https://telegram.me/empireoflies
پرویز خسروانی، از رجال تأثیرگذار دربار پهلوی، در خانواده‌ای ملاک و با‌نفوذ، در سال ۱۳۰۱ در تهران به دنیا آمد.

افسارگسیخته در فساد جنسی

به گزارش جنبش مقابله با رسانه‌های بیگانه، امپراتوری دروغ: پرویز خسروانی، از رجال تأثیرگذار دربار پهلوی، در خانواده‌ای ملاک و با‌نفوذ، در سال ۱۳۰۱ در تهران به دنیا آمد. پدرش میرزا محمدهاشم محلاتی مردی با‌نفوذ و ثروتمند بود و غیر از پرویز چهار پسر دیگر به نام‌های عطاءالله، مرتضی، شهاب‌الدین و خسرو هم داشت. شهاب خسروانی در فاصله سال‌های ۱۳۲۰ تا ۱۳۳۲ با دکتر مصدق روابط نزدیکی داشت و از چهره‌های سیاسی مهم آن سال‌ها بود. او پس از مرگ پدرش به اداره املاک او پرداخت و توانست چندین شرکت مقاطعه‌کاری را راه‌بیندازد و در سه دوره پانزدهم، شانزدهم و هفدهم از محلات به مجلس شورای ملی برود. پس از کودتای ۲۸ مرداد مدتی بیکار بود و بالاخره به عنوان نماینده ایران به ژنو رفت. او در بین برادرانش از همه باهوش‌تر بود و توانست زمینه ترقی را برای برادران دیگرش فراهم کند.

آشنایی با یک دختر بهایی
پرویز خسروانی پس از طی دوران ابتدایی، به مدرسه دارالفنون و سپس دانشکده افسری رفت و بعد از فارغ‌التحصیلی، در ژاندارمری استخدام شد. مدتی فرمانده گردان رشت و سپس فرمانده منطقه یک مرکزی و معاون ژاندارمری بود. تأسیس باشگاه ورزشی تاج، معاونت نخست‌وزیر، ریاست سازمان تربیت بدنی در دولت هویدا و آجودانی محمدرضا پهلوی به عهده او بود و به دلیل نزدیک بودن به باندهای قدرت بسیار متنفذ بود، اما از آنجا که شخصیت ضعیفی داشت، به‌رغم نفوذ زیاد هرگز مناصبی چون وزارت به او محول نشد. در دورانی که دوره افسری را می‌گذراند، برای بهبود وضع اقتصادی خود به دنبال خانواده ثروتمندی می‌گشت تا با ازدواج با دختر آنها بتواند سریع‌تر به هدف برسد. سرانجام با ملیحه نعیمی که خانواده ثروتمندی داشت و پدرش از سران فرقه بهایی بود و در عمارتی مجلل در یک باغ ۵ هزار متری زندگی می‌کرد، آشنا شد.
خانواده نعیمی از آشنایی دخترشان با این افسر جوان که با نامه‌های عاشقانه خود دختر را پایبند خود کرده بود مخالف بودند، اما پرویز کسی نبود که به این زودی‌ها مأیوس شود و بالاخره آن‌قدر پافشاری کرد تا در ۱۹ آذر سال ۱۳۲۱ توانست با ملیحه نعیمی ازدواج کند و پس از آن به خانه‌ای رفت که پدرزنش در مجاورت عمارت خود ساخته بود تا با همسرش زندگی کند.
 
پنهان ساختن تعلق به آئین «بهائیت»
ملیحه نعیمی از بهایی‌های بسیار متعصب و شوهرش پرویزخسروانی مدیریت «مسجنه» بهایی بود و هر هفته در منزل او جلسه‌ای با شرکت عطاءالله خسروانی، وزیر کار، دکتر راسخ و دکتر ایقایی تشکیل می‌شد. عطاءالله خسروانی با سپهبد ایادی، پزشک مخصوص شاه در ارتباط بود و از او دستور می‌گرفت. پرویز خسروانی توسط همسرش و در حضور دکتر علی‌محمد ورقا که استاد دانشگاه و یکی از روحانیون متعصب بهایی بود، رسماً دین بهائیت را پذیرفت و تعهد کرد بهایی بودن خود را بر کسی آشکار نکند!پس از آنکه عبدالکریم ایادی پزشک مخصوص محمدرضا پهلوی شد، موقعیت بهایی‌ها بسیار بهبود پیدا کرد و مشاغل مهم به آنها واگذار و جمعیت بهایی‌های ایران سه برابر شد.
ملیحه نعیمی که در واقع ولی‌نعمت پرویز خسروانی بود، همواره از او می‌خواست به شکل نامحسوس افراد اداری، درجه‌دارها و افسرانِ بهایی را مورد لطف خاص قرار بدهد. عطاءالله خسروانی هم در وزارت کار همین شیوه را در پیش گرفت و بهایی‌های زیادی را در پست‌های مهم وزارت کار به کار گمارد، از جمله مهندس مجد، معاون فنی وزارت کار و پرتو اعظم مدیرکل امور اجتماعی وزارت کار. قابل ذکر است نام پدر ملیحه، عبدالحسین و پسر نعیم شاعر معروف بهایی‌ها بود و به همین دلیل هم در بین بهایی‌ها از جایگاه خاصی برخوردار بود. او از ابتدا در سفارت انگلستان خدمت می‌کرد و تا آخر عمر هم از نوکری برای آنها چیزی کم نگذاشت و سالی چند بار برای رسیدگی به کار تشکیلاتی بهایی‌ها که دفتر آن در لندن بود، به آنجا می‌رفت و به تربیت مبلغین و جاسوسان برای اعزام به سراسر دنیا می‌پرداخت. دختران او هم در مجالس قمار، عیش و عشرت به کسب اخبار و اطلاعات لازم می‌پرداختند و آنها را در اختیار پدرشان قرار می‌دادند.
ملیحه نعیمی از بهایی‌های متنفذ و از مأمورین سازمان اطلاعاتی انگلستان بود. پدرش عبدالحسین در فاصله سال‌های ۱۳۲۰ تا ۱۳۲۴ ریاست کمیته محرمانه سفارت انگلیس در تهران را به عهده داشت و با دبیر اول سفارت انگلیس، در امور داخلی و سیاست خارجی ایران نقش تأثیرگذاری را ایفا می‌کرد. همچنین او یکی از دوستان و همکاران نزدیک دوشیزه لمبتون بود که در جنگ جهانی رئیس کمیته اینتلیجنت سرویس انگلستان در تهران بود و امور سیاسی ایران را در جهت منافع دولت متبوع خود مدیریت می‌کرد. عبدالحسین نعیمی در سال ۱۳۲۶ از کار در سفارت انگلیس کناره‌گیری کرد، اما به شکل مخفیانه همکاری خود را با سرویس اطلاعات انگلیس ادامه داد.
ملیحه نعیمی نیز در انجام وظایف اطلاعاتی و جاسوسی با پدرش همکاری و در سال چندین بار به انگلیس و اروپا سفر و در گردهمایی‌های بهایی‌های دنیا که در لندن، واشنگتن و کانادا برگزار می‌شدند، شرکت می‌کرد و در راه اشاعه بهائیت در ایران نهایت تلاش را انجام می‌داد و از این نظر در ایران بی‌رقیب بود! او از طریق پدرش با دیپلمات‌های انگلیس و امریکا رابطه داشت و در لندن هم با همسران وزرا و نمایندگان مجالس انگلستان مراوده داشت. پرویز خسروانی پس از آنکه همسرش را طلاق داد، بهایی بودن او را افشا کرد و گفت: «این مسئله موجب اختلاف آنها بوده است.» وی همچنین ادعا کرد اغلب کلیمی‌ها بهایی هستند.
 
فساد اخلاقی جنون‌آمیز
افسارگسیخته در فساد جنسیدر خانواده خسروانی فسادهای علنی و افسار گسیخته‌ای وجود داشت که از طریق آنها به سازمان‌ها و وزارتخانه‌هایی که مسئولیتشان را به عهده داشتند، تزریق می‌شد. پرویز خسروانی نظیر اغلب رجال دربار پهلوی، به انواع مفاسد اخلاقی آلوده بود و به خاطر نفوذ و قدرتی که داشت، از انجام هیچ انحرافی ابا نداشت. فردی به نام مصطفوی که از همکلاسی‌های او در دارالفنون بود می‌گفت: « مدیر مدرسه، خسروانی را به دلیل همجنس‌بازی از مدرسه اخراج کرد.» او بعدها در باشگاه تاج، هتک حرمت دختران جوان و کارمندان خود را از حد گذراند و با زنان متعددی رابطه نامشروع داشت. داستان این بی‌بند و باری‌ها حتی به مطبوعات هم می‌کشید، ولی اغلب با دادن پول و تهدید شاکی‌ها دست از شکایت خود برمی‌داشتند. در اسناد ساواک گزارش‌های گوناگونی از این رفتارهای ضد اخلاقی و شکایت‌های گوناگون دختران مجرد و زنان شوهردار از پرویز خسروانی آمده است.
ملیحه نعیمی همسر پرویز خسروانی نیز دست کمی از شوهرش نداشت و روابط نامشروع او با مردان متعدد از دید اطرافیان پنهان نبود. یکی از این افراد «جلال آهنچیان» بود که ملیحه نعیمی پس از طلاق از خسروانی، با او زندگی می‌کرد. فرزندان این زن و مرد بی‌بند و بار نیز راه پدر و مادرشان را در پیش گرفتند، از جمله شهرزاد خسروانی که چنان در این کار افراط کرد که پدر و مادرش را به ستوه آورد. او عاشق پسری معتاد شد و به خاطر او دست به خودکشی زد و از خانه پدرش فرار کرد. کیوان خسروانی هم با ازدواج با پسر تیمسار صفاری و چاپ و توزیع کارت عروسی برای این همجنسگرایی گوی سبقت را در فساد و بی‌بند و باری از همگنان خود ربود.
 
فساد اقتصادی جنون‌آمیز
رفتار خانواده خسروانی در واقع نشانه‌ای از عمق فساد دربار پهلوی است که با سپردن مناصب مهم کشور به بهایی‌ها و اشاعه فحشا، در واقع ریشه‌های اخلاقی و فرهنگی جامعه را نشانه رفته بودند. پرویز خسروانی در زمینه‌های اقتصادی هم به پیروی از پهلوی‌ها و استفاده از نفوذ و قدرت خود در ارتش، توانست زمین‌های زیادی را تصرف کند و سند آنها را به نام خود بزند. فهرست املاک و زمین‌های او بسیار مطول و از حوصله این مقال خارج است و تنها به چند نمونه اشاره می‌شود:
* تصرف زمین‌های وحیدیه و نازی‌آباد
* تصرف زمین‌های روستای سرودار در فاصله کرج و چالوس
* تملک ۲۵ هکتار زمین‌های طرشت با تهدید رئیس اداره حفاظت محیط زیست
* تصرف ۳۷ هکتار زمین در کرج
* تصرف ۴ هکتار زمین در جنب پپسی‌کولا در خیابان آیزنهاور.
حسین فردوست در خاطراتش می‌نویسد: «روزی به سرهنگ ضرابی، مدیرکل نهم ساواک دستور دادم املاک و زمین‌های خسروانی و خانواده‌اش را در کل ایران لیست کند و معلوم شد این فهرست بیش از ۲۰۰ رقم است.
جالب اینجاست گزارش زمین‌خواری‌های بی‌حد و حصر خسروانی به شاه داده شد، اما او هیچ دستوری برای ممانعت از خسروانی صادر نکرد. پرویز خسروانی و ملیحه نعیمی از طریق کارهای غیر قانونی برای مخالفان خود دردسرهای فراوانی ایجاد می‌کردند. خسروانی از این جنبه حتی به دوستان نزدیکش هم رحم نمی‌کرد و سعی داشت حتی نصیری و اویسی را هم از ریاست ژاندارمری خلع کند و خود جانشین آنها شود.»
پرویز خسروانی با اجیر کردن مطبوعات علیه تیمسار حجت گزارش‌هایی را چاپ کرد و به نارضایتی در بین کارکنان سازمان‌های تحت مسئولیت او دامن زد. او با نفوذ در جلسات ملکه مادر و تبانی با رئیس دفتر ویژه ملکه مادر و نیز از طریق رفاقت ملیحه نعیمی با همسر فردوست، سعی کرد زیر پای عظیمی، مدیرکل دخانیات را جارو کند. او برای دستیابی به مقاصدش از هیچ تهدیدی ابا نداشت و از طریق دکتر ایادی می‌توانست در بسیاری از نهادها اعمال نفوذ کند. ایادی هم برای انجام مأموریت‌هایش به خسروانی اعتماد داشت. خسروانی به دوستی خود با دکتر ایادی مفتخر بود و با حمایت او به قول خودش می‌توانست هر کسی را نابود کند. اعمال نفوذهای متعدد او به‌گونه‌ای بود که هیچ‌کسی در هیچ پستی از حیله‌های او در امان نمی‌ماند.
 
سودهای سرشار از راه قاچاق مواد‌مخدر
رشوه دادن و رشوه گرفتن در رژیم پهلوی جزو رسوم متداول بود و از صدر حکومت یعنی شاه و دربار تا پایین‌ترین رده‌های اداری را آلوده کرده بود. خسروانی با تکیه بر زور و سلاح و نظامی‌گری طبیعتاً از طریق رشوه کسب ثروت می‌کرد و از آنجا که خود و همسرش قماربازهای حرفه‌ای بودند، برای تهیه پول دست به هر کاری می‌زدند. خسروانی برای ثبت املاکی که تصرف می‌کرد، با سازمان ثبت احوال و دادگستری سر و کار زیادی داشت و لذا در این دو نهاد رشوه‌های کلان می‌داد و کارش را راه می‌انداخت، از جمله یک جا سوئیچی تمام طلا را با مارک تربیت‌بدنی برای یکی از وکلای دادگستری تهران به نام «هوشنگ شمیرانی» فرستاد که موانع قانونی را در دادگستری از سر راهش بردارد.
خسروانی به عنوان فرمانده ارشد ژاندارمری در قاچاق کالاها نیز دست داشت و از این راه هم ثروت هنگفتی را به دست آورد. او برای هیچ کالایی حق گمرک نمی‌پرداخت! و آنها را به چند برابر قیمت واقعی در فروشگاه فردوسی می‌فروخت و سود زیادی به جیب می‌زد. ملیحه نعیمی هم با وارد کردن اتومبیل از کویت و نپرداختن حق گمرکی سود سرشاری می‌برد. ورود و فروش مواد مخدر هم تجارت پرسودی بود که از طریق ارگان‌های نظامی به‌خصوص ژاندارمری صورت می‌گرفت و در کنار اشرف پهلوی، حمیدرضا، محمودرضا و غلامرضا پهلوی فرماندهان ژاندارمری از جمله اویسی و خسروانی هم ثروت‌های کلانی را از این طریق به جیب می‌زدند. حتی سردار فاخر حکمت، رئیس مجلس شورای ملی که مصونیت دیپلماتیک داشت، با ماشین شخصی خود از جنوب به تهران تریاک حمل می‌کرد و در تهران می‌فروخت! به دلیل وجود اویسی و خسروانی در ژاندارمری مرزهای کشور به روی کاروان‌های مواد مخدر باز بود و در داخل کشور هم این محموله‌ها به نفع اشرف و برادرانش ضبط و فروخته می‌شدند. خسروانی در فرماندهی منطقه یک مرکزی با قاچاقچیان همکاری می‌کرد و از طریق تجارت مواد‌مخدر ثروت زیادی به دست می‌آورد، از جمله قاچاقچیان معروفی که با خسروانی همکاری می‌کردند، احمد راه‌آهنی بود که از ترکیه تریاک وارد می‌کرد و در این تجارت با خسروانی شریک بود. خسروانی با دریافت رشوه از قاچاقچی‌ها آنها را با محموله‌های بزرگ آزاد می‌کرد.
 
قمارباز حرفه‌ای
یکی از سرگرمی‌های عمده خسروانی و همسرش قمار بود و یکی از معروف‌ترین جلسات قمار در منزل او برگزار می‌شد و وزرا، وکلا و مسئولان عالی‌رتبه کشور در آن شرکت می‌کردند و میلیون‌ها تومان رد و بدل می‌شد. یک بار خسروانی که مبلغ سنگینی را باخته بود، به زور اسلحه پول خود را پس گرفت و کار به دعوا و جنجال کشید و ساواک مجبور شد دخالت کند. خسروانی زندگی خود را روی قمار گذاشت و این موضوعی بود که همسرش هم از آن گله داشت. فساد خانواده خسروانی فقط نمونه کوچکی از فساد رژیم غارتگر پهلوی است. 

 
منبع: روزنامه جوان
انتهای پیام/

پرویز خسروانی، از رجال تأثیرگذار دربار پهلوی، در خانواده‌ای ملاک و با‌نفوذ، در سال ۱۳۰۱ در تهران به دنیا آمد.

بررسی کلی

امتیاز کاربر: اولین نفر باشید.
0
https://telegram.me/empireoflies

دیدگاهتان را ثبت کنید

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شدعلامتدارها لازمند *

*

theme