https://telegram.me/empireoflies

آشنایی با احزاب ایران/از سقوط رضاخان تا کودتای آمریکایی ۲۸ مرداد ۱۳۳۲

اختصاصی – به گزارش جنبش مقابله با رسانه‌های بیگانه، امپراتوری دروغ: (۱۳۳۲-۱۳۲۰)- دوره دوم تحزب: از سقوط رضاخان (۱۳۲۰) و آغاز سلطنت محمدرضا پهلوی تا کودتای آمریکایی ۲۸ مرداد ۱۳۳۲

حزب توده ایران (نخستین حزب متشکل و منظم آن زمان بود. هیات موسس آن رضا روستا، رضا رادمنش، ایرج اسکندری، عباس اسکندری، محمد بهرامی، ابوالقاسم موسوی، مرتضی یزدی، میرجعفر پیشه‌وری و…) بودند. این حزب در ابتدای تاسیس ماهیت کاملا کمونیستی نداشت، بلکه برخی از موسسان آن، جزو نیروهای کمونیست (موسوم به ۵۳ نفر) بودند و مابقی گرایش‌های سوسیالیستی و ملی‌گرایانه داشتند.

۱۰/۱۳۲۰

حزب ملت (توسط سید محمدصادق طباطبایی-نماینده مجلس سیزدهم که برگزاری انتخابات آن در دوره استبداد رضاخانی بود).

اسفند ۱۳۲۲

حزب ایران (که هسته اولیه آن کانون مهندسین ایران بود) اللهیار صالح، کریم سنجابی و شاپور بختیار عضو آن بودند.

۱۳۲۲

حزب دمکرات کردستان ایران؛ اواخر جنگ جهانی دوم که ایران در اشغال قوای خارجی قرار داشت، روس‌ها حکومتی دست‌نشانده در آذربایجان ایران به ریاست پیشه‌وری تشکیل دادند. آن‌ها قصد داشتند خود را به آب‌های گرم خلیج‌فارس برسانند. بهترین راه موجود، عبور از آذربایجان، سپس مناطق کردنشین و آن‌گاه عبور از منطقه نفت‌خیز خوزستان و اتصال به اروندرود و در نهایت به خلیج‌فارس بود. شوروی تصور می‌کرد آذربایجان ایران برای همیشه در تصرف او باقی خواهد ماند، از این‌رو، می‌اندیشید که چرا از مناطق کردنشین ایران صرف‌نظر کند؟

در چنین جوی «حزب دمکرات کردستان ایران» در منطقه مهاباد تاسیس شد. این حزب در میان تمام اقشار جامعه کردستان از فئودال و خان گرفته تا کشاورز دامدار و ساده و بی‌سواد عضوگیری نموده بود. شرط عضویت فقط داشتن نژاد کردی و یا پوشیدن لباس کردی بود. جو کلی حزب، جو بی‌سوادی بود. بنیان‌گذار حزب دمکرات شخصی به نام «قاضی محمد» بوده که به اتفاق تعدادی از اقوام نزدیک و خوانین منطقه به این کار اقدام کرد.

رهبران اولیه حزب که در سال ۱۳۲۶ اعدام شدند عبارتند از: سیف قاضی، مازروحی، فاطمی، نقده‌ای، علی‌بیک، و بیک‌شو و از رهبران جدیدتر می‌توان به این افراد اشاره داشت:

-عبدالرحمن قاسم‌لو (جاسوس شوروی، نوکر آمریکا و مزدور عراق بود و مدتی شاغل در رادیو مسکو بود و اکثر مدت زندگی خود را پس از انقلاب اسلامی در عراق، فرانسه، چکسلواکی، شوروی و چند کشور بلوک شرق سپری نمود؛ وی در راس جناح مارکسیستی حزب دمکرات قرار داشت و در دوران پیروزی انقلاب اسلامی به رهبری حزب رسید و با تاکید بر نبرد مسلحانه، به جنگ با حکومت اسلامی ایران اقدام کرد.)

-غنی بلوریان (از شخصیت‌های بنام کمیته مرکزی حزب دمکرات و در راس جناح سیاسی آن بود. او جناح وابسته به حزب توده را نیز در داخل حزب دمکرات رهبری می‌کرد.) او را پدر «جنبش خودمختاری کردستان» می‌نامند. غنی بلوریان در سال ۱۳۳۴ سفری به شوروی داشت. بر این اساس می‌توان او را از عناصر سابقه‌دار حزب دمکرات دانست. وی در تاریخ ۱۷/۲/۱۳۵۹ به دلیل مخالفت با قاسملو از حزب جدا شد.

«سمکو علیار» (از افسران فراری ارتش و از یاران نزدیک قاسملو بود. او فرماندهی پیشمرگان دمکرات را در جنگ اول کردستان به عهده داشت) علیار مدتی در شهرهای اشنویه و پیرانشهر فرماندهی پیشمرگان را به عهده داشته است. او در توطئه پادگان پیرانشهر از مهره‌های راطب با حزب دمکرات بود.

مهم‌ترین انشعاب در حزب توسط «غنی بلوریان» (نفر دوم حزب) صورت پذیرفت. این انشعاب در مورخه ۷/۲/۱۳۵۹ به وقوع پیوست؛ گروه هفت نفره این انشعاب عبارت بودند از: «غنی بلوریان»، «احمد عزیزی» (عضو کمیته مرکزی و مسئول تشکیلات سنندج)، «فاروق کیخسروی» (عضو کمیته مرکزی و مسئول تشکیلات سقز)، «فوزیه قاضی» (عضو کمیته مرکزی و مسئول سازمان زنان حزب)، «دکتر رحیم سیف قاضی» (عضو کمیته مرکزی)، «نوید معین» (عضو کمیته مرکزی) و «هیمن» (معروف به شاعر ملی کرد و عضو افتخاری کمیته مرکزی).

از جمله اقدامات آنان «بدرفتاری با مردم، زندانیان و…»، «هتک حرمت نوامیس مردم»، «جنایت» (بمباران زندان دولتوی) و…

اوائل ۱۳۲۴

جمعیت فدائیان اسلام نخستین تشکلی که به اقدام مسلحانه (ترور انقلابی) دست زد توسط سیدمجتبی میرلوحی (مشهور به نواب صفوی از اهالی درچه اصفهان که در نجف تحصیل می‌کرد و در پی گسترش تبلیغات ضددینی کسروی و ارائه آیین «پاکدینی» که به زعم وی برگرفته از اصول مشترک میان ادیان بود، به منظور مبارزه با افکار و عقاید او به ایران بازگشت.) با همکاری سید عبدالحسین واحدی، سیدمحمد واحدی و سیدحسین واحدی تاسیس شد؛ فدائیان اسلام در پی بحث و گفتگو با کسروی و نا امیدی از اقناع وی، بار نخست در اوایل سال ۱۳۲۴ او را مضروب ساختند؛ و در ۲۰/۱۲/۱۳۲۴ وی را در ساختمان دادگستری ترور نمودند. این جمعیت در سال ۱۳۲۵ تظاهراتی علیه دستگیری آیت‌الله کاشانی انجام داد و این در واقع، ابتدای ورود فدائیان به صحنه سیاست بود.

نواب صفوی

در خرداد ۱۳۲۷ علیه هژیر (نخست‌وزیر) دست به تظاهرات می‌زنند و در سال ۱۳۲۸ در تظاهرات برای لغو انتخابات مجلس شانزدهم مشارکت می‌کنند. در ۱۳/۸/۱۳۲۸ سیدحسین امامی، عبدالحسین هژیر (وزیر دربار) را ترور می‌نماید. در ۱۶/۱۲/۱۳۲۹ خلیل طهماسبی سپهبد حاجعلی رزم‌آرا را ترور می‌کند. نهایتا نواب صفوی در آغاز نخست وزیری مصدق در خرداد ۱۳۳۰ دستگیر می‌شود. فدائیان در ۱۴ بهمن ۱۳۳۱ از زندان آزاد می‌شوند. نواب صفوی در سفرهایی در داخل و خارج (فلسطین، اردن، مصر و عراق) به تبلیغ و ترویج اندیشه‌های انقلابی و اسلامی خویش می‌پردازد.

در ۲۵/۸/۱۳۳۴، حسین علا (نخست‌وزیر پس از فضل‌الله زاهدی) در حالی که برای شرکت در مراسم ختم فرزند مرحوم آیت‌الله کاشانی به مسجد شاه سابق (امام خمینی فعلی) وارد می‌شد، توسط مظفر علی ذوالقدر ترور اما مجروح می‌شود و از آن پس موج دستگیری و اعدام سران فدائیان اسلام آغاز می‌گردد.

نواب در ۱/۹/۱۳۳۴ و طهماسبی در ۲۶/۹/۱۳۳۴ دستگیر می‌شوند. عبدالحسین واحدی (نفر دوم فدائیان) پس از درگیری لفظی با تیمور بختیار (فرماندار نظامی تهران) در دفتر کار وی، به دست او به قتل می‌رسد و در ۲۷/۱۰/۱۳۳۴ نواب، طهماسبی، ذوالقدر و محمد واحدی تیرباران می‌شوند.

۱۵/۶/۱۳۲۶

حزب پان ایرانیست (محسن پزشک‌پور) این حزب با پوشش وطن‌پرستی افراطی ناسیونالیسم-شوونیسم برای محمدرضا پهلوی فعالیت می‌کرد و شاه‌پرستی را از ارکان خود می‌دانست. دارای لباس متحدالشکل مانند حزب نازی آلمان بودند. عناصر معروف این حزب محسن پزشک‌پور و داریوش فروهر بودند.

۲۱/۸/۱۳۲۸

جبهه ملی ایران؛ در جریان تحصن چهار روزه مصدق و تعدادی از طرفدارانش در خصوص تقلب و سوءجریان انتخابات دوره شانزدهم مجلس در کاخ شاه که از ۲۲ تا ۲۶ مهرماه ۱۳۲۸ به طول انجامید مقدمات تشکیل «جبهه ملی» ریخته شد. پی‌نویس تشکیل جبهه ملی اشاره دارد که جبهه با موافقت شاه تاسیس شده است. شاه در ملاقات با مصدق (رهبر متحصنین) بهانه آورد که اگر انتخابات آزاد باشد، چون شما فاقد تشکیلات و حزب هستید، حزب توده مجلس را قبضه می‌کند؛ مصدق نیز با توجه به تجربیاتش (به ویژه نهضت مشروطه)، دریافته بود که حزب به روش مرسوم نمی‌تواند در برابر قدرت استبداد و استکبار ایستادگی کند، بنابراین تصمیم گرفت که تمام نیروهای سیاسی علاقه‌مند به سرنوشت کشور را با هم متشکل کند تا بتوانند با هماهنگی هم به اهدافشان نایل شوند.

بر این اساس، وی طرح تشکیل جبهه ملی را (با مشارکت احزاب و گروه‌های موجود آن زمان) پی‌ریزی کرد و در ۲۱/۸/۱۳۲۸ جبهه ملی رسما تشکیل شد. جبهه ملی، ایدئولوژی مشخصی نداشت و رهبران آن اختلاف نظرهای بسیاری داشتند. هدف اولیه جبهه ملی، برگزاری انتخابات دوره شانزدهم مجلس و تضمین انتخابات آزاد مجلس بود. مهم‌ترین احزاب و گروه‌هایی که هسته اولیه جبهه ملی را تشکیل می‌دادند عبارت بودند از: «حزب ایران»، «سازمان نظارت بر آزادی انتخابات دکتر مظفر بقایی»، «حزب ملت ایران» (بر بنیاد پان ایرانیست داریوش فروهر)، «جمعیت آزادی مردم ایران» (محمد نخشب که گرایش سوسیالیستی داشت)، «جمعیت فدائیان اسلام» (آنان با ترور هژیر راه را برای انتخابات نبستا سالم دوره شانزدهم فراهم کردند؛ امام نواب از ابتدا با تشکیل جبهه ملی موافق نبود و موافقت پسر رضاخان با تاسیس این حزب را بی‌ارزش دانست).

۲۶/۲/۱۳۳۰

حزب زحمتکشان ملت ایران (یکی از احزاب تشکیل دهنده جبهه ملی توسط مظفر بقایی صاحب امتیاز روزنامه شاهد ایجاد شد که پس از مدتی خلیل ملکی و هوادارانش به آن پیوستند) که در نهضت ملی شدن نفت با مصدق مخالفت کرد.

۱۳۳۹-۱۳۳۲ تیرماه ۱۳۳۲

حزب ملت ایران (انشعاب دانشجویان حزب پان ایرانیست و تشکیل حزب ملت ایران) به رهبری داریوش فروهر؛ که روزنامه «ندای پان ایرانیسم» و «آرمان ملت» ارگان این حزب بود.

نهضت آزادی - عباس امیرانتظام - مهدی بازرگان

نهضت آزادی – عباس امیرانتظام – مهدی بازرگان

پس از کودتای ۲۸ مرداد ۱۳۳۲

نهضت ملی مقاومت (هسته اولیه آن را آیت‌الله سیدرضا زنجانی، آیت‌الله سیدابوالفضل زنجانی، آیت‌الله سیدمحمود طالقانی، مهدی بازرگان، یدالله سحابی تشکیل می‌دادند) بلافاصله پس از کودتای ۲۸ مرداد، بسیاری از سران جبهه ملیل بازداشت شدند و عملا جبهه ملی تا تشکیل جبهه ملی دوم (۱۳۳۹) فعالیتی نداشت، در عوض برخی از مبارزان مقاومت در برابر رژیم را ضروری می‌دانستند، نهضت مذکور را تشکیل دادند.

۱۳۳۵

انجمن حجتیه (نام کامل آن «انجمن خیریه حجتیه مهدویه» بود) بنیانگذار اصلی آن شیخ ذاکر تولایی (معروف به شیخ محمود حلبی) و مجری امور انجمن شخصی به نام سیدحسن افتخار زاده (از اعضای انجمن شاهنشاهی فلسفه که زیر نظر فرح پهلوی کار می‌کرد بود). هدف این انجمن مقابله با بهائیت بود. لیکن در مبارزه با بهائیت، هیچ‌گاه اساس بهائیت (صهیونیسم) را مورد هدف قرار نداد. این انجمن با پوشش آماده نمودن شرایط برای ظهور حضرت حجت (عج) معتقد به اشاعه فساد بوده و به این دلیل که برقراری حکومت اسلامی مانع ظهور امام زمان (عج) می‌باشد، از هیچ مخالفتی با نظام اسلامی دریغ نکرد.

انجمن حجتیه به منظور ایجاد انحراف در نهضت اسلامی، نظرات فقهی حضرت امام خمینی (ره) را زیر سوال می‌برده و از هیچ تهمت و شایعه‌ای برای مخدوش نمودن افکار و اندیشه‌های امام (ره) دریغ نکردند. در ابتدای انقلاب با سوءاستفاده از فضای به وجود آمده و با پوشش دفاع از اسلام فقاهتی، به جنگ با ولایت‌فقیه برخاستند. این انجمن قائل به ولایت عامه مراجع در مقابل ولایت‌فقیه است. به عبارت دیگر با تعمیم ولایت می‌خواهند که همه مجتهدین ولایت داشته باشند و در بین آن‌ها یک نفر به عنوان فقیه اعلم شناخته شود ولی جایگاه فقیه اعلم در راس کلیه قوای حکومتی نیست.

انجمن حجتیه

انجمن با جداکردن رهبریت از مرجعیت که ناشی از جداکردن دین از سیاست است هم تقلید خویش از مراجع خاص و هم عملکرد خود را که ناشی از رخوت و سازش کاری و تنبلی ملهم از عقیده به نفی قیام برای تشکیل حکومت شرعی بود توجیه می‌کردند.

این انجمن به عنوان یکی از جریان‌های ایستای مذهبی در خنثی‌سازی و سیاست‌گریز نمودن قش مذهبی، خصوصا نسل جوان، نقش موثری را ایفا نموده است.

انجمن حجتیه پس از رکود چند ساله، از سال ۱۳۶۷ در پوشش هیات‌های مذهبی و جلسات تفسیر قرآن مشغول فعالیت شده است.

انتهای پیام/

انجمن حجتیه پس از رکود چند ساله، از سال ۱۳۶۷ در پوشش هیات‌های مذهبی و جلسات تفسیر قرآن مشغول فعالیت شده است.

بررسی کلی

امتیاز کاربر: اولین نفر باشید.
0
https://telegram.me/empireoflies

دیدگاهتان را ثبت کنید

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شدعلامتدارها لازمند *

*

theme