https://telegram.me/empireoflies

انگلیسی‌ها چه پاسخی برای حاکمیت پادشاهی خود دارند؟

به گزارش جنبش مقابله با رسانه‌های بیگانه، امپراتوری دروغ: به کار بردن واژه پادشاه، ناخود آگاه ما را یاد کشورهای عقب افتاده و حتی قصه های تاریخ می اندازد چراکه تصور حکومت با سیستم پادشاهی در عصر حاضر کمی دور از نظر است اما باید گفت تعجب نکنید از اینکه هنوز هم هستند کشورهایی که در عین ادعای پیشرفت، به سبک و سیاق پادشاهی اداره می شوند.

یکی از این کشورهایی که به طرز تاسف آوری همچنان به روش قرون وسطایی اداره می‌شود ساختار حکومتی در انگلیس به عنوان کشوری است که اولین‌بار شاهد انقلاب صنعتی و رواج نظام سرمایه‌داری بوده است و علی رغم حرکت به سمت مدرنیزاسیون همچنان ساختار طبقاتی خود را حفظ کرده و ادامه می‌دهد.

انگلیس با ۲۴۴۰۴۶ کیلومتر مربع وسعت ( هفتاد و چهارمین کشور جهان ) در نیمکره شمالی، در غرب قاره اروپا، در مشرق اقیانوس اطلس شمالی، در کنار دریای مانش از سمت جنوب، دریای شمال از مشرق و دریای ایرلند از مغرب، واقع شده و متشکل از دو قسمت اصلی است که نصف النهار مبدائ از جنوب شرقی آن ( ناحیه گرینویچ در حومه لندن ) میگذرد. قسمتی از انگلیس ( در ایرلند شمالی) با جمهوری ایرلند ( ایرلند جنوبی ) مرز مشترک دارد.

آیا حکومت انگلیس از همان ابتدا پادشاهی بود؟

ابتدا باید گفت بسیاری از مردم جهان به اشتباه یا سهواً کشور بریتانیا را انگلستان یا انگلیس می نامند، در حالی که انگلیس، فقط یک بخش از این کشور است که با سه بخش اسکاتلند، ولز و ایرلند شمالی، مجموع کشور بریتانیا را تشکیل می دهد و نام رسمی و بین المللی آن «پادشاهی متحد» یا «پادشاهی متحد بریتانیای کبیر و ایرلند شمالی» با علامت اختصاری و بین المللی (UK) است.

زمانی تمامی کشورهای دنیا به روش پادشاهی اداره می‌شدند و کم کم هر پادشاه بنا به یک انقلاب ساقط شد اما در بریتانیای کبیر هرگز چنین اتفاقی نیفتاد و در واقع سلطنت هیچگاه با دموکراسی جایگزین نشده است بلکه تنها از نوع مطلقه به پادشاهی مشروطه تبدیل شد و در بدترین نوع نگاه به انسان تحت عناوین عقب مانده ای چون اعیان و عوام، قدرت را میان پارلمان تقسیم بندی کرد.

قوه مقننه در این کشور از دو مجلس قانون گذاری (مجلس عوام) با ۶۳۵ عضو (برای مدت پنج سال) و (مجلس عیان) با ۱۰۰۰ عضو تشکیل شده است. در این کشور هر حزبی که بیشترین کرسی مجلس عوام را به خود اختصاص دهد با انتخاب و اجازه شاه یا ملکه به سمت نخست وزیری منصوب می شود. در کل، پادشاه یا ملکه، رئیس کشور بوده و اختیارات بی حد و حصری دارد. منصب پادشاهی در این کشور بر اساس «نسب خونی» است و مردم حق انتخاب پادشاه یا ملکه را ندارند. قانون اساسی این کشور هیچگاه به صورت مدون در نیامده است و در مواقع نیاز کشور و طبق شرایط روز، از طریق تصویب پارلمان، رأی عمومی و یا حتی توسط شاه و ملکه قوانین جدید تصویب می شود. در این کشور، چند حزب سیاسی فعالیت می کنند که مهمترین آنان عبارتند از: احزاب محافظه کار، کارگر، آزادیخواه، دموکرات لیبرال و حزب ملی اسکاتلند.

جایگاه شاه و ملکه در ساختار قدرت

بر خلاف تصور بسیاری از مردم جهان از جمله خود مردم بریتانیا، مقام پادشاه و ملکه در انگلیس نه تنها تشریفاتی نیست، بلکه شاه از اختیارات بی حد و حصری برخوردار بوده که کمتر حاکمی در جهان، حتی در کشورهای عقب مانده امروزی، از آن برخوردار است. به عبارتی، در پس پرده ظاهر مدرن و امروزی ساختار حکومتی بریتانیا، این کشور دارای نوعی ساختار حکومتی قرون وسطایی است و پادشاه و ملکه از همان اختیارات و قدرتی برخوردارند که اسلاف گذشته شان از آن برخوردار بوده اند. فقط قدرت شاه یا ملکه در لفافه رنگ و لعاب ظاهری ای چون مجلس، دولت، انتخابات و… پنهان شده و اعمال می گردد. می توان گفت: دموکراسی، حق رأی، انتخابات، حقوق بشر و … با استناد به قوانین خود بریتانیا، عوام فریبی و فریبکاری ای بیش نیست.

نحوه انتخاب پادشاه

یکی از دلایل اصلی دیکتاتوری و استبداد حکومت در بریتانیا همین نحوه تعیین پادشاه یا ملکه به این مقام است که کلاً انتصابی است. انتصابی که نه تنها انتخابی در آن نیست،بلکه همان گونه که گفتیم فقط بر اساس «نسب خونی» و به صورت موروثی است.

این انتصاب، از قرن ها پیش به همین روش امروز بوده و هیچ تغییری نیز نداشته است. عزل و برکناری پادشاه یا ملکه درحقوق بریتانیا پیش بینی نشده است و هیچ مرجعی به عنوان ناظر، حق و جرئت تشخیص ناتوانی و عزل پادشاه و ملکه را از مقام سلطنت ندارد. ظاهراً فقط مرگ و ناتوانی جسمی پادشاه و ملکه باعث عزل آنان از این مقام می شود که این مسئله، با توجه به قدرتی که شاه و ملکه در ساختار حکومتی بریتانیا دارند، نشان از استبداد و دیکتاتوری مطلق در ساختار حکومتی این کشور دارد چراکه مردم این کشور در انتخاب شاه یا ملکه خود هیچ نقشی ندارند.

اختیارات سیاسی و حکومتی ملکه انگلیس

پادشاه یا ملکه انگلیس که هم اکنون “الیزابت الکساندرا مری ویندسور” است رسما اختیارات بسیاری دارد؛ از جمله:

– انعقاد معاهدات و یا فسخ قراردادهای بین‌المللی، اداره  امور خارجه و اجرای قوانین به نام او انجام می‌گیرد؛

– عزل و نصب وزیران، انحلال پارلمان و یا دعوت به تشکیل آن و یا تعطیل پارلمان از اختیارات پادشاه است؛

– انتصاب اعضای مجلس اعیان که متشکل از شاهزادگان، اشراف و شخصیت‌های فرهنگی، علمی و بالاخره شخصیت‌های مذهبی است؛

– عزل و نصب نخست‌وزیر از جمله اختیارات ملکه است و به طور معمول، فردی را که حزب پیروز در انتخابات مجلس عوام این کشور بر می‌گزیند، به نخست وزیری منصوب می‌کند و عملاً در موارد بحرانی می‌تواند اقدام به عزل نخست‌وزیر این کشور کند؛

– توشیح لوایح یا طرح‌های مصوّب پارلمان انگلستان از اختیارات پادشاه این کشور است و می‌تواند از تأیید و توشیح مصوبات دو مجلس این کشور خودداری کند؛

– فرماندهی نیروهای مسلّح، با مشورت وزیران؛

– اختیار سیاست خارجی با مشورت وزیران.

همانگونه که مشاهده می کنید در این کشور مقام سلطنت از حیث حقوقی، اختیارات فراوانی دارد؛ علاوه بر این که پادشاه انگلیس در برابر هیچ یک از قوای سه گانه حاکم در انگلیس مسؤول و پاسخگو نیست، انتصاب پادشاه موروثی است و عزل و برکناری وی نیز اصلاً در حقوق اساسی انگلیس پیش بینی نشده است.

در مجموع بنا بر آنچه که در خصوص اختیارات بی حد و حصر شاه و ملکه در ساختار حکومتی بریتانیا دیدیم که از قضا هم، براساس قوانین این کشور اعمال می شود، ثابت می شود که جایگاه پادشاهی در حکومت بریتانیا نه تنها تشریفاتی نبوده که حتی پادشاهی مشروطه نیز نیست، بلکه کاملاً از نوع پادشاهی مطلقه و قرون وسطایی است.

واقعیت این است که بنابر اختیارات پادشاه بریتانیا که گفته شد، معلوم می شود که مردم، دموکراسی،آزادی و عدالت، حق انتخاب سرنوشت و… در این کشور، دروغ و عوامفریبی ای بیش نیست و پشت ظاهر برگزاری انتخابات و فعالیت احزاب و پارلمان در این کشور، قدرت مطلقه و حکمران مستبدی به نام شاه یا ملکه وجود دارد که همه کاره این کشور است.

نکته جالب توجه دیگر این است که با گذشت سالیان درازی از دوره استعمار هنوز ۵۱ کشور جهان البته در قالب اتحادیه کشورهای مشترک المنافع پذیرای ریاست ملکه انگلیس بر این اتحادیه هستند و ریاست حکومت ۱۷ کشور عضو این اتحادیه رسما به عهده انگلیس است. باقی کشورها نیز از لحاظ حفاظت دفاعی، روابط خارجی و تامین امنیت داخلی تحت حوضه اختیارات انگلیس هستند.

اکنون این سوال به وجود می آید که این کشور با ادعای دموکراسی چرا باید دو نهاد انتصابی داشته باشد که مشخص نیست تشریفاتی هستند یا خیر؟

در واقع با توجه به حیطه اختیارات ملکه، این دو نهاد دقیقا چه کاره هستند؟

دولتمردان این کشور که همواره کشورهای مخالف خود را به استبداد و خودرأیی و دیکتاتوری و استبداد متهم می کنند، چه پاسخی بر حاکمیت استبداد پادشاهی خود دارند؟

حال با توجه به اختیارات بی حد و حصر و بریز و بپاش های اقتصادی خاندان سلطنتی ملکه، نامی جز حکمرانی مستبد و دیکتاتوری میتوان بر آن نهاد؟

 انتهای پیام/اتاق خبر ۲۴

با توجه به اختیارات بی حد و حصر و بریز و بپاش های اقتصادی خاندان سلطنتی ملکه، نامی جز حکمرانی مستبد و دیکتاتوری میتوان بر آن نهاد؟

بررسی کلی

امتیاز کاربر: اولین نفر باشید.
0
https://telegram.me/empireoflies

دیدگاهتان را ثبت کنید

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شدعلامتدارها لازمند *

*

theme