https://telegram.me/empireoflies

انقلاب و تحول در هندسه قدرت نظام جهانی

به گزارش جنبش مقابله با رسانه‌های بیگانه، امپراتوری دروغ: به تعبیر مقام معظم رهبری، پایه‌ فکرى و ارزشى و پایه عملى، دو پایه اساسى هندسه حاکم بر نظام جهانی هستند که با وقوع انقلاب اسلامی و موفقیت های جمهوری اسلامی ایران دچار تزلزل شده اند.

انقلاب ها را به دو دسته سیاسی و اجتماعی(بنیادین) تقسیم می کنند؛ انقلاب های سیاسی آنهایی هستند که صرفا به جابجایی حاکمان و نخبگان سیاسی می پردازند و انقلاب های اجتماعی، انقلاب هایی هستند که علاوه بر تغییر حاکمان و نخبگان سیاسی، به تغییر بنیادین در ارزش ها، ایدئولوژی و فرهنگ مسلط نیز دست می زنند. علاوه بر این، دامنه تغییراتی که برخی انقلاب ها ایجاد می کنند، صرفا به درون مرزهای ملی محدود نمی ماند، بلکه امواج این انقلاب ها با تأثیر بر سایر کشورها و الهام بخش بودنشان، تحولات جدیدی را در سایر نقاط دنیا رقم می زنند.

با توجه به آنچه گفته شد، انقلاب اسلامی ایران از جمله انقلاب های اجتماعی(بنیادین یا بزرگ) است که علاوه بر تغییر و تحول در جامعه ایران، در ایجاد تحولات سیاسی اجتماعی در سایر جوامع نیز تأثیرگذار بوده است و حتی در تحول هندسه قدرت نظام جهانی و در به چالش کشاندن پایه های این نظام موفق بوده است.

در توضیح باید گفت که شکل گیری و پیروزی انقلاب اسلامی، بر مبنای اندیشه های حضرت امام خمینی(ره) خود عامل مهمی در تغییر هندسه قدرت جهانی از بدو شکل گیری تاکنون بوده است. انقلاب اسلامی در شرایطی به پیروزی رسید که این تصور بر دنیا حاکم بود که دین و معنویت باید از عرصه حیات سیاسی اجتماعی کنار زده شود و اساسا دین و معنویت مربوط به امور فردی است نه امور سیاسی اجتماعی. انقلاب اسلامی ایران ثابت کرد که هم می توان دیندار بود و هم می توان تحول سیاسی اجتماعی ایجاد کند و از این جهت این انقلاب در ترویج روحیه خود باوری و اعتماد بنفس در میان دین باوران دنیا بسیار الهام بخش بوده است. به گونه ای که در اثر پیروزی انقلاب اسلامی، روح تازه ای در جنبش های اسلامی و نهضت های رهایی بخش در سراسر دنیا دمیده شد و این جنبش ها دور جدیدی از فعالیت های خود را آغاز کردند. از همین جاست که امثال آلوین تافلر، قرن ۲۱ را قرن روح الله دانسته اند.

انقلاب اسلامی همچنین در بی اعتبار سازی نظام دو قطبی حاکم بر عرصه بین الملل بسیار مؤثر بود، به گونه ای که تا قبل از انقلاب اسلامی هیچ تحولی در دنیا رخ نمی داد، مگر اینکه وابسته به یکی از دو ابرقدرت آمریکا و شوروی بود. پیروزی انقلاب اسلامی، بدون وابستگی به هیچیک از این دو ابر قدرت، این قاعده متعارف در آن زمان را زیر سؤال برد.

با از بین رفتن نظام دو قطبی، آمریکا تلاش کرد خود را به عنوان تنها قطب قدرت جهانی مطرح کند، اما جمهوری اسلامی با ایستادگی در مقابل زیاده خواهی ها و دست درازی های آمریکا در همه مسائل و موضوعات نشان داد که از توانایی برعهده داشتن رهبری بلوکی از کشورها و ملت های محروم و مستضعف، برخوردار است و می تواند نظم جدیدی که آمریکا به دنبال حاکم کردن آن بود را به چالش گیرد و امیدی برای تمامی آنانی باشد که از ترتیبات حاکم بر نظام بین الملل ناراضی هستند.

 به این ترتیب جمهوری اسلامی ایران می تواند با ایجاد ائتلافی مستحکم، مرکب از کشورهای جهان اسلام، کشورهای در حال توسعه و … در تغییر هندسه قدرت جهانی به سمت هندسه جدیدی که مبتنی بر معنویت، عدالت و عقلانیت باشد، ایفاگر نقش مهمی باشد.

به تعبیر مقام معظم رهبری، پایه‌ى فکرى و ارزشى و پایه‌ى عملى، دو پایه‌ى اساسى هندسه حاکم بر نظام جهانی هستند؛ ایشان در تشریح این موضوع می گویند: «آن پایه‌ى اخلاقى و فکرى عبارت بود از ادعاى برترىِ فکرى و ارزشى غرب» و «در بخش دوم که بخش عملى است – که پایه‌ى دوم قدرت غرب و تسلط غرب بر مدیریت جهان بود – مسئله‌ى توانایى‌هاى سیاسى و نظامى بود که اگر ملت ها یا دولت ها یا جریان هاى گوناگونى تحت تأثیر آن نظام ارزشى و آن جنبه‌ى اول قرار نمی گرفتند و تسلیم نمی شدند و ایستادگى می کردند، اینها با فشار سیاسى و با فشار نظامى با آنها مواجه می شدند و کارهاى زیادى را انجام می دادند که کسانى که زیر بار آن عامل اول نمی رفتند، با فشار عامل دوم، یعنى فشار سیاسى و فشار نظامى و امنیتى، مجبور بشوند با آنها همراهى کنند و همکارى کنند.»

 امروزه هر دوی این پایه ها دچار چالش شده اند و انقلاب اسلامی در ایجاد چالش در این پایه های نظم جهانی بسیار تأثیر گذار بوده است. در حقیقت آن گاه که انقلاب اسلامی در چارچوبی غیر از چارچوب های فکری و ارزشی غرب شکل گرفت و پیروز شد، در برتری ارزشی غرب تردید ایجاد کرد و آن را زیر سؤال برد و از سوی دیگر، این انقلاب با ایستادگی در مقابل زیاده خواهی های غرب نشان داده که می توان مستقل از اراده غرب و قدرت های مسلط دنیا، پیشرفت کرد.

از سوی دیگر از آنجا که انقلاب اسلامی در عصر پست مدرن، که به تعبیر غربی ها عصر مرگ فرا روایت ها[۱] محسوب می شود، توانست بر مبنای فرا روایت اسلام سیاسی، که از دیدگاه غربی ها یک فرا روایت سنتی محسوب می شود، تحول سیاسی اجتماعی ایجاد کند و حتی الهام بخش سایر ملت ها قرار گیرد، بیشترین ضربه را به پایه های فکری نظام موجود جهانی وارد کرد و در مراحل بعدی که نظام جمهوری اسلامی شکل گرفت و ساختارهای سیاسی اجتماعی بر مبنای مردم سالاری دینی تشکیل شد، این نظام با ایستادگی در مقابل زیاده خواهی های ابرقدرت ها، نشان داد که پایه ی دوم این نظم جهانی نیز از اعتبار چندانی برخوردار نیست.

از این رو، سردمداران غرب و به ویژه سران رژیم صهیونیستی که بیشترین منافع از نظم ناعادلانه موجود جهانی نصیب آنها می شود، از همان ابتدای پیروزی انقلاب از همین الهام بخشی و تأثیرگذاری انقلاب اسلامی هراسناک بودند، به گونه ای که موشه دایان وزیر خارجه وقت رژیم صهیونیستی از پیروزی انقلاب اسلامی رسماً به عنوان زلزله‌ای که ارکانِ هستیِ غرب و اسرائیل را به لرزه درآورده است یاد می کند. وی که وزیر خارجه رژیم صهیونیستی در دولت بگین بود، درباره انقلاب اسلامی می گوید: «زلزله ای در منطقه رخ داده است و من بگین را نصیحت کردم که مسئله ای مهمتر از کمپ دیوید اتفاق افتاده که باید به آن بپردازیم».

حقیقی بودن ترس موشه دایان وقتی اثبات می شود که سخنان دکتر فتحی شقاقی، رهبر سازمان جهاد اسلامی فلسطین را مرور می کنیم. وی می گوید: «بر ماست که در مبارزه برای رهایی از تسلط و اشغالگری صهیونیست ها از تمام راه حل های دیگر پرهیز کرده و با توجه به اصولی که امام خمینی در مبارزه با اسرائیل ارائه کرده اند با دشمنان اسلام و مسلمانان مبارزه کنیم»

انتهای پیام/فارس

https://telegram.me/empireoflies

دیدگاهتان را ثبت کنید

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شدعلامتدارها لازمند *

*

theme