https://telegram.me/empireoflies

از بمباران عراق تا موشکباران سوریه

به گزارش جنبش مقابله با رسانه‌های بیگانه، امپراتوری دروغ: در کشاکش موشکباران اخیر آمریکا علیه کشور سوریه، عمده دیدگاه‌ها درباره کم و کیف عملیات نظامی بود و کمتر به این موضوع پرداخته شد که سران سه کشور آمریکا، فرانسه و انگلیس (که شاید اگر آلمان هم ارتش مجهزی داشت در کنار آنها بود) این موشکباران را بدون اجازه سازمان ملل متحد و حتی مجالس کشور خود انجام دادند. از یک نگاه بسیار ساده می‌توان چنین توجیه کرد که این کشورها وارد یک جنگ تمام عیار نشدند و در پشت صحنه با روسیه درباره ابعاد عملیات توافق کرده بودند، اما باید دقت داشت که آثار عملکردهای سیاسی محدود به خواسته‌های ما نخواهند ماند و در متن‌های دیگری بازخوانی خواهند شد. اتفاقی که رخ داده است، از بعد سیاسی پیام دیگری هم دارد: کشورهایی که سازمان ملل متحد را خلق کردند و هنوز با آن به ظاهر کار می‌کنند، در تصمیم‌گیری‌های خطیری که ممکن است باعث بروز یک جنگ بزرگ فرامنطقه‌ای شود، هیچ توافقی نمی‌توانند در سازمان ملل متحد داشته باشند و هیچ نیازی به طی کردن مسیر از راه بزرگترین و مشروع‌ترین نهاد بین المللی نمی‌بینند.
سال‌ها قبل و در آستانه حمله جرج بوش دوم به عراق، نامه‌ای موسوم به نامه روشنفکران آمریکایی خطاب به بوش منتشر شد. نامه روشنفکران آمریکایی، همان نقطه سیاسی مهمی بود که باید مورد توجه اهل اندیشه قرار می‌گرفت و تفسیر می‌شد. در همان زمان، دکتر داوری اردکانی در سخنرانی‌ای که در دانشگاه امام صادق؟ره؟ داشتند ضمن این تعریض که: «گفته شده است در آمریکا روشنفکر وجود ندارد، زیرا منتقدان بلافاصله وارد سیستم قدرت می‌شوند»، تأکید کرد نگارش نامه‌ای در تحریض رهبر سیاسی قدرتمندترین کشور جهان به جنگ با یک کشور، آن هم بدون نیاز به اجازه سازمان ملل متحد، یک نقطه عطف مهم است.
مع‌الاسف کسی در آن زمان اهمیت اتفاق مذکور را درنیافت. در واقع اقدامی که جرج دبلیو بوش با قلدری و دور زدن نهادهای بین‌المللی انجام داد، در نوع خود کم‌سابقه بود. در ماجرای حمله به عراق، هیچ نوع تقابلی از نوع بلوک شرق و غرب وجود نداشت. هم‌پیمان مهم آمریکا در اروپا یعنی فرانسه به شدت با این حمله مخالفت کرد و در جشنواره کن به مایکل مور که جرج بوش را هجو کرده بود جایزه داد. مخالفت فرانسه و آلمان در آن زمان، نشان داد که اروپا مایل است از نحوه‌ای استقلال سیاسی دربرابر آمریکا
برخوردار باشد.
امروز فضای سیاسی جهان بسیار تغییر کرده است. در واقع و پس از شوک دور زدن سازمان ملل متحد، به نقطه‌ای رسیده‌ایم که اصلاً کسی از دور زدن سازمان ملل و حتی کنگره(به فرض این که درباره دومی واقعاً چنین باشد) تعجب نمی‌کند. این بار همه می‌دانند که ترامپ به ویژه با آن «پرستیژ» عملگرا و رادیکالی که از خود ساخته است، پرستیژی که هیچ معنایی جز ناتوانی آمریکا در حل معضلات خود از طریق ساختارها و مقررات بین‌المللی ندارد، به مراتب بسیار شدیدتر از بوش خودسرانه عمل خواهد کرد. البته این خودسرانه بودن صرفاً در برابر ساختارها و قوانین است و نه در برابر جریان‌های ذی‌نفوذ و سرمایه‌دارهای جهان که اصلاً ترامپ در قلب آنهاست. در واقع خودسرانه بودن به معنای مستقل بودن نیست، رسالت ترامپ اول نجات سرمایه‌داری آمریکا از رکود و چه بسا ورشکستگی‌های آتی با زنده کردن صنایع نظامی است و سپس کمک به کنترل مشکلات فزاینده عمومی مردم در ایالات متحده.
اهمیت دور زدن قوانین بین‌المللی و ساختارهای جهانی توسط آمریکا در چیست؟ اهمیت آن در این است که این ساختارها و قوانین آن جز با خود آمریکا به وجود نیامده‌اند. آمریکا میزبان سازمان ملل متحد و مرکز قدرت جهانی سرمایه‌داری است. آمریکا خود را تمثل آزادی و حقوق بشر می‌خواند و سازمان ملل برای حراست از این ارزش‌ها پدید آمده‌اند. کسی که این نهادها را زیر پا می‌گذارد، یک کشور یاغی و طاغی در گوشه‌ای از جهان نیست. کسی آنها را زیر پا می‌گذارد که خود، آ‌نها را خلق کرده و از آنها حمایت کرده است. آمریکا حرمت امامزاده‌ای را مخدوش می‌کند که معمار اصلی و متولی اصلی آن خود اوست.
اهمیت همراهی اروپا با آمریکا در ماجرای جدید اینجاست که اروپا ته مانده اعتبار خود را به مثابه قلب فرهنگ مدرن و مصدر ارزش‌های آن، با ترامپ به مسلخ برد. در واقع اروپا امروز نشان داد که هیچ نوع استقلالی دربرابر آمریکا ندارد و باید پس از این اروپای مستقل در برابر منافع آمریکا را به تاریخ پیوسته دانست. اروپایی که می‌توانست حداقل ژستی در برابر جرج بوش بگیرد و همچنان از ارزش‌های مدرن در برابر یانکی‌های عملگرا دفاع کند، دیگر وجود ندارد. به تعبیری می‌توان گفت اروپا در آمریکا هضم شده است و به پایان خود رسیده است.
واقعه موشکباران سوریه، در کنار دیگر اقدامات ترامپ مانند خروج از یونسکو، فراتر از دلالت‌های سیاسی اولیه خود، نشانگری مهم از انحطاط و بحران فراگیر در بطن عالم مدرن است.

یادداشت
دکتر سید مهدی ناظمی قره‌باغ

انتهای متن/ صبح نو

به گزارش جنبش مقابله با رسانه‌های بیگانه، امپراتوری دروغ: در کشاکش موشکباران اخیر آمریکا علیه کشور سوریه، عمده دیدگاه‌ها درباره کم و کیف عملیات نظامی بود و کمتر به این موضوع پرداخته شد که سران سه کشور آمریکا، فرانسه و انگلیس (که شاید اگر آلمان هم ارتش مجهزی داشت در کنار آنها بود) این موشکباران …

بررسی کلی

امتیاز کاربر: اولین نفر باشید.
0
https://telegram.me/empireoflies

دیدگاهتان را ثبت کنید

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شدعلامتدارها لازمند *

*

theme