https://telegram.me/empireoflies
مدرس در جمع نمایندگان اقلیت مجلس پنجم

بخش دوم/ آشنایی با احزاب و گروه‌های سیاسی معاصر ایران

اختصاصی – به گزارش جنبش مقابله با رسانه‌های بیگانه، امپراتوری دروغ: دوره اول تحزب از آغاز نهضت مشروطه (۱۲۸۴-۱۳۰۴) تا حاکمیت رضاخان

مسلمات تاریخی دوره مشروطه:

۱-نقش رهبری نهضت مشروطه بر عهده علما بود؛ مرحوم آخوند خراسانی، شیخ عبدالله مازندرانی -دو تن از مراجع درجه اول نجف- رهبران اصلی نهضت و علمای بلاد، رهبران محلی نهضت محسوب می‌شدند.

آخوند خراسانی

یکی از خواسته‌های علما و روحانیون در بستی که در شاه عبدالعظیم (۱۲۸۴) ترتیب داده بودند، تاسیس «عدالت‌خانه» بود که به یکباره شعار مشروطه و مجلس ملی سر داده شد، شعاری که از مدت‌ها قبل توسط ملکم‌خان و برخی دیگر از منورالفکرهای ایرانی به تاثیر و تقلید از فرنگ مطرح شده بود. که نقش جدی در این عدم وفاق ملی و تشتت آرا را ۱۴۰ انجمن سری در تهران و ۱۱۰ انجمن در شهرستان‌ها ایفا می‎نمودند که هیچ کدام از مرکزیتی پیروی نمی‌کردند و فاقد ایدئولوژی، سازمان و تشکیلاتی منسجم بودند.

۲-طبقه جدید منورالفکر و نیز فرنگ رفته‌ها که کم کم در میان دربار و اعیان و اشراف جا باز کرده بودند، زیر نفوذ علما و روحانیون قرار داشتند و نقش اصلی و محوری آن‌ها بعد از پیروزی نهضت مشروطیت آغاز شد تا جایی که از بی‌برنامگی و عدم انسجام روحانیت و متدینین، حداکثر استفاده را نمودند و بر اریکه قدرت تکیه زدند. ادوارد براون در این زمینه می‌نویسد: «اول بار ایرانیان فرنگی مآب طبقه تحصیلکرده بود که در حین بست‌نشینی در سفارت بریتانیا گام سرنوشت‌سازی برداشتند و به جای تاسیس عدالت‌خانه، خواهان مجلس شورای ملی و حکومت مشروطه شدند.» در واقع مشروطه فرنگی مآب‌های ایرانی با شعارهای محوری «مشروطه‌خواهی، قانون اساسی و ناسیونالیسم غربی» شعاری بود در برابر «عدالت‌خانه».

یکی از اختلافات مهم شیخ فضل‌الله نوری با مشروطه همین قانون اساسی (در مقابل قوانین شرعی) بود که تلاش ایشان برای اضافه نمودن متممی به قانون اساسی مبنی بر نظارت ۵ تن از مجتهدین به مصوبات در همین رابطه بود.

شیخ فضل‌الله نوری

۳-از آغاز جریان مشروطه تا به ثمر رسیدن آن، اختلافات عمیقی بین اقشار مختلف مردم اعم از علما، کسبه، بازاریان و… در موافقت و مخالفت با آن دیده می‌شد؛ چنانچه در نجف در کنار آخوند خراسانی در آیت‌الله مازندرانی که با تمام قوا از مشروطه حمایت می‌کردند، مرحوم آیت‌الله سیدکاظم یزدی با آن مخالفت می‌ورزید.

در تهران و دیگر شهرهای مهم ایران نیز وضع چنین بود. حضرت امام خمینی، درباره وضعیت آن روز ایران اختلافات موجود می‌فرمایند: «…از روحانیون بزرگ نجف یک دسته طرفدار مشروطیت، یک دسته دشمن مشروطه، علمای خود ایران، دسته‌ای طرفدار مشروطه، یک دسته مخالف مشروطه. اهل منبر یک دسته بر ضد مشروطه صحبت می‌کردند، یک دسته بر ضد استبداد… به آنجا رساندند که آنهایی که مشروطه ‌خواه بودند به دست یک عده کوبیده شدند، تا آنجا که مثل مرحوم حاج شیخ فضل‌الله نوری در ایران برای خاطر اینکه می‌گفت: «باید مشروطه مشروعه باشد و آن مشروطه‌ای که از غرب و شرق به ما برسد، قبول نداریم» در همین تهران به دار زدند و مردم هم پای او رقصیدند یا کف زدند …(صحیفه نور-ج ۱۷، صص ۱۳۵-۱۳۶).

حضرت امام تصریح می‌کنند که این اختلاف، اختلافی مصنوعی و بر اثر نفوذ عناصر مشکوک در دو طرف ایجاد شده بود و نتیجه آن، انحراف مشروطیت از مسیر خودش بود.

در هر حال هدف اصلی مشروطه، ایجاد عدالت و از بین بردن ظلم و استبداد قاجار بر اساس اسلام بود؛ اما این هدف تا چه حد تحقق پذیرفت، بحثی دیگر است.

فراموشخانه (حدودا سال ۱۲۳۴ ش. ۱۲۷۵ ه ق.)

فراموشخانه (اواسط سلطنت ناصرالدین شاه توسط میرزا ملکم خان ناظم‌الدوله ارمنی) به تقلید از قانون اساسی فرانسه در تهران تاسیس شد و ملکم خان برای کاهش سوءظن شاه، شاهزاده جلال‌الدین میرزا (پنجاه و هشتمین فرزند فتحعلی شاه) را که از پیشگامان ناسیونالیسم ایران بود به ریاست فراموشخانه برگزید؛ افرادی همچون اعتمادالسلطنه، امین‌الدوله، حاج سیاح و سیدمحمد سنگلجی (طباطبایی) با فراموشخانه در ارتباط بودند. این تشکیلات در ارتباط با فراماسونری جهانی بود که مراکز آن در انگلیس و فرانسه قرار داشت. در این دوره ناصرالدین شاه که به دلیل سرخوردگی از اوضاع نابسامان دوران صدارت آقاخان اقدام به تشکیل «مجلس شورای دولتی» و «مجلس مصلحتی» نمود و به منظور آماده‌سازی افکار عمومی جهت پذیرش طرح‌های ابتکاری بر اساس اصول فراماسونری فرانسه، «مجمع فراموشخانه» دایر گردید.

ملکم خان هدف از تاسیس مجمع فراموشخانه را پاسخی به اندیشه‌های اصلاح‌طلبی و دفع فساد و انحطاط مملکت، اظهار نموده و مجمع فراموشخانه را انطباقی میان سیستم‌های اجتماعی-سیاسی اروپا که جهت اصلاح ممالک اروپایی تاسیس گردیده با دین اسلام و فکر پیشرفت مادی در لفاف دین عنوان نموده است. رواج اندیشه‌های ملکم و وجود استبداد ناصرالدین شاه کم کم وی را به مجمع فراموشخانه بدبین نمود و در نهایت وی در سال ۱۲۳۶ شمسی فعالیت‌های مجمع را محکوم و آن را غیرقانونی اعلام نمود و پدرش را از ایران تبعید کرد. شاه در امریه‌ای که به همین مناسبت صادر کرد اعلام نمود:

«اگر بعد از این لفظ فراموشخانه از دهان کسی بیرون بیاید تا چه رسید به ترتیب آن، مورد کمال سیاست و غضب دولت خواهد شد.»

ابتدا تشکیلات فراماسونری انگلیسی (اکوسه) شکل گرفت و از جمله اعضای آن: میرزا محمدصادق مجتهد طباطبایی، شیخ هادی مجتهد نجم‌آبادی، مویدالاسلام (مدیر حبل‌المتین)، میرزا حسین‌خان سپهسالار و…

در عهد سلطنت مظفرالدین شاه تشکیلات فراماسونری فرانسوی (فرانک) به ایران راه یافت و افرادی چون سیدمحمدرضا مساوات، شیخ ابراهیم زنجانی، رضاقلی خان نظام‌السلطنه، شاهزاده ناصرالممالک و سیدمحمد طباطبایی و… در آن عضویت یافتند.

از ۱۲۳۶ تا ۱۲۵۷

از سال تاسیس «مجمع آدمیت» (میرزا ملکم‌خان آن را حزب‌الله می‌نامید) گزارش دقیقی در دست نیست. فقط مشخص است که در عهد ناصری تشکیل شده است.

اواخر عهد ناصری

«جمعیت صفی علیشاه» تشکیلات سیاسی دیگر این دوران است.

۱۲۸۰

«انجمن مخفی» در آستانه انقلاب مشروطیت پا گرفت. آیت‌الله سیدمحمد طباطبایی (پیشنهاد دهنده تاسیس انجمن)، ناظم‌الاسلام کرمانی، شیخ محمد ذوالریاستین، مجدالاسلام کرمانی، میرزا آقا مجاهد اصفهانی و… اعضای آن بودند. این انجمن مخفی در سال ۱۲۸۲ ه ش. با نام انجمن مخفی ثانی احیا شد.

«انجمن ملی» توسط گروهی از رهبران نهضت مشروطه تشکیل شد. از جمله ملک‌المتکلمین، سیدجمال الدین واعظ اصفهانی، سیدمحمدرضا مساوات، میرزا سلیمان خان میکده، میرزا یحیی دولت‌آبادی، نصرت‌السلطان، ابوالحسن میرزا شیخ‌الرئیس افسر، سیداسدالله خرقانی، میرزا محسن اسکندری، میرزا علی محمد دولت‌آبادی، حاج سیاح، محمدحسین ذکاءالملک فروغی، جهانگیر خان صوراسرافیل و…؛ در راس این انجمن، کمیته‌ای بود که از میان افراد فوق، ۹ نفر نخست در آن عضویت داشتند.

این کمیته ۹ نفره «کمیته انقلاب» خوانده می‌شد. کمیته انقلاب با سوسیال دموکرات‌های قفقاز ارتباط داشت. حزب سوسیال دمکرات روسیه که بعدها جناح بلشویک آن، حزب کمونیست شوروی، را تشکیل داد و انقلاب ۱۹۱۷ (۱۲۹۶ ه ش.) روسیه را رهبری کرد، در قفقاز توسط مسلمان ‌ها اداره می‌شد و «حزب همت» نام داشت. نریمان نریمانف، محمدامین رسول‌زاده و حیدرخان تاری وردی افشار (عمو اوغلو) از رهبران حزب سوسیال دموکرات همت می‌باشند.

۱۲۸۴ (در شهریور ۱۲۸۴ فرمان مشروطیت توسط مظفرالدین شاه صادر شد)

«حزب اجتماعیون عامیون» که به تدریج به نخستین حزب واقعی و فعال در ایران تبدیل شد توسط سران سوسیال دموکرات‌های قفقاز (رهبران «حزب همت») با همکاری اعضای کمیته انقلاب انجمن ملی، تشکیل شد. (کپی و نسخه ترجمه شده حزب سوسیال دموکرات بود) حیدرخان عمواوغلی در تشکیل شعب این حزب در ایران تلاش نمود و توانست در شهرهای تهران، تبریز، مشهد و رشت حوزه‌های تشکیل دهد. این حزب پس از مشروطه به فعالیت‌های خود در اشکال جدیدتری ادامه داد.

مظفرالدین شاه

(تشکیل انجمن‌های متعدد در ایران به حمایت یا مخالفت با مشروطه از سوی شخصیت‌ها، اصناف، اقشار و طبقات از جمله: اصفهانی‌ها، شیرازی‌ها، جنوب، آذربایجان، طلاب، شاهزادگان، ورامین، همت‌آباد، فتوت، آل محمد، اسلامی،؛ سنگلج، خدمت، انصار، برادران دروازه قزوین و…)

«انجمن تبریز» (موسوم به حزب مجاهد و یا مجاهدین که اعضای آن را فدایی می‌خواندند) افرادی همچون عل مسیو، حاج علی دوافروش و حاج رسول صدقیانی در آن عضویت داشتند و در تشکیل حزب اجتماعیون عالمیون در این شهر، همکاری داشتند. حزب اجتماعیون عامیون تبریز کمیته سری کوچکی داشت که «مرکز غیبی» نامیده می‌شد و توسط حیدرخان عمواوغلو تشکیل شده بود.

مشروطه

حیدرخان در تهران و مشهد نیز حزب اجتماعیون عامیون تشکیل داده بود که ملک‌المتکلمین و سیدجمال واعظ در تهران و محمدتقی ملک‌الشعرای بهار و ابراهیم میلانی در مشهد از اعضای آن بود. روزنامه «نوبهار» ارگان این حزب در مشهد بود. این حزب در نهایت عنوان اجتماعیون (سوسیالیست) را از نام خود حذف و به نام «دموکرات» یا «دموکرات-عامیون» خوانده می‌شد و به عنوان جناح تندرو و رادیکال مشروطه‌طلبان فعالیت می‌کرد.

حدود سال ۱۲۸۵ (تاسیس مجلس اول در ۱۵/۶/۱۲۸۵ و انتخابات آن بر اساس طبقات ششگانه: شاهزادگان، قاجار، علما، اعیان، اشراف، ملاکین، تجار و اصناف)

حزب اجتماعیون اعتدالیون (جناح میانه‌رو و معتدل مشروطه‌طلبان) که بی‌هیچ رابطه‌ای با سوسیالیسم و با افکار و مواضعی میانه‌روانه و گاه محافظه‌کارانه در قالب حزبی اعتدالی برپاشد که در واقع ترکیب متناقضی از سوسیالیسم و اعتدال را در نام خود داشت. این دو حزب سال‌ها به عنوان دو تشکل اصلی مشروطه‌خواهان در مجالس مشروطه و خارج از آن، در پیشبرد انقلاب مشروطیت و حوادث بعدی آن نقش تاریخ‌سازی داشتند و در مجالس اول تا پنجم (پیش از استقرار قدرت مطلقه رضاخان و انتقال سلطنت به او) با نام‌ها و ائتلاف‌های گوناگون حضور داشتند.

کشمکش و درگیری مجلس و شاه مستبد (محمد علی‌شاه) به مدت ۲ سال به طول انجامید و سرانجام با به توپ بسته‌شدن مجلس از طرف قزاق‌های روسیه (۲/۴/۱۲۸۷) و کشته و دستگیر شدن بسیاری از آزادی‌خواهان و رهبران مجلس، مجلس اول منحل و دوره استبداد صغیر آغاز شد. با پیروزی محمدعلی شاه و برقراری استبداد صغیر در ایران، مرکز مقاومت از تهران به تبریز و بعد به گیلان منتقل شد. در تبریز دسته‌های مجاهد با نیروهای شاه درگیر شدند و در گیلان فرقه اجتماعیون عامیون به رهبری «سردار اسعد» علیه حاکم گیلان جنگید. با پیروزی آن‌ها در گیلان و آذربایجان و پیشروی به سمت تهران و از طرفی شورش ایل بختیاری در جنوب و پیشروی به سمت تهران، دولت‌های انگلستان و روسیه به شاه توصیه کردند که با اعاده مشروطه موافقت کند (تیر ۱۲۸۸). بدین ترتیب مجاهدان بدون مقاومت وارد تهران شدند و شاه مستبد به سفارت روسیه پناهنده شد (۲۲ تیر ۱۲۸۸).

برخی احزاب کوچک که به تنهایی فاقد فعالیت پارلمانی بوده و نماینده‌ای از آنان در مجلس دوم (۱۲۸۹) مشروطه حضور نداشت

«جمعیت اتفاق و ترقی» (دارای نشریه استقلال ایران) و «جمعیت ترقی‌خواهان» (دارای روزنامه جنوب) که از احزاب موتلف با حزب دموکرات عامیون بودند.

فرقه اجتماعیون اتحادیون ایران (سوسیالیست اونیفه) از احزاب فعال در عصر مشروطه

فرقه اصلاحیون عامیون

فرقه داشناکسیون ارامنه (حزب ناسیونال سوسیالیست‌های ارامنه) که در مناطق ارمنی‌نشین خارج از ایران نیز فعال بود.

فرقه سوسیال دمکرات ایران (هنچاکیان) فعال در رشت و انزلی که گریگوریقیکان از رهبران آن بود.

۱۲۸۹

تاسیس مجلس دوم (شهریور ۱۲۸۸) پس از فتح تهران توسط مجاهدین و سقوط استبداد صغیر و انجام انتخابات صورت گرفت که در این دوره چهار حزب: اجتماعیون-عامیون (دموکرات)، اجتماعیون-اعتدالیون، حزب اتفاق و ترقی و حزب ترقی‌خواهان فعالیت پارلمانی داشتند. در این مجلس ۲۸ نفر از حزب دموکرات و ۳۶ نفر از حزب اعتدالیون حضور داشتند. برخی اعضای مجلس دوم عبارت بودند از: تقی‌زاده، حسینقلی‌خان نواب، سلیمان میرزا، وحیدالملک، و مساوات (از حزب دموکرات) و محمدصادق طباطبایی، علی اکبر دهخدا، علی‌محمد دولت آبادی، شیرازی و قوام‌الدوله شکرالله خان (از حزب اعتدالیون).

گفتنی است، پس از عزل محمدعلی شاه، میرزاحسن مستوفی (از سوی حزب دموکرات) و ناصرالملک و علیقلی خان سردار اسعد بختیاری (از سوی حزب اعتدالی) برای نائب‌السلطنه‌ای حمایت می‌شدند که سرانجام ناصرالملک به نیابت سلطنت رسید. لکن وی پس از اولتیماتوم روسیه مبنی بر اخراج مورگان شوستر آمریکایی (۲۹۰ ش) و انحلال مجلس دوم انتخابات مجدد را ترتیب نداد و سه سال و چند ماه زمامدار مطلق بود.

ایران در طی این سه سال (۱۲۹۰ تا ۱۲۹۳) به دو قسمت تقسیم شد؛ شمال در چنگال روسیه و جنوب در چنگال انگلیس دست و پا می‌زد؛ کابینه هم تحت نفوذ روسیه قرار داشت. تا اینکه احمدشاه به سن قانونی رسید و پس از تاجگذاری احمدشاه، مجلس سوم مشروطه در ۱۴/۹/۱۲۹۳ افتتاح شد که بیش از یکسال دوام نیاورد چرا که «جنگ جهانی اول» شروع شد و ایران از شمال مورد هجوم سربازان روسی و از جنوب مورد تهاجم انگلیس و از غرب مورد تجاوز دولت عثمانی قرار گرفت و اوضاع کشور آشفته شد و مجلس سوم تحت فشار روسیه منحل شد.

میرزاکوچک خان

۱۲۹۴: (نهضت و قیام جنگل)

نهضت و قیام جنگل به رهبری میرزاکوچک‌خان جنگلی و «تشکیل کمیته اتحاد اسلامی»؛ این نهضت به علت نفوذ کمونیست‌ها (حیدرخان عمواوغلی) و حزب کمونیست او به انحراف کشیده شد و عاقبت با قتل حیدرعمواوغلی و چراغ سبز نظام بلشویکی جدید در سال ۱۳۰۰ از هم پاشید.

۱۲۹۶ (افتتاح مجلس چهارم)

«حزب عدالت» (نخستین حزب کمونیستی ایرانیان در خارج از کشور)، مقارن با ۱۹۱۷ میلادی و همزمان با پیروزی انقلاب روسیه – سوسیال دموکرات‌های قفقاز، این حزب را تشکیل دادند. حزب عدالت یکی از احزاب دوران مجلس سوم به حساب می‌آید. در دوره مجلس در حزب دموکرات تفرقه و اختلاف بروز کرد و این حزب به دوشاخه «تشکیلی» و «ضدتشکیلی» تقسیم شد.

انقلاب روسیه

۱۲۹۹

ایران حیاتی‎‌ترین و عین حال ضعیف‌ترین مناطق تحت نفوذ انگلستان بود که با انقلاب بلشویکی روسیه بر اهمیت آن افزوده شده بود. لذا انگلستان کودتایی را طراحی کرد و نامزد آن‌ها افسر ناشناسی به نام رضاخان میرپنج بود. رضاخان با تمهیدات مخفیانه انگلستان با فوجی قزاق بدون هیچ مقاومتی وارد تهران شد و اعلام حکومت نظامی کرد و برخی آزادی‌خواهان از جمله شهید آیت‌الله مدرس را بازداشت کرد.

حزب کمونیست ایران (تشکیل حزب عدالت در انزلی با عنوان مذکور) به ریاست حیدرخان عمواوغلو (بنیانگذار حزب اجتماعیون عامیون) تشکیل شد. کامران آقایف، سلطان‌زاده، سیدجعفر جوادزاده (پیشه‌وری) از دیگر سران این حزب بودند. فعالیت این حزب با شروع حکومت رضاخان محدود شد و کم‌کم شکل مخفیانه‌ای به خود گرفت. اگر چه اعضای حزب در ابتدا از رضاخان حمایت می‌کردند، ولی پس از پی‌بردن به اشتباه خود به دو دسته تقسیم شدند؛ موافقان رضاخان از حزب خارج شده و طرحی برای تشکیل «حزب انقلاب ملی» که در آن بر حضور عناصر جدید چون کارگران، دهقانان، خرده بورژواها تاکید شده بود، تهیه کردند و مخالفان رضاخان در قالب حزب کمونیست ایران با ترکیبی جدید بر دامنه فعالیت‌های داخلی و خارجی خود افزودند و با گسترش شبکه تشکیلاتی، چند اعتصاب را رهبری کردند. اگر چه حزب در این دوره به دنبال سه هدف اصلی (افزایش کادر سیاسی، وحدت و سازماندهی و متمرکز ساختن صفوف کارگران) بود، ولی این اقدامات نتیجه نداشت و در سال ۱۳۱۰ توسط رضاخان از هم فروپاشید و فعالیت‌هایش به آلمان شرقی و لهستان منتقل گردید.

رضاخان-رضاشاه-پهلوی

(۱۲۹۹-۱۳۲۰) (از کودتا ۳/۱۲/۱۲۹۹) و استقرار رضاخان ۹/۸/۱۳۰۴-تشکیل سلسله پهلوی) تا ۲۵/۶/۱۳۲۰

دوره پنج ساله کودتا تا سلطنت پهلوی، دوره‌ای بحرانی و سرنوشت ساز در حیات سیاسی ایران بود. (دو دوره مجلس شورای ملی در این زمان واقع شد).

«حزب رادیکال» به رهبری «داور» که در خلع قاجار و استقرار حکومت رضاشاه و انتقال سلطنت به خاندان پهلوی به ویژه از طریق نمایندگان خود در مجلس شورای ملی و مجلس موسسان (مجالس پنجم (۱۳۰۴-۱۳۰۲) و ششم (۱۳۰۷-۱۳۰۵))، نقش اساسی داشت. برخی از اعضای آن عبارتند از: علی‌اصغر حکمت، جواد عامری، ابراهیم زند، دکتر احمد مقبل، دیوان بیگی، دکتر سنگ و…

در حالی که استبداد و اختناق و دیکتاتوری خشن دوران رضاخانی در خلال سال‌های ۱۳۰۰ تا ۱۳۲۰ با کنترل و نظارت کامل بر روحانیت و فعالیت‌های علما و خوانین و سران عشایر و ایلات و … قدرت آن‌ها را به کلی تضعیف و اجازه هیچ‌گونه اظهارنظر و فعالیت سیاسی را به افراد و گروه‌های سیاسی نمی‌داد و عملا همه شخصیت‌ها و حرکت‌های مخالف در مرکز و گوشه و کنار کشور قلع و قمع گردیده بودند و مجلس و مطبوعات همه به زیر سلطه درآمده و حتی احزاب کمونیستی نیز رسما غیرقانونی اعلام شده بودند (تصویب قانون ضدکمونیستی ۱۳۱۰). حزب رادیکال داور توانسته بود به عنوان تنها تشکل حزبی عمده که در واقع تحکیم قدرت رضاخان را بر عهده داشت به فعالیت خود ادامه دهد.

۱۳۰۲ (افتتاح مجلس پنجم)

حزب سوسیالیست (متشکل از ائتلاف بقایای دو حزب دمکرات و اعتدالیون) در مجلس پنجم (۱۳۰۲ ش) اقلیت را تشکیل می‌داد. از رهبران آن می‌توان به: سلیمان میرزا، محمدصادق طباطبایی اشاره نمود؛ مستوفی‌الممالک نیز از حامیان این حزب بود. و شهید سیدحسن مدرس (رهبری حزب اصلاح‌طلب)، آشتیانی، بهبهانی، تیمورتاش، نصرت‌الدوله فیروز و داور در شمار رهبران حزب اصلاح‌طلب (اکثریت) در مجلس پنجم بودند.

مدرس در جمع نمایندگان اقلیت مجلس پنجم

در این مجلس نهایتا حزب یا فراکسیون دموکرات مستقل (تجدد) به رهبری «تدین» به خلع قاجاریه از قدرت و طرفداری از رضاخان قدرت را قبضه کرد. اعضای حزب دموکرات مستقل، صرفا بر پایه وجود اشتراک در حمایت از تغییر نظام حکومتی از پادشاهی به جمهوری گرد هم آمده بودند و حمایت نظامیان و فرماندهان، وجه ضمانت پیروزی اعتقادشان بود. روزنامه‌های «شفق سرخ»، «کوشش»، «میهن» و «ستاره ایران» افکار آنان را تبلیغ می‌نمود.

۱۳۰۵-۱۳۰۳

حزب ایران جوان (شامل گروهی از تحصیلکردگان فرنگ همچون دکتر علی‌اکبر سیاسی، دکتر حسن مشرف نفیسی، اسماعیل مرآت و…). این حزب کانونی برای تشویق و ترویج کسب معارف جدید بود و روزنامه «ایران جوان» ارگان رسمی آن بود.

۱۳۰۷

حزب ترقی (توسط سیدحسن تقی‌زاده و چندتن دیگر از جمله محمود عرفان) که نقش چندانی به عنوان حزب نداشت.

۱۳۱۶

لو رفتن فعالیت مخفی حزب کمونیست ایران و بازداشت دکتر تقی ارانی (استاد فیزیک و تحصیلکرده آلمان) و ۵۳ نفر از اعضای آن. (ارانی در سال ۱۳۱۹ در زندان درگذشت و بقیه بعد از شهریور ۱۳۲۰ آزاد شدند و هسته حزب توده را بنیان گذاشتند).

در دوران حکومت رضاخان

برخی تشکل‌ها و کانون‌هایی که عمدتا به ابعاد علمی یا فرهنگی می‌پرداختند و همچنین برخی جمعیت‌های مذهب همچون «موسسه دینیه دعوت اسلامی» در کرمانشاه یا «جمعیت دیانتی» در تبریز و… فعالیت داشتند.

انتهای پیام/

نقش رهبری نهضت مشروطه بر عهده علما بود؛ مرحوم آخوند خراسانی، شیخ عبدالله مازندرانی -دو تن از مراجع درجه اول نجف- رهبران اصلی نهضت و علمای بلاد، رهبران محلی نهضت محسوب می‌شدند.

بررسی کلی

امتیاز کاربر: 4.9 ( 1 رای)
0
https://telegram.me/empireoflies

دیدگاهتان را ثبت کنید

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شدعلامتدارها لازمند *

*

theme