https://telegram.me/empireoflies

آیا مسیح به شام آخرش نزدیک شده؟

اختصاصی – به گزارش جنبش مقابله با رسانه‌های بیگانه، امپراتوری دروغ: «مسیح علی‌نژاد» که در روزهای اخیر پس از ناکامی در پروژه ضدفرهنگی «آزادی یواشکی زنان در ایران»، با برنامه «تبلت» تلویزیون «صدای آمریکا» به‌دنبال مطرح‌شدن و موفقیت در انجام ماموریت خود است، به‌مناسبت روز خبرنگار یکی از عوامل وابسته به کشورهای غربی را به عنوان الگوی خود مطرح کرد.

«مسیح علی‌نژاد» در صفحه فیسبوک خود نوشت: “روز خبرنگار گذشت ولی برای من این روز به نام مردی گره خورد که در داخل کشورش مقام‌های رسمی و حکومتی حرمتی برای قلم و حرفه‌اش قائل نشدند. سیامک ورزند یکی از اولین کسانی بود که در دوران «شکوفایی مطبوعات» در عصر اصلاحات مهر «جاسوس» بر پیشانی‌اش زدند و خود مطبوعات هم در برابر این اتهام سکوت کردند. ما هم ترسیدیم و سکوت کردیم و بعد همین مهرِ جاسوسی بر پیشانی کسانی که روزی از ترس سکوت کرده بودند نشست…”

این خبرنگار فراری که پس از خروج از ایران در خدمت دستگاه‌های امنیتی و موسسات ضدایرانی غربی درآمده، در حمایت و مظلوم‌نمایی «سیامک پورزند» یکی از عناصر راهانداز و پشت‌پرده مطبوعات زنجیرهای و مرتبط با سلطنتطلبان خارج کشور، و دلال و مهره‌چین در عرصه فرهنگی کشورمان نوشت: “سیامک پورزند جز اولین کسانی بود که در همان عصر «آغوش ممنوع» شد. جلوی خروجش را از ایران گرفتند تا فرزندانش را در آغوش نکشد …”

«مسیح علی‌نژاد» که همواره سعی می‌کند با سوءاستفاده از احساسات مخاطبینش آنها را تحت تاثیر قرار دهد، در ادامه نوشت: “آن زمان من هیچ کسی نبودم رسانه‌ای و روزنامه‌ای نداشتم، قدرتی نداشتم، هنوز خبرنگار نبودم ولی از اینکه در خانه خودم هم برایش فریاد نکشیدم شرمنده ام … او را بعد از شکنجه و حبس آزاد کردند ولی در همان خانه‌اش او را اسیر و گروگان گرفته بودند. و او سرانجام از طبقه ششم آپارتمانی که در آن اسیر بود خودش را رها کرد. خبرنگاری که مرگ را انتخاب کرد تا آزاد شود. تاریخ روزنامه‌نگاری ایران چنین آزادی تلخی را در حافظه‌اش دارد که هیچ‌گاه پاک‌شدنی نیست. نامش و یادش ماندگار …

«مسیح علی‌نژاد» که در ماه‌های اخیر با افسردگی شدیدی مواجه شد و حتی به‌گفته برخی دوستانش استفاده از مشروبات‌الکلی و سیگار نیز نتوانسته از مشکلات او بکاهد، فردی که با خودکشی به زندگی خود پایان داد را به‌عنوان یکی از الگوهای خود معرفی می‌کند.

با توجه به فشارهای روحی و روانی که «مسیح علی‌نژاد» از سویی به‌دلیل دوری از خانواده‌اش که بسیار به آنها وابسته است، تحمل می‌کند، و از سویی دیگر به‌سبب افزایش حجم کارها و ماموریت‌های ضدایرانی و ضدفرهنگی محول‌شده، به‌نظر می‌رسد همانند آنچه در ماه‌های اخیر به آن اشاره شد، او در آستانه خودکشی قرار دارد. حال باید منتظر ماند و دید او چه زمانی به این مرحله خواهد رسید.

مسیح علی‌نژاد - سیامک پورزند

سیامک پورزند

سیامک پورزند

سیامک پورزند؛ از دشمنی تا خودکشی

«سیامک پورزند» روزنامه‌نگار ایرانی بود که با گرایشات ضد انقلابی، سالها فعالیت می‌کرد. مرگ ناگهانی او در ۹ اردیبهشت سال ۱۳۹۰ که به گفته فرزندش، ساعت دو بعد از ظهر بر اثر افتادن از بالکن طبقه ششم منزل کوچکش رخ داد، بار دیگر نام او را به تیتر خبرها برد.

پدر سیامک پورزند از نظامیان عالیرتبه در دوران انقلاب مشروطه ایران بودهاست. همسر وی، «مهرانگیز کار» از اپوزسیون خارج‌نشین است. در پی اختلاف افکنی «مهرانگیز کار» در نوشته‌هایش، از سال ۱۳۸۰ نشریات اجازه چاپ نوشته‌های او را ندارند و وزارت ارشاد هم مجوز نشر کتابهای او را صادر نمی‌کند. او از فورومهای بین‌المللی به عنوان سکویی برای ابراز بر ضد انقلاب و مردم ایران استفاده کرده است. به دنبال حضور در کنفرانس برلین، به اتهام اقدام علیه امنیت ملی دستگیر و زندانی شد.

مادر و خاله سیامک پورزند (که مادر احمد شاملو بود) در امور هنری و از جمله هنرهای نمایشی مشغول بودند که این مساله در فعالیت‌های سیامک پورزند در نشریه‌های سینمایی نقش زیادی داشت. در سوابق کاری پیش از انقلاب سیامک پورزند “روزنامه‌نگاری” آمده است در حالی که او کارشناس ارشد امور انتشارات هنری بود و در روابط عمومی وزارت آموزش و پرورش رژیم پهلوی نیز کار کرده بود.

وی در سال ۱۳۳۱ کار خود را با روزنامه «باختر امروز» به مدیریت حسین فاطمی شروع کرد. کار او در این روزنامه به عنوان محقق و خبرنگار امور شهری، فرهنگی، هنری و پارلمانی تا روز ۲۸ مرداد ۱۳۳۳ ادامه داشت و از آن تاریخ به علت دگرگون شدن اوضاع ایران تا اواسط ۱۳۳۳ فراری، مخفی، بازداشت و غیرفعال بود.

پس از عادی شدن اوضاع، در پائیز سال ۱۳۳۳ ، مجله هفتگی «پیک سینما» را تأسیس کرد و نویسندگانی چون «پرویز ناتل خانلری»، «سعید نفیسی»، «اسماعیل مهرتاش»، «علی اصغر گرمسیری»، «محمود عنایت»، «فریدون رهنما»، «دکتر هوشنگ کاووسی»، «نصرت کریمی» و بسیاری دیگر با این مجله همکاری کردند.

مدیریت برگزاری اولین جشنواره فیلمهای ایرانی و فیلمهای برگزیده کشورهای خارجی در اسفند ۱۳۳۳ و اردیبهشت ۱۳۳۴ به طور رسمی با سیامک پورزند بود که زیرنظر رئیس دانشگاه تهران و رئیس وقت اداره کل هنرهای زیبای کشور قرار داشت.

پورزند با همفکری و همراهی پسرخاله خود «احمد شاملو» در طراحی و عملی ساختن انتشار نشریه «کتاب هفته کیهان» همکاری کرد و مدیریت اجرایی و روابط عمومی و هنری آن را به عهده گرفت که این نشریه چند سال منتشر میشد. او همچنین با همفکری و همراهی چند تن از روزنامه‌نگاران، نویسندگان، مترجمان و هنرمندان و همچنین گروهی از فروشندگان مطبوعات برای برنامه‌ریزی و به وجود آوردن سندیکای نویسندگان، خبرنگاران، مترجمان و عکاسان مطبوعات کشور در سال ۱۳۳۹، سندیکای هنرمندان و متخصصان تأتر و سینما در سال ۱۳۴۰، و اتحادیه فروشندگان جراید در همان سال ایفای نقش کرد. وی همچنین از اعضای منتخب هیأت مدیره سندیکای نویسندگان بود.

سایر فعالیت‌های مطبوعاتی او همکاری موثر و مستقیم در انتشار مجله هفتگی «ستاره سینما» بود که متجاوز از ۲۰ سال دوام داشت و سردبیری این مجله در زمانهای مختلف را بر عهده داشت.

همکاری مستقیم و موثر با نشریه هنر و سینما با مدیریت دکتر هوشنگ کاووسی، نویسندگی در زمینه‌های گوناگون و سردبیری مجلات مهر ایران، روشنفکر، سپید و سیاه، اطلاعات ماهانه، اطلاعات جوانان، بامشاد، خوشه، فردوسی، نگین، امید ایران، رودکی و تأتر و سینما نیز از دیگر فعالیت های قبل از انقلاب او بود.  متجاوز از ۱۵ سال نیز عضویت در هیأت تحریریه و شورای دبیران روزنامه کیهان و مدیریت روابط عمومی موسسه کیهان را برعهده داشت. 

بعد از انقلاب سیامک پورزند همکاری‌ خود با مطبوعات به‌ویژه کیهان را از دست داد و در سالهای بعد توانست با نشریات مختلف از جمله با مجله «گزارش سینما» ارتباط برقرار کرده و با آنها همکاری نماید. وی همچنین در دوران اصلاحات توانست در جشنواره‌های تأتر و سینما شرکت کند و طی سالهای اخیر، علاوه بر فعالیتهای مذکور، سردبیری چند مجله ازجمله مجله علمی، فرهنگی و پزشکی «شفا»، مجله اجتماعی فرهنگی و هنری «فضیلت»، و نشریه علمی و خبری «پیام آبادگران» که نشریه انجمن مهندسان راه و ساختمان ایران است را بر عهده داشت.

سیامک پورزند در سال ۱۳۷۹ پس از ماجرای کنفرانس برلین، بازداشت و به یازده سال زندان محکوم شد. وی در مقابل دوربین‌های تلویزیونی حاضر شد و به اشتباهات خود اعتراف کرد. سیامک پورزند پس از گذراندن بخشی از محکومیتش به دلیل کهولت سن و بیماری در خانه‌اش نگهداری می‌شد و ممنوع‌الخروج بود. تا اینکه در ۹ اردیبهشت ۱۳۹۰ در تهران مُرد. 

«لی‌لی پورزند»، دختر سیامک پورزند، گفت: “پدرش در اعتراض به وضعیت خود، به زندگی‌اش پایان داده است و این مرگ، مرگی بود اعتراضی و در کمال قدرت و اراده (!) ایشان تصمیم گرفت به این زندگی پایان بدهد و از طبقه ششم بالکن منزل کوچک مسکونی خودش را به پائین پرت کرد.”

گفتنی است سیامک پورزند در دوران اصلاحات در ایران با ۱۶۰ نفر از فعالان فرهنگی مانند خوانندگان، شاعران، نویسندگان، کارگردانان و . . . به عنوان هسته مرکزی در ارتباط بود. وی نویسنده‌ای را به روزنامه‌ای وصل یا بازیگری را برای بازی در فیلمی معرفی می‌کرد که آن فرد بتواند اهداف و استحاله فرهنگی مدنظر آنها را انجام دهد.

نگاهی گذرا به نظرات عناصر فرهنگی در دوران اصلاحات، نشان می دهد که آنها نیز از سیامک پورزند به عنوان یک عنصر کوچک یاد می‌کنند که انتسابش به اصلاحات توهین است. مثلا «احمد زیدآبادی» می‌گوید: “فردی (سیامک پورزند) را با این کیفیت که البته در جای خودش قابل احترام است، می خواهند به عنوان پشت پرده مطبوعات دوم خردادی و صحنه گردان تمامی جریانهای هنری و فرهنگی کشور در دهه اخیر معرفی کنند و این در واقع توهین به همه نیروهای متفکر در عرصه های مطبوعاتی و هنری دهه اخیر کشور است…” [۱]

منبع:

۱- http://www.tebyan.net/newindex.aspx?pid=163817

انتهای پیام/

«مسیح علی‌نژاد» که در روزهای اخیر پس از ناکامی در پروژه ضدفرهنگی «آزادی یواشکی زنان در ایران»، با برنامه «تبلت» تلویزیون «صدای آمریکا» به‌دنبال مطرح‌شدن و موفقیت در انجام ماموریت خود است، به‌مناسبت روز خبرنگار یکی از عوامل وابسته به کشورهای غربی را به عنوان الگوی خود مطرح کرد.

بررسی کلی

امتیاز کاربر: 4.6 ( 1 رای)
0
https://telegram.me/empireoflies

دیدگاهتان را ثبت کنید

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شدعلامتدارها لازمند *

*

theme