https://telegram.me/empireoflies

بازیگر نقش شاه: معمای سقوط شاه چندان هم پیچیده نیست

به گزارش جنبش مقابله با رسانه‌های بیگانه، امپراتوری دروغ: «حسین نورعلی» این روزها بازیگر نقشی است که پیش‌ازاین چهره‌های دیگری هم آن را ایفاء کرده‌اند اما روایت متفاوت و غیر مناسبتی «محمدرضا ورزی» از زندگی محمدرضا پهلوی و نقش‌آفرینی خاکستری‌رنگ حسین نورعلی از شخصیت آخرین شاه مخلوع ایران، این اثر تلویزیونی را به محصولی چالش‌برانگیز و پرحرف و حدیث تبدیل کرده است. معمای شاه این روزها حسابی روی بورس است و حتی افرادی که میانه چندانی با تماشای تلویزیون ندارند، نمی‌توانند در مقابل وسوسه تماشای این اثر تلویزیونی و نحوه انعکاس زندگی شخصیت‌هایی که از آن‌ها حافظه تاریخی دارند؛ مقاومت کنند. البته معمای شاه فعلاً در ابتدای راه است و جا دارد به قسمت‌های حساس و چالشی برسد.

حسین نورعلی که در این سریال نقش محمدرضا را ایفاء کرده، متولد سال هزار و سیصد و پنجاه و یک است. وی در سال هزار و سیصد و هفتاد و پنج در رشته تئاتر وارد دانشکده هنر و معماری تهران شد و در دوره کارشناسی با اجرای نمایشنامه‌های دانشجویی حضوری پررنگ داشت. تحصیل در مقطع فوق‌لیسانس کارگردانی و همکاری با اساتیدی همچون قطب‌الدین صادقی، امیردژاکام و… ادامه فعالیت او در این عرصه بود. نورعلی بیشتر در عرصه دوبله فعالیت داشته و حضورش در معمای شاه اولین کار طولانی‌مدت او در تلویزیون است.

نورعلی از سال ۱۳۸۱ فعالیت در عرصه دوبله را آغاز کرد. سریال‌های «جاده در دست تعمیر است» و «کارآگاه علوی ۲» نقش‌آفرینی‌های او در این عرصه است. سریال «عمارت فرنگی» اولین تجربه همکاری وی با محمدرضا ورزی است که در آن سریال هم نقش محمدرضا پهلوی را بازی کرد. گفت‌وگوی سروش با این هنرمند پیش روی شما است.

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

***این روزها به دلیل ایفای نقش محمدرضا پهلوی در سریال معمای شاه حسابی مورد توجه هستید و دیده می‌شوید. ۴۱ سالگی مقطع مناسبی برای رسیدن به این شهرت و جایگاه است؟ دوست داشتید زودتر این موقعیت را تجربه می‌کردید؟
شهرت گذشته از جذابیتی که دارد «وسوسه‌برانگیز» است و حتی آدم‌هایی که خارج از این حیطه هستند، دوست دارند روزی در موقعیت «دیده شدن» قرار بگیرند و مورد توجه باشند. طبیعتاً در دوران جوانی، میل و اشتیاق به دیده شدن خیلی زیاد است و به همین دلیل افراد زیادی در سن و سال جوانی، ایده آل‌هایی مثل بازیگری، خوانندگی و فوتبالیست شدن دارند.

من هنر را به‌صورت دانشگاهی دنبال کردم و درسش را خواندم و دانشگاهش را دیدم. طبیعتاً حس و حال آدم در چنین شرایطی فرق می‌کند با جوان‌هایی که صرفاً به دنبال جنبه‌های ظاهری و مادی بازیگری باشند. در مسیری که من در پیش گرفتم، در کنار «شور» مقدار زیادی «شعور» هم بود. زمانی که شما برای کاری که انجام می‌دهید پشتوانه و ایدئولوژی داشته باشید، شهرت «اصل» نیست و مهم فعالیتی است که به آن می‌پردازید. یک بازیگر روی صحنه تئاتر هم از دیدن استقبال همان مخاطبان اندک، می‌تواند سرشار از انرژی شود و این حسی است که من در زمان تئاترهای دانشجویی زیاد تجربه‌اش کرده‌ام. حالا در معمای شاه هم که این روزها در حال نمایش است، این حس در دایره گسترده‌تری رخ می‌دهد و اقبال و توجه عامه بیشتر است اما خوشحالم که در سن و سال پختگی و بعد از عبور از چهل‌سالگی این احساس را تجربه می‌کنم. این حس، جنس متفاوت‌تری نسبت به شهرت کسب شده از طریق حضور در فیلمی تجاری دارد و این بخش ماجرا، برایم بیشتر جذاب است.

*** شما پیش‌ازاین در زمینه دوبله فعالیت می‌کردید. چرا این‌قدر دیر وارد تلویزیون و عرصه بازیگری شدید؟ آیا خودتان علاقه‌ای به این قضیه نداشتید؟
در این حرفه عجله معنا ندارد. بازیگران زیادی را می‌شناسم که باوجود توانایی‌های فراوان، دیر وارد این عرصه شدند. بخش مهمی از حرفه بازیگری این است که شما توسط کارگردانی شناسایی شده و به همکاری دعوت شوید. ده‌ها بازیگر سینما و تلویزیون هستند که باوجود توانایی فراوان، سال‌ها در عرصه تئاتر فعالیت کردند و ناگهان با حضور در مقابل تلویزیون و سینما شناخته شدند. این هم ویژگی مثبت این دو رسانه است که یک‌شبه آدم‌ها را به جامعه‌ای چند ده‌میلیونی معرفی می‌کند. حالا این اتفاق درباره من در سال ۱۳۹۴ رخ داده است. البته در این حرفه مهم است که بازیگر پیش‌ازاین چه اندوخته‌ای داشته باشد که بتواند پس از قرار گرفتن در چنین جایگاهی آن را «هزینه» کند و اصطلاحاً همان‌طور که ورود خوبی داشته، تداوم حضورش هم خوب و با کیفیت باشد. در تمام این سال‌ها سعی می‌کردم اندوخته‌هایم را تکمیل کنم و به همین دلیل تا مقطع کارشناسی ارشد تحصیلاتم را ادامه دادم و امیدوارم از این پس، حضورم در عرصه بازیگری مداوم باشد.

بازیگر نقش شاه: معمای سقوط شاه چندان هم پیچیده نیست

*** شروع جدی شما در زمینه بازیگری با ایفای نقشی دشوار و تاریخی همراه بود و از این نظر برای هر بازیگری چالشی جدی محسوب می‌شد. دغدغه‌ها و تردیدهای خود شما برای ایفای این نقش چه بود؟
اصل و اساس کار بازیگر همین چالش است. البته درخصوص نقش‌های تاریخی از این دست، بازیگران اندکی هستند که شانس پذیرش چنین نقشی را دارند چرا که در کنار توانایی بازیگر، شباهت فیزیکی هم مهم است و همین نکته، دایره انتخاب بازیگر برای چنین نقش‌هایی را محدود می‌کند.

***مهم‌ترین علت انتخاب شما برای این نقش چه بود؟
محمدرضا ورزی در انتخاب اغلب نقش‌های تاریخی سریال، شباهت چهره باشخصیت واقعی را در نظر گفته است. در چهره «چشم‌ها» جایگاه مهمی دارد و اگر این بخش از صورت، با نقش تناسب داشته باشد، سایر بخش‌ها از طریق گریم قابل شبیه‌سازی است. من از نظر چشم و ابرو خیلی شبیه محمدرضا پهلوی هستم و البته بینی و سرم، با ترفندهای گریم به این نقش نزدیک شد.

بازیگر نقش شاه: معمای سقوط شاه چندان هم پیچیده نیست

***ازنظر خلق و خو چطور؟ محمدرضا شخصیتی مغرور بود. آیا شما هم‌چنین هستید؟
البته این ویژگی مربوط به دوره خاصی از زندگی محمد رضا است و این شخصیت، در مقاطع مختلف تاریخی، شرایط متفاوتی را تجربه کرد که با دوره دیگر متفاوت است. مثلاً در سال های ابتدایی سلطنت او پس از شهریور ۱۳۲۰ کاملا متفاوت از شرایط بعد از کودتای ۲۸ مرداد ظاهر شد. او به‌واسطه تحصیل در فرنگ و زندگی در مقطع مهمی از تاریخ جهآن‌که بزنگاه مواجهه قدرت‌های بزرگ با یکدیگر بودند، دوست داشت کشورش ایران را هم به پیشرفت برساند اما مسیری اشتباه را در پیش گرفت. برای ایفای نقش این شخصیت،کلنجار زیادی با خودم رفتم تا نقش را در ذهنم «بسازم.» البته ساخته‌ و پرداخته کردن نقش در ذهن، تفاوت زیادی دارد با ایفای نقش به‌صورت که نزدیک‌ترین شباهت به شخصیت واقعی را داشته باشد.

***متوجه منظور شما از این نکته نشدم
در معمای شاه تلاش شده بازیگران نقش‌های تاریخی بیشترین شباهت را به شخصیت موردنظر داشته باشند اما قرار نیست آن شخصیت عین به‌عین بازسازی شود. خاطرم هست آقای ورزی همیشه درباره این شبیه‌سازی می‌گفت: «ما قرار نیست ژن همان نقش را تکثیرکنیم.» یعنی اگر حالا قرار است من نقش محمدرضا را بازی کنم و با گریم و لباس هم به آن شخصیت شبیه شده‌ام، لزومی ندارد در رفتار و سکنات هم عین به‌عین آن شخص را تکرار کنم بلکه حالا ازاینجا به بعد، عرصه‌ای در اختیارم است که با توجه به دانش، تجربه و اطلاعی که از تاریخ دارم، یک محمدرضای متفاوت و جذاب خلق کنم که از فیلتر ذهنی من گذشته است.

بازیگر نقش شاه: معمای سقوط شاه چندان هم پیچیده نیست

***منظورتان این است که از زمانی که مقابل دوربین می‌روید، تلاش می‌کنید تا «حسین نورعلی» را در چهارچوب محمدرضا قرار دهید؟
نه دقیقاً برعکس. محمدرضا را به داخل چهارچوب شخصیتی خودم می‌آورم و با پردازش آن، کاراکتر او را به شکلی که منحصر به خود من باشد ایفاء می‌کنم. ممکن است در برخی منابع تاریخی خوانده باشید که محمد رضا در سال های آغاز سلنطت و اشغال ایران، اقتدار چندانی به عنوان یک پادشاه نداشته است اما اما این ضعف در شخصیتی که من ایفاء کردم چندان بارز نیست. مشخصاً شما را ارجاع می‌دهم به صحنه دیدار محمدرضا با سران متفقین که در ادامه همان قسمت، صحنه‌های واقعی و مستند آن دیدار هم پخش شد.

***بازی شما در صحنه‌های بازسازی‌شده آن قسمت چه تفاوتی با فیلم مستند داشت؟
دیدن فیلم مستند، باعث می‌شود احساس ناخوش آیندی از رفتار ضعیف شاه ایران نسبت به متفقین در مخاطب شکل بگیرد اما در خود سریال این‌گونه نیست و محمدرضا در مقابل چرچیل، اعتمادبه‌نفس حداقلی و رفتاری نسبتاً شاهانه دارد.

***علت این تفاوت چیست؟
همان تفاوتی که در کلیت معمای شاه نسبت به سریال‌های دیگر دارد. یعنی قرار نیست از همان ابتدا بیننده با فردی دست‌وپا چلفتی و ضعیف مواجه شود. این نوع شخصیت‌پردازی که متأسفانه در طول سال‌های گذشته درباره کاراکترهای منفی اغلب فیلم‌ها و سریال‌ها صدق می‌کرده، همان ابتدا تکلیف خودش را با مخاطب معلوم می‌کند و مخاطب چنین نقشی را باور نمی‌کند. البته ممکن است خوش‌آیند عده‌ای باشد و از نمایش تصویر ذلیل یک فرد این‌چنینی، برخی خشنود شوند اما کاملاً غیر هنرمندانه است. به‌هرحال در این سریال بیننده ۸۰ قسمت با شخصیت محمدرضا کار دارد و اگر همان ابتدا توی ذوقش بخورد و او را باور نکند، دیگر با داستان همراه نیست. به همین دلیل گاهی لازم است بخش‌هایی از داستان اندکی دراماتیزه شود و شخصیت داستانی، تفاوت‌هایی جزئی باشخصیت واقعی داشته باشد. این همان مرز ظریفی است که تفاوت بین مستند و تاریخ با «درام» را می‌سازد که خوشبختانه کارگردان سریال آن را رعایت کرده است.
***برخلاف نظر شما، افرادی معتقدند شخصیت شاه بیش از حد در این سریال ضعیف نشان داده شده و این شاه، همانی نیست که مردم در ذهن خود می‌شناسند و تاریخ گفته است. نمایش چنین شاه ضعیفی هم ارزش انقلاب و حرکت بزرگ مردم علیه حکومت پهلوی را مخدوش می‌کند.
این نوع اظهار نظرها را خوانده و شنیده‌ام و کمابیش می‌شنوم.

***قبول هم دارید؟
خیر! اصلاً

***چرا؟ چون بازیگر کار هستید؟
نخیر. به‌عنوان بازیگر یاد گرفته‌ام ابتدا خوب ببینم و سپس دقیق صحبت کنم. اغلب اظهارنظرهای این‌چنینی متکی بر شنیده‌ها است نه دیدن سریال. کاش آن‌هایی که هر از چند گاهی با چنین اظهارنظرهایی به معمای شاه حمله می‌کنند، اگر فرصت تماشای سریال را ندارند حداقل توالی تاریخی معمای شاه را دنبال کنند. محمدرضا تا کودتای ۲۸ مرداد جوانی کم‌تجربه و متکی به شخصیت‌های استخوان‌دار دربار بود اما پس از کودتای ضد مردمی و حمایت غرب از او، رویه‌اش تغییر می‌کند و این تغییر و تحول، در معمای شاه به تصویر کشیده شده و در ادامه سریال شاهد آن خواهید بود. کسی که اندکی تاریخ بداند، چنین انتقاد بی‌پایه و اساسی را به معمای شاه وارد نمی‌کند که چرا شاه در سال ۱۳۲۵ در اوج اقتدار نمایش داده نشده است؟ اوج اقتدار مربوط به دهه ۴۰ است و تأسیس ساواک و در ادامه آن‌که به دهه ۵۰ می‌رسد و با افزایش قیمت نفت، روز به روز شاه قدرتمندتر و خودکامه‌تر می‌شود. فقط امیدوارم (با خنده) وقتی سریال به آن قسمت رسید، این منتقدان سریال را به باد حمله نگیرند و نگویند که «ای‌بابا! چرا این‌قدر شاه را مقتدر نشان دادید؟ شاه که این‌قدر قوی نبود، اگر بود که فرار نمی‌کرد و…»

***ایفای نقش‌های تاریخی معاصر از این جهت که شخصیت موردنظر هنوز در ذهن مردم هست و او را در یاد دارند کاری سخت به شمار می‌آید. شما چگونه این کار را انجام دادید؟
در زمینه بازیگری دو سبک کاملاً مشخص وجود دارد. یکی «حسی» و دیگری «تکنیکی». من متعلق به گروه دوم هستم و در دانشگاه درس این کار را خوانده‌ام. البته پیشینه تئاتری هم کمک فراوانی می‌کند تا بازیگر بتواند نقش و تیپ‌های مختلف آن را در ذهن خود بسازد. مسئله مهم در بازیگری «شناخت تفاوت‌ها میان شخصیت‌های مختلف» است. مثلاً اگر من قرار بود در این سریال نقش دکتر وزیری را ایفاء کنم، ابتدا سعی می‌کردم تفاوت‌های این نقش باشخصیت واقعی خودم را کشف کنم و سپس با کار کردن بر روی آن، از حسین نورعلی فاصله گرفته و به دکتر وزیری نزدیک شوم. هر شخصیتی شیوه راه رفتن، سیگار کشیدن، ایستادن، خندیدن و غذا خوردن خاص خودش را دارد. ممکن است شما همه این جزئیات را در سریال نبینید اما بازیگر موظف است آن‌ها را ساخته و حتی در ذهن و تمرین‌های خود اجرا کند. این شیوه، چهارچوبی به بازیگر می‌دهد تا هنگام ایفای بخش محدودی از نقش هم موفق عمل کند.

من علاوه بر مطالعه دقیق تاریخ و کتاب‌های موجود درباره این شخصیت، سعی کردم طبقه اجتماعی او را به‌خوبی بشناسم. محمدرضا جزو طبقه اشراف است و البته یک اشراف زاده اصیل ـ مانند آنچه در اروپا رایج بوده یا در ایران دوره قاجاری ـ نیست. پدر وی قزاق بوده و طی فرایندی سیاسی و خاص بر مستند قدرت نشسته است. همین عقبه اجتماعی باعث می‌شود در شخصیت‌پردازی او، همواره حسی از عدم اعتمادبه‌نفس را تا مقطعی از داستان به‌صورت زیر پوستی به نقش اضافه کنم.

***مثال جالبی بود. چیز دیگری هم از این دست دارید؟
بله. مثلاً محمدرضا مرد جذابی از نظر ظاهری بود و همین موضوع زندگی شخصی او را تحت الشعاع قرار داده بود. با درک این ویژگی، سعی کردم در تمامی صحنه‌ها، ایست‌ها و ژست‌هایی را داشته باشم که متناسب با شخصیت این فرد باشد. به همین دلیل شما این شخصیت را هیچ‌گاه زشت و به‌هم‌ریخته نمی‌بینید و همیشه شیک و آراسته است.

***اگر روزی دوباره بازی در این نقش به شما پیشنهاد شود آیا قبول می‌کنید؟
ممکن است قبول کنم دوباره درگیر این چالش باشم. بستگی تام و تمام به قصه دارد. اگر مثل قصه سریال معمای شاه درگیرم کند، چرا که نه. حتماً قبول می‌کنم بازهم روی تخت سلطنت محمدرضا بنشیم!

منبع: هفته نامه سروش
انتهای پیام/

حسین نورعلی گفت: در معمای شاه تلاش شده بازیگران نقش‌های تاریخی بیشترین شباهت را به شخصیت موردنظر داشته باشند اما قرار نیست آن شخصیت عین به‌عین بازسازی شود.

بررسی کلی

امتیاز کاربر: اولین نفر باشید.
0
https://telegram.me/empireoflies

دیدگاهتان را ثبت کنید

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شدعلامتدارها لازمند *

*

theme