https://telegram.me/empireoflies

ابلیس بر عرشه کشتی نوح

به گزارش جنبش مقابله با رسانه‌های بیگانه، امپراتوری دروغ: یکی از اصول بنیادین اقتصاد لیبرالیستی، بر اختصاص منابع محدود به نیازهای نامحدود تاکید دارد. اقتصادهای لیبرالیستی در چندصد سال گذشته برای آنکه بر این محدودیت فائق آیند، در هر دوره‌ای از روشی متفاوت سود جسته‌اند. گاه در قالب استعمارهای کلاسیک منابع کشورهای دیگر را به یغما می‌بردند، گاه در قالب استعمارهای نو منابع کشورهای تحت استثمار خود را در جهت منافع و رفع نیازهای خود مصرف می‌کردند و گاه با کنترل بازار مصرف و ایجاد نیازهای کاذب کاری می‌کردند تا صاحبان منابع، ثروت‌های خدادادی‌شان را با دست خویش تقدیم آنها کنند. عصر جدید با همه پیشرفت‌هایش دوره اوج سقوط انسانیت و اخلاق است و اقتصادهای لیبرالیستی هم دیگر ابایی ندارند تا برای حفظ سهم بیشتر از منابع دنیا، مصرف‌کنندگانِ به ظن خویش اضافی را حذف کنند. جنگ‌های آینده جنگ‌هایی سرد هستند که با ابزارهایی بسیار پیشرفته و بدون سروصدا و جلب‌توجه جمعیت‌های کشورهای صاحب منابع غنی را به‌تدریج به زوال می‌کشانند. ژنرال‌های جنگ‌های آینده به‌جای یونیفرم نظامی، روپوش سفید به تن می‌کنند و در پوشش درمانگر، درد به جان مردمان بی‌خبر گوشه و کنار جهان می‌اندازند. دردهایی که اسم برخی از آنها این روزها دیگر برای بسیاری آشناست؛ سرطان­های نوظهور، ایدز، عفونت‌های مقاوم به آنتی‌بیوتیک، ابولا، مرس، عقیمی و کاهش میزان باروری و بسیاری دردهای دیگر که هنوز نامی ندارند. بعد از درد نیز نوبت به درمان می‌رسد و چندان جای تعجب نیست که درمان نیز از آستین همان سوداگران مرگ بیرون بیاید.

قصه کمپانی‌های تولیدکننده دارو که از سویی ردپای آنها و آزمایش‌های غیرقانونی­شان در شیوع بیماری‌های عجیب‌وغریب مشهود است و از سوی دیگر از فروش دارو برای همین بیماری‌ها ثروت‌های کلانی انباشته‌اند، این روزها کم‌کم دارد به قصه‌ای تکراری تبدیل می‌شود ولی هنوز قصه‌های بسیاری برای تعریف کردن وجود دارد که شاید تازه‌ترین­شان غذا باشد. اهمیت غذا و امنیت آن در زندگی بشر اگر بیشتر از دارو نباشد، کمتر نیست و با این تفاصیل با کمی جست­وجو در صنعت غذا نیز می‌توان ردپایی از همان سیستم انحصارگر و اهریمنی را پیدا کرد.

«بذرهای زمان» مستندی است که سعی دارد توجه ما را به تهدید جدیدی در صنعت غذا یعنی نابودی و انقراض بذر محصولات کشاورزی در جهان جلب کند، ولی شاید در پایان این مقاله به این نتیجه برسید که این مستند خود تهدیدی بزرگ‌تر باشد. «بذرهای زمان» در سال ۲۰۱۳ به تهیه‌کنندگی و کارگردانی سندی مک­لئود ساخته ‌شده است. مک­لئود در مستند خود یک پژوهشگر پیشرو در حوزه کشاورزی به نام کری فاولر را دنبال می‌کند. کری فاولر در طول این مستند به سرتاسر دنیا سفر کرده تا در مورد خطر گرم شدن کره زمین و تغییرات اقلیمی هشدار داده و از همه بخواهد آخرین بذرهای گیاهی باقی‌مانده را به بانکی که در نزدیکی قطب شمال ایجاد کرده بسپارند.

مک­لئود برای انتقال مطلب موردنظرش به مخاطب روایتش را از خود کری فاولر آغاز کرده است. کشاورززاده‌ای که در ۲۲ سالگی قرار بوده به دنبال ابتلا به سرطانی پیشرفته بمیرد ولی مانند یک منجی از سرزمین مردگان بازگشته تا مردم کل جهان را از خطر گرسنگی نجات دهد. فاولر معتقد است کشاورزی مدرن یک شرایط مصنوعی و شکننده را برای وضعیت غذای بشر امروز فراهم آورده است. کشاورزی مدرن برای افزایش تولید و بهره‌وری خود به سراغ طیف محدودی از بذرهای پرمحصول رفته است تا بتواند از پس تامین غذای هفت میلیارد انسان بربیاید. در طول شصت سال گذشته میزان تولید محصولات کشاورزی استراتژیک به میزان قابل‌توجهی افزایش‌ یافته ولی استفاده از طیف بسیار محدودی از بذرهای گیاهی سبب گردیده است تا تنوع گیاهی در محصولات کشاورزی استراتژیک، تا حد نگران‌کننده‌ای کاهش یابد. تنوع ژنتیکی اندک در شرایطی که هزاران یا میلیون‌ها هکتار مزرعه در سرتاسر جهان از بذرهای مشابهی استفاده می‌کنند موجب می‌گردد تا بروز یک تنش کوچک همچون بیماری‌های جدید یا تغییرات آب و هوایی به نابودی سطح وسیعی از محصولات کشاورزی و به دنبال آن بحران گرسنگی منجر شود. فاولر معتقد است که بین وضعیت شکننده کشاورزی امروز و بحران گرسنگی نسل آینده آخرین مرحله تغییرات اقلیمی است. از دیدگاه این پژوهشگر، تنوع گیاهی فعلی به‌هیچ‌عنوان برای تغییرات اقلیمی محتمل آینده آماده نیست و دیر یا زود با تغییرات آب و هوایی، کشاورزی صنعتی فرو خواهد پاشید.

از دیدگاه فاولر بشر برای جلوگیری از این فاجعه روش‌های محدودی در اختیار دارد که مهم‌ترین آنها جمع‌آوری تمام بذرهای جهان در یک محل امن است؛ جایی که «بانک بذر جهانی» نام دارد و دست بر قضا مدیر اجرایی آن نیز خود فاولر است. بانک بذر جهانی انباری مستحکم و نفوذناپذیر است که در زمین‌های یخ‌زده و بایر مجمع‌الجزایر اسوالبارد در نروژ قرار گرفته است. گاوصندوقی مطمئن در انتهای یک تونل در عمق ۱۲۵ متری زمین در دل سرزمین‌های یخ‌زده حاشیه قطب شمال که حتی بدون برق هم تا سال‌ها می‌تواند بذرهای موجود در خود را در شرایط مطلوب و در دمای زیر صفر نگه­داری کند. به نظر فاولر انبار اسوالبارد به‌نوعی تضمین‌کننده بقای انسان و آخرین مانع میان بشر و بحران گرسنگی است. ولی داشتن چنین پناهگاهی زمانی ارزش پیدا می‌کند که چیز ارزشمندی در آن ذخیره گردد. قسمت قابل‌توجهی از این مستند به تلاش‌های فاولر برای جمع‌آوری بذر از سرتاسر دنیا و انتقال آنها به اسوالبارد اختصاص دارد. فاولر در این مسیر موانع بسیاری را پیش رو دارد. بزرگترین مانع این است که بسیاری از بذرها پیش‌ازاین به دلایل مختلف ازجمله حوادث طبیعی و شرایط نامطلوب بانک‌های بذر سایر کشورها، به‌ویژه کشورهای درحال‌توسعه، نابود شده‌اند و مابقی نیز در معرض نابودی هستند. البته لازم به ذکر است که ایده ایجاد چنین بانکی ابداع شخص فاولر نیست و به گفته خود او دانشمندی روسی به نام واویلوف الهام‌بخش او بوده است. واویلوف پایه‌گذار اولین بانک بذر دنیا و یکی از پایه‌گذاران علم اصلاح نژاد گیاهی است. واویلوف در دوران شوروی کمونیستی اولین بانک بذر جهان را با گردآوری گونه‌های گیاهی از سراسر جهان پایه‌گذاری کرد. اسناد تاریخی گواه بر آن است که واویلوف چنان در این امر مصمم بوده که شاگردانش حتی در زمان اشغال لنینگراد به دست نازی‌ها و در شرایطی که مردم شهر دسته‌دسته از قحطی و گرسنگی می‌مردند اجازه ندادند کسی به انبارهای آنان که مملو از گونه‌های گیاهی خوراکی بود دست یابند.

حقایق کتمان شده

کری فاولر در برابر دوربین مک­لئود مرتبا این گزاره را تکرار می‌کند که تنوع ژنتیکی کم شده است ولی به عوامل آن اشاره چندانی نکرده و با ذکر دلایلی کلی همه تقصیر را به گردن کشاورزی مدرن می‌اندازد. به عقیده او تا پیش از وقوع انقلاب‌های کشاورزی در میانه قرن بیستم، کشاورزان سنتی هر سال از میان بهترین محصول سال قبل خود بذرهای موردنیاز برای سال بعد را جدا کرده و در مزارع کشت می‌کردند. این عمل باعث می‌شد بذرها در طول هزاران سال در یک‌ روند تدریجی و مستمر با شرایط اکولوژیک و اقلیمی منطقه خود تطابق پیدا کنند. حرف‌های فاولر تقریبا درست است ولی این فقط بخشی از حقیقت است که فاولر و مک­لئود تعمدا از گفتن مابقی آن سرباز زده‌اند.

روند نابودی تنوع گیاهی محصولات کشاورزی سال‌ها قبل از انقلاب سبز و در ابتدای قرن بیستم آغاز گردید. در این زمان شرکت‌های بزرگ نفتی توانستند به تکنولوژی تثبیت ازُت موجود در جو و تبدیل آن به ترکیبات ازُت معدنی موجود در خاک دست پیدا کنند، فرآیندی که سرآغاز تولید کودهای «ازته» امروزی بود. با ورود کودهای «ازته»  به زمین‌های کشاورزی و به دنبال آن افزایش رشد قابل‌توجه محصولات کشاورزی سود و بازار فروش جدیدی برای این شرکت‌های نفتی شیمیایی ایجاد گردید. با وقوع جنگ‌های جهانی اول و دوم و استفاده از ترکیبات نیتراتی و ازتی این کمپانی‌ها در تولید مهمات مورد نیاز جنگ، سرمایه این شرکت‌ها روزبه‌روز افزون‌تر شد، به‌طوری‌که تا پیش از وقوع انقلاب سبز این شرکت‌ها به ابر غول‌های تجاری تبدیل‌ شده بودند.

در ابتدای دوران جنگ سرد در دولت ایالات‌متحده، رییس‌جمهور وقت یعنی «هری ترومن» برای جلوگیری از نفوذ کمونیسم در اقتصاد کشاورزی دنیا، طرحی را با عنوان «اصل چهارم ترومن» ارائه کرد که بر مبنای آن مجموعه‌ای متشکل از نهادهای مالی دولت آمریکا، نهادهای پولی و مالی بین‌المللی تحت نظارت آمریکا و بنیادهای مالی خصوصی آمریکایی مانند بنیاد راکفلر و فورد و البته غول‌های نفتی شیمیایی باید به کشورهای عقب‌افتاده و در معرض نفوذ کمونیسم کمک کنند تا کشاورزی خود را صنعتی و مدرن کنند، فرآیندی که بعدها از آن با عنوان انقلاب سبز یاد شد. یکی از اولین فعالیت‌های این مجموعه تشکیل بنیادهایی علمی بود که بتواند با جمع‌آوری بذرهای بومی از سراسر دنیا و اصلاح آنها به کمک فرآیندهای اصلاح نژاد بذرهای پرمحصولی را برای کشاورزان دنیا تولید نمایند. طی پنجاه سال گذشته بذرهای اصلاح‌شده این مراکز به‌اصطلاح عملی و پدرخوانده‌های نفتی آنها در مزارع جهان جایگزین بذرهایی شده‌اند که تا قبل از آن هزاران سال غذای همه مردم را تامین می‌کردند؛ به‌عبارت‌دیگر می‌توان گفت که در حال حاضر بازار فروش بذر در تمام جهان در انحصار چند ابرشرکت بین‌المللی است که در ابتدای قرن بیستم با عنوان شرکت‌های نفتی شیمیایی شناخته می‌شدند ولی امروزه غول‌های صنعت کشاورزی نیز محسوب می‌شوند.

پرسشی که ممکن است مطرح شود این است که چرا کارگردان و راوی مستند «بذرهای زمان» هیچ اشاره‌ای به این حقایق تاریخی نکرده‌اند. جالب‌تر آنکه مک­لئود در بخش مربوط به بررسی‌های تاریخی مستند خود و در جایی که می‌خواهد به شروع فرآیند مدرنیزاسیون کشاورزی و نقش آن در نابودی تنوع گیاهی بپردازد به سراغ انقلاب‌های کمونیستی رفته و در پس‌زمینه‌ای با تصاویر آرشیوی، از کشاورزی صنعتی شوروی سابق توپ را به زمین کمونیسم می‌اندازد و هیچ اسمی از شرکت‌های نفتی شیمیایی انحصارگر بازار بذر به میان نمی‌آورد. پاسخ این سوال به‌ظاهر پیچیده چندان هم مشکل نیست. کافی است یک نگاه به لیست سرمایه‌گذاران پروژه بانک بذر جهانی بیندازید و در کمال تعجب دریابید بنیاد راکفلر و شرکت‌های انحصارکننده بازار بذر همچون مونسانتو، دوپونت و سینجنتا نیز از سرمایه‌گذاران اصلی این پروژه هستند.

رپرتاژ آگهی با بازی کری فاولر

حال که پرده‌ها فروافتاده می‌توان با اطمینان گفت مستند «بذرهای زمان» نه یک اثر گزارشی بلکه یک رپرتاژ آگهی برای تبلیغ خدمات بانک بذر قیامت (عنوانی استعاری برای بانک بذر اسوالبارد) است. یک آگهی طولانی و پرخرج که با تصاویر دلربا و رنگارنگ از گوشه گوشه کره خاکی و موسیقی دل‌نشین تزیین ‌شده است و در لایه‌های پنهان آن‌ می‌توان عملیات روانی فیلم‌ساز برای جلب‌توجه مخاطب را نیز شاهد بود. بازی‌های روانی همچون معرفی کری فاولر به عنوان قهرمان مبارزه با سرطان، سکانس تأثیرگذار گریه رییس بانک ژنتیکی فیلیپین در میانه یک اجلاس علمی و بعد از ارائه گزارشی مبنی بر نابودی بخش قابل‌توجهی از ذخیره بذر خود در یک حادثه آتش‌سوزی، به تصویر کشیدن محفظه‌ای در دیوارهای بانک بذر اسوالبارد که قرار است محل قرارگیری خاکستر فاولر بعد از مرگش باشد، و بسیاری موارد دیگر. هدف اصلی مستند «بذرهای زمان» تبلیغ برای بانکی است که ادعا می‌کند می‌تواند بذرهای گیاهان ذخیره‌ شده در خود را در برابر حوادث طبیعی همچون سیل و زلزله و تغییرات اقلیمی و برخورد شهاب‌سنگ و حتی حوادث غیرطبیعی همچون انفجارهای هسته‌ای حفظ کند. با توضیحاتی که داده ‌شده حدس زدن این مسئله شاید چندان سخت نباشد که حادثه اصلی که قرار است رخ دهد نه سیل و زلزله و بارش شهاب‌سنگ بلکه خود این بانک است، بانکی که تابه‌حال موفق شده با اقدامات تبلیغاتی همچون مستند حاضر ذخائر گیاهی ارزشمند و میراث چند هزارساله کشاورزی جهان را خود ذخیره کند. بر طبق آمارهای موجود تابه‌حال چیزی در حدود ۸۵۰۰۰۰ گونه گیاهی مختلف در این بانک گردآوری ‌شده است و حال این سوال باقی است که در صورت بروز حادثه‌ای طبیعی و یا غیرطبیعی در جهان و نابودی محصولات کشاورزی، آیا همه اجازه دسترسی به این گنجینه را دارند و یا شاهد عصری جدیدی از انحصار و استثمار خواهیم بود؟

مک­لئود در مستند خود، از کری فاولر شمایل یک پیامبر دلسوز می­سازد که قصد دارد آخرین ذخیره گیاهان جهان را در کشتی نوحی یخ‌زده در مجمع‌الجزایر اسوالبارد نروژ ذخیره کند. پیامبری از فرقه تکنیک و دانش که به گوشه گوشه دنیا سفر کرده و با موعظه‌های علمی خود سعی دارد بشر را نسبت به عذابی عظیم به نام تغییرات اقلیمی انذار داده و همه را دعوت کند به کشتی نجات او پناه بیاورند و از شر این عذاب خلاص شوند. غافل از آنکه مردم جهان با دست خود به کشتی نجاتی پناه می‌آورند که ناخدا و خدمه آن شیاطین‌اند و نجاتی که به دست آنان رقم بخورد، خود مرگ و نیستی و نابودی تدریجی است.
امیرحسین منصوری

انتهای پیام/سینما رسانه

یکی از اصول بنیادین اقتصاد لیبرالیستی، بر اختصاص منابع محدود به نیازهای نامحدود تاکید دارد.

بررسی کلی

امتیاز کاربر: اولین نفر باشید.
0
https://telegram.me/empireoflies

دیدگاهتان را ثبت کنید

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شدعلامتدارها لازمند *

*

theme