https://telegram.me/empireoflies

آیا شورش پنهان بر علیه مدیریت خانوادگی در BBC عیان می‌شود؟

اختصاصی – به گزارش جنبش مقابله با رسانه‌های بیگانه، امپراتوری دروغ: بعد از رفتن صادق صبا از بی‌بی‌سی فارسی وبه اصطلاح بازنشستگی او ریاست این شبکه به رزیتا لطفی سپرده شد. در شبکه‌ای به هم پیچیده و عنکبوتی مانند بی‌بی‌سی که به تأیید تاریخ می‌توان آن را سازمانی جاسوسی در خدمت ملکه بریتانیا دانست به ریاست رسیدن فردی نسبتاً گمنام مانند رزیتا لطفی مطمئناً بر اساس معیارهای خاصی باید صورت گرفته باشد. معیارهایی که چندان بر پایه توانایی‌های حرفه‌ای استوار نبوده و مواردی غیر از کاردانی و کاربردی وجود داشته که براساس این موارد انتخاب لطفی صورت گرفته است؛

چرا که اگر توانایی‌های حرفه‌ای وسابقه کاری معیار انتخاب می‌بود مطمئناً کسانی بودند که به مراتب از رزیتا لطفی حرفه‌ای تر، باسابقه‌تر و کاربلد تر بوده و می‌توانستند به جای او منسوب شوند. این موضوع نیازی به اثبات ندارد چرا که بسیاری از کارشناسان عرصه رسانه در همان موقع که نام لطفی به عنوان رئیس بخش فارسی بی‌بی‌سی اعلام شد تعجب خود را از این انتخاب بیان داشتند و با این پرسش که آیا در بخش فارسی BBC فرد توانمند دیگری برای ریاست وجود نداشت، BBC جهانی را با این انتخاب به بی‌کفایتی, باندبازی و عدم استقلال از دولت متهم نمودند.

با آمدن لطفی تغییر چندان محسوسی مشاهده نشد. اما از گوشه و کنار صداهایی شنیده می‌شد که  حکایت از بروز اختلافات کوچک و بزرگ در بین مدیران رده‌های میانی BBC فارسی با رزیتا لطفی داشت. اولین اعتراضات موقعی به وجود آمد که همسر لطفی یعنی داریوش کریمی برای تهیه برنامه پرگار به امریکا رفت. بعدها صحبت از سوء استفاده‌ها و رانت‌های دیگری به میان آمد که باز هم به کریمی مربوط بود.

این اختلافات که منشأ اثرش از زوج کریمی و لطفی نشأت می‌گرفت دائما در حال افزایش است. حدود یک ماه پیش گفته شد که رزیتا لطفی از این شبکه موقتاً خداحافظی نموده ولی تا کنون به دلیل این که این شبکه از ساختار اطلاعاتی پیچیده‌ای برخوردار‌است هیچ منبعی این اتفاق را تأیید نکرده است. ولی با نگاهی به حاشیه‌های این روزهای بی‌بی‌سی فارسی و اتفاقات ناگواری که در این شبکه رخ می‌دهد می‌توان به شدت اختلافات در پشت پرده این شبکه پی برد.

از چند ماه پیش در پی انتشار کتابی در خصوص نامه‌های عاشقانه فروغ فرخزاد به ابراهیم گلستان که توسط فردی به نام فرزانه میلانی منتشر شد گمانه زنی‌هایی در خصوص روابط این دو فرد که در ادبیات معاصر ایران نامی برای خود دست و پا کرده‌اند و مورد توجه قشر روشنفکر ایران زمین هستند صورت گرفت.

این گمانه زنی‌ها تا جایی ادامه پیدا نمود که مسعود بهنود در فیس بوک خود با نقل داستانی مدعی شد که ابراهیم گلستان نویسنده ایرانی در اواخر عمر فروغ فرخزاد با پیشنهاد پد گلستان به عقد شرعی یکدیگر در آمده‌اند. این موضوع اگر چه با تکذیب خانواده فرخزاد رو به رو شد ولی پس از آن نقل محافل و رسانه‌های روشنفکری ایرانی شد.

در سالگرد مرگ فروغ فرخزاد تلویزیون بی‌بی‌سی اعلام نمود که برنامه پرگار این باربر خلاف همیشه به سراغ ابراهیم گلستان که در حومه لندن زندگی می‌کند می‌رود تا در خصوص شایعات اخیر واقعیت را از زبان وی در این مصاحبه بشنود.

ظاهراً گلستان به سختی حاضر می‌شود که با این برنامه گفتگو کند. در این مصاحبه که یک ماه قبل از پخش در منزل گلستان ضبط شده بود داریوش کریمی از وی سؤال هایی را می‌پرسد و بر خلاف معمول در مصاحبه‌های این چنینی مدام حرف‌های ابراهیم گلستان را قطع می‌کند.

البته گلستان هم در این برنامه گفته‌های مسعود بهنود در خصوص ازدواج اش با فروغ را تکذیب می‌کند و می‌گوید ما با هم زندگی می‌کردیم ولی هیچ گاه این رابطه عاشقانه را در هیچ دفتری به صورت شرعی ثبت نکردیم زیرا اساساً اعتقادی به این امر نداشتیم.

مصاحبه داریوش کریمی با ابراهیم گلستان که در نزد قشر مخاطب بی‌بی‌سی و هم چنین روشنفکران غرب زده ایرانی جایگاهی خاص دارد مورد انتقادهای فراوان قرار گرفت تا جایی که داریوش کریمی در برنامه دیده بان مجبور شد به برخی از این انتقادات پاسخ دهد.

وی در جواب این که چرا برخی از سؤالات عوامانه از جمله عمل دماغ فروغ فرخزاد یا سؤال در خصوص ثبت ازدواج این زوج هنری را از چنین استادی پرسیده است گفت من یک سری مؤلفه های حرفه‌ای در کار خوددارم که نمی‌توانم به خاطر میهمان خودم در برنامه از آنها صرف نظر کنم چرا که در آن صورت باید برای برخی دیگر از میهمانان هم این تبعیضات را قائل شوم.

وی هم‌چنین در خصوص اینکه چرا فرد دیگری که تسلط بیشتری بر آثار و سیر زندگی این دو نفر داشت برای این مصاحبه انتخاب نشد، گفت که خودش متخصص ادبیات است و از دیرباز هم رابطه دوستانه خوبی با ابراهیم گلستان داشته.

البته نظر منتقدان بر این بود که فردی مثل مسعود بهنود که رابطه دوستانه‌ای هم با فروغ و هم گلستان داشته باید برای این مصاحبه انتخاب می‌شد.

این انتقادات هم چنان در رسانه‌های مختلف ادامه داشت که چند روز بعدازاین مصاحبه در سایت بی‌بی‌سی فارسی که به مدیریت جمشید برزگر اداره می‌شود مقاله‌ای به قلم عباس میلانی نویسنده مقیم آمریکا منتشر شد که در آن انتقادات بسیار تندی به نوع رفتار و کیفیت سؤالات داریوش کریمی از ابراهیم گلستان شده بود.

میلانی که خود را رفیق شفیق گلستان می‌داند در این مقاله می‌نویسد که گلستان قبل از پخش این برنامه بارها با وی تماس گرفته و نارضایتی خود از نوع سؤالات کریمی ابراز داشته و گفته اصلاً راضی نیست که این برنامه از بی‌بی‌سی پخش شود.

وی هم چنین در رد ادعای کریمی مبنی بر این که تنها اشکال ابراهیم گلستان به این برنامه سؤال در خصوص تأثیر فروغ بر آثار گلستان بوده است می‌نویسد که گلستان آن‌قدر از نوع سؤالات مطرح شده در این برنامه عصبانی بوده که در طول مصاحبه از نوع پاسخ‌هایش و چهره عبوس اش می‌توان فهمید که وی اصلاً راضی به این مصاحبه نبوده.

وی در این مقاله کریمی را فردی حرفه‌ای می‌داند ولی تاکید می‌کند که وی در اینم مصاحبه حتی ادب هم نشینی با یک عنصر فرهنگی رزا رعایت نکرده و مدام  سخنان گلستان را قطع می‌کرده و سؤالات پرت از وی می‌پرسیده است.

این مقاله در حالی در سایت بی‌بی‌سی منعکس شد که گویا در بین مدیران بخش‌های مختلف بی‌بی‌سی اختلافاتی وجود دارد و هر گاه از برنامه‌ای در تلویزیون بی‌بی‌سی انتقادی وجود داشته باشد در سایت بی‌بی‌سی به آن برنامه حمله می‌شود.

البته در دفعات گذشته این درگیری‌ها که بی‌بی‌سی را به یک دوقطبی رسانه‌ای تبدیل کرده خیلی زود رفع می‌شد ولی این بار مثل گذشته نیست. چرا که داریوش کریمی در چند هفته گذشته برنامه پرگار را که تقریباً از ابتدای تأسیس بی‌بی‌سی فارسی هر هفته روی آنتن می‌برده تعطیل نموده و برنامه‌های آرشیوی پرگار روی آنتن می‌رود.

البته کریمی ادعا می‌کند که براثر تصادف شدیدی که داشته پایش شکسته و نمی‌تواند تا چند هفته در این برنامه حضورداشته باشد که این موضوع هم شایعات حوا محور تغییر در مدیریت بی‌بی‌سی را بیشتر کرده.

همچنین در چند هفته گذشته بی‌بی‌سی فارسی از دو تن از مجریان جدید خود نیز رونمایی نمود که بیشتر از یک برنامه که آن هم با اجرای بسیار ضعیف همراه بود طول نکشید و بلافاصله مجریان قبلی به استودیو برگشتند. البته ناگفته نماند که داریوش کریمی با توجه به این که دیگر در تلویزیون بی‌بی‌سی فعالیتی ندارد در فیس‌بوک پرگار نقدی به نوشته عباس میلانی نگاشته که در آن تاکید کرده این نقد میلانی باعث ناامیدی وی شده و گفته این نقد از باب نقد ادبی و حرفه‌ای بر یک مصاحبه نیست بلکه از باب جان‌نثاری میلانی برای ابراهیم گلستان است.

به نظر می‌رسد در آینده با توجه به اتفاقات ناگواری که در سطوح مدیریت میانی بی‌بی‌سی با رأس این شبکه در جریان است شاهد تغییرات عمده‌ای در این شبکه باشیم چرا که دستگاه جاسوسی انگلستان برای تأثیر گزاری بر انتخابات آینده ریاست جمهوری در ایران نیازمند یک شبکه منسجم و همدل است که در حال حاضر چنین وضعیتی اصلاً در بی‌بی‌سی وجود ندارد. البته علاوه بر این مشکلات بحث دستگیری ۴ تن از کارمندان بی‌بی‌سی فارسی را در طول یک سال گذشته در ایران را هم باید به این چالش‌های بی‌بی‌سی اضافه نمود. شاید بتوان عمده‌ترین دلیل تغییر و تحولات در این شبکه را در شکست برنامه جاسوسی از ایران دانست.

انتهای پیام/

https://telegram.me/empireoflies

دیدگاهتان را ثبت کنید

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شدعلامتدارها لازمند *

*

theme