https://telegram.me/empireoflies

بازی آمریکایی در زمین ایرانی

به گزارش جنبش مقابله با رسانه‌های بیگانه، امپراتوری دروغبنیادگرایی ‌دینی، پوپولیسم ‌اسلامی، رادیکالیسم ‌مذهبی و اصطلاحات پُرطمطراق دیگری از این دست، نهایت و انتهای فهم سکولاریست‌ها از جانمایه غنی انقلاب اسلامی است. همین سطحی‌نگری و پوسته‌بینی آرمان‌های انقلابی مردم ایران است که غربی‌ها را در بیش از چهار دهه گذشته، در مواجهه با نظام جمهوری اسلامی که وجه ساختاری و نهادی انقلاب است، دچار اشتباهات محاسباتی بی‌شماری کرده است. این قشری‌نگری در کتاب «نظم جهانی؛ تأملی در ویژگی ملت‌ها و جریان تاریخ» نوشته هنری‌ کسینجر که قصد داریم در گزارش پیش رو آن را اجمالا حلاجی و واکاوی کنیم، به‌عینه خود را نشان می‌دهد. کتاب مزبور بخش‌های متعددی ازجمله بررسی جایگاه اروپا و آسیا خاصه چین، ژاپن و هند در نظم بین‌المللی دارد؛ اما در این جستار، فقط بررسی بخش‌هایی از فصل چهارم با عنوان «ایالات متحده و ایران: رویکردهایی به نظم» را در دستور کار خود داریم.

فهم یک‌چشمی
متفکران و سیاسیون غربی در فهم ماهیت انقلاب ایران، نوعا دچار ورطه بدفهمی هستند. آن‌ها با استخدام صِرف واژگان و مفاهیم علم سیاست، غفلت از جنبه‌های معنوی و قدرت نرم فرامرزی انقلاب ایران و نیز مقایسه ساده‌انگارانه آن با دیگر دگرگونی‌های سیاسی-اجتماعی در بطن تاریخ، تلاش می‌کنند به درکی درخور از حرکت بنیان‌کَن ملت ایران نائل شوند؛ اما معمولا شناخت آن‌ها از ذات انقلاب اسلامی به‌طرزغالبی ناقص و ابتر است. همین واقعیت جنس مراودات آن‌ها با نظام جمهوری اسلامی در طول ۴۰ سال گذشته را اسیر اشتباهات تاکتیکی و استراتژیک متواتر کرده است. هنری کسینجر نیز به‌تبعیت از مشی و مرام اندیشه‌ای دیگر نخبگان غربی چنین بوده است. 

این متفکر و استراتژیست شهیر آمریکایی در کتاب «نظم جهانی» در تبیین محتوای انقلاب اسلامی، سعی کرده چهره‌ای خشک، جنگ‌افروز و آنارشیست از انقلابیون ایرانی و مسیر و جهان‌بینی آن‌ها ارائه کند. او درباره هدف امام خمینی؟ره؟ از انقلاب می‌نویسد: «تصور وی [امام] از حکومت به‌عنوان سلاحی مفید در تنازعات گسترده‌تر مذهبی بود». این دیپلمات سابق آمریکایی در زوایای مختلف نوشته‌اش، با بهره‌گیری تعمدی از اصطلاحاتی مانند «انقلاب خمینی» یا «انقلاب آیت‌الله‌ها» تلاش می‌کند پدیده سترگ انقلاب اسلامی را صرفا به خواست، اراده و نیت قشری از اقشار جامعه ایران، یعنی روحانیون، محدود و محصور کند. او حتی در توصیف حرکت انقلابی مردم ایران، آن را صرفا به «جنبش ضدسلطنت» با غایت «دموکراسی و بازتوزیع اقتصادی» تنزل داده است. او پس از ارائه تأویلات کلیشه‌ای و تحریف‌آلود از مختصات انقلاب اسلامی، به‌سراغ موضوعات مبتلا به روز می‌رود. یکی از این موضوعات، مناقشه هسته‌ای ایران است.

ناگزیر به دادن امتیاز
ایران در ابتدای مذاکراتش با طرف‌های غربی در سال ۲۰۰۳، فقط کمی بیشتر از یکصد سانتریفیوژ داشت. پس از کارشکنی طرف‌های اروپایی‌ها در عمل به تعهداتشان، رهبر انقلاب در ماه‌های پایانی عمر دولت اصلاحات، خواستار رفع پلمپ تأسیسات هسته‌ای و ازسرگیری ساخت سانتریفیوژ برای امر غنی‌سازی شدند. پس‌از‌آن، جمهوری اسلامی به‌مدد همت چشمگیر دانشمندانش، توان غنی‌سازی ۲۰درصد را یافت و غرب را لاجرم به پای میز مذاکره کشاند و مجبورشان کرد تدریجا امتیازهایی برای ایران منظور کنند. این امتیازات البته با شدیدترین فشارهای اقتصادی آمریکا و متحدانش توأمان بود. کسینجر در کتاب مزبور، با اذعان به پیشرفت صنعت هسته‌ای کشورمان در دو دهه گذشته، از «ذکاوت و جسارت فراوان ایران» یاد می‌کند که در هر مرحله از مراحل مذاکرات، به‌زعم او «قدرت‌های اصلی جهان را واداشت تا امتیازات جدیدی برای ایران قائل شوند».

در‌این‌باره، کسینجر از «اجازه به ایران برای ادامه بخشی از غنی‌سازی برای تولید اورانیوم با غلظت پایین‌تر از ۲۰‌درصد، پیشنهاد انتقال بخش عمده اورانیوم غنی‌شده با غلظت پایین به خارج از کشور به‌منظور تبدیل به میله‌های سوختی با اورانیوم ۲۰درصدی ازطریق فرانسه و روسیه و پیشنهاد اجازه به ایران برای حفظ مقدار کافی از اورانیوم ۲۰‌درصدی خود برای راه‌اندازی رآکتور تحقیقاتی و تعلیق فعالیت سانتریفیوژهای تأسیسات فوردو که قادر به تولید اورانیوم ۲۰درصدی بیشتری هستند»، به‌عنوان بخشی از امتیازاتی برشمرده که به‌اعتقاد او ایران توانسته تدریجا از غرب وصول کند.

ادعاهای ثابت‌نشدنی
ایران همواره اعلام کرده هدفش از ارتقای توانمندی هسته‌ای، صرفا مصارف صلح‌آمیز بوده و به‌هیچ‌وجه غایت ساخت سلاح اتمی کشتارجمعی را در سر ندارد. فتوای چندین‌باره آیت‌الله خامنه‌ای نیز هماره مؤید این چشم‌انداز راهبردی بوده است. افزون‌براین در پسابرجام، آژانس بین‌المللی انرژی اتمی در گزارش‌های متواتر خود، بارهاوبارها تصریح کرده جمهوری اسلامی ایران به تمامی تعهدات هسته‌ای مندرج در برجام، پایبند بوده است. باوجوداین، کسینجر به سیاق قاطبه حکام آمریکایی، نفع را در تمدید نگاه ظنین‌آلود و کج‌اندیش به ایران می‌داند. وی صراحتا «توافقی که ایران را به‌عنوان قدرت هسته‌ای بالقوه به حال خود رها کند» را رد کرده و با تکرار مدعیات ثابت‌نشده قبلی تأکید می‌کند: «ایران کشوری است که می‌تواند در بازه زمانی کوتاه به توان هسته‌ای نظامی دست پیدا کند. تردیدی نیست رقبای منطقه‌ای ایران مانند ترکیه، مصر و عربستان، به‌منظور برابری با توان ایران، وسوسه خواهند شد تا برنامه‌های هسته‌ای خود را توسعه دهند یا تجهیزات مربوط به آن را بخرند».

مهارت و پایداری فوق‌العاده ایرانی‌ها  
وزیر خارجه دولت نیکسون درادامه بخش مربوط به بررسی ایران، به نقش جمهوری اسلامی در منطقه غرب آسیا می‌پردازد. او به «مهارت و پایداری فوق‌العاده ایران در کوتاه‌کردن دست غرب از منطقه» اشاره و بدون پرداخت سرمنشأ شکل‌گیری گروه‌هایی مانند طالبان که در جریان مبارزه افغانستان با شوروی در ابتدای دهه ۱۹۸۰ از خوان پرنعمت لجستیک آمریکایی‌ها بهره‌مند شدند، تأکید می‌کند: «در دهه گذشته، ایران شاهد حذف دو تا از مهم‌ترین دشمنانش یعنی طالبان در افغانستان و صدام حسین در عراق بوده که در کمال شگفتی به‌دست آمریکا رقم خورده و نفوذ و نقش خود را در لبنان، سوریه و عراق وسعت بخشیده است».

اعتراف به نقش بی‌بدیل ایران
کسینجر در جایی از نوشته‌اش، اعتراف و اغراق ملال‌آوری می‌کند. او با پذیرش نقش قاطع ایران در تحولات منطقه‌ای، از حاکمان آمریکایی درخواست می‌کند جمهوری اسلامی را در شکل‌گیری نظم ژئوپلیتیک غرب آسیا لحاظ کنند. او تأکید می‌کند: «ایالات متحده باید خود را مهیا کند درزمینه جغرافیای سیاسی منطقه به درک متقابل با ایران برسد و به تعریفی هماهنگ با تعریف این کشور از نظم منطقه‌ای دست پیدا کند». او با تأکید بر نقش توازن‌بخش آمریکا در میان اقطاب منطقه غرب آسیا می‌نویسد: «کشورهای منطقه در آینده نزدیک به ایالات متحده به‌عنوان متعادل‌کننده نیاز خواهند داشت. آمریکا زمانی می‌تواند نقش متعادل‌کننده را به بهترین وجه ایفا کند که خود را به نیروهای رقیب (اشاره به ایران) نزدیک‌تر کند».

انکار واقعیت
فردای کودتای انگلیسی-آمریکایی ۲۸مرداد۱۳۳۲ که به سقوط دولت منتخب مصدق انجامید، آمریکا با آغاز سبقت‌گیری از رقیب کهنه‌کارش، یعنی انگلیس، به‌سرعت به یگانه بازیگر مطلق‌العنان خارجی در سپهر سیاسی ایران تبدیل شد. آمریکا از آن تاریخ تا طلیعه انقلاب اسلامی، به‌طور روزافزونی دامنه تسلط خود بر جهت‌گیری سیاسی دودمان پهلوی را گسترش داد؛ به‌گونه‌ای که شخص محمدرضا و سیستم تحت‌امرش، جز نقش پیروی از سیاست‌های مقبول مقام‌های ایالات متحده، از ایفای اقدام مستقل و خودانگیخته عاجز بودند. البته، آمریکایی‌ها درمقایسه‌با افزایش نفوذ در رأس حاکمیت پهلوی، اعتبارشان در میان توده‌های مردمی را از دست دادند.

چرا مسلمانان با آمریکا مخاصمه دارند؟
پیش از پرداختن به ادامه کتاب «نظم جهانی» کسینجر، اشاره به کتاب دیگری به‌نام «انتخاب؛ سلطه یا رهبری» نوشته زبیگنیو برژینسکی، تئوریسین فقید لهستانی-آمریکایی، خالی از لطف نخواهد بود. برژینسکی در کتابش، با سیاسی ‌ارزیابی‌کردن ریشه خصومت کشورهای مسلمان با آمریکا، تصریح می‌کند: «درست است خصومت با آمریکا در برخی کشورهای مسلمان شایع است؛ اما این خصومت بیشتر در نارضایتی‌های مشخص سیاسی ریشه دارد تا در تعصب مذهبی کلی؛ مثل خشم ملی‌گرایان ایرانی از ایالات متحده به‌دلیل حمایت این کشور از شاه، کینه اعراب به‌دلیل پشتیبانی آمریکا از اسرائیل یا سوءظن پاکستانی‌ها به اینکه آمریکا از هند طرفداری کرده است».

خاطرات درس‌آموز ژنرال هایزر
برای فهم عمق نفرت مردم ایران از آمریکا و آمریکاییان، بد نیست به خاطرات رابرت هایرز نیز کنیم. این ژنرال آمریکایی که با هدف بازیابی روحیه و سازمان نیروهای نظامی ایران، ۱۴دی۱۳۵۷ به تهران گام نهاد و تا یک ماه پس‌ از آن، در قاموس مغز متفکر ژنرال‌های جان‌نثار همایونی ظاهر شد، در دست‌نوشته‌های آن روزهایش، درباره رفتار تند مردم ایران دربرابر خودش و دیگر آمریکاییان چنین می‌نویسد: «احساسات ضدآمریکایی در روزهای اخیر، به‌شدت در حال افزایش بود. قره‌باغی (رییس ستاد ارتش) به من گفت: آیا اطلاع دارید که عکس شما در تظاهرات خیابانی در دست مردم حمل می‌شود و تظاهرکنندگان شعار می‌دهند، مرگ بر هایزر؟ گفتم: بله، می‌دانم. اگر فکر می‌کنید حضور من در کشور موجب تحریک مردم علیه دیگر آمریکاییان می‌شود، مسأله خروج خود از ایران را بررسی می‌کنم». کسینجر در کتاب خود، با به‌محاق‌کشاندن و نادیده‌انگاشتن نقش سوء آمریکا در دوران حاکمیت پهلوی دوم، ریشه مشاجرات و منازعات میان دو کشور پس از انقلاب اسلامی را صرفا در عامل انحرافی و البته سطحی «پیروی حکومت تهران در گفتار و کردار خود از اصول جهادگرایی» ارزیابی کرده است.

ژاندارم منطقه
حاکمیت سیاسی آمریکا در دوران مسوولیت کسینجر در وزارت خارجه و ریاست‌جمهوری ریچارد نیکسون به‌منظور تقلیل هزینه‌های سرسام‌آور مالی و روانی جنگ فرسایشی ویتنام سیاستی بنا نهاد که پیرو آن، مسوولیت تأمین امنیت نقاط راهبردی جهان بدون دخل‌و‌تصرف مستقیم آمریکا به متحدان استراتژیک این کشور محول می‌شد. در غرب آسیا، این وظیفه در قالب مفهوم «ژاندارم»، به محمدرضا احاله شد. محمدرضا براساس مأموریت ژاندارمی خود، در ابتدای دهه ۱۳۵۰ با چراغ‌سبز آمریکا و انگلیس، نیروهای ارتش شاهنشاهی را به منطقه «ظفار» عمان گسیل داد و ضمن تقدیم تلفات جانی فراوان که بعضا بیش از هزار نفر نیز گزارش شده، جنبش انقلابی مردم این منطقه را قلع‌و‌قمع کرد. محمدرضا برای جلوگیری از تأثیر سوء فضای روانی منبعث از کشته‌شدگان ارتش بر مشروعیت حکومتش، از تقدیم جنازه‌های سربازان به خانواده‌هایشان استنکاف و با اختصاص قطعه‌زمینی در محله «خواجه‌ربیع» همگی آن‌ها را به‌طوردسته‌جمعی دفن کرد. کسینجر در کتابش، بدون ذکر خوش‌رقصی‌های پهلوی برای منافع آمریکایی‌ها (نظیر آنچه از جنگ ظفار ذکر شد)، ضمن مقایسه جنس متفاوت سیاست‌ها در ایران قبل و بعد از انقلاب اسلامی، مدعی می‌شود: «پیش از انقلاب خمینی، هر دو طرف منافع ملی یکدیگر را برابر تلقی می‌کردند. هر دو مخالف استیلای یک ابرقدرت (اتحاد جماهیر شوروی آن زمان) بر منطقه بودند».

حزب‌الله لبنان؛ مانع روابط سازنده  
بیش از یک سال است که مسأله الحاق شدن یا نشدن ایران به لوایح ذیل «گروه ویژه اقدام مالی» یا همان FATF به بحث داغ محافل سیاسی ایران تبدیل شده است. گروه ویژه اقدام مالی نام سازمانی میان‌دولتی است که کارویژه محوری آن، مبارزه با پولشویی و تأمین مالی تروریسم است. مسأله پذیرش لوایح این سازمان، مشخصا CFT و پالرمو، مدتی است جبهه‌ای از مخالفان و موافقان را به‌صف کرده است. در‌این‌میان، یکی از دعاوی مخالفان این است که چون گروه‌هایی مانند حزب‌الله لبنان در عرف قواعد بین‌الملل، در عداد گروه‌های تروریستی جای دارند، قبول ضوابط لوایح مزبور کمک‌های مادی کشورمان به حزب‌الله به‌عنوان متحد استراتژیک جمهوری اسلامی در منطقه را با موانع جدی و عمده مواجه خواهد کرد. در‌این‌باره، کسینجر در کتابش با تأکید بر اینکه «ایران باید میان کشوربودن یا آرمان‌بودن تصمیم بگیرد»، می‌نویسد: «ترک حمایت از گروه‌هایی مانند حزب‌الله از جانب ایران، گامی مهم و ضروری در برقراری مجدد روابط سازنده دوجانبه است».

انتهای پیام/صبح نو

https://telegram.me/empireoflies

دیدگاهتان را ثبت کنید

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شدعلامتدارها لازمند *

*

theme