامات بیشتر و جدی تری را هم از جانب سازمان های بین المللی و هم از جانب کشورهای اقصی نقاط جهان می طلبد.

مراجع

. قرآن کریم ۲٫ ابوالحمد، عبدالحمید، (۱۳۸۴)، بنیادهای علم سیاست، چاپ دهم، تهران: توس. ۳٫ اشرف نظری، علی و السمیری، عبدالعظیم، (۱۳۹۳)، بازخوانی هویت دولت اسلامی در عراق و شام (داعش): فهم زمینه های فکری و سیاسی- اجتماعی، فصلنامه علوم سیاسی، سال هفدهم، شماره شصت و هشتم. ۴٫ امیدی، علی، (۱۳۸۸)، حقوق بین الملل از نظریه تا عمل، تهران: بنیاد حقوقی میزان. ۵٫ بخشی شیخ احمد، مهدی و بهاری، بهنام و وهاب پور، پیمان، (۱۳۹۲)، بررسی ایدئولوژی گروه تکفیری- وهابی دولت اسلامی عراق و شام (داعش)، فصلنامه علوم سیاسی، سال شانزدهم، شماره شصت و چهارم. ۶٫ توکلی، سعید، (۱۳۹۳)، القاعده، داعش؛ افتراقات و تشابهات، فصلنامه آفاق امنیت، شماره ۲۳٫ ۷٫ حاتمی، محمدرضا، (۱۳۹۴)، شکل گیری داعش در کانون پویش جهانی شدن، فصلنامه مطالعات روابط بین-الملل، شماره ۳۰٫ ۸٫ حیدری، الهام، (۱۳۹۳)، کالبدشکافی جریان داعش: بررسی زمینه های ذهنی، ملی، منطقه ای و بین المللی، فصلنامه حبل المتین، سال سوم، شماره نهم. ۹٫ خلیلی، محمدجواد و شفیعی سیف آبادی، محسن، (۱۳۹۴)، جهانی شدن و ظهور هویت بنیادگرا در خاورمیانه، فصلنامه حبل المتین، سال چهارم، شماره دوازدهم. ۱۰٫ زارعی، محمد، (۱۳۹۴)، سیر تحول و تطور گروه های تکفیری؛ مطالعه موردی: داعش و القاعده، فصلنامه مطالعات راهبردی جهان اسلام، سال شانزدهم، شماره ۶۲٫ ۱۱٫ زمانی، قاسم، (۱۳۹۴)، ماهیت حقوقی داعش در حقوق بین الملل: دولت یا بازیگر غیردولتی، فصلنامه دولت-پژوهی، سال اول، شماره دوم. ۱۲٫ سبحانی، جعفر و محمدرضایی، محمد، (۱۳۸۷)، اندیشه اسلامی ۲، قم: دفتر نشر معارف. ۱۳٫ شعبانی، قاسم، (۱۳۸۸)، حقوق اساسی و ساختار حکومت جمهوری اسلامی ایران، تهران: اطلاعات. ۱۴٫ طباطبایی لطفی، سیداحمد و شارق، زهرا سادات، (۱۳۹۵)، بررسی مشروعیت عملکرد ائتلاف ضد داعش (دولت اسلامی عراق و شام) از منظر حقوق بین الملل در سوریه، فصلنامه مطالعات حقوق عمومی، دوره ۴۶، شماره اول ۱۵٫ عالم، عبدالرحمن، (۱۳۸۹)، بنیادهای علم سیاست، تهران: نشر نی. ۱۶٫ عباس زاده فتح آبادی، مهدی و سبزی، روح الله، (۱۳۹۴)، شیوه های هویت جویی القاعده و داعش، فصلنامه سیاسی- اقتصادی، شماره ۳۰۲٫ ۱۷٫ عباسی، محمود، (۱۳۹۳)، سنخ شناسی داعش، فصلنامه مطالعات راهبردی جهان اسلام، سال پانزدهم، شماره ۵۸٫ ۱۸٫ عیسی زاده، خالد، (۱۳۹۴)، نفی خشونت و تکفیر در اسلام، فصلنامه حبل المتین، سال چهارم، شماره دوازدهم ۱۹٫ غلام زاده، سعید، (۱۳۹۴)، ادله داعش بر خلافت اسلامی و نقد آن از سوی سلفیان جهادی، فصلنامه سراج منیر، سال پنجم، شماره ۱۷٫ ۲۰٫ فیرحی، داود، (۱۳۸۸)، نظام سیاسی و دولت در اسلام، تهران: سمت. ۲۱٫ قاضی شریعت پناهی، سید ابوالفضل، (۱۳۸۷)، بایسته های حقوق اساسی، تهران: بنیاد حقوقی میزان. ۲۲٫ قوام، سیدعبدالعلی، (۱۳۸۸)، اصول سیاست خارجی و سیاست بین الملل، تهران: سمت. ۲۳٫ قوام، سیدعبدالعلی، (۱۳۹۰)، روابط بین الملل: نظریه ها و رویکردها، تهران: سمت. ۲۴٫ لسانی، سیدحسام و یدائی امناب، محسن، (۱۳۹۴)، امکان رسیدگی به جنایات داعش در دیوان کیفری بین-المللی از دیدگاه حقوق بین الملل، فصلنامه سیاست خارجی، سال بیست و نهم، شماره چهارم. ۲۵٫ مبینی کشه، زهرا و آجیلی، هادی، (۱۳۹۳)، نقش داعش در شکل گیری معادلات جدید در خاورمیانه، فصلنامه حبل المتین، سال سوم، شماره نهم. ۲۶٫ نساج، حمید و نظری، مینا و پوررنجبر، مهدیه، (۱۳۹۴)، شناسایی و تأمین منابع مالی داعش، فصلنامه حبل-المتین، سال چهارم، شماره یازدهم. ۲۷٫ نوربخش، یونس و مهدی زاده، منصوره، (۱۳۹۴)، ایدئولوژی جریان داعش و دلایل تاریخی- اجتماعی گرایش به آن، فصلنامه مطالعات جامعه شناختی، شماره ۴۷٫ ۲۸٫ یزدانی، عنایت الله و ایزدی، هجرت، (۱۳۸۶)، تروریسم اسلامی: افسانه یا واقعیت، فصلنامه علوم سیاسی، شماره سی و نه و چهل. ۲۹٫ یزدانی، عنایت الله و نژاد زندیه، رویا، (۱۳۹۳)، نگاهی سازه انگارانه به ظهور پدیده تروریسم در منطقه خاورمیانه با تأکید بر پیدایش داعش در منطقه، فصلنامه حبل المتین، سال سوم، شماره نهم. وب سایت ها: ۳۰٫ تبیان، ۱۹/ ۹/ ۱۳۹۴، تعارضات اسلام با داعش کجاست؟ www.tebyan.net/newindex.aspx?pid=307511 31. خبر آنلاین، ۲۷/ ۱۰/ ۱۳۹۴، جنایت علیه بشریت و جنایات جنگی گروه داعش در عراق و سوریه، کد مطلب: ۵۰۰۳۰۹ www.khabaronline.ir/detail/500309/world/middle-east

فصلنامه حبل المتین شماره ۱۸

انتهای متن/

در این مقاله درصددیم ارزیابی کنیم که آیا داعش با داعیه دولت اسلامی از لحاظ ماهوی، سنخیتی با اسلام و دولت دارد و یا تنها، گروهی تروریستی است.

بررسی کلی

امتیاز کاربر: اولین نفر باشید.
0
https://telegram.me/empireoflies

دیدگاهتان را ثبت کنید

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شدعلامتدارها لازمند *

*

theme