https://telegram.me/empireoflies

ارنست پرون چه کسی بود؟

به گزارش جنبش مقابله با رسانه‌های بیگانه، امپراتوری دروغ: این مطلب برگرفته از کتاب خاطرات حسین فردوست، دوست دوران کودکی محمدرضا پهلوی است.

در مدرسه امروزه مستخدمی وجود داشت که راهرو و اتاق ها را تمیز می کرد و من شخصاً او را در حال نظافت و جارو کشیدن می دیدم. او ترتیبی داده بود که راهرو و اتاق هایی را نظافت کند، که ولیعهد هم در همان راهرو اتاق داشت. نام او ارنست پرون بود. خودش می گفت که سوئیسی است و خانواده اش هم ساکن سوئیس است. طبق گفته های خودش، چهار- پنج ماه قبل از انتقال ما به مدرسه له روزه در انجا استخدام شده بود. مدت کوتاهی نگذشت که دیدم ارنست پرون دائما در اتاق محمدرضا است.

او به محض اینکه کارشی تمام می شد به اتاق محمدرضا می رفت و من هم گاهی می رفتم. در برخورد با پرون مشاهده کردم که او، که بظاهریک نظافتچی ساده است، در شعر و ادبیات و فلسفه دارای معلومات سطح بالایی است. در رمان خوانی مهارت عجیبی داشت و برای محمدرضا رمان های جذاب می خواند و نحوه قرائت او طوری بود که ولیعهد را بیشتر جذب رمان می کرد. محمدرضا شیفتهٔ او شد و می گفت که هر شب باید از ساعت فلان بیایی و برای من فلان رمان را قرائت کنیا برای پرون زمان مطرح بود. هرگاه بیکار می شد به اتاق محمدرضا می آمد و من هم که می دیدم دیگر محمدرضا تنها نیست کمتر مزاحمشان می شدم. البته گاهی شرکت می کردم، ولی چون علاقه ای به مطالبی که پرون می خواند نداشتم، زود به اتاق خودم می رفتم.

پرون شاعر هم بود و شعرهای خوبی می سرود، البته در سطح شعرای متوسط و معمولی. رفاقت محمدرضا با پرون تا سال ۱۳۱۵ ادامه داشت و زمانی که به ایران بازمی گشتیم ولیعهد به پرون قول داد که من از پدرم مصراً خواهم خواست که تو به ایران بیایی و با من باشی! پرون اشکارا از این مسئله خوشحال بود.

در آن سالها در گنجایش فکری من بود که به گاه قضیه ارنست برون می برم و فکر کنمکه چرا او به چنین کاری، که به هیچوجه با شخصیت و سطح معلوماتش منطبق نیست، اشتغال دارد؟! چرا یک ادیب و شاعر (در سطح تحصیل کرده های دانشگاهی اروپا) نظافت چى ساده مدرسه له روزه است؟! چرا مدت کوتاهی قبل از ورود ما به له روزه در آنجا استخدام شد؟ چرا فقط به نظافت راهرویی اشتغال داشت که اتاق ولیعهد در آن بود؟ چرا همه اوقات فراغت خود را در اتاق ولیعهد می گذرانید؟! در اینجا مسئله مدیر مدرسه هم مطرح است، که چرا اجازه میداد چنین فردی با چنین معلوماتی نظافت چی شود و چرا تسهیلات لازم را برای روابط گسترده او با محمدرضا، علیرغم مغایرت آن با مقررات مدرسه فراهم می سازد؟! امروزه مشخص است: مدیر مدرسه، که یک بلژیکی بود، همسر آمریکایی داشت و یک فرد سیاسی بود و آنچنان که از صحبت هایش به یاد دارم مشخص بود که با انگلیسی ها میانهٔ خوبی دارد. روشن است که پرون قبل از ورود ما، با موافقت مدیر مدرسه و شاید با هدایت مستقیم خود او، توسط سرویس اطلاعاتی انگلیسی، در مدرسه «کاشته» شده بود، تا بعدها به مرموزترین و مؤثرترین چهره پشت پرده دربار ایران تبدیل شود!

انتهای پیام/

این مطلب برگرفته از کتاب خاطرات حسین فردوست، دوست دوران کودکی محمدرضا پهلوی است.

بررسی کلی

امتیاز کاربر: اولین نفر باشید.
0
https://telegram.me/empireoflies

دیدگاهتان را ثبت کنید

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شدعلامتدارها لازمند *

*

theme