https://telegram.me/empireoflies

آنچه باید درباره کوروش بدانیم

به گزارش جنبش مقابله با رسانه‌های بیگانه، امپراتوری دروغ: ۱٫کوروش پادشاهی معمولی همچون بسیاری از پادشاهان و کشورگشایان ایران و جهان بوده. مثل شاهان اشکانی، مثل انوشیروان، مثل سلطان محمود غزنوی، مثل شاه عباس صفوی، مثل آقامحمدخان قاجار که دارای نقاط مثبت و منفی متعددی بوده و هیچ گاه در تاریخ ایران، اسطوره نبوده. یک پادشاه و کشورگشای معمولی بوده است.

او به جز حمله و غارت مردم کشورهای دیگر، حتی ایرانیها را هم به بردگی گرفت. او به قوم پدربزرگ خود (ماد) هم رحم نکرد و پس از سلطه بر آنها، هگمتانه را غارت کرد و مادها را به بردگی کشید.

(گرشویچ، ایلیا، تاریخ ایران دوره ماد- از مجموعه تاریخ کمبریج، ترجمه بهرام شالگونی، تهران، انتشارات جامی، ۱۳۸۷، صفحه ۲۳۸ تا ۲۴۱ و بریان، پی‌یر، تاریخ امپراتوری هخامنشیان، ترجمه مهدی سمسار، تهران، انتشارات زریاب، ۱۳۷۷، جلد اول، صفحه ۱۲۵٫)

۲٫ همه جملات زیبا و وصیت نامه های رنگارنگ بدون منبعی که از کوروش می‌گویند، اباطیل و تخیلی و از کتابهای داستانی و نه واقعی (مثل کوروش نامه کزنفون) (http://fa.wikipedia.org/wiki/%DA%A9%D9%88%D8%B1%D9%88%D8%B4%E2%80%8C%D9%86%D8%A7%D9%85%D9%87) و عهد عتیق است که خاخام‌های یهودی آن را نوشته‌اند و آن را به عنوان “تاریخ ” و “واقعیت” به خودمان قالب می‌کنند.

مهم‌ترین و احتمالا تنها سند باستان شناسانه باقی مانده از دوره کوروش،”کتیبه فتح بابل” (یا به قول کوروش پرستها، منشور حقوق بشر!!) است که سند بت پرستی و چندخداپرستی کوروش است.

۳٫ در کتیبه فتح بابل، برخلاف ترجمه جعلی که در دوره محمدرضاشاه پهلوی توسط اشرف خواهر وی، ترویج شد، هرگز از آزادی بردگان و حقوق مشعشع زنان! سخنی گفته نشده و بلکه کوروش در آن به بوسیدن دو پای خود و باجگیری از اقوام شکست خورده افتخار می کند. (ترجمه متن استوانه کوروش: از موزه بریتانیا. http://www.britishmuseum.org/PDF/cyrus_cylinder_translation_persian_v2.pdf) (اینست “منشور حقوق بشر” ؟!!!)

کوروش

۴٫ کوروش حتی فناوری کتیبه نویسی را بلد نبوده و این کاتبان بابلی بودند که برایش کتیبه را نوشتند و لذا افتخار! آن متعلق به بابلی هاست و نه هخامنشی ها!. (گاور، آلبرتین. تاریخ خط. ترجمه عباس مخبر و کورش صفوی. تهران: پنگوئن، ۱۳۶۷، صص ۳۷-۳۸)

۵٫ بابل پیش از فتح کوروش، آبادترین و متمدن ترین سرزمین روی زمین بوده، بابل چنان متمدن بوده که پادشاه عادلش “حمورابی” ۱۳۰۰ سال پیش از تولد کوروش و امپراتوری هخامنشی!!! در کتیبه معروف حمورابی، حدود ۳۰۰ قانون در باب حقوق جزا، حقوق مدنی، حقوق تجارت و…، برای اداره کشورش نگاشته و در حقیقت باید به کتیبه او، منشور حقوق بشر بگویند و نه به کتیبه کوروش که چیزی جز تقلید از شاهان پیشین بابل و لفاظی نیست!

(http://avalon.law.yale.edu/ancient/hammint.asp)

۶٫ کوروش نه تنها یکتاپرست و پیامبر! و حتی زرتشتی! نبود، بلکه بت پرست بود و طبق گفته های خودش، مردوک و بعل و نبو را می پرستید!
بنگرید به: بسیاری از بندهای کتیبه از جمله بند ۳۳- ۳۵:

“خدایان سومر و اکد را … به فرمان مردوک، خدای بزرگ، به سلامت به جایگاه هایشان بازگرداندم، … باشد تا … روزانه در پیشگاه «بعل» و «نبو» عمری طولانی برایم خواستار باشند… و به مردوک سرور من چنین بگویند که: کوروش شاهی که از تو می ترسد و کمبوجیه پسرش” برخی مورخان معتقدند او ابتدا بت پرست و در پایان عمر، همچون مادرش یهودی می شود.

۷٫ کوروش بنیانگذار ازدواج با محارم در ایران باستان بود. او شوهرخاله خود را کشت تا با خاله اش (دختر آستیاگ) ازدواج کند (خلاصه فوتیوس از تاریخ کتزیاس، کتاب ۲، بند ۵، ترجمه کامیاب خلیلی) و پسرش کمبوجیه را وادار کرد همچون یهودیان برای خلوص نسل! (علیرغم زشتی آن در عرف ایرانیان) با خواهرانش آتوسا و رکسانا ازدواج کند! (هرودت، تاریخ، کتاب سوم، بند۳۱ و شهبازی، کورش بزرگ، ص۴۱۲ تا ۴۱۴ )

۸٫ هیچ یک از مفسران قرآن از صدر اسلام، کوچکترین اشاره ای به تطابق کوروش و ذوالقرنین نکرده اند و تنها علامه طباطبایی با استفاده از مطالب ابوالکلام آزاد، نظری “ظنی و نه یقینی” در این خصوص داشته که البته آن هم پیش از اکتشافات باستانی بیان شده و با مخالفت و روشنگری متفکرانی چون “شهید مطهری” ابطال شده است. اما باز هم برای تحمیق مذهبی ترها از آن سواستفاده می کنند.
(برای رد ذوالقرنین بودن کوروش این مطلب را بخوانید: http://www.adyannet.com/news/14834)

۹٫ کوروش پرستها آزاد کردن زندانیان یهودی را سند “حقوق بشر” و “احترام به ادیان”! توسط کوروش می دانند. اما کوروش یهودیانی را آزاد کرد که در زمان بخت النصر، به پرستش شیاطین و بعل و کشتن پیامبران پرداخته بودند. (در این مورد میتوانید این مستند را مشاهده کنید: http://roshangari.ir/video/4351)

۱۰٫ سخن گفتن از نژاد خالص (آریایی و عرب و…) توهمی بیشتر نیست و ایران کنونی، در طول تاریخ با نژادهای مختلف مغول و چینی و ترک و عرب و کرد و همه و همه مخلوط شده و نژادپرستی تنها سلاحی کهنه و عقب مانده، برای مبارزه با اسلام، بعنوان دینی جهانی ورای همه اقوام و نژادهاست.

آنها هرگز به شما نخواهند گفت در کشوری که بیش از ۶ میلیون سید (از نسل ائمه اطهار) آن هم فقط از جانب پدر، وجود دارد پس چند میلیون ایرانی از نسل سایر اعراب وجود دارد؟

۱۱٫ همه اینها نشان می دهد کوروش هرگز اسطوره و اسوه ایرانیان (چه برسد به پدر ایرانیان، شاه شاهان، شاه جهان و شاه دادگر! و و و) نبوده و نزد شعرای ما، حافظ و سعدی و مولانا و همه و همه و حتی شعرای درباری، همچون سایر شاهان و کشورگشایان، حکمرانی بی مقدار بوده که حتی یک بیت شعر هم از او نسروده اند!

۱۲٫ شروع اسطوره سازی از کوروش و منبع همه داستان سازی ها و تاریخ سازی های جعلی از هخامنشیان و کوروش به دوره معاصر، و اراجیف سرتاسر بی منبع سرجان ملکم وزیرمختار انگلیس در دوران قاجار، سرپرسی سایکس اردشیر جی و دیگر تاریخ نگاران انگلیسی، می رسد که برای تقابل با اسلام، شروع به اسطوره سازی از کوروش کردند و ایرانیها در کل تاریخشان، کوروش را هم پادشاهی معمولی، مثل هزاران پادشاه جاه طلب و کشورگشای دیگر ایران می دیدند!

۱۳٫ آنها از بین این همه شاه، کوروش را “کبیر” کردند، و داریوش و خشایارشاه، سه شاه مدافع یهودیان را به آسمان بردند، تا بجای محمد (ص) “پدر و رحمت عالمیان” و علی (ع) “شاه مردان” و “مولای جوانمردان” بگوییم، کوروش “شاه جهان” و “پدر ایرانیان” و “شاه دادگر” است!!!

و به تدریج به چنان سینه چاکان متعصبی تبدیل شویم که اگر به پیامبر رحمت، توهین کنند، انگار نه انگار و اگر کسی نقدی به کوروش کند، رگ جهالتمان ورم کند!!!!

۱۴٫ هم اینک سردمدار جریان باستان گرایی و اسطوره سازی از کوروش و دیگر شاهان هخامنشی مدافع یهودیان، مربوط به رژیم صهیونیستی است. آنها در رسانه های ضدانقلاب با ترویج جعلیات، مرتبا بر اسطوره سازی دروغین از یک پادشاه معمولی، می دمند.

به طوری‌که حتی شیمون پرز، رئیس رژیم صهیونیستی در سخنرانی رسمی اعلام کرد: “کوروش، اولین صهیونیست جهان است”. (http://www.jamnews.ir/detail/News/198544) لذا به صراحت باید گفت: کوروش اسطوره ایران نیست، بلکه اسطوره یهود و صهیونیزم است.

۱۵٫کوروش پرست‌ها این حقیقت را مرتبا سانسور می کنند که تاریخ و هویت ایران، تاریخ مردم ایران است و نه شاهان آن. مردمی که پس از قرنها تحت ستم و تبعیض همین شاهان و فرمانروایان ظالم خود، کاملترین دین را مشتاقانه پذیرفتند و چهارده قرن دوران بلوغ فکری خود را مسلمان و یکتاپرست بوده اند.

آری، هدف کوروش گرایی، ساختن نوعی تقابل با هویت اسلامی ایرانیان و محو اسلام بود و هست.

انتهای پیام/روشنگری

او به جز حمله و غارت مردم کشورهای دیگر، حتی ایرانیها را هم به بردگی گرفت. او به قوم پدربزرگ خود (ماد) هم رحم نکرد و پس از سلطه بر آنها، هگمتانه را غارت کرد و مادها را به بردگی کشید.

بررسی کلی

امتیاز کاربر: 2.55 ( 2 رای)
0
https://telegram.me/empireoflies

دیدگاهتان را ثبت کنید

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شدعلامتدارها لازمند *

*

theme