https://telegram.me/empireoflies
عکس: irdc.ir

امیرعباس هویدا عالیجنابی فراتر از ساواک

به گزارش جنبش مقابله با رسانه‌های بیگانه، امپراتوری دروغ: در اسفندماه سال ۱۳۳۵ شمسی که لایحه تشکیل «سازمان اطلاعات و امینت کشور» در دوره نوزدهم مجلس شورای ملی به تصویب رسید، «امیرعباس هویدا» با پیشنهاد «رجبعلی منصورالملک»، سفیر وقت ایران در ترکیه، به‌عنوان «رایزن» به سفارت ایران در ترکیه انتقال یافت. در این موقع، ماموریت منصور درحال اتمام بود و حضور هویدا به‌عنوان «نفر دوم» سفارت، می‌توانست تسهیل‌کننده انتصاب او به مقام سفیرکبیری باشد؛ کما اینکه پس از بازگشت رجبعلی منصور، برای مدتی به‌عنوان «کاردار موقت» به مقامات ترکیه معرفی شد،۱ ولی این انتصاب صورت نگرفت و نظامی کارکشته‌ای به نام «حسن ارفع» سفیرکبیر ایران در ترکیه شد. هنوز سازمان اطلاعات و امنیت کشور در حال شکل‌گیری بود که اولین گزارش‌ها، پیرامون اختلاف هویدا با سفیر کبیر جدید، واصل شد. در این گزارش‌ها به خودسری‌های هویدا در برپایی میهمانی در محل سفارت و عدم توجه به دستورات سفیرکبیر و احتمال بازگشت وی به ایران اشاره شده بود.

همزمان با این گزارشات، نشریاتی چون روزنامه «جوانمردان» و مجله «تهران مصور»، در حمایت از هویدا مقاله نوشتند تا علل اصلی اختلاف وی با «حسن ارفع»، در هاله‌ای از ابهام باقی بماند.۲ این مساله تا زمان نخست‌وزیری «حسنعلی منصور» در زمستان سال ۱۳۴۲ مسکوت ماند؛ تا اینکه اعلامیه‌ای با عنوان «هویدا کیست؟»  با امضای جعلی «سکندر» منتشر گردید، به حضور تشکیلاتی او در ترکیه برای مساعدت و همکاری با بهائیان اشاره کرد:
«در زمان ماموریت ایشان، تعداد زیادی‌ از خانواده‌های‌ بهایی‌ ایران به ترکیه مهاجرت کردند و به اتکاء قدرت و نفوذ هویدا به فعالیت پرداختند و دولت ترکیه از این امر مطلع شد و کشف کرد که خانواده‌های‌ بهایی‌ تحت هدایت و رهبری‌ هویدا به چنین فعالیت‌های ‌مضر و خلاف قانون ترکیه دست زده‌اند؛ از این رو جمعی‌ از بهایی‌‌ها را بازداشت کردند و از دولت ایران خواستند که هر چه زودتر در تغییر وی‌ اقدام کند. آقای‌ سرلشگر ارفع سفیرکبیر وقت در ترکیه، برای‌ حفظ حیثیت کشور سعی‌ وافی مبذول داشت و دولت ایران را متوجه عملیات زیانبخش هویدا کرد و درخواست تغییر وی‌ را نمود.»۳

حسن ارفع نیز در خاطرات خود که تحت عنوان «در خدمت پنج پادشاه» منتشر گردید، درباره این موضوع نوشت:
«چندبار در مورد علت تاخیر ورود و یا غیبت‌های مکررش تحقیق کردم و معلوم شد ایشان از طرف محفل جهانی بهائیان، ماموریت رسیدگی به امور بهائیان مقیم ترکیه را دارد که ضمن اشتغال به کار در سفارت ایران و با استفاده از موقعیت دیپلماتیک و پاسپورت سیاسی، نهایت سعی خود را در خدمت به بهائیان معمول می‌دارد.»۴

هرچند این مساله در موقعیت زمانی سال ۱۳۳۶، با توجه به انتقال یهودیان صهیونیست و بهائیان به کشور جعلی اسرائیل، از اهمیت قابل توجهی برخوردار است، ولی مساله پیچیده‌تر و مهمتر، ارتباط تشکیلاتی هویدا با سازمان‌های جاسوسی تشکیل‌دهنده ساواک است که در سال ۱۳۴۵، توسط فردی به نام «نصرت الله احدپور»، از روزنامه‌نگاران سال ۱۳۳۲ و از رفقای حسن ارفع  که در «گروه آسیایی» با او همکاری داشت، در نامه سرگشاده‌ای خطاب به محمدرضا پهلوی افشا گردید:
«امیرعباس هویدا  زمانی‌که در آنکارا، ترکیه و در سفارت ایران خدمت می‌‌نمود، به دلایلی با منشی ‌دبیر اول یک سفارت بیگانه تماس نزدیک برقرار می‌‌نماید و چون هویدا با آن منشی،‌ هر دو از نظر مذهب بهایی‌ بودند، این دوستی‌ و الفت به یک عشق شدید تبدیل شد، تا جایی‌ که آن منشی ‌حاضر می‌‌شود به دولت مطبوع خود خیانت نماید و برای‌ هویدا از روی‌ اسناد و مدارک سیاسی‌ بسیار مهمی‌ عکس‌برداری‌ ‌‌کند، چرا که تصور می‌کرد هویدا عاشق سرسخت او، این مدارک را برای‌ دولت ایران می‌‌خواست و شاید به‌خاطر خدمت به عاشق خود که او را در ایران موفق بدارد، به چنین عمل خطرناکی مبادرت نمود. این دختر که  «مارگریت الن» نامیده می‌شد، به صندوق اسرار سفارت دستبرد می‌‌زند، غافل از اینکه هویدا این اسناد را به‌جای‌ تحویل به مقامات ایرانی،‌ به یک دولت و سفارت رقیب می‌‌فروخت یا معامله سیاسی‌ می‌‌کرد، تا اینکه به زودی‌ رقیب، که در سیاست بسیار تازه‌کار بود، اسناد و مدارک سرقت شده را که مقداری‌ از آن مربوط به ارتباط بالکان و ترکیه با دولت شوروی‌ بود، به رخ دیگری می‌‌کشند. پس از یک تحقیقات مختصر، مارگریت الن دستگیر و به کشور خود دست بسته و بسیار محرمانه فرستاده می‌‌شود… هویدا از آنجا برای‌ خود جای‌ پایی‌ در سازمان اطلاعاتی آن کشور باز می‌‌نماید.»۵

شاید به همین دلیل بود که «گراتیان یاتسویج» رئیس دفتر نمایندگی سازمان سیا در ایران، زمان تشکیل «کانون مترقی» علیرغم اینکه حسنعلی منصور، رهبر گروه بود و سودای نخست‌وزیری داشت، امیرعباس را «مغز متفکر» گروه معرفی می‌کرد:
«جلساتشان در منزلی که در همسایگی خانه من بود تشکیل می‌شد و گاه من هم وقت ناهار در این جلسات شرکت می‌کردم. به گمان من، گرچه منصور به ظاهر ریاست گروه را به عهده داشت، اما مغز متفکر جریان، هویدا بود.»۶

بازگشت هویدا از ترکیه، همزمان با استخدام «پرویز ثابتی» در سازمان تازه تشکیل «ساواک» بود. ثابتی که به منظور «سیاسی شدن»، قصد استخدام در وزارت دادگستری را داشت، ناگهان مسیر خود را تغییر داد و برای رسیدن به این هدف، راه میان‌بر استخدام در ساواک را برگزید.۷ او که همچون هویدا از اعضای تشکیلات بهائیت بود، علیرغم اختلاف سنی ۱۷ ساله‌ای که با هم‌مسلک خود داشت، پس از آنکه در بخش امنیت داخلی ساواک، به شهرت رسید و قلع و قمع مبارزین، همراه با شکنجه‌های گوناگونی که داشت، او را به «مقام امنیتی» مشهور کرد به‌عنوان یکی از ابزارهای کارآمد، در اختیار هویدا که اینک در جایگاه نخست‌وزیر بود، قرار گرفت. این سرویس‌دهی، در گزارش سفارت آمریکا در ایران که در تاریخ دهم جولای ۱۹۷۵، برای وزارت خارجه آمریکا تهیه و ارسال شد، به شرح زیرآمده است:

«در هر ارزیابی موقعیت هویدا، اسم پرویز ثابتی هم به میان می‌آید. ثابتی در تمام دوران زندگی بزرگسالی‌اش روابط نزدیکی با هویدا داشت و در حال حاضر رئیس اداره سوم ساواک، یعنی مسئول امنیت داخلی می‌باشد… در گذشته، همیشه اداره ثابتی (اداره کل سوم ساواک)، مسئول بازرسی، اظهار نظر و تصفیه نهایی کاندیداهای مقامات سیاسی بود و به این ترتیب، هویدا توانسته است سوابق چندین نفر را که سابقه شبهه‌انگیزی داشته‌اند، روشن کند.»۸
نمونه‌ای از این نوع روابط، در کلام «احسان نراقی» که خود یکی از مدرسین ساواک بود و با هویدا نیز دوستی دیرینه داشت: «من رابطه دوستی قدیمی با او داشتم، یعنی از موقعی که در ژنو درس می‌خواندم و او  آن موقع، کارمند جوانی در کمیساریای عالی پناهندگان بود؛ به تاریخ اوایل سال‌های ۱۹۵۰.»۹  

او به دربار هم رفت و آمد می‌کرد و یکی از مشاغل او مشاورت «فرح دیبا» بود و در سال‌های پایانی عمر رژیم پهلوی، در جایگاه مشاوره محمدرضاشاه نیز قرار گرفت. در اسناد مربوط به نراقی درباره ارتباط هویدا با ساواک آمده است:
«احسان نراقی، مدیر موسسه تحقیقات و مطالعات اجتماعی، اظهار داشت: مدتی است آقای هویدا نخست‌وزیر، مخصوصاً پس از مطرح شدن موضوع انقلاب آموزش عالی، مطالبی علیه وی بیان داشته و او را تهدید می‌کند به اینکه: ساواک نسبت به وی (نراقی) نظر مساعدی ندارد و اگر تاکنون از طرف ساواک اشکالی برای وی فراهم نشده، به‌خاطر آن است که ساواک می‌داند نخست‌وزیر از او حمایت می‌کند. آقای نخست‌وزیر تهدید کرده‌اند در صورتی‌که احسان نراقی در زمینه مسائل مربوط به انقلاب آموزش عالی، در جهت سیاست دولت حرکت نکند، به ساواک اطلاع خواهد داد که در آینده نراقی مورد حمایت من نمی‌باشد.»۱۰

هرچند براساس ماده یکم لایحه تشکیل ساواک، ریاست این سازمان یکی از معاونین نخست وزیر و تحت نظر و در بسیاری از امور تابع نظرات و مجری دستورات او بود، ولی با حضور پرویز ثابتی، با توجه به هم مسلکی حزبی و اینکه به زودی به «دوست و مشاور و معتمد هویدا»۱۱ تبدیل گردید، بهره‌گیری هویدا از ابزار ساواک، برای پیشبرد اهداف شخصی و غیرشخصی آسان تر شد. بدین ترتیب، امیرعباس هویدا را باید «عالیجنابی فراتر از ساواک» دانست.

یادداشت‌ها
۱ . «ظهور و سقوط سلطنت پهلوی.» ج ۲. ص ۳۷۱
۲ . «امیرعباس هویدا به روایت اسناد ساواک.» ج ۱. ص ۱
۳ . همان. ج ۱. ص ۱۱۰   
۴ . «زندگی و خاطرات امیرعباس هویدا.» اسکندر دلدم. ص ۹۰
۵ . «امیرعباس هویدا به روایت اسناد ساواک.» ج ۱. ص ۲۸۵
۶ . «معمای هویدا.» ص ۱۷۸
۷ . «در دامگه حادثه.» ص ۶۵
۸ . «اسناد لانه جاسوسی.» جلد ۱. ص ۳۱۱
۹ . «از کاخ شاه تا زندان اوین.» ص ۴۴
۱۰ . آرشیو موسسه مطالعات و پژوهش‌های سیاسی. سند شماره ۷۰۸/۳۱۲- ۲/۶/۱۳۴۷
۱۱. «معمای هوید.ا» عباس میلانی. ص ۲۰۸

عصر اندیشه، شماره ۵، صفحه۴۴

انتهای پیام/عصر اندیشه

ثابتی و نراقی با هویدا رابطه صمیمانه داشتند/ هویدا، رهبر بهائیان در ترکیه بود و فعالیت‌های غیرقانونی آنان را هدایت می‌کرد.

بررسی کلی

امتیاز کاربر: اولین نفر باشید.
0
https://telegram.me/empireoflies

دیدگاهتان را ثبت کنید

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شدعلامتدارها لازمند *

*

theme