https://telegram.me/empireoflies
مقام اول مملکت در حالی به غرب سفر می‌کرد که هیچ درکی از پیشرفتهای تمدن غربی به ویژه در حیطه قانون و حکومت نداشت. از این رو بعید نبود که به اموری تن دهد که به جایگاه خود آسیب بزند.

ارمغان سفر شاهان قاجاری به غرب

به گزارش جنبش مقابله با رسانه‌های بیگانه، امپراتوری دروغ: مقام اول مملکت در حالی به غرب سفر می‌کرد که هیچ درکی از پیشرفت‌های تمدن غربی به ویژه در حیطه قانون و حکومت نداشت. از این رو بعید نبود که به اموری تن دهد که به جایگاه خود آسیب بزند. اگرچه همین سفرها مقدمه برخی تغییرات و اصلاحات محدود از بالا را فراهم می‌کرد.

اینکه عصر قاجاری را عصر واگذاری امتیازات برشمریم، گزاف نگفته ایم. پادشاهان این دوره در کنار دیگر گروه‌ها همچون سیاحان و تحصیلکردگان، خود از نخستین کسانی بودند که به فرنگ مسافرت می‌کردند و با تاثیر از پیشرفتهای تمدن غربی، تقلید از غرب را در مواردی پیشه کردند.

هر چند نوک پیکان این تقلیدها در آخر متوجه سلطنت بود. در واقع می‌توان گفت این تقلید صرفا ظاهری بود و برای آنها تا جایی قابل قبول بود، که مسند ملوکانه آنها را متزلزل نکند. مقام اول مملکت در حالی به غرب سفر می‌کرد که هیچ درکی از پیشرفت‌های تمدن غربی به ویژه در حیطه قانون و حکومت نداشت.۱

از این رو بعید نبود که به اموری تن دهد که به جایگاه خود آسیب بزند. اگرچه همین سفرها مقدمه برخی تغییرات و اصلاحات محدود از بالا را فراهم می‌کرد. در واقع این سفرها خود یکی از زمینه‌های عینی و ذهنی اصلاحات در ایران را غیر مستقیم فراهم می‌کرد. خود تامین هزینه این سفرها فشارهایی را بر گرده مردم می‌آورد.۲ در این زمینه سفرهای ناصرالدین شاه، مظفرالدین شاه و احمد شاه قاجار اهمیت بیشتری دارند. در واقع در دوران همین سه پادشاه قاجاری بود که تغییرات و تحولاتی ظاهری در ایران صورت گرفت. یکی به ترغیب صدر اعظم خود، دیگری برای مداوای بیماری و دیگری برای تصدیق قرارداد و هر یک به دلیلی راهی غرب شدند. دستاوردها و پیامدهای این سفرها گاه بر علیه خود مردم در جامعه ایران آن روز به کار گرفته می‌شد.

سفرهای ناصرالدین شاه
ناصرالدین شاه در قریب به پنجاه سال پادشاهی خود سه مسافرت به غرب داشت. همین سفرها خود گرایش به نوسازی محدود را در شاه ایجاد کرد. اولین سفر وی در سال ۱۸۷۳ آغاز شد که به دعوت اتریش برای بازدید از «نمایشگاه بین المللی وینه» صورت گرفت و شاه از ۹ کشور دیدن کرد. در واقع این سفر به ابتکار مشیرالدوله، میرزا حسین خان سپهسالار صدر اعظم صورت گفت تا شاه را با اهداف خود همسو کند. هدف این بود که شاه با ترقیات غرب و در نتیجه وجود قوه مقننه آشنا شود و بداند که دیگران چگونه کشور‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ داری می‌کنند تا وقتی که به ایران بر‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ می‌گردد به این مسائل اهمیت دهد.۳

فارغ از اینکه یک دلیل این سفرها عیاشی و خوشگذرانی شاه بود، ناصرالدین شاه در سفرنامه خود هدف از مسافرت خود به اروپا را بهبود و تدارک و مسائل ترقی قشون و از قبیل اسلحه و مهمّات و مشاق و غیره بیان می‌کند و تغییر در قشون خود در آینده را لازم می داند. ۴ البته در همین سفر بود که شاه ایران قصد لغو امتیاز رویتر را که در سال ۱۸۷۲ به رویتر داده شده بود، بروز داد. بازگشت از سفر اول عزل سپهسالار را در پی داشت.

سفر دوم ناصرالدین شاه به اروپا در سال ۱۸۷۸ دوباره به پیشنهاد سپهسالار صورت گرفت. روس‌ها در این سفر گوی سبقت را از رقبای خود در ایران، همچون انگلیس ربودند. در این سفر وضع لباس و نظام قزاق‌های روسی چشم شاه را گرفت. پیرو این سفر در سال ۱۸۷۹ یک عده افسر قزاق به ایران فرستاده شدند تا قزاقخانه شاهنشاهی را تاسیس کنند که خود به یکی از مهمترین ابزارهای نفوذ روسیه در ایران تا تشکیل ارتش جدید تبدیل شد.۵ سومین سفر ناصرالدین شاه به دعوت ولف، فرستاده انگلیس صورت گرفت. شاه برای تامین هزینه سفر مجبور به استقراض از رویتر شد. ولخرجی‌های شاه در سفر سوم منجر به خالی شدن خزانه و در نهایت دادن امتیاز توتون و تنباکو به تالبوت انگلیسی برای تحصیل منابع مالی شد. روند این امتیاز موجب اعتراض جامعه ایران شد و در نهایت جنبش تنباکو و فتوای میرزای شیرازی را در پی داشت.۶

سفرهای مظفرالدین شاه
مظفرالدین شاه نیز همچون پدر هوای فرنگ در سر داشت و به همین جهت در تهیه پول عجله داشت. دو میلیون و دویست هزار لیره روسی صرف سفر شاه مریض به اروپا در سال ۱۹۰۰ شد. در نتیجه این سفر شاه مجبور شد عواید گمرکات را وثیقه روس‌ها کرده و در بازگشت از سفر نیز امتیاز نفت جنوب را به دارسی بدهد.۷ از سفر اول دو سال نگذشته بود که مریضی شاه بهانه سفر مجدد او به اروپا شد و این بار نیز روس‌ها با گرفتن عواید جاده‌های شمال کشور و امتیاز ساختمان راه شوسه از جلفا به تبریز و تهران، هزینه سفر او را دادند و شاه در سال ۱۹۰۲ به اروپا رفت.۸ همین سفرها نفوذ روسها در ایران را به حد اعلی رساند که منجر به قرارداد ۱۹۰۱ بین دو کشور شد که بعد از عهدنامه ترکمانچای شدیدترین ضربه را به استقلال ایران وارد کرد و روس‌ها از پرداخت عوارض گمرکی کالاهای پرمصرفی همچون قند و شکر معاف شدند. این قرارداد در سفر دوم شاه در روسیه مورد تصدیق قرار گرفت.۹

سومین سفر ناصرالدین شاه به دعوت ولف، فرستاده انگلیس صورت گرفت. شاه برای تامین هزینه سفر مجبور به استقراض از رویتر شد. ولخرجی‌های شاه در سفر سوم منجر به خالی شدن خزانه و در نهایت دادن امتیاز توتون و تنباکو به تالبوت انگلیسی برای تحصیل منابع مالی شد.

مسافرت سوم شاه به اروپا در سال ۱۲۸۴ صورت گرفت. این بار بانک شاهی انگلیس هزینه سفر را تامین کرد. در عین حال عین الدوله برای تامین هزینه سفر، نوز بلژیکی، رییس گمرکات را مجبور کرد هزینه گمرکات را افزایش دهد. افزایش تعرفه گمرکی به تحصن تجار در حرم عبدالعظیم منجر شد و در واقع در کنار سایر عوامل، در خواست سایر مطالبات از جمله عدالتخانه و ایجاد انقلاب مشروطه را تسریع کرد و یک سال بعد از سفر سوم، مظفر الدین شاه فرمان مشروطیت را امضا کرد.۱۰خزانه خالی کشور که از ناصرالدین شاه به پسرش ارث رسیده بود، خالی تر از قبل شد و اوضاع اقتصادی کشور بد بود و با این سفرها بدتر از قبل شد و زمینه های نارضایتی جامعه ایران را بیش از پیش فراهم کرد.
 

سفرهای احمدشاه قاجار
این حکایت سفر رفتن به غرب به احمد شاه نیز می‌رسد. او نیز مانند پدر و پدر بزرگ خود سه بار عازم اروپا شد. با این تفاوت که سفر سوم وی بدون بازگشت بود. این سفرها به ترتیب در سالهای ۱۲۹۸، ۱۳۰۰ و ۱۳۰۲ صورت گرفت. سفر اول در راستای این بود که وثوق الدوله شاه را وادار به ایراد بیاناتی در موافقت با قرار داد ۱۹۱۹ کند که خود باعث آن بود. در جریان این سفر و در پاریس، دولت فرانسه مخالفت خود را با قرارداد وثوق ابراز داشت و به شاه اطمینان داد دربرابر مخالفتش با قرارداد از او حمایت می‌کنند. البته احمد شاه در لندن حاضر نشد سخنی از قرارداد به میان آورد و با تهدید انگلیسیها در ارتباط با سقوط سلسله قاجاری مواجه شد.۱۱ در جریان همین سفرها بود که ر‌ضاخان توانست قدرت را در ایران به دست گیرد.

شاه جوان اقامت در غرب را بر سلطنت در ایران ترجیح می‌داد و البته اوضاع اقتصادی ایران همچون دوران پدر و جدش ملتهب بود. عوامل رضاخان در شهرهای مختلف چنین تبلیغ می‌کردند که شاه جوان علاقه‌ای به ایران ندارد و به دنبال عیاشی در فرنگ است. انگلیسی‌ها هم ضمن مبالغه در اوضاع آشفته ایران پیش شاه، اصرار بر ماندن وی در لندن کرده تا رضاخان امنیت را به کشور برگرداند و این گونه زمینه سرنگونی قاجارها فراهم شد.۱۲

فرجام سخن
با توصیفاتی که از سفرهای سه شاه قاجاری به غرب داشتیم، نمی‌توان صحبت از دستاورد کرد. اگر این سفرها، غیر مستقیم زمینه تغییرات مثبتی را در ایران آن دوره فراهم می‌کرد، خواسته این شاهان نبود. در ارتباط با ناصر‌الدین شاه می‌توان گفت دو امتیاز رویتر و توتون و تنباکو و ایجاد قزاقخانه در کنار خالی شدن خزانه کشور مهمترین پیامد سفرهای وی بود. احداث خط آهن، ورود دستگاه چاپ و تشکیل نیروی نظامی به سبک اتریش و روسیه از نتایج سفر اول و دوم وی بود.۱۳

البته پیامد دیگر این سفرها افزایش نفوذ روسیه و انگلیس در ایران بود. همین موارد را هم می‌توان راجع به سفرهای مظفرالدین شاه بیان کرد. هر سه سفر وی با استقراض از روس و انگلیس صورت گرفت. به ویژه که نفوذ روسها بیشتر و اوضاع اقتصادی کشور آشفته تر و نارضایتی بیشتر شد. در دوره محمدعلی شاه قاجار همین نیروی قزاق که دستاورد سفرهای ناصرالدین شاه بود بر علیه مشروطه خواهان وارد عمل شد و مجلس را به توپ بست.

سفرهای مظفرالدین شاه که از اساس در راستای اهداف شخصی شاه و برای خوشگذرانی بود. در نهایت در دوره احمد‌‌ شاه یک سفر برای تصدیق قرار داد وثوق انجام شد. آخر اینکه رضاخان میرپنج از دل همین نیروهای قزاق انتخاب شد و به عمر سلسله قاجاری خاتمه داد. در کنار این که این سفرها برای منافع شخصی شاهان انجام می‌شد، قدرتهای خارجی در واقع از این سفرها در راستای نفوذ بیشتر خود استقبال می‌کردند.

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
 

۱٫فریدون آدمیت،اندیشه ترقی و حکومت قانون (عصر سپهسالار )، تهران، انتشارات خوارزمی، ۱۳۶۷، ص ۲۱۵٫

۲٫صادق زیبا کلام، سنت و مدرنیته، تهران، نشر روزنه، ۱۳۸۶، ص ۱۴۵٫‌‌‌‌

۳٫عبدالله مستوفی، شرح زندگانی من، جلد ۱، تهران، کتابفروشی زوار، ۱۳۶۰، ص ۳۵۱٫

۴٫ناصرالدین شاه،سفرنامه ناصر الدین شاه، اصفهان، انتشارات اندیشه اصفهان، ۱۳۷۳، ص ۲٫

۵٫عبدالرضا هوشنگ مهدوی، تاریخ روابط خارجی ایران از ابتدای دوران صفویه تا پایان جنگ جهانی دوم، تهران، امیر کبیر، ۱۳۸۶، ص ۳۰۰٫

۶٫مریم تبریزی، میرزای شیرازی، تهران، مدرسه، ۱۳۸۹، ص ۴۲٫

۷٫مهدی کاشانی، سفرنامه مظفرالدین شاه به فرنگ، تهران، زوار، ۱۳۶۱، ص ۱۸۷٫

۸٫هوشنگ مهدوی، همان، ص ۳۱۱٫

۹٫محمدعلی جمال زاده،گنج شایگان، تهران، دانشگاه تهران، ۱۳۷۶، ص ۱۲۴٫

۱۰٫بدایع کوریلن، مظفرالدین شاه در اروپا، تهران، دفتر سیاسی پاسداران، ۱۳۶۰، ص ۲۰۸٫

۱۱٫هوشنگ مهدوی، همان، ص ۳۶۳٫

۱۲٫سعید قانعی، احمد شاه قاجار، تهران، ساحل آوای عشق، ۱۳۸۷، ص ۷۸٫

۱۳٫عباس رمضانی،ناصرالدین شاه قاجار، تهران، ترفند، ۱۳۸۳، ص ۸۸٫

انتهای پیام/فارس

مقام اول مملکت در حالی به غرب سفر می‌کرد که هیچ درکی از پیشرفتهای تمدن غربی به ویژه در حیطه قانون و حکومت نداشت. از این رو بعید نبود که به اموری تن دهد که به جایگاه خود آسیب بزند.

بررسی کلی

امتیاز کاربر: اولین نفر باشید.
0
https://telegram.me/empireoflies

دیدگاهتان را ثبت کنید

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شدعلامتدارها لازمند *

*

theme