https://telegram.me/empireoflies

الیوت آبرامز؛ دستیار ویژه در امور قتل عام و کودتا

به گزارش جنبش مقابله با رسانه‌های بیگانه، امپراتوری دروغ: الیوت آبرامز، مشاور ارشد سیاست خاورمیانه در شورای امنیت ملی آمریکا در دوران ریاست‌جمهوری جورج بوش، یک نظریه­پرداز نومحافظه‌کار مشهور است که پیشتر، در دهه ۱۹۸۰، در رسوایی ایران-کنترا[۱] گناهکار شناخته شد.‌ آبرامز در طول دوران ریاست جمهوری ریگان، بخاطر درگیری در تصمیمات جنجال برانگیز سیاست خارجی در رابطه با نیکاراگوئه و السالوادور بدنام شد. وی در دوره اول ریاست جمهوری جرج بوش، به عنوان دستیار ویژه رئیس جمهور و مدیر ارشد شورای امنیت ملی در امور خاور نزدیک و آفریقای شمالی[۲] فعالیت کرده است. با شروع دور دوم ریاست جمهوری جرج بوش، آبرامز به جانشینی مشاور امنیت ملی برای استراتژی دموکراسی جهانی[۳] ارتقاء یافت و مسئول پیگیری استراتژی بوش برای توسعه دموکراسی در خارج گردید. انتصاب وی توسط بوش بدلیل محکومیت وی در سال ۱۹۹۱ بدلیل دو فقره اقدام غیرقانونی در پنهان نگاه داشتن اطلاعات از کنگره در جریان تحقیقات رسوایی ایران ـ کنترا، بحث برانگیز و جنجالی بود.

الیوت آبرامز

در گزارش جاری، ضمن معرفی این ژنرال جنگ نرم آمریکا، سوابق و نظریات وی را بررسی خواهیم کرد.

· از عوامل موثر در رسوایی ایران-کنترا

· عضو ارشد شورای روابط خارجی[۴]

· عضو موسس پروژه قرن آمریکایی جدید[۵]

· عضو شورای امنیت ملی ایالات متحده آمریکا ( از سال ۲۰۰۱ تا سال ۲۰۰۹)

تاریخ تولد:

· ۲۴ ژانویه ۱۹۴۸

مذهب:

· یهودی

تحصیلات:

· لیسانس از دانشگاه هاروارد در سال ۱۹۶۹٫

· فوق لیسانس از دانشگاه اقتصاد لندن در سال ۱۹۷۰٫

· دکترای حقوق از دانشگاه هاروارد در سال ۱۹۷۳٫

سوابق علمی- اجرایی:

عضو ارشد شورای روابط خارجی ایالات متحده آمریکا.

عضو موسس پروژه قرن جدید آمریکایی

· عضو پیشین شورای روابط خارجی ایالات متحده آمریکا

· مقاله‌نویس پیشین در سایت اینترنتی بیلیف نت[۶]

· عضو سابق کمیته آمریکایی صلح در چچن[۷]

· رییس مرکز اخلاق و سیاست عمومی[۸] از سال ۲۰۰۰- ۱۹۹۶

· صاحب امتیاز اتاق فکر خاورمیانه[۹]

· عضو پیشین و رییس فعلی شورای مشورتی ملی در کمیته یهودیان آمریکا[۱۰]

· عضو ارشد موسسه هودسون[۱۱] از سال ۱۹۹۶- ۱۹۹۰

· عضو پیشین و رییس فعلی هیات مشورتی امنیت ملی در مرکز سیاست امنیتی[۱۲]

· عضو پیشین کمیته پیگیری منافع آمریکا در خاورمیانه[۱۳]

· عضو پیشین کمیته صلح و امنیت در خلیج فارس[۱۴] در سال ۱۹۹۸

· رییس پیشین بنیاد فرانسیسکو ماروکین[۱۵]

· رییس پیشین بنیاد مقاومت نیکاراگوئه[۱۶]

· عضو پیشین سوسیال دموکراتها در آمریکا

· عضو کنفرانس کمیته جهان آزاد[۱۷] نشست ریگان-گورباچف در ژنو

· دانش‌آموخته بنیاد آمریکایی هریتج[۱۸]

· مقاله‌نویس پیشین در نشنال ریویو[۱۹]

مشاغل دولتی:

· عضو شورای یادبود واقعه هولوکاست در آمریکا[۲۰] از سال ۲۰۰۹ تاکنون

· دستیار ویژه رییس جمهور و مدیر ارشد امور خاور نزدیک و شمال آفریقا از سال ۲۰۰۲ تا ۲۰۰۹ در شورای امنیت ملی ایالات متحده آمریکا

· معاون دستیار رییس جمهور و دستیار مشاور امنیت ملی در استراتژی گسترش دموکراسی در جهان[۲۱] در شورای امنیت ملی ایالات متحده آمریکا

· مدیر ارشد دموکراسی، حقوق بشر و عملیات‌های بین‌المللی شورای امینت ملی آمریکا در سال­‌های۲۰۰۱ و ۲۰۰۲

· رییس کمیسیون آزادی مذاهب جهانی ایالات متحده[۲۲] بین سال‌های ۲۰۰۰ و ۲۰۰۱ و کمیسیونر آن در سال‌های ۱۹۹۹ و ۲۰۰۱

· دستیار وزیر خارجه در امور آمریکای وزارت خارجه ایالات متحده بین سال‌های ۱۹۸۵ تا ۱۹۸۹

· دستیار وزیر خارجه ایالات متحده در امور حقوق بشر و امور بشردوستانه بین سال‌های ۱۹۸۱ تا ۱۹۸۵

· دستیار وزیر خارجه ایالات متحده در امور سازمان‌های بین‌المللی در سال ۱۹۸۱

· رییس دفتر و مشاور مخصوص سناتور دانیل پاتریک موینیهان[۲۳] بین سال‌های ۱۹۷۷ تا ۱۹۷۹

· رییس دفتر سناتور هنری جکسون[۲۴] و دفتردار و مشاور وی در سال‌های ۱۹۷۵و ۱۹۷۶

· دستیار مشاور در کمیسیون فرعی مجلس سنا در امور تحقیقاتی

فعالیت‌های بخش خصوصی:

· سهام‌دار شرکت ورنر، لیپفرت، برنارد و مک‌فرسون[۲۵] در سال‌های ۱۹۷۹ تا ۱۹۸۱

· وکیل شرکت برید، ابوت و مورگان[۲۶] در سال‌های ۱۹۷۳ تا ۱۹۷۵

آثار و تألیفات:

· دموکراسی چگونه مدیریت می­کند؟ دیدگاه‌­هایی از عصر پیدایش دموکراسی تا عصر رأی­‌گیری(۲۰۰۲)[۲۷]

· خطر حتمی: مداخله، تروریسم، دفاع موشکی و “جنگ عادلانه” امروزی (۱۹۹۸)[۲۸]

· احترام میان ملت‌­ها: منافع نامحسوس و سیاست خارجی (۱۹۹۸)[۲۹]

· امنیت و فداکاری: انزوا، مداخله و سیاست خارجی آمریکا (۱۹۹۵)[۳۰]

· سپر و شمشیر: بی­طرفی و التزام در سیاست خارجی آمریکا (۱۹۹۵)[۳۱]

· روند غیرضروری: داستان چگونگی تبدیل اختلافات سیاسی به جرم (۱۹۹۲)[۳۲]

· تأثیر ایمان (۲۰۰۱)[۳۳]

· آزادی مذهبی بین المللی: گزارش سالیانه، منتشر شده توسط وزارت خارجه ایالات متحده (۲۰۰۱)[۳۴]

· سکولاریسم، معنویت و آینده یهودیان آمریکایی (۱۹۹۹)[۳۵]

· ترس و یا ایمان: چگونه یهودیان می‌توانند در آمریکای مسیحی زندگی کنند ؟ (۱۹۹۷)[۳۶]

الیوت آبرامز پس از حملات یازده سپتامبر به عنوان حامی اصلی جنگ­های مداخله‌گرانه دولت بوش جنگ علیه تروریسم – مطرح گردید. او که به عضویت ارشد در شورای روابط خارجی در دوران ریاست جمهوری بوش رسید، داماد نورمن پودهورتز[۳۷] – نومحافظه‌­کار مشهور و سردبیر مجله کامنتری[۳۸]– و میج دِکتِر[۳۹] است که زوجی پیشگام در شکل‌دهی نومحافظه‌­کاری در دهه ۱۹۷۰ و ۱۹۸۰ بودند.[۴۰] آبرامز بعنوان یک فعال سیاسی که در پشت‌پرده وضع نظامی‌گری ایالات متحده – علی الخصوص در مقابل دشمنان شناخته‌شده آمریکا و اسرائیل- را پیش کشیده؛ شهرت یافته است. مثالی که می‌تواند بیان‌گر طرز کار وی باشد، مربوط به توافق ایالات متحده در سال ۲۰۰۷ با کره‌شمالی جهت متوقف ساختن برنامه تسلیحات هسته‌ای کیم جونگ ایل است که طی آن واشنگتن با خارج ساختن پیونگ‌یانگ از لیست حامیان دولت‌های مدافع تروریسم موافقت می‌کرد. آبرامز با ارسال ایمیل‌هایی به مقامات دولتی و با به استهزاء گرفتن این توافق، از خود واکنش نشان داد. بنا به گفته واشنگتن پست آبرامز تاکید کرد: نمی‌فهمد چرا کره شمالی ابتدا درصدد اثبات عدم حمایت از تروریسم نیست و به زعم وی، این صحیح نبود که پیشاپیش کره شمالی از لیست دولت‌های حامی تروریسم کنار گذاشته شود.[۴۱]

الیوت آبرامز
نورمن پودهورتز

به عقیده کسانی که زندگی آبرامز را رصد می‌کنند، این ایمیل­‌ها مانوری به­‌شمار می‌آمد که طی آن آبرامز از طریق کانال‌های داخلی بدون آنکه نامی از وی در مباحث عمومی مطرح شود، اقدامات خود را به پیش می‌برد. علاوه بر این واشنگتن‌پست، آبرامز را دیوان­سالاری برجسته و نومحافظه‌کاری صریح می‌داند و می­گوید: این تاکتیکی است که آبرامز از آن، پس از رسوایی ایران-کنترا استفاده می‌کند. وی در جریان این رسوایی، تلاش‌های مذبوحانه درون دولت ریگان برای جلوگیری از گفتگوهای صلح نیکاراگوئه انجام داد که توسط برخی از مقامات دولت ریگان پشتیبانی می‌شد.[۴۲]

آبرامز، عضو نومحافظه­‌کار شورای امنیت ملی آمریکا بود که به طور گسترده‌ای در دولت جورج دبلیو بوش بعنوان حامی اصلی عقاید نومحافظه‌کاران شناخته می‌شد. وی از سیاست درگیری ایالات متحده بیشتر حمایت می­کرد تا خط‌‌مشی انجام مذاکره و اقدامات مسالمت‌جویانه و از دیدگاه‌های افراط‌گرایان اسرائیلی که طرح‌ زمین در برابر صلح (مانند آنچه در اسلو در مورد آن توافق شده بود) را رد می‌کردند، نیز پشتیبانی کرده است.[۴۳] آبرامز بعنوان چهره اصلی در رابطه با سیاست‌های پیرامون درگیری اسرائیلی‌ها و فلسطینیان و اتخاذ موضعی شدید در قبال ایران، سوریه و عراق شناخته می‌شود. همچنین وی از جایگاه خود در شورای امنیت ملی برای مبارزه با تلاش برخی از مقامات دولتی و اعضای کنگره جهت دستیابی به راه‌­حلی دیپلماتیک در بحران‌ها استفاده کرده است. سرویس خبری اینترپرس[۴۴] در اوایل آوریل ۲۰۰۷ گزارش داد: همانطور که آبرامز با افراد افراطی حکومت دولت ریگان برای تضعیف طرح آریاس[۴۵] – مربوط به صلح در آمریکای مرکزی – در بیست سال پیش تلاش کرد، در عصر حاضر نیز سعی داشت تلاش‌های ملک عبدالله، پادشاه پیشین عربستان سعودی برای ابتکار صلح اعراب و اسرائیل را تضعیف کند و برای این مقصود از شخصیت‌های واقع‌گرای جمهوری­خواه و حتی کاندولیزا رایس، وزیر امورخارجه استفاده می‌کند.[۴۶]

الیوت آبرامز؛
کاندولیزا رایس در کنار الیوت آبرامز

دستیار ویژه جورج بوش

پس از آنکه در سال ۲۰۰۱ جورج بوش به ریاست جمهوری آمریکا انتخاب گردید، آبرامز به ریاست دفتر حقوق بشر شورای امنیت ملی آمریکا انتخاب و پس از آن به عنوان مدیر ارشد امور خاور نزدیک و شمال آفریقا منصوب شد. وی همچنین در پست دستیار ویژه ریاست جمهوری و مدیر ارشد دموکراسی، حقوق بشر و عملیات­‌های بین‌المللی در شورای امنیت ملی منصوب گردید.[۴۷] بعضی از تحلیل‌گران و گروه­‌های حقوق بشر انتصاب وی توسط کاخ سفید را بدلیل محکومیت وی در تحقیقات رسوایی ایران ـ کنترا و نقش وی در سرپرستی سیاست خارجی دولت ریگان در آمریکای لاتین، جنجال‌برانگیز دانستند.[۴۸] در ژانویه ۲۰۰۵ پس از انتخاب مجدد جورج بوش، کاخ سفید اعلام کرد که آبرامز بعنوان دستیار وزیر خارجه انتخاب شده و بعنوان نماینده مشاور امنیت ملی برای استراتژی گسترش دمکراسی در جهان تحت نظر استفان هادلی[۴۹]، مشاور امنیت ملی وقت و نماینده رایس، در زمانی که وی سمت مشاور در شورای امنیت ملی را عهده‌­دار بود، بکار مشغول گردید.

الیوت آبرامز
استفان هادلی مشاور امنیت ملی کاخ سفید در دولت بوش

آبرامز، گهگاه در کنار هادلی در سفرهایی به خاورمیانه و دیگر مناطق ظاهر می­شد. در خلال سفر ماه می ۲۰۰۸ به پایگاه هوایی اورشلیم، آبرامز و هادلی در مورد دخالت حکومت بوش در مذاکرات اسرائیلی‌ها و فلسطینیان به مباحثه پرداختند. هادلی گفت: آنچه واقعا بوش و دیگر گروه‌ها انجام می‌دهند، تلاش برای عملی کردن طرحی است که دارای سه فاز است: ابتدا مذاکرات رسمی پیرامون طرح ترسیم مرزهای کشور فلسطینی، موضوع آوارگان، امنیت و تقسیم بیت‌المقدس؛ دوم موضوع سرعت بخشیدن به ساخت موسساتی در دولت فلسطین تا فلسطینیان بتوانند بطور دمکراتیک دولت را – که در نتیجه مذاکرات به آن دست خواهند یافت- اداره کنند و دست آخر، شروع همزمان سومین مرحله؛ که کمک گسترده به دنیای عرب جهت وارد نمودن آنها در روند سازش را شامل می‌شود. هادلی می‌افزاید: بنابراین همانطوری که گفتم، آشتی اسرائیل- فلسطین در متن آشتی بزرگتر یعنی سازش اعراب- اسرائیل صورت می‌یابد.[۵۰]

آبرامز به گروه‌­های مخالف اسرائیل اشاره کرده و می‌گوید: “با پیشروی ما به جلو، عده‌ای مصمم هستند تا حرکت ما را کند یا متوقف کنند. ازجمله رویدادهایی که در خلال این سال‌ها اتفاق افتاد، افزایش چشمگیر کمک‌های ایران به حماس بود. چیزی که ۷ سال پیش اصلا وجود نداشت و حالا شدت یافته است. بنابراین شما شاهد هستید که دشمنان سازش در راستای متوقف ساختن ما فعالیت‌های خود را گسترش داده‌‌اند”.[۵۱]

آبرامز در نوامبر ۲۰۰۴، طی دیداری در دفتر اصلی کاخ سفید[۵۲] بین جورج بوش و ناتان شارانسکی[۵۳]، عضو افراطی حزب لیکود شرکت کرد. این جلسه توسط رئیس جمهور پس از اینکه کتاب وی با عنوان: در مورد دموکراسی: قدرت آزادی در فائق آمدن بر استبداد و ترور[۵۴] را خواند، برگزار شد. کتابی که ظاهرا بوش در برنامه دموکراسی خود از آن الهام گرفته است.

الیوت آبرامز؛
بوش نشان ملی آزادی را بر گردن شارانسکی صهیونیست می‌اندازد

ارتباط شارانسکی با نومحافظه‌کاران به اواسط دهه ۱۹۷۰ برمی‌گردد، زمانی که او از نزدیک با سناتور هنری اسکوپ جکسون[۵۵]، سناتور دموکرات از واشنگتن و کسی که آبرامز، ریچارد پرل، داگلاس فیث[۵۶] و دیگر نومحافظه‌کاران تازه‌کار را استخدام کرد، همکاری می‌نمود.

الیوت آبرامز؛
هنری اسکوپ جکسون سناتور دموکرات که بسیاری از چهره‌های نومحافظه کار امروز را وارد عرصه سیاست کرد

پس از شکست جکسون در انتخابات تعیین نامزد ریاست جمهوری حزب دموکرات، آبرامز به دفتر دانیل پاتریک موینیهان[۵۷]، سناتور دموکرات از نیویورک پیوست و بعدا به ریاست دفتر وی ارتقاء پیدا کرد. آبرامز بعدها به حزب جمهوریخواه رفت و با دولت ریگان به‌ همکاری پرداخت. در سال ۲۰۰۶، آبرامز در شکل­‌دهی به واکنش ایالات متحده در جنگ سی‌وسه روزه اسراییل و حزب‌الله لبنان نقشی فعال ایفاء کرد. نیویورک‌تایمز اشاره کرد که رایس وزیر خارجه وقت آمریکا در سفر میانجی‌گرانه خود به خاورمیانه توسط دو نفر با دیدگاه‌هایی کاملا متفاوت در مورد این درگیری همراهی ‌شد. این اشخاص آبرامز و دیوید ولش[۵۸] بودند. بنا به گفته تایمز، آبرامز به عنوان یک نومحافظه‌کار در ارتباط قوی و موثر با دیک‌چنی، معاون رییس‌جمهور، دولت بوش را برای حمایت از اسرائیل ترغیب کرد. در خلال سفر رایس، وی در ارتباط مستقیم با دفتر دیک‌چنی بود.[۵۹]

الیوت آبرامز؛
دانیل پاتریک موینیهان

یک مشاور دولت ایالات متحده، با روابط نزدیک با اسرائیل، که نام وی فاش نگردیده در مصاحبه با سیمور هرش[۶۰] گفت: اسرائیل طرح بمباران را بسیار پیش‌­تر از ربودن دو سرباز توسط حزب‌الله بعنوان دستاویزی برای آغاز جنگ- آماده کرده بود. با گسترش طرح عملیاتی آنها، بنا به ادعای این مشاور، مقامات اسراییلی به واشنگتن رفتند تا چراغ سبز این عملیات بمباران و آستانه تحمل ایالات متحده را از چنی دریافت کنند. در این سفر به دیک چنی گفته شد: به حمایت وی و دفترش و همچنین حمایت میز خاورمیانه شورای امنیت ملی آمریکا نیاز است.[۶۱]

الیوت آبرامز؛
سیمور هرش خبرنگار و محقق نشریه نیویورکر آمریکا

اگرچه سخنگوی شورای امنیت ملی آمریکا که با هرش مصاحبه کرده بود، نقش آبرامز در طرح حمایت از اسرائیل را رد کرد، ولی در همین رابطه، یک افسر اطلاعاتی پیشین آمریکا که نام وی نیز فاش نشده ادعا کرد: ما به اسرائیلی‌ها گفتیم: ببینید دوستان! اگر باید جنگ کنید، ما از همه طرق ممکن، حامی شما خواهیم بود. ولی ما فکر می‌کنیم زودتر باید اقدام کنید چرا که هرچه دیرتر اقدام کنید، ما پیش از آنکه دوران ریاست جمهوری بوش به اتمام رسد، وقت کمتری برای ارزیابی نقشه عملیاتی خود در مورد ایران خواهیم داشت.[۶۲]

در حالیکه بسیاری از حامیان نومحافظه‌کار بوش از حمایت قاطع دولت بوش از اسرائیل خشنود بودند، برخی نیز وزارت خارجه و رایس را بخاطر نرم‌تر کردن بسیاری از مواضع سیاسی بوش مورد انتقاد قرار می‌دهند. بنا به گزارش‌­های انجام شده، آبرامز برای جانشینی رایس تلاش می‌کرده است. در سال ۲۰۰۶ نیویورک تایمز طی مقاله‌ای نوشت: “مقامات وزارت خارجه ایالات متحده می‌گویند آبرامز بعنوان حائلی میان رایس و نومحافظه‌کاران قرار داشته است. رایس بخاطر سیاست‌هایش مورد انتقاد شدید نومحافظه‌کاران قرار داشت. یکی از مقامات ارشد دولتی عقیده دارد: هنر الیوت آبرامز این است که الیوت آبرامز است.” وی می‌افزاید: “آبرامز که خود یک یهودی طرفدار اسرئیل است، چطور می‌تواند متهم به حمایت همه‌جانبه از اسراییل نشود.” [۶۳]

الیوت آبرامز؛
جلسه رایس و آبرامز با ایهود اولمرت و دیگر مقامات رژیم اسرائیل

رایس زمانیکه به عنوان مشاور امنیت ملی بوش خدمت می‌کرد، بخاطر دیدگاه‌­های صریح آبرامز، به وی اعتماد داشت. یکی از دوستان رایس به نیویورکر گفت: “رایس تنها به آبرامز بعنوان یک مدیر خوب نگاه نمی‌کرد بلکه وی را یک استراتژیست خوب نیز می‌دانست؛ بعنوان اداره‌­کننده شورای امنیت ملی، شما کسی را می‌خواهید که حرکات متعددی را در ذهن خود متصور باشد و دید همه­‌جانبه و استعداد این را داشته باشد تا حرکت شما را حدس بزند. کسی که واقعا بتواند ریسک زیادی را بپذیرد”.[۶۴] ریچارد جان نیوهاوس[۶۵] آشنای قدیمی آبرامز و از اعضای نومحافظه‌کاران به نیویورکر می‌گوید: “آنچه در ذهن الیوت جریان دارد، یک دلبستگی عمیق و بظاهر دینی به دموکراسی است. وی اعتقاد دارد یک تغییر دموکراتیک واقعی می‌تواند در خاورمیانه انجام پذیرد. این واقعا فوق‌العاده است”. [۶۶]

پیشینه

درکارنامه کاری وی، آبرامز بین دولت و شبکه اتاق‌های فکر دست راستی‌ها و موسسات سیاسی در رفت و آمد بوده و مناصبی شامل عضو ارشد موسسه هودسون[۶۷]، رییس مرکز اخلاق و سیاست عمومی و عضو شورای مشورتی کمیته یهودیان آمریکا[۶۸]، عضو اصلی پروژه قرن جدید آمریکا است.

روابط خانوادگی آبرامز، وی را در مرکز نومحافظه‌کاران قرار داده است. ازدواج وی با راشل دِکتر[۶۹] در سال ۱۹۸۰ باعث شد تا با خانواده یهودی پودهورتز که خانواده‌ای مهم در ارتباط با نومحافظه‌کاری خویشاوند شود.[۷۰] آبرامز هنگامی که پدرزنش سردبیری مجله کامنتری[۷۱] (متعلق به کمیته یهودیان آمریکا) را برعهده داشت، به نویسنده افتخاری آن تبدیل شد. در دهه ۱۹۸۰ و در دوران ریاست جمهوری ریگان، آبرامز بطور متناوب در جلساتی که توسط مادر زنش در کمیته دنیای آزاد[۷۲] ترتیب داده می‌شد، شرکت داشت. این کمیته یک گروه فشار دست راستی در سیاست خارجی آمریکا بود که دِکتر و دونالد رامسفلد به صورت مشترک آن را اداره می‌کردند.

آبرامز در راستای کمک به سناتور جکسون در دهه ۱۹۷۰ میلادی، کار سیاسی خود را با ادغام جنبه‌های سخت و نرم برنامه‌های نومحافظه‌کاری شروع کرد که هم از لحاظ استراتژیک از برنامه‌­های حقوق بشر سناتور جکسون حمایت می‌کرد و هم بعنوان طرحی برای گسترش صنایع نظامی آمریکا به­ شمار می‌رفت. آبرامز از طریق سناتور جکسون در گروهی از جنگ­جویان جنگ سرد که ائتلاف برای اکثریت دمکراتیک[۷۳] نامیده می‌شد، عضو گردید که توسط حزب دمکرات وابسته به نومحافظه­‌کارانی مانند پن کمبل[۷۴] رهبری می‌گردید.

الیوت آبرامز؛
پن کمبل

اعضای قبلی دفتر جکسون که بعدها در تیم سیاست خارجی دولت ریگان به مقام و منصب رسیدند، شامل نومحافظه کارانی مانند فیث، پرل، فرانک گافنی[۷۵]، چارلز هورنر[۷۶] و بن واتنبرگ[۷۷] بودند. یکی دیگر از نومحافظه‌کاران آتیه‌دار که روابط نزدیک با جکسون داشت و سپس به دولت ریگان پیوست، پل ولفوویتز[۷۸] بود که همراه استاد خود آلبرت وهلزتتر[۷۹]، مشاور امور تسلیحاتی سنا بودند. دیگر دمکرات‌هایی که در دولت ریگان، مقام گرفتند، جین کرک پاتریک[۸۰] بعنوان نماینده آمریکا در سازمان ملل متحد و نومحافظه‌کارانی در دفترش مانند جاشوا موراوچیک[۸۱]، استیون مانسون[۸۲]، کارل گرشمان[۸۳] و کنت آدلمان[۸۴] بودند.

رسوایی ایران – کنترا

آبرامز بیشتر به خاطر نقشش در رسوایی ایران-کنترا شناخته می‌شود. وی توسط بازپرس ویژه، به­ خاطر فریب عمدی کنگره در مورد نقش دولت ریگان در حمایت از کنتراها، از جمله نقش اصلی وی در معامله تسلیحاتی ایران – کنترا مقصر معرفی گردید. در این معامله دفتر شورای امنیت ملی به ریاست الیور نورث[۸۵] دلالی فروش تسلیحات اسرائیل به ایران در عوض میانجیگری ایران برای آزادی شش آمریکایی را که توسط حزب الله به گروگان گرفته شده بودند، انجام داد. مبلغی از این پول که از محل فروش تسلیحات به دست آمده بود، به کنتراهای تحت حمایت و سازماندهی آمریکا که حرکت ضدانقلابی علیه دولت ساندینیستا[۸۶] در نیکاراگوئه را رهبری می‌کردند، داده شد.

الیوت آبرامز؛
الیور نورث نفر اصلی در دلالی تسلیحاتی میان اسرائیل و ایران بود

کنگره کمک دولت آمریکا به کنتراها را به علت نقش آنها در نقض حقوق بشر ممنوع اعلام کرده بود. آبرامز در آن زمان دستیار وزیر خارجه در امور کشورهای قاره آمریکا بود و زیر نظر جورج شولتز[۸۷] کار می‌کرد. آبرامز بخاطر دو جرم دیگر نیز از جمله خودداری از افشای اطلاعات به کنگره- برای جلوگیری از تحت تعقیب قرار گرفتن و امکان به زندان افتادن مقصر شناخته شد. در خلال محاکمه، آبرامز داشتن هرگونه اطلاعی در خصوص نقش شورای امنیت ملی و برنامه‌های سیا برای حمایت از کنترا‌ها را رد کرد. وی همچنین کنگره را بخاطر مرگ دو عضو نظامی ایالات متحده که توسط ساندینیست‌ها در عملیاتی برای تهیه سلاح غیرقانونی در نیکاراگوئه کشته ‌شدند، مقصر دانست. در پنجم فوریه سال ۱۹۹۷، دادگاه استیناف فدرال[۸۸] علناً آبرامز را بدلیل ۳ مورد شهادت دروغ در مقابل کمیته کنگره محکوم کرد. اگر چه اکثریت دادگاه به اعمال محکومیت عمومی رأی دادند، اما سه تن از این قضات تعلیق ۶ ماهه آبرامز و قاضی چهارم پیشنهاد هیأت مسئولیت حرف‌های[۸۹] مبنی بر تعلیق یک ساله آبرامز را پیگیری کردند. در نهایت وی به پرداخت ۵۰ دلار جریمه[!]، آزادی با قید وثیقه به مدت ۲ سال، و ۱۰۰ ساعت خدمت عمومی محکوم شد. وی محاکمه قضایی را پوچ و همانند داستان­‌های کافکا دانست و تعقیب­‌کنندگان قضایی خود را حرامزاده‌های هرزه و بدجنس خطاب کرد.[۹۰]

الیوت آبرامز؛
دادگاه رسیدگی به رسوایی ایران – کنترا

آبرامز و پنج چهره دیگر در رسوایی ایران-کنترا در شب عید کریسمس توسط جورج بوش پدر قبل از اینکه کاخ سفید را ترک کند، مورد بخشش قرار گرفتند.[۹۱] فیلیپ بورخ[۹۲] در کتابش تحت عنوان: ریگان، بوش و سیاست‌های دست راستی[۹۳] آبرامز را به خاطر موضع غیر‌قابل توضیحش در رابطه با جنگ افروزی در نیکاراگوئه مورد سرزنش قرار داده است.

الیوت آبرامز؛
الیوت آبرامز در حال ادای سوگند در دادگاه رسیدگی به رسوایی ایران-کنترا

کشتار السالوادور

چند سال بعد از آنکه وی از مقام دبیری دولت در امور داخلی آمریکا کناره‌گیری کرد، آبرامز به عنوان مقام ارشد دفتر حقوق بشر وزارت خارجه آمریکا، مقاله‌ای در مورد السالوادور در نشنال ریویو[۹۴] تحت عنوان: پیروزی آمریکا[۹۵] منتشر کرد که در انتهای آن، وی با افتخار ادعا کرده بود:

“طی یک دهه جنگ‌های چریکی در السالوادور جان هزاران تن از اهالی این کشور در مقابل تنها جان هشت آمریکایی گرفته شده است. این خشونت‌ها اکنون بخاطر اضمحلال کمونیسم در جهان پایان پذیرفته ولی بیشتر به خاطر این است که در مقابل تلاش­‌های کمونیست‌­ها برای بدست آوردن قدرت با توسل به زور، گرفته شده و با شکست روبرو شده‌اند. در این گوشه کوچک از جنگ سرد، سیاست آمریکا درست بود و قرین موفقیت شد.”

الیوت آبرامز؛
جنگ داخلی در السالوادور با دخالت آمریکا هزاران کشته برجای گذاشت

شاید بهتر است آقای آبرامز کتاب مارک دنر[۹۶] با عنوان: کشتار در ال‌موزوته[۹۷]– که شامل ضمیمه‌ای است که در آن نام، سن و جنسیت تمام ۷۸۴ نفری که در این جریان سیاه کشته شدند، آورده شده- را بخواند. افرادی که توسط شورشیان السالوادور تحت تعلیم نیروهای ضدشورش ایالات متحده کشته شدند.[۹۸] آبرامز مانند تعدادی دیگر از نومحافظه‌کاران برجسته برای خدمت در دولت جورج بوش پدر دعوت نشد. در سال ۱۹۹۲ وی به تشکیل کمیته‌ای برای پیگیری منافع ایالات متحده در خاورمیانه کمک کردکه توسط همه ابزارهای موجود سعی داشت تا اطمینان یابد سیاست آمریکا به نفع حزب لیکود در اسرائیل چیده شده است.[۹۹]

دیگر اعضای این کمیته شامل پرل، فیث، گافنی و جان لمان[۱۰۰] بود. این کمیته در مورد آنچه خطر فاصله گرفتن بین دولت جورج بوش پدر و اسرائیل- در فشار این دولت به اسرائیل برای تخلیه برخی از سرزمین های اشغالی و متوقف ساختن گسترش شهرک سازی در این مناطق مشاهده می‌شد- سخن می‌گفت.[۱۰۱] در سال ۱۹۹۶ آبرامز به ریاست مرکز اخلاق و سیاست عمومی منصوب گشت. در این مرکز، وی مقالات بسیاری در مورد مسائل سیاست خارجی مخصوصا خاورمیانه و دیگر مسائل فرهنگی شامل آنچه وی تهدید هویت یهودی از جانب جامعه سکولار آمریکا می‌دید، منتشر کرد. در مرکز اخلاق و سیاست عمومی، آبرامز از سال ۱۹۹۶ تا سال ۲۰۰۱ در میان خیل عظیم اعضای مدیریتی آن، چهره بانفوذی در حلقه نومحافظه‌کارانی مانند نیوهاوس، بیل کریستول[۱۰۲] و مری آن گلندون[۱۰۳] بشمار می‌رفت.

مشارکت در کودتای ونزوئلا

هفته‌­نامه آبزرور[۱۰۴] بر این باور بوده است که آبرامز اطلاعات جامعی نسبت به کودتا علیه هوگو چاوز در سال ۲۰۰۲ در اختیار داشته و موافقت ضمنی خود را با آن اعلام کرده بود.[۱۰۵]

الیوت آبرامز؛

علاوه بر آن دولت ایالات متحده در آغاز بطور ضمنی کودتا را مورد تأیید قرار داد و از محکوم کردن کودتا تا بعد از اینکه کودتاچیان بطور کامل توسط مردم مجبور به کناره‌­گیری شدند و رئیس جمهور (دوباره) منصوب شد، خودداری کرد.[۱۰۶]

مشاور استراتژی دموکراسی جهانی

جورج بوش، رئیس جمهور آمریکا، در دوم فوریه ۲۰۰۵ آبرامز را به جانشینی مشاور امنیت ملی برای استراتژی دموکراسی جهانی منصوب کرد. آبرامز در پست جدید خود، مسئولیت سرپرستی شورای امنیت ملی در امور مربوط به دموکراسی، حقوق بشر و سازمان­‌های بین‌المللی و همچنین مدیریت امور خاور نزدیک و شمال آفریقا را برعهده داشت.[۱۰۷]

تألیفات

آبرامز، در نوشته‌هایش، بطور مستمر حمایت قوی خود از حزب لیکود اسرائیل در قبال روند صلح این کشور با فلسطین و مذاکرات “زمین در برابر صلح”[۱۰۸] را اعلام می‌کند. پس از شروع انتفاضه مسجدالاقصی در اواخر سپتامبر سال ۲۰۰۰، آبرامز جریان اصلی گروه‌های یهودی را بخاطر ادامه حمایت آنها از گفتگوهای صلح میان مقامات فلسطینی و درخواست از اسراییل برای متوقف ساختن حملات خود، به باد انتقاد گرفت.[۱۰۹]

آبرامز همچنین در مقالات خود در کامنتری و دیگر نوشته‌های خود مواضع بسیار قوی در حمایت از حزب لیکود داشته است. آبرامز فصلی در مورد خاورمیانه در سال ۲۰۰۰ برای برنامه سیاست ‌خارجی در پروژه قرن آمریکایی جدید تالیف کرده است؛ کتاب تالیفی توسط بیل کریستول و روبرت کیگان[۱۱۰] از بنیانگذاران پروژه قرن آمریکایی جدید ، تحت عنوان خطرات حال حاضر: مخاطرات و فرصت‌ها پیش روی سیاست خارجی و دفاعی آمریکا[۱۱۱] که کتابچه‌ راهنمایی در مورد چگونگی برخورد با دشمنان ایالات متحده است. در فصلی که آبرامز در این کتاب نوشته، اصطلاح صلح اعمال از طریق زور را گسترش داده است که تبدیل به اصول عملی دولت جورج دبلیو بوش گردید. وی می‌افزاید: قوای نظامی ما و تمایل ما برای استفاده از آن، فاکتور اصلی در توانایی ما برای حمایت از صلح باقی خواهد ماند و تقویت اسراییل بعنوان متحد اصلی ما در منطقه خاورمیانه باید هسته اصلی سیاست خاورمیانه‌ای ایالات متحده باشد و ما نباید اجازه تاسیس حکومت فلسطینی را بدهیم چراکه آشکارا منافع آمریکا در این منطقه را تامین نمی‌کند.

الیوت آبرامز؛

آبرامز، با پیش‌بینی سیاست خاورمیانه‌ای دولت بوش، می‌نویسد: منافع آمریکا در قبال تقویت فلسطینی‌ها طوریکه اسرائیلی‌ها هزینه آن را پرداخت کنند، نخواهد بود؛ چراکه این امر موجب متوقف شدن سیاست کلی ما در حمایت و گسترش دموکراسی و حقوق بشر و یا تابع ساختن دیگر اهداف سیاسی و امنیتی به موفقیت روند سازش بین اعراب و اسرائیل خواهد شد. آبرامز مانند دیگر صیهونیست‌های راست‌گرا به درگیری میان اسراییل و فلسطینی‌ها نه بعنوان درگیری بر سرزمین‌های اشغال شده فلسطین، بلکه بعنوان درگیری بین اعراب و اسراییل می‌نگرد که سیاست آمریکا در حمایت از اسراییل را به سیاست خارجی که درآن به مقابله با همه کشورهای عربی بپردازد تبدیل می‌کند.[۱۱۲]

آبرامز در کتاب خود با عنوان: ترس و یا ایمان: چگونه یهودیان می‌توانند در آمریکای مسیحی زندگی کنند[۱۱۳] تاکید می‌کند: مواضع وی متضمن عدم وفاداری به ایالات متحده نیست ولی در همین حین از یهودیان می‌خواهد که به اسراییل وفادار باشند؛ زیراکه آنها با پروردگار و اسراییل و مردم آن عهد و پیمان بسته‌اند. تعهد آنها حتی اگر اسراییل خط‌مشی‌های غیرمعمول را پیگیری کند، تضعیف نخواهد شد.[۱۱۴]

کتاب‌های دیگر آبرامز شامل: تاثیر ایمان (۲۰۰۱)، امنیت و فداکاری (۱۹۹۵) و روند غیرضروری (۱۹۹۳) است. وی همچنین نویسنده مقالاتی در کامنتری، ویکلی استاندارد[۱۱۵]، نشنال اینترست[۱۱۶]، پابلیک اینترست[۱۱۷] و نشنال ریویو بوده است. در سال ۱۹۹۸، وی و دونالد کیگان کتاب مرکز اخلاق و سیاست‌های عمومی با عنوان احترام میان ملت­‌ها: منافع نامحسوس و سیاست خارجی را تألیف کردند.


 [۱] Iran-Contra

[۲] National Security Council for Near East and North African Affairs.

[۳] Deputy National Security Advisor for Global Democracy Strategy

[۴] Council on Foreign Relations

[۶] -Beliefnet

 [۷]American Committee for Peace in Chechnya

 [۹]Middle East Forum

[۱۰] -American Jewish Committee

[۱۲] -Center for Security Policy

[۱۳] -Committee for U.S. Interests in the Middle East

 [۱۴]Committee for Peace and Security in the Gulf

 [۱۵]Francisco Marroquin Foundation

[۱۶] -Nicaraguan Resistance Foundation

 [۱۷]Committee for the Free World

[۱۸] -Heritage Foundation

[۱۹]-National Review

 [۲۰]U.S. Holocaust Memorial Council

 [۲۱]Global Democracy Strategy

[۲۲] U.S. Commission on International Religious Freedom

 [۲۳] Daniel Patrick Moynihan

 [۲۴] Henry M. Jackson

 [۲۵] Verner, Lipfert, Bernhard, & McPherson

 [۲۶]Breed, Abbott, & Morgan

[۲۷] Democracy How Direct?: Views from the Founding Era and the Polling Era (2002

[۲۸] Close Calls: Intervention, Terrorism, Missile Defense, and “Just War” Today (1998). Abrams, Elliott and Johnson, James Turner

[۲۹] Honor Among Nations: Intangible Interests and Foreign Policy (1998). Abrams, Elliott and Kagan, Donald

[۳۰] Security and Sacrifice: Isolation, Intervention, and American Foreign Policy (1995

[۳۱] Shield and Sword: Neutrality and Engagement in American Foreign Policy (1995

[۳۲] Undue Process A Story of How Political Differences are Turned into Crimes (1992

[۳۳] The Influence of Faith (2001

[۳۴] International Religious Freedom: Annual Report: Submitted by the U.S. Department of State (2001

[۳۵] Secularism, Spirituality, and the Future of American Jewry (1999). Abrams, Elliott and Dalin, David

[۳۶] Faith or Fear: How Jews Can Survive in a Christian America. Free Press (1997

[۳۸] Commentary

 [۴۰] Jim Lobe, “Elliott Abrams to Parachute to Council on Foreign Relations,” Lobelog, Inter Press Service, January 26, 2009; Jim Lobe, “All in the Neocon Family,” Alternet, March 27, 2003

 [۴۱] Glenn Kessler, “Conservatives Assail North Korea Accord,” Washington Post, February 15, 2007

 [۴۲] Ibid

 [۴۳] Steven Weisman, “Abrams Back in Capital Fray at Center of Mideast Battle,” New York Times, December 7, 2002

 [۴۴] Inter Press Service

 [۴۵] Arias Plan

[۴۶] Quoted in Jim Lobe, “Elliott Abrams’ Repeat Performance,” Right Web, April 17, 2007

[۴۷] Press release (June 28, 2001). “Statement by the Press Secretary”. The White House

[۴۸] Cooper, Linda; Hodge, Jim (August 10, 2001,). “Appointees Spark Controversy”. National Catholic Reporter. And “Editorial: Appointments Insult Human Rights Cause”. National Catholic Reporter. August 1, 2001.

 [۵۰] White House Office of the Press Secretary, “Press Gaggle by Dana Perino and National Security Advisor Steve Hadley and Deputy Assistant to the President for National Security Elliott Abrams,” May 14, 2008, http://www.whitehouse.gov/news/releases/2008/05/20080514.html.

 [۵۱] Ibid

 [۵۲] Oval Office

 [۵۴] The Case for Democracy: The Power of Freedom to Overcome Tyranny & Terror

 [۵۵] Henry “Scoop” Jackson

[۵۷] Daniel Patrick Moynihan

 [۵۸] David Welch

 [۵۹] Helene Cooper, “Rice’s Hurdles on Middle East Begin at Home,” New York Times, August 10, 2006

 [۶۰] Seymour Hersh

 [۶۱] Seymour Hersh, “Watching Lebanon,” New Yorker, August 21, 2006

 [۶۲]Ibid

 [۶۳] Helene Cooper, Ibid

 [۶۴] Connie Bruck, “Back Roads: How Serious Is the Bush Administration about Creating a Palestinian State?” New Yorker, December 15, 2003.

[۶۶] Connie Bruck, Ibid

[۶۸] American Jewish Committee

[۶۹] Rachel Decter

[۷۰] Jim Lobe, “All in the Neocon Family,” Alternet, March 27, 2003

[۷۱] Commentary

[۷۹] Albert Wohlstetter

[۸۲] Steven Munso

 [۸۵] Oliver North

 [۸۶] Sandinista

 [۸۷] George Shultz

[۸۸]-D.C. Court of Appeals

[۸۹] Board on Professional Responsibility

 [۹۰] David Corn, “Elliott Abrams: It’s Back!” The Nation, July 2, 2001

 [۹۱] “The Iran-Contra Affair 20 Years On: Documents Spotlight Role of Reagan, Top Aides,” November 24, 2006, http://www.gwu.edu/~nsarchiv/NSAEBB/NSAEBB210/index.htm

 [۹۲] Philip Burch

 [۹۳] Reagan, Bush, and Right-Wing Politics

[۹۴]  National Review

[۹۵]  ‘An American Victory

 [۹۶] Mark Danner

[۹۷] The Massacre at El Mozote: کشتار الموزوته در یازدهم دسامبر ۱۹۸۱ در اطراف روستایی با همین نام در السالوادور توسط نیروهای نظامی السالوادور که توسط ارتش ایالات متحده آمریکا آموزش دیده بودند، رخ داد. به محض اینکه اخبار مربوط به این قتل عام منتشر شد، دولت ریگان در ایالات متحده تلاش کرد تا خود را بی­ارتباط با این موضوع نشان دهد. چرا که انعکاس این حادثه که با نقض حقوق بشر همراه بود با مسئولیت دولت السالودور صورت گرفت و ایالات متحده با ارسال کمک‌های نظامی گسترده‌ای به این دولت یاری رساند، این حادثه چهره آمریکا را که همواره از حمایت از حقوق بشر سخن به میان می­آورد به شدت مخدوش کرد.

 [۹۸] Philip H. Burch REAGAN, BUSH AND RIGHT-WING POLITICS: ELITES, THINK TANKS, POWER AND POLICY. PART A: The American Right Wing Takes Command: Key Executive Appointments. PART B: The American Right-Wing, at Court and in Action: Supreme Court Nominations and Major Policy Making, Paul Zarembka, pp. 442 (Part A), 305 (Part B), 1997

 [۹۹] Tom Barry, “Hunting Monsters in Jerusalem,” Asia Times, August 26, 2006

 [۱۰۱]Connie Bruck, Ibid

[۱۰۳]– Mary Ann Glendon

[۱۰۴] Observer

[۱۰۵] Vulliamy, Ed (April 21, 2002). “Venezuela coup linked to Bush team”. The Observer

[۱۰۶] “U.S. Cautioned Leader of Plot Against Chávez”

[۱۰۷] a b Press Release (February 2, 2005). “Personnel Announcement”. The White House

[۱۰۸] land for peace

 [۱۰۹]Jim Lobe, “Neoconservatives Consolidate Control Over Middle East Policy,” Foreign Policy In Focus, December 6, 2002

 [۱۱۱]Present Dangers: Crisis and Opportunity in American Foreign and Defense Policy

 [۱۱۲]Elliott Abrams in William Kristol and Robert Kagan, eds., Present Dangers: Crisis and Opportunity in American Foreign and Defense Policy (PNAC, 2000).

[۱۱۳] -Faith or Fear: How Jews Can Survive in a Christian America

 [۱۱۴]Elliott Abrams, Faith or Fear: How Jews Can Survive in a Christian America (Free Press, 1997

[۱۱۵]- Weekly Standard

انتهای پیام/مشرق

https://telegram.me/empireoflies

دیدگاهتان را ثبت کنید

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شدعلامتدارها لازمند *

*

theme