https://telegram.me/empireoflies

اذعان اپوزیسیون به فروپاشی دموکراسی آمریکایی

اختصاصی – به گزارش جنبش مقابله با رسانه‌های بیگانه، امپراتوری دروغ: وبسایت آمریکایی «هافینگتون‌پست» به‌قلم «اکبر گنجی» اپوزیسیون فراری، طی مقاله‌ای نوشت که آمریکا از کشوری دموکرات در سالهای گذشته، در حال تبدیل به حکومتی الیگارشی است.

بر اساس مقاله «اکبر گنجی» اذعان کرد که کشور آمریکا با آنکه دارای بزرگترین اقتصاد جهان، بزرگترین تولیدکننده علم، بزرگترین قدرت نظامی جهان، دارای بهترین دانشگاه‌های جهان است، اما دموکراسی در این کشور روز به روز در حال از بین رفتن است.

به اذعان گنجی، ده‌ها میلیون آمریکایی فاقد قابلیتهای زندگی در شأن یک انسان هستند و شکاف طبقاتی دائماً رو به رشد آمریکا نیز ده‌ها میلیون نفر را از زندگی خوب محروم کرده است.

تصویر از وبسایت «هافینگتون‌پست»

تصویر از وبسایت «هافینگتون‌پست»

مطابق آمارها، شکاف درآمدی یک درصد ثروتمند جامعه آمریکا با متوسط درآمد ۹۹ درصد دیگر جامعه به نحو باور ناکردنی متفاوت است: بیش از ۱/۳ میلیون دلار میانگین درآمد سالانه ثروتمندان در برابر درآمد میانگین ۴۳ هزار دلاری برای اقشار متوسط و پایین.

در دهه ۱۹۵۰، یک درصد بالای جامعه آمریکا صاحب ۵ درصد کل درآمد بودند، اما اکنون یک درصد طبقه بالای جامعه آمریکا صاحب ۹۵ درصد درآمد حاصل هستند و تنها ۵ درصد این درآمد نصیب ۹۹ درصد بقیه مردم می‌شود.

«جوزف استیگلیتز» استاد دانشگاه کلمبیا و برنده‌ نوبل اقتصاد در سال ۲۰۰۲-، در سال ۲۰۱۲ کتاب «بهای نابرابری» را انتشار داد و در این کتاب نوشت که طی چند دهه میزان نابرابری اقتصادی در آمریکا به‌شدت افزایش یافته است. وی در کتاب خود می‌گوید: “یک درصد مردم آمریکا مالک ۲۵ درصد ثروت این کشور هستند.”

در حالی که بسیاری از کارشناسان معتقدند «رویای آمریکایی» در سراسر این کشور در حال نابودی است، مدتهاست که ثروتمندان تعیین‌کنندگان اصلی سیاست در آمریکا شده‌اند و رأی مردم را به امری زینتی و ناموثر تبدیل کرده‌اند.

بر اساس این مقاله که در «هافینگتون پست» منتشر شده، هبستگی معکوس قدرت اقتصادی و دموکراسی قابل تبیین است. «رابرت پاتنام» استاد دانشگاه هاروارد و یکی از مهمترین نظریه‌پردازان سرمایه اجتماعی، در کتاب «تنهایی بولینگ بازی می‌کنیم» نشان داد که افزایش مداوم نابرابری بین فقرا و ثروتمندان مقارن با کاهش شدید سرمایه اجتماعی و مشارکت سیاسی در آمریکا پس از جنگ دوم جهانی بوده است. آمارها مدعای او را تأیید می‌کنند.

طی دوران پس از جنگ جهانی دوم تا سال ۲۰۰۰ شاهد کاهش مشارکت سیاسی در آمریکا بوده‌ایم. در انتخابات کنگره در دهه‌ی ۱۹۹۰ و ۲۰۰۰ میزان مشارکت هیچ گاه بالاتر از ۳۹ درصد نبوده است. با این همه، میزان مشارکت از ۶۳ درصد درسال ۱۹۶۰ به ۴۹ درصد در سال ۱۹۹۶ و ۵۱ درصد در سال ۲۰۰۰ کاهش یافته است.

«اکبر گنجی» در مقاله خود می‌نویسد: “تا سال ۲۰۰۹، ۱۳۵۰۰ گروه ذینفع و لابی با هزینه کردن ۳/۵ میلیارد دلار کنگره را تحت سلطه گرفته و کاملاً از اعتبار انداخته‌اند. اعتماد مردم آمریکا به کنگره از ۴۲ درصد در سال ۱۹۷۳ به ۷ درصد در سال ۲۰۱۴ کاهش یافته است. به نوشته فوکویاما: هیچ حزب سیاسی انگیزه‌ای برای قطع منبع درآمد خود از محل پول گروه‌های ذینفع ندارند و گروه‌های ذینفع، نظامی نمی‌خواهند که در آن نتوان با پول نفوذ خرید.”

نگاهی به لیست کمک‌های مالی‌ انتخاباتی لابی جناح راست اسرائیل نشان می‌دهد که چرا کنگره تا این حد منافع اسرائیل را به جای منافع ملی آمریکا دنبال می‌کند و حتی سناتور «لیندسی گراهام» از نتانیاهو درخواست می‌کند که رهبری کنگره را به دست گیرد!

بر اساس این مقاله، لابی اسلحه، لابی قدرتمند دیگر است. پس از کشتن تعداد زیادی کودک، اوباما به دنبال محدودسازی فروش سلاح بود. اوباما گفته است که لابی انجمن ملی اسلحه چنگ محکمی به کنگره زده و من فکر نمی‌کنم کنگره هیچ قانونی برای محدود کردن استفاده از سلاح را به تصویب برساند. لابی طرفداران سلاح گرم نزدیک ۵ میلیون دلار را سال ۲۰۱۲ صرف لابی‌گری کرده تا کنگره فروش سلاح را محدود نسازد. اتحادیه ملی سلاح گرم در انتخابات ریاست جمهوری ۲۰۱۲، ۱۴ میلیون دلار برای شکست اوباما هزینه کرد. بر اساس تخمین‌ها میزان درآمد صنعت اسلحه و مهمات‌سازی در آمریکا سالانه ۶ میلیارد دلار است.

«جیمی کارتر»، رئیس جمهور سابق آمریکا از جمله افرادیست که بر این باور است که دموکراسی آمریکا به الیگارشی تبدیل شده است. کارتر در نقد رای دادگاه عالی آمریکا در آوریل ۲۰۱۴ در خصوص حذف محدودیت‌ها برای کمک‌های مالی به کمپین‌های انتخاباتی گفت: “این موضوع قدرت پول تنها مختص به ریاست جمهوری نیست بلکه در مورد فرمانداران و سناتورهای و نمایندگان کنگره آمریکا صدق می‌کند. مقام‌های سر کار اعم از دموکرات و جمهوری‌خواه به این پول نامحدود به عنوان یک مزیت بزرگ برای خود نگاه می‌کنند. کسی که هم‌اکنون در کنگره نماینده است به یک رشوه دهنده حریص منافع خیلی بیشتری می‌تواند بفروشد تا کسی که تنها یک کاندیدای نمایندگی کنگره است. بنابراین اکنون ما شاهد براندازی کامل نظام سیاسی خود به عنوان یک بازپرداخت به رشوه دهندگان بزرگ هستیم؛ رشوه‌دهندگانی که گاهی حتی بعد از پایان انتخابات هم انتظار دریافت امتیاز داشته و آن را دریافت می‌کنند.”

گفته می‌شود که هزینه انتخابات ریاست جمهوری سال ۲۰۱۶ آمریکا حدود ۱۰ میلیارد دلار است. به غیر از آن یک درصد بالای جامعه، کدام یک از شهروندان طبقه متوسط یا فقیر می‌توانند در این ساختار مشارکت داشته باشند؟ این دموکراسی ثروتمندان و خاندان‌هاست، همچون کندی‌ها، بوش‌ها، کلینتون‌ها، و …

بیل و هیلاری کلینتون در ۸ سال گذشته ۱۴۱ میلیون دلار درآمد داشته و ۴۳ میلیون دلار مالیات پرداخت کرده‌اند. به گزارش رویترز «جب بوش» ۱۳۰ میلیون دلار کمک دریافت کرده است. این سیستم به گونه‌ای تثبیت شده که برابری فرصت‌ها را به طور کلی نابود کرده است.

محاسبات نیویورک‌تایمز نشان می‌دهد که فرزند یک فرماندار، ۶۰۰۰ بار بیشتر از فرزند یک شهروند عادی، شانس فرماندار شدن را دارد؛ همچنین فرزند یک سناتور، ۸ ۸۵۰۰ بار بیشتر از فرزند یک آمریکایی عادی، شانس نشستن بر کرسی سنا را دارد.

«رونالد دورکین» نظریه‌پرداز برجسته لیبرال وقتی به این واقعیت‌ها می‌نگریست، می‌پرسید: “آیا دموکراسی در آمریکا ممکن است؟ کنگره‌ای که فقط ۷ درصد مردم به آن اعتماد دارند، کنگره نظام دموکراتیک نیست”.

شاید گفته شود که مردم می‌توانند در انتخابات بعدی نمایندگان کنونی را تغییر داده و نمایندگان مورد اعتمادشان را انتخاب کنند. اما واقعیت این است: اول، اکثریت مردم در چنین انتخاباتی شرکت نمی‌کنند. دوم، مردم مجبورند میان نامزدهای حزب دموکرات و جمهوری‌خواه یکی را انتخاب کنند. یعنی ساختار به گونه‌ای طراحی شده است که تا ابد قدرت سیاسی میان این دو حزب تقسیم خواهد شد و ده‌ها میلیون آمریکایی نمی‌توانند نماینده‌ای در نظام سیاسی داشته باشند. سوم، در فرایند همین انتخابات، لابی‌ها و گروه‌های ذینفوذ نقش تعیین کننده‌ای دارند. چهارم، روند نزولی اعتماد مردم به کنگره‌ای که به جای تأمین رضایت آنان و پیگیری منافع ملی آمریکا در خدمت منافع لابی‌ها، گروه‌های ذینفوذ و الیگارشی حاکم است، روز به روز کمتر خواهد شد.

انتهای پیام/

وبسایت آمریکایی «هافینگتون‌پست» به‌قلم «اکبر گنجی» اپوزیسیون فراری، طی مقاله‌ای نوشت که آمریکا از کشوری دموکرات در سالهای گذشته، در حال تبدیل به حکومتی الیگارشی است.

بررسی کلی

امتیاز کاربر: 4.82 ( 3 رای)
0
https://telegram.me/empireoflies

دیدگاهتان را ثبت کنید

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شدعلامتدارها لازمند *

*

theme