https://telegram.me/empireoflies

بخش نخست/ آشنایی با احزاب و گروه‌های ایران در سال‌های ۱۳۴۲ تا ۱۳۵۷

اختصاصی – به گزارش جنبش مقابله با رسانه‌های بیگانه، امپراتوری دروغ:سال‌های ۱۳۴۲ تا ۱۳۵۷

۷/۵/۱۳۴۴

مصدق

با انحلال جبهه ملی دوم، مصدق که پافشاری سازمان دانشجویان وابسته به جبهه ملی دوم را می‌دید، تلاش کرد «جبهه ملی سوم» را بنا نهد. بدین خاطر از رهبران نهضت مقاومت ملی درخواست کرد که اساسنامه جبهه ملی سوم را تدوین کنند. نهضت آزادی، حزب ملت ایران، حزب مردم ایران، حزب سوسیالیست خلیل ملکی و سازمان دانشجویان جبهه ملی، احزاب تشکیل دهنده جبهه ملی سوم بودند. این جبهه که به صورت اپوزیسیون در جامعه روشنفکری آن روز تحرکی دوباره ایجاد کرد مورد مخالفت رژیم شاه واقع شد و رهبران آن بازداشت شدند و پس از نزدیک به سه هفته از اعلام موجودیت جبهه ملی سوم منحل شد.

شهریور ۱۳۴۴

سازمان مجاهدین خلق ایران (منافقین) این سازمان در سال ۱۳۴۴ توسط تعدادی از جوانان دست پرورده نهضت آزادی که معتقد به مشی آرام سیاسی در مبارزه با رژیم شاهنشاهی نبودند و مشی مسلحانه را برگزیدند همچون محمد حنیف‌نژاد، سعید محسن و علی‌اصغر بدیع‌زادگان با برداشتی سطحی و التقاطی از اسلام تاسیس شد و نام سازمان مجاهدین خلق ایران (سمخا) بر تشکیلات خود نهادند و آیه «فضل‌الله المجاهدین علی القاعدین اجرا عظیما» را در بالای آرم سازمانی خود قرار دادند. اما پس از چند سال، به علت انحراف و تغییر ایدئولوژیکی به سمت مارکسیسم و برداشت سوسیالیستی از اسلام، برخی اعضا مانند مجید شریف واقفی و صمدیه لباف در مقابل آن مقاومت کردند که در نهایت مورد ترور و حذف درون سازمانی واقع گردیدند و نهایتا گرایش مارکسیستی غالب می‌آید.

رجوی-منافقین

این سازمان در بحبوحه آشوب و انقلاب با سازماندهی کامل، انبار تسلیحات بسیاری از مراکز نظامی و انتظامی را خالی نموده و در زمان ریاست جمهوری ابوالحسن بنی‌صدر به همکاری با او پرداختند و در نهایت به علت افشای خیانت‌های بنی‌صدر و عزل وی از فرماندهی کل قوا و عدم کفایت سیاسی او از جانب مجلس شورای اسلامی، مسعود رجوی سرکرده این گروهک به اتفاق بنی‌صدر لیبرال مسلک، پس از ارتکاب چند مورد جنایت خائنانه از ایران به فرانسه فرار کرده و همچنان به خیانت‌های خود ادامه دادند.

۱۳۴۹

گروه ابوذر (ضد بهائیت) متشکل از برخی جوانان مبارز بود که در نهاوند فعالیت سیاسی داشته و در ارتباط با برخی روحانیون مانند حجت‌الاسلام فاکر، موحدی ساوجی و مرحوم ربانی شیرازی بودند. بر اساس اطلاعاتی که در کتابچه گروه انقلابی ابوذر آمده، است فعالیت دینی-سیاسی این گروه با تشکیل انجمن ضدبهائیت در سال ۱۳۴۹ در نهاوند آغاز شد. به تدریج یک مدرسه اسلامی با نام مهدیه در این شهر تاسیس شده و جوانان مسلمان در آن تربیت شدند. این گروه در پی به دست آوردن سلاح، در قم با پاسبانی درگیر شده او را به قتل رسانده، سلاح او را برداشتند، اما اندکی بعد دستگیر شده و شماری از آنان در ۳۰ بهمن سال ۱۳۵۲ توسط رژیم اعدام شدند.

http://media.mehrnews.com/old/Larg1/1392/11/20/IMG08094990.png

به دنبال این حادثه، شمار زیادی از روحانیون انقلابی قم شامل ۲۵ نفر به نقاط دوردست کشور تبعید شدند. برخی از این علما و روحانیون عبارت بودند از: آیات و حجج اسلام ربانی شیرازی، حسن صانعی، احمد جنتی، محمدعلی گرامی، احمد منتظری قمی، صادق خلخالی، ابوالقاسم خزعلی، جعفری گیلانی، محمد عبایی، ناصر لنکرانی، محمد مومن، محمد یزدی و…

۱۳۴۹

گروه منصورون (از هسته‌های ابتدایی سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی) یکی از گروه‌های فعال پیش از انقلاب بود که بخشی از نیروهای آن، کسانی بودند که از منافقین پس از ماجرای ارتداد جدا شدند و تعدادی هم از نیروهایی بودند که سال ۵۵ و ۶۵ به این گروه پیوستند. برخی از چهره‌های آن که پیش از انقلاب شهید شدند، شهید صفاتی، کریم رفیعی و علی جهان‌آرا بودند.

این افراد بیشتر جنوبی بودند و فعالیت گروه منصورون نیز که در سال ۵۶ و ۵۷ شدت گرفت، بیشتر در همان مناطق جنوب بود. غلامحسین صفاتی (دانشجوی دانشگاه علم و صنعت) وابسته به منافقین بود که پس از ماجرای ارتداد، از آن جدا شد. از وی، نوشته‌ای نیز درباره گرایش‌های مارکسیستی در سازمان و مشکلاتی که برای وی به وجود آورده‌اند، بر جای مانده است.

۵۰-۱۳۴۹

گروه فلاح (از هسته‌های ابتدایی سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی) این گروه از سازمان‌هایی است که طرح آن در سال‌های ۴۹-۵۰ ریخته شد. در سال ۵۳ با گروه مهدوین اصفهان که انشعابی از منافقین بودند، مرتبط شده، و قرار همکاری گذاشتند که به دلیل ابهامات ایدئولوژیک این همکاری به جایی نرسید. آقای مرتضی الویری از افراد این گروه در سال ۵۵ به نجف رفت و پس از ملاقات با امام و اخذ نظر معظم‌له، به ایران بر می‌گردد. گروه طی سال ۵۶ و ۵۷ فعالانه در نهضت اسلامی شرکت داشت. طی این سال‌ها با گروه‌های کوچک‌تر مانند «ندای امت» و «اخوان‌المسلمین» همکاری می‌کرد.

فروردین ۱۳۵۰ سازمان چریک‌های فدایی خلق ایران؛

۱۳۵۰

سپاه دین (یکی از سیاست‌ها و واکنش‌های تزویری شاه در قبال خطر تبلیغات کمونیستی سیاست تمسک به مذهب بود)

اواخر ۱۳۵۲

گروه مهدویون (اولین گروه انشعابی از منافقین خلق بود که پس از اولین نشانه‌های ارتداد در سازمان منافقین در اواخر سال ۵۲ از آن جدا شده و بر آرمان اسلامی خود باقی ماند) که در اصفهان به مسئولیت مهدی امیرشاه کرمی (شهادت در ۱۶ یا ۲۸/۳/۵۴) و همراهی جمعی از خانواده واعظی و جعفریان ایجاد شد که پس از اندکی فعالیت، به دام ساواک افتاده و بیشتر اعضای آن به شهادت رسیدند.

۱۱/۱۲/۱۳۵۳ حزب رستاخیز (توسط شاه)

تابستان ۱۳۵۵

گروه آرمان مستضعفین (سازمان رزمندگان پیشگام مستضعفین ایران) متاثر از فرقان و شریعتی؛ این گروه بیشتر پس از انقلاب در سال ۵۸ و ۵۹ به فعالیت فکری پرداخت. یکی از رهبران این گروه فردی به نام «باقر برزویی» (اهل فسا) بود که از پیش از انقلاب در فعالیت‌های فرهنگی شرکت داشت و پس از شیفتگی نسبت به شریعتی و تا حدی تاثر از آثار فرقانی‌ها، اعتقاد به برخورد فیزیکی با روحانیت نداشت؛ به عکس تاکید می‌کرد که می‌بایست با روش شریعتی با روحانیت برخورد کرد، یعنی باید مردم را از آنان گرفت، نه آنان را از مردم برای این گروه، درست همانند فرقانی‌ها، تفکر دینی روحانیت به هیچ روی مقبولیت نداشت.

۱۳۵۵

گروه امت واحده (از هسته‌های ابتدایی سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی) متشکل از شماری از زندانیان سیاسی بود که برخی از آنان تا پیش از ماجرای ارتداد از همکاران منافقین خلق، و یا سمپات برخی از جریانات چپ بودند. این گروه که مذهبی ماندند در جریان نزاع‌های داخلی زندان میان مارکسیست‌ها، التقاطی‌ها و مومنان واقعی، در سال ۱۳۵۵ شکل گرفتند و در واقع هسته اولیه آنان در زندان در مقابله با منافقین و مارکسیست‌ها گذاشته شد. بهزاد نبوی چهره معروف امت واحده بود که گرچه در ارتباط با گروه مصطفی شعاعیان (مارکسیست-ناسیونالیستی که خود را رهبر سازمان آزادی‌بخش ایران می‌دانست) به زندان افتاده بود، در آن‌جا، همنشین بچه‌های مذهبی شده و رفاقت وی با شهید رجایی استوار شده، به مذهبی‌ها پیوست، محمد سلامتی نیز که پیش از انقلاب فعال بود، در زندان به ایم گروه پیوست.

۱۳۵۵

گروه توحیدی صف (از هسته‌های ابتدایی سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی) این سازمان توسط شهید محمد بروجردی، حسین صادقی (مدیرکل فعلی امور خلیج‌فارس امور خارجه) و سلمان صفری (که در لبنان آموزش نظامی دیده بود و فعلا شاغل در مرکز اسلامی انگلیس است) در اصفهان تاسیس شد و در واقع یکی از گروه‌هایی بود که در بازتاب معکوس حرکت ارتداد در سازمان منافقین سربرآورد.

این گروه با سازمان «فجر اسلام» ارتباط نزدیک داشته و به گفته آقای صفوی، در اصفهان آقایان پرورش و طاهری طرف مشورت این سازمان بوده و پیش از آن با استاد شهید مطهری و شهید مظلوم دکتر بهشتی و حضرت آیت‌الله خامنه‌ای (رهبر معظم انقلاب) گفت‌وگو و مشاوره‌هایی صورت گرفته بود.

۵۶-۱۳۵۵

گروه توحیدی فقل (از هسته‌های ابتدایی سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی) جمعی از دانشجویان مذهبی بودند که در خارج از کشور فعال بودند و در آستانه انقلاب به ایران برگشتند. برخی از آنان عبارت بودند از آقایان حسن واعظی، مصطفی تاج‌زاده و محمد طیرانی که در آنجا با بنی‌صدر بیشتر آشنایی داشتند. این آشنایی سبب شد تا در مراسم افتتاحیه سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی که در دانشگاه تهران برگزار شد، سخنران جلسه، بنی‌صدر باشد.

تابستان ۱۳۵۶

جامعه روحانیت مبارز؛ تقریبا موسسین و بنیانگذاران حزب جمهوری اسلامی همان موسسین و بنیانگذاران جامعه روحانیت بوده‌اند. اعضای شورای مرکزی جامعه عبارتند از: محمدرضا مهدوی کنی، اکبر هاشمی رفسنجانی، محمد یزدی، علی اکبر ناطق نوری، خسرو شاهی، غیوری، محی‌الدین انواری، محمدعلی موحدی کرمانی، محسن مجتهد شبستری، محمدامامی کاشانی، حسن روحانی، عباسعلی عمید زنجانی، سیدرضا تقوی، عبدالحسین معزی، عبدوس، مطلبی، هزاوه‌ای همدانی.

http://static2.bornanews.ir/thumbnail/3sOU47Uhqrsm/zKlnR2CgDMts54GkxMYEj8fvMMUiCETIT3Il7Z8QJ7YCZYBL8OGb1tkXRmfG0ZrOzG4dCpLzLSmmrKvCe4wUTtbIANqi2h-c/%D8%AC%D8%A7%D9%85%D8%B9%D9%87%D9%94_%D8%B1%D9%88%D8%AD%D8%A7%D9%86%DB%8C%D8%AA_%D9%85%D8%A8%D8%A7%D8%B1%D8%B2.jpg

به طور کلی مواضع و دیدگاه‌های جامعه روحانیت مبارز بدین شرح است:

۱-از لحاظ سیاسی: ولایت‌فقیه را به عنوان یک عنصر مهم تلقی می‌کند و آن را محور نظام و ستون انقلاب می‌داند. همچنین مشروعیت نظام را از ولایت‌فقیه می‌داند و بر التزام عملی به ولایت‌فقیه و بر نقش مردم و رای و حضور آنان در صحنه تاکید می‌کند.

۲-از لحاظ اقتصادی: به بخش خصوصی و مشارکت مردم و کاهش نقش دولت توجه ویژه‌ای دارد.

۳-در امور فرهنگی: یک گرایش سنتی قوی را تجویز می‌کند و بر حفظ ارزش‌های معنوی انقلاب تاکید دارد.

۴-در سیاست خارجی: نگرشی باز دارد یعنی اینکه ما عضو جامعه بین‌المللی هستیم. باید رفتاری داشت که دیگران ما را تحمل کنند؛ اسرائیل را رژیمی نا مشروع ‌داند و ارتباط با آمریکا-به عنوان شیطان بزرگ- را نیز در حال حاضر و پیش از اجرای شروط حضرت امام (ره) نفی می‌کند. همچنین معتقد به برقراری ارتباط بر اساس عزت و اقتدار است.

۵-حفظ آزادی: مطروحه در قانون اساسی همانند (اجتماعات، آزادی بیان و…) یک اصل اساسی و بنیادی است.

ریشه اختلافات و تحولات داخلی در جامعه روحانیت مبارز همان زمینه‌ها و علل دودستگی در درون حزب جمهوری اسلانی می‌باشد.

با طرح مسئله «حدود اختیارات ولایت‌فقیه و قلمرو وظایف آن» در درون سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی جناح‌بندی‌های سیاسی شکل گرفت. گروهی معتقد به «فقه سنتی» (با تاکید بر استناد به شیوه‌های جاری در حوزه‌های علمیه و استنباط فقهی و اجرای احکام اولیه در نیازهای جامعه) و گروهی معتقد به «فقه پویا» (با تاکید بر نوآوری و تحول در شیوه استنباط از فقه و اینکه برخی مشکلات جامعه با احکام اولیه قابل حل نیست و لازم است به احکم ثانویه عمل کرد) شدند. علاوه بر این در خصوص «حدود و نحوه اختیارات دولت» به ویژه در زمینه مسائل اقتصادی «مشارکت مردم» و «واگذاری کارها به بخش خصوصی» نیز مباحثاتی بروز کرد.

مناقشات اصلی عمدتا در حوزه بحث اقتصاد بود مباحثی چون«حمایت از مستضعفین»، «مناسبات کارگر و کارفرما» مورد بحث و گفت‌وگو بود. این دلایل ابتدا موجب اختلاف و انشعاب در سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی و سپس انحلال آن شد. همین اختلافات و دیدگاه‌ها در درون جامعه روحانیت مبارز تهران نیز وجود داشت که در دوران مجلس دوم و کابینه مهندس موسوی نمایان بود اما به طور رسمی اعلام نشده بود. اوج اختلافات در آستانه سال ۱۳۶۶ بود. سه تن از اعضای شورای مرکزی جامعه روحانیت با خروج از این جمع و با حضور در جمع دیگری تشکل «مجمع روحانیون مبارز» را با موافقت امام خمینی (ره) رسما اعلام کردند.

گروه‌های همسو با جامعه روحانیت عبارتند از: جمعیت موتلفه اسلامی، جامعه اسلامی مهندسین، جامعه زینب (س)، انجمن اسلامی پزشکان، جامعه اسلامی کارگران، انجمن اسلامی اصناف بازار تهران، جامعه اسلامی دانشگاهیان، جامعه اسلامی دانشجویان، جامعه اسلامی فرهنگیان، جامعه وعاظ تهران، کانون اسلامی فارغ‌التحصیلان شبه قاره هند.

ادامه دارد…

انتهای پیام/

با انحلال جبهه ملی دوم، مصدق که پافشاری سازمان دانشجویان وابسته به جبهه ملی دوم را می‌دید، تلاش کرد «جبهه ملی سوم» را بنا نهد.

بررسی کلی

امتیاز کاربر: اولین نفر باشید.
0
https://telegram.me/empireoflies

دیدگاهتان را ثبت کنید

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شدعلامتدارها لازمند *

*

theme