https://telegram.me/empireoflies

السفیر: عربستان علیه عربیت و اسلام وارد جنگ شده است

به گزارش جنبش مقابله با رسانه‌های بیگانه، امپراتوری دروغ: عربستان و سران عرب دنباله رو آن در حالی دم از عربیت و اسلام می زنند که در برابر یمن، عراق و سوریه قد علم کرده و غیرت عربی آنان در کنار اسرائیل و علیه ایران گل کرده است.

زنگ حمله بی امان علیه عربستان به صدا در آمده است

دوران پنهان شدن در مواضع دفاعی و خرید سکوت در ازای فرار از میدان اصلی یا همان فلسطین درمقابل چند ریال به سر آمده و زنگ آغاز حمله همه جانبه و بی امان به صدار درآمده است.

صدای اعتراض در چهارگوشه عربستان

وقت آن فرا رسیده است که عربستان پول پرست، لباس خاکی برتن کرده و در چهار گوشه کشور از شمال، جنوب، شرق وغرب به جنگ کسانی برود که از دستور آن سرپیچی کرده اند و به این ترتیب با هر صدای اعتراض به مبارزه برخیزد.

این در حالی است که سالهاست حاکمان سیاسی ورشکسته و بسیاری از احزاب و سازمان ها به نام اسلام و مذهب از در جنگ با عربیت وارد شدند و قضیه فلسطین را به طورعمد به فراموشی سپردند.

جالب اینکه روسای آن دسته از کشورهای عربی که عزت و شرافت ملی کشورشان را حفظ کرده بودند با برخورد سرد این حاکمان مواجه می شدند تا از این طریق به اجبار به زانو درآمده و به صف آنان ملحق شوند.

نکته قابل ملاحظه اینکه رام کردن حاکمان کشورهای عرب حوزه خلیج فارس کارسختی نبود زیرا اغلب این حاکمان تفاوت های زیادی با نسل پدران خود داشتند.

به عبارت بهتر پدران آنها نفت و گاز را نعمتی از سوی خدا می دانستند و معتقد بودند تا زمانی که این روزی بی شمار شبانه روز طلای سیاه و گاز را به آنان ارزانی می کرد، باید برادران فقیرشان نیز سهمی از آن ببرند.

پروش نسل جدید شیوخ عرب در دامان سرویس های جاسوسی انگلیس و آمریکا

اما نسل جدید امیران و شیوخ در دامان سرویس های جاسوسی (انگلیس سپس آمریکا) پرورش یافته و این طور به آنان القا شد که عربیت تنها عاملی است که آنان را در معرض تهدید قرار می دهد، زیرا باعث می شود سیلی از عرب های فقیر به امید کمک به سمت آنها سرازیر شوند در نتیجه چشم مردم را به روی واقعیت و بدبختی شان باز کند.

ترس سران سعودی از باز شدن چشم مردم به روی واقعیت ها

به عبارت دیگر در صورت پایبندی به عربیت و کمک به برادران فقیرمردم عربستان که در میان جهل ، تنگدستی و ظلم دست و پا می زنند، متتوجه خواهند شد که از خاک سرزمینشان طلا فوران می کند اما در خزانه ملوکانه نیست ناپدید می شود.

به عبارت دیگر این ثروت ها فقط برای قصرهای شاهانه، نگهبانان، جاسوسان هزینه می شود و توده های مردم عادی سهمی از آنها ندارند، مگر آنجا که لازم باشد افراد مشکوک و مزدوران به اطاعت دائمی واداشته شوند.

صدر نشینی سران سعودی به برکت پول های نفت

در این میان اندک مساعدت و کمکی کافی بود تا بقیه حاکمان که بیشتر آنها از کشورهای عربی و بسیاری نیز آسیایی و آفریقایی بودند به اردوگاه پادشاهی پیوسته و به این ترتیب این حاکمان در صدر جوامع منطقه ای و اسلامی که بیشتر فقیر هستند قرار بگیرند.

تحقیر و توهین به شهروندان کشورهای جیره خوار سعودی

حاکمان و شیوخ عرب، سربازان خود را برای خدمت به خاندان سعودی روانه عربستان کرده و مردم کشورشان را به عنوان نظافتچی خیابان و یا کارگران بی قید و شرط کارگاه ها و خدمت در منازل آنها راهی این کشور می کنند.

نکته قابل ملاحظه اینکه پس از یکپارچه شدن جزیره العرب، یمن نیز که عمدتا مطیع پادشاهی طلا بود نیز باید به صف مطیعان می پیوست زیرا رئیس جمهور این کشور نیز از همان کسانی بود که برای پادشاه سعودی دست به دعا بوده و طول عمر او را خواستار بود.

با شعله ور شدن آتش جنبش مردمی در یمن و برکناری علی عبدالله صالح رئیس جمهور این کشور که سرسپرده پادشاهی سعودی بود، یمنی ها یک صدا حمایت خود را از طرح بازسازی کشورشان اعلام کردند و اینجا بود که پادشاهی طلا و سکوت به خطر پی برد و به نام «امید» جنگ ویرانگر را علیه یمن و کشتار مردم آن آغاز کرد.

سوریه در تیررس اهداف خصمانه سعودی

اما قبل از یمن و یا همزمان با آن، باید از سوریه که نظام حاکم آن از پادشاهی سعودی قدردانی نکرد و در مقابل اراده و خواسته آن سر تعظیم فرود نیاورد، انتقام گرفته می شد.

اینگونه بود که انواع و اقسام سلاح ها برای ادب کردن سوریه به کار گرفته شد که نمونه آن تحریک طائفه ای، تقویت مخالفان پراکنده در نقاط مختلف و تجهیز آنها به انوع سلاح ازجمله موشک «تاو» بود به اضافه اینکه عربستان برخی افسران ارتش سوریه را نیز به نام اسلام خریدو با ترکیه که جاه طلبی تاریخی آن بر کسی پوشیده نیست، تبانی کرد.

اطمینان بخشی عربستان به اسرائیل

عربستان همزمان با این اقدامات به اسرائیل اطمینان داد که این جنگ به نفع آن بوده و راه را برای همکاری های آینده که ابتدا محرمانه و سپس علنی خواهد بود، باز می کند.

نقشه شوم عربستان علیه عراق

از نظر سران سعودی همزمان با یمن، عراق نیز باید با ایجاد آشوب و فتنه ادب می شد، زیرا قدرت در این کشور در دست اکثریت قرار گرفته و همه با هم آرزومند تشکیل یک دولت مرکزی قدرتمند در این خاک و دیار هستند.

بنابراین داعش باید به عراق حمله کند و از استان موصل تاسیس به اصطلاح «دولت اسلامی» خود را اعلام کند.

این اقدامات با این هدف صورت گرفت که از این راه عراق از اشتباهات خود توبه کرده و مطیع شده و برای دریافت کمک به هر شرطی تن دهد.

تسلیم شدن سران مصر در برابر زیاده خواهی های سعودی

در این میان سران سعودی از یاد نبردند که بعد از یمن و همزمان با آن نوبت مصر است؛کشوری که با فقر دست و پنجه نرم می کرد و سخت نیازمند کمک بود و البته کمک شروطی دارد که امکان رد کردن آن وجود نداشت و به این ترتیب مصر اگرچه با کمی تردید، در برابر عربستان سر تسلیم فرود آورد .

در این شرایط تردیدی نبود که حکومت های سلطنتی منطقه با عربستان اعلام همبستگی می کردند و اینگونه بود که اردن و مغرب نیز به اردوگاه طلایی پیوستند و به این ترتیب پادشاهی طلا رهبری اکثریت قریب به اتفاق کشورهای عربی و اسلامی را به عهده گرفت.

پس از این تحولات نوبت ایران رسیده و باید به میدان رویارویی کشیده می شد، از همین رو تظاهرات پراکنده در تهران و مشهد به کمک سعودی ها آمد و فرصتی برای جنگ فراهم شد تا حامیان خود را فراخواند و مهم اینکه در این میان باید فکری برای عربیت می شد.

گل کردن ناگهانی غیرت عربی شورای همکاری خلیج فارس

گویی ناگهان پاد شاه و ولیعهد اول و دوم و سایر حاکمان کشورهای عضو شورای همکاری متوجه شدند که همگی از اصل و ریشه عرب هستند و باید از هویت عربی خود دفاع کنند و البته اسلام باید کمی منتظر بماند!.

اینجا بود که زمان تصمیم گیری فرا رسید در نتیجه حزب الله لبنان تروریست معرفی شد و این تصمیمی بود که عربستان و شیوخ زرپرست گرفتند.

اتحادیه عرب بازار فروش تصمیمات سران عرب

در این راستا لازم بود این موضوع به مرجعی بالاتر منتقل شود که همان اتحادیه عرب بود؛ اتحادیه عربی که بعد از امضای قراردادهای ننگین با دشمن اسرائیلی دیگر نه اتحادیه بوده و نه به معنای واقعی عربی است، بلکه فقط به مقری تبدیل شده است که حاکمان عرب در آنجا جمع می شوند تا تصمیم های خود را به هر کسی که قدرت خرید دارد، بفروشند.

در این میان باید به خاطر داشت که سوریه را که قبل از به وجود آمدن شیخ نشین ها، جزو هیات موسس این اتحادیه به شمار می رفت، از این اتحادیه بیرون کردند.

شیخ نشین های عرب سپس توانستند حزب الله را محکوم کرده و آن را به دلیل دو دهه جنگ با رژیم صهیونیستی و پیروزی در مقابل این رژیم در جنگ علیه لبنان تروریست بنامند، حال آنکه اسرائیل برای حزب الله بیش از همه کشورهای عربی اعتبار قائل است و از آن حساب می برد.
پس چرا حزب الله تروریست نباشد؟
وقتی رژیم صهیونیستی به عنوان یک صلح طلب دست دوستی را به سمت عرب ها دراز می کند، بی تردید حزب الله تروریست نامیده می شود وچاره ای جز این نمی ماند که نامش در لیست سیاه قرار گیرد.

تیر خلاص شورای همکاری به اتحادیه عرب

این گونه بود که عربستان سعودی و کسانی که در شورای همکاری، دنباله رو آن هستند، تیر خلاص را به سمت اتحادیه عرب نشانه رفتند آن هم در حالی که سران قاهره با تعیین« احمد ابوالغیط» به ریاست اتحادیه عرب بر عربستان و شورای همکاری خلیج فارس پیشی گرفته و مسئولیت نظارت بر مراسم تشییع جنازه این اتحادیه را به نمایندگی از سران، امیران و ولیعهدهای زرپرست به عهده گرفتند.

اینجا بود که عربها به این نتیجه رسیدند که اکنون تروریست ها باید از صف عربیت بیرون بروند همان طور که از چارچوب دین مبین و حنیف بیرون رانده شده اند و اجازه داده شود اسرائیل در میدان عربیت و دین مبین جولان دهد!

 
منبع: فارس
انتهای پیام/

عربستان و سران عرب دنباله رو آن در حالی دم از عربیت و اسلام می زنند که طراح نقشه خصمانه علیه یمن، عراق و سوریه بوده و غیرت عربی آنان در کنار اسرائیل و به فراموشی سپردن قضیه فلسطین گل کرده است.

بررسی کلی

امتیاز کاربر: اولین نفر باشید.
0
https://telegram.me/empireoflies

دیدگاهتان را ثبت کنید

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شدعلامتدارها لازمند *

*

theme