https://telegram.me/empireoflies
نهضت آزادی - عباس امیرانتظام - مهدی بازرگان

ما آخرین سنگر دفاع از سلطنت مشروطه هستیم!

به گزارش جنبش مقابله با رسانه‌های بیگانه، امپراتوری دروغ: ۵۵ سال پیش در چنین روزهایی، گروه موسوم به «نهضت آزادی ایران» که در واقع انشعابی از جبهه ملی به شمار می‌رفت، اعلام موجودیت کرد. کارکرد این گروه در طول حیات خویش از جنبه‌های گوناگون درخور بررسی است که بی‌شک یکی از محور‌های آن، تعامل این نهضت با جنبش دانشجویی است. مقالی که پیش روی دارید، جنبه‌هایی از این موضوع را کاویده است.

گروه «نهضت آزادی ایران» در اردیبهشت ماه سال ۱۳۴۰ توسط آیت‌الله طالقانی، مهندس بازرگان، دکتر سحابی و همفکرانشان تأسیس شد. جریان تأسیس این نهضت به سابقه فعالیت رهبران آن در نهضت مقاومت ملی برمی‌گشت. در نهضت مقاومت ملی دو گرایش سیاسی ـ مذهبی و غیرمذهبی وجود داشت. اختلاف نظر این دو گرایش از سال ۱۳۳۸ که بحث فضای باز سیاسی و تشکیل جبهه ملی دوم به میان آمد آشکارتر شد. افرادی نظیر مؤسسین نهضت آزادی که اسلام را به منزله یک ایدئولوژی و مکتب سیاسی ـ اجتماعی می‌دیدند احساس می‌کردند فضای جبهه ملی برای فعالیت سیاسی و اجتماعی آنان چندان آماده و سازگار نیست، به‌ویژه برخی از جناح‌های غیردینی با نفوذ دین در فعالیت‌های سیاسی و حزبی مخالف بودند و مخالفت خود را نیز ابراز می‌کردند.(۱) از طرف دیگر رهبران جبهه ملی در بیان مواضع و نظرهای خود اعتقادی به مبارزه با شاه نداشتند و معتقد بودند تنها فشار قدرت‌های غربی یعنی امریکا و انگلیس شاه را وادار به عقب‌نشینی می‌کند.
 
دانشجویان و گروه نوظهور نهضت آزادی
شدت مواضع نهضت آزادی نسبت به شاه در مقایسه با سایر گروه‌ها و رهبران محافظه‌کار جبهه ملی، باعث گرایش دانشجویان به این گروه شد. در یکی از اسناد نهضت آزادی اشاره شده است که در ۱۹ خرداد سال ۱۳۴۰ یعنی کمتر از یک ماه پس از تشکیل نهضت آزادی، قریب به ۱۵۰ نفر از دانشجویان دانشکده‌های مختلف تهران در کلوپ نهضت آزادی برای آشنایی با یکدیگر گردهم آمدند. (۲) به نظر می‌رسد گرایش شدید دانشجویان مذهبی به نهضت آزادی هم به مواضع رادیکال‌تر این نهضت و هم به شخصیت‌های مؤسس آن، به‌ویژه آیت‌الله طالقانی، مهندس مهدی بازرگان و دکتر یدالله سحابی که از سال‌های دهه ۱۳۲۰ در محافل علمی و مذهبی به دفاع عقلانی از دین پرداخته بودند، ارتباط داشت. آیت‌الله طالقانی طی سال‌های فعالیت، به‌ویژه در مسجد هدایت در افزایش آگاهی مذهبی و سیاسی دانشجویان تأثیرگذار بود. وی از یک طرف با تجدید چاپ کتاب «تنبیه الامه و تنزیه المله» علامه نائینی تحت عنوان «حکومت اسلامی» و نیز تألیفات جدید، از جمله کتاب «مالکیت اقتصادی در اسلام» در تقویت اندیشه دینی دانشجویان مؤثر بود و از طرفی در مبارزات سیاسی نیز همگام با آنان پیش می‌رفت. مهندس مهدی بازرگان نیز سال‌ها با نوشتن کتاب‌ها و مقالاتی در دفاع علمی از مذهب به یاری جوانان و دانشجویانی شتافت که در برابر موج قوی افکار مارکسیستی، ماتریالیستی و سرمایه‌داری خود را باخته بودند. بازرگان از دوران ملی شدن صنعت نفت وارد مبارزه سیاسی شد و پایگاه اصلی فعالیت خود را روی دانشجویان و دانشگاهیان متمرکز کرد. دکتر یدالله سحابی همچون بازرگان و آیت‌الله طالقانی فعالیت داشت و تأسیس نهضت آزادی با حضور این سه چهره ممتاز برای دانشجویان جذاب بود.
 
آغاز فعالیت‌های کمیته دانشجویان نهضت آزادی
طی دوران فعالیت نهضت آزادی، کمیته دانشجویان این نهضت نقش بسیار فعالی داشت. حجم گسترده اطلاعیه‌ها، تحلیل‌ها و فعالیت‌های سیاسی کمیته دانشجویان در اسناد نهضت آزادی گویای این مطلب است. (۳)کمیته دانشجویان نهضت آزادی در زمان تأسیس نهضت نسبت به مسائل مختلف کشور واکنش نشان می‌داد و در تهران و شهرستان‌ها با هماهنگی رهبران نهضت به مبارزه سیاسی می‌پرداخت. در خرداد سال ۱۳۴۰ دانشجویان دانشگاه شیراز سمینار پزشکی پیمان سنتو را بر هم زدند و آن را تعطیل کردند و در بیانیه‌ای اعلام داشتند دانشجویان دانشگاه شیراز علیه پیمانی به مقاومت برخاستند که برای دائمی کردن حکومت فساد و از بین بردن امکان هرگونه اعتراض و مقابله با غارتگری و محتوم کردن سلطه اجانب بر مقدرات کشور انعقاد یافته بود. (۴) متعاقب این اعتراض در تیرماه سال ۱۳۴۰، دانشجویان نهضت آزادی در تهران نسبت به عدم تمدید گذرنامه دانشجویان ایرانی مقیم امریکا توسط دولت ایران اعتراض کردند. (۵) همچنین در ۳۰ تیرماه دانشجویان هوادار نهضت آزادی در تظاهراتی که به مناسبت سالگرد قیام ۳۰ تیر سال ۱۳۳۱ در ابن‌بابویه با حضور دانشجویان و سران جبهه ملی تشکیل شده بود، شرکت کردند. در این روز تعدادی از دانشجویان دستگیر شدند. (۶)
در مهرماه سال ۱۳۴۰ با بازگشایی دانشگاه‌ها، دانشجویان هوادار نهضت آزادی پا به پای دانشجویان جبهه ملی که در بیشتر موارد مواضع یکسانی داشتند، فعالیت می‌کردند تا اینکه واقعه اول بهمن سال ۱۳۴۰ در اعتراض به عدم برگزاری انتخابات آزاد با توطئه شاه رخ داد و چندین نفر از رهبران جبهه ملی و نهضت آزادی و دانشجویان دستگیر شدند. نهضت آزادی حمله به دانشگاه تهران را محکوم کرد و در بیانیه بهمن سال ۱۳۴۰ تلویحاً شاه را مسئول این واقعه دانست. (۷)کمیته دانشجویان نهضت آزادی در اطلاعیه مفصلی در اسفند سال ۱۳۴۰ ضمن محکوم کردن فاجعه اول بهمن به فریبکاری‌های شاه و هیئت حاکمه در سرپوش گذاشتن به این موضوع و نسبت دادن آن به نفوذ کمونیست‌ها در دانشگاه اشاره کرد. در این اطلاعیه ضمن مقایسه حیله‌های شاه و هیتلر به رد تبلیغات هیئت حاکمه مبنی بر نفوذ کمونیست‌ها و شوروی‌ها پرداخت و سپس با تحلیل دیکتاتوری شاه و ساواک در سرکوب گروه‌های سیاسی مختلف، روحانیون، بازار و نیز تعطیل کردن مجلس به این موضوع اشاره کرد که تنها پایگاه باقی‌مانده دانشگاه است، از این‌رو آنها در صدد سرکوب آن برآمدند.

 
نهضت آزادی محملی برای آشنایی اولیه دانشجویان با نام و اندیشه امام خمینی
در دوران اولیه فعالیت نهضت آزادی، به‌رغم اینکه دانشجویان هوادار این نهضت دارای علایق مذهبی بودند، اما هنوز یک رهبر سیاسی و مذهبی برجسته نداشتند و عمدتاً در بیانیه‌ها و طرح خواسته‌ها دکتر مصدق را به عنوان پیشوا در نظر داشتند. پس از آغاز فعالیت سیاسی امام خمینی در اعتراض به لایحه انجمن‌های ایالتی و ولایتی در آذر سال ۱۳۴۱ به‌تدریج آشنایی دانشجویان با نام امام خمینی به عنوان رهبر سیاسی و مذهبی آغاز شد. نهضت آزادی ضمن حمایت از اعتراض‌های مراجع دینی، از جمله امام خمینی، مواضع آنها را مترقبانه و در راستای دفاع از حقوق اساسی امت اسلامی، مبارزه با قانون‌شکنی و مقابله با تقویت اقلیت‌های ضد اسلامی، به‌ویژه‌ بهائیان و دریدن ماسک اصلاحات دروغین
دانست.(۸) همچنین این نهضت برنامه رفراندوم شاه در شش بهمن سال ۱۳۴۱ و انقلاب سفید را توطئه‌ای فریبنده با شعارهای رنگارنگ دانست و همخوانی نزدیک با مواضع امام خمینی داشت. در این دوران با توجه به اعتراض‌هایی که صورت گرفت، تعداد زیادی از دانشجویان و رهبران نهضت آزادی دستگیر و روانه زندان شدند. (۹)

دانشجویان دستگیرشده پس از سه ماه با اعتصاب غذای زندانیان قزل‌قلعه به رهبری سران جبهه ملی و نهضت آزادی در اردیبهشت سال ۱۳۴۲ آزاد شدند. مهندس بازرگان در این‌باره می‌گوید:«در اواسط اردیبهشت ماه سال ۱۳۴۲ آقای اللهیار صالح و دوستان جبهه ملی در اعتراض به بازداشت و بلاتکلیفی زندانیان شامل استادان دانشگاه، دانشجویان و بازاریان که در جریان رفراندوم بهمن دستگیر شده بودند، به‌خصوص دانشجویان که با ادامه بازداشت از شرکت در امتحانات پایان سال تحصیلی محروم می‌شدند، اعتصاب غذا کردند و تا انتقال دیگر رهبران و فعالان جبهه ملی از زندان قصر به قزل‌قلعه حاضر به مذاکره با نمایندگان اداره دادرسی ارتش نشدند. بدیهی است ما هم در این اعتصاب غذا شرکت کردیم.‌»(۱۰)

انتشار خبر زندانیان قزل‌قلعه در تهران و مطبوعات خارج از کشور دولت را نگران کرد. در مذاکراتی که دو نفر از افسران نماینده دادرسی ارتش و سازمان امنیت به اسامی سرهنگ ناصر مقدم و سرهنگ جناب با آقایان در قزل‌قلعه کردند، دانشجویان زندانی آزاد شدند و به دانشگاه بازگشتند. در این زمان رهبران نهضت آزادی و برخی دانشجویان نهضت، از جمله عباس شیبانی، سید‌محمدمهدی جعفری و عزت‌الله سحابی به زندان محکوم شدند. (۱۱)
 
بعد از ما با مخالفان سلطنت مشروطه مواجه خواهید شد!
در جریان محاکمه رهبران نهضت آزادی که در ۳۰ مهر سال ۱۳۴۲ و در وضعیت سرکوب بعد از قیام ۱۵ خرداد آغاز شد، مهندس بازرگان با اشاره به مبارزه قانونی نهضت آزادی در مبارزه با استبداد حاکم گفته بود:«ما آخرین سنگر دفاع از سلطنت مشروطه و قانون اساسی هستیم. بعد از این اگر دادگاهی تشکیل شود، با جمعیتی سر و کار خواهید داشت که واقعاً مخالف این رژیم است.»(۱۲) منظور بازرگان مبارزات سیاسی برانداز و مسلحانه بود، زیرا دولت حاکم به هیچ‌وجه حاضر نبود به کمترین انتقاد قانونی از طرف مردم و گروه‌های سیاسی گوش دهد.

در فضای پس از سرکوب قیام ۱۵ خرداد برای همه مشخص شد که شاه به هیچ‌وجه تن به اصلاحات قانونی و مسالمت‌آمیز نخواهد داد و هرگونه فعالیت سیاسی را سرکوب می‌کند. بنابراین مبارزه مسلحانه به صورت یک راه‌حل تلقی شد. در این دوران دانشجویان دانشگاه‌ها تحت فشار روزافزون رژیم و نیز متأثر از پیروزی انقلابیون الجزایر و کوبا درصدد آشنایی و بهره‌گیری از تجربه رهبران جنگ‌های چریکی و نبرد مسلحانه برآمدند و به مطالعه و ترجمه آثار افرادی چون مائو، چه‌گوارا، جیاپ و… پرداختند. (۱۳)
 
دانشجویان رادیکال نهضت آزادی و گرایش به مبارزه مسلحانه
در چنین فضایی دانشجویان رادیکال‌تر طرفدار نهضت آزادی ضرورت مبارزه مسلحانه را احساس کردند. نشریه مجاهد، ارگان «نهضت آزادی در ایران، اروپا و امریکا» که عمدتاً از دانشجویان ایرانی خارج از کشور تشکیل شده بود، درباره ضرورت مبارزه مسلحانه در این دوران می‌نویسد:«کشتار سال ۱۳۴۲ نقطه عطف تاریخ ایران است. پیش از این حادثه، کوشش اپوزیسیون در مبارزه علیه رژیم منحصر به اعتراض‌های خیابانی، اعتصاب کارگران و فعالیت‌های زیرزمینی بود. قتل‌عام سال ۱۳۴۲ ورشکستگی و بی‌تأثیری این روش را به اثبات رساند. از آن پس مبارزان ایدئولوژی خود را یکسو نهادند و این سؤال را بین خود مطرح کردند که چه باید کرد. پاسخ روشن بود: مبارزه مسلحانه.»(۱۴)

در این حالت هرچند رهبران نهضت آزادی به مبارزه در چارچوب قانون اساسی مشروطیت تأکید داشتند، اما مانع از فعالیت نیروهای رادیکال نهضت که عمدتاً دانشجو بودند نشدند. در چنین فضایی دو سازمان منشعب از نهضت آزادی به وجود آمد، یکی سازمان مخصوص اتحاد و عمل «سماع» و دیگری سازمان مجاهدین خلق.

سازمان مخصوص اتحاد و عمل «سماع»، ترکیبی از دانشجویان داخل و خارج از کشور نهضت آزادی بود که عمده‌ترین فعالیت خود را برای آموزش نظامی نیروهای مبارز به کار گرفت و نخستین سازمان مخفی ایرانی بود که برای انجام مبارزه مسلحانه با رژیم شاه درصدد فراگیری شیوه جنگ چریکی برآمد.
بهترین اصول خواسته‌های سیاسی این سازمان، شامل تأکید بر همکاری و کمک ملت‌های مسلمان به یکدیگر، پشتیبانی از نهضت ملی و ضد استعماری کشورهای اسلامی به‌منظور طرد استعمار و ایجاد حکومت مردم بر مردم، مبارزه با دولت اسرائیل و حمایت از مردم مسلمان عرب در مبارزه با استعمارگران، طرفداری از تز «بی‌طرفی مثبت دکتر مصدق»، کوشش برای تحقق نظام جمهوری و رژیم اقتصادی سوسیالیستی متکی بر جهانبینی خداپرستی و… بود. (۱۵)

«سماع» پس از قیام ۱۵ خرداد سال ۱۳۴۲ توسط آقایان دکتر علی شریعتی، مصطفی چمران، ابراهیم یزدی و دیگر فعالان نهضت آزادی در خارج از کشور به منظور کسب مهارت‌های مبارزه مسلحانه تشکیل شد. دکتر علی شریعتی با توجه به سابقه همکاری با روزنامه المجاهد، ارگان جبهه آزادی‌بخش الجزایر ترتیب کار را فراهم ساخت. سران انقلابیون الجزایر ضمن مذاکره با دولت مصر موافقت جمال عبدالناصر را برای اعزام گروهی از افراد نهضت آزادی ایران به مصر کسب کردند و سرانجام پس از مذاکراتی با وابستگان نظامی مصر در بیروت و سوئیس در اواسط دی سال ۱۳۴۲ اولین گروه پنج نفری شامل مصطفی چمران، ابراهیم یزدی، بهرام راستین، پرویز امینی و شریفیان وارد قاهره شدند و چندی بعد قطب‌زاده نیز به آنها پیوست.

این هیئت پس از مذاکراتی با کمال‌الدین رفعت، معاون رئیس‌جمهور مصر و ارائه نتایج مذاکره و اصول مرامی و سیاسی سازمان به جمال عبدالناصر، در ۱۵ ژانویه سال ۱۹۶۴ درباره برنامه آموزش نظامی ـ سیاسی اعضای سازمان و دیگر افرادی که با معرفی سازمان برای طی دوره‌های نظامی و چریکی معرفی می‌شدند، موافقتنامه‌ای را امضا کردند. در این زمان سازمان سماع برای انتخاب افراد حائز شرایط در ایران و اعزام آنها به مصر با تهران تماس داشت. صد حاج سیدجوادی و رضا رئیس طوسی از فعالان جنبش دانشجویی در ایران در انتخاب افراد برای آموزش چریکی فعالیت می‌کردند. رضا رئیس طوسی با نام مستعار احمد نطاق که خود نیز دوره آموزش چریکی را در مصر دیده بود، در ایران و خارج از آن مسئولیت تشکیل خانه سازمانی و اعزام افراد را به عهده داشت. پس از گروه شش نفره اول در دوره دوم و در دوره‌های سوم و چهارم در سال ۱۳۴۴ حدوداً ۲۰ نفر دوره آموزش نظامی، سیاسی و چریکی را گذراندند. مفیدترین دوره‌هایی که افراد ایرانی طی کردند، سازماندهی مخفی بود و در نتیجه این آموزش، سازمان سماع و افراد آن به‌وسیله ساواک شناخته نشدند.
 
برنامه «سماع» در مصر
برنامه آموزشی سازمان سماع در مصر تا اواسط سال ۱۳۴۵ ادامه داشت. در این موقع روابط هیئت ایرانی با مقام‌های مصری به تیرگی گرایید. مهم‌ترین اختلاف مورد بحث در مذاکرات دو طرف تبلیغات ضد ایرانی رسانه‌های خبری مصر بود که سازمان سماع آن را مغایر با اهداف خود که دفاع از استقلال و تمامیت ارضی ایران بود، می‌دانست. مذاکرات دو طرف به نتیجه نرسید و هیئت ایرانی تصمیم به انتقال افراد به اردوگاه‌های فلسطینی گرفت. در اواخر سال ۱۳۴۵ مأموریت سازمان سماع به این شرح بود: دکتر چمران در قاهره برای نظارت بر افرادی که آخرین کلاس‌های آموزشی را طی می‌کردند و ترتیب اعزام آنها به نقاط دیگر خاورمیانه و اروپا، محمد توسلی و پرویز امینی در بغداد و مصر به منظور برقراری ارتباط با ایران، ابراهیم یزدی در بیروت برای هماهنگ ساختن برنامه‌های عملیات آینده، صادق قطب‌زاده در پاریس مأمور تبلیغات بین‌المللی و رضا رئیس طوسی در ایران برای تماس با مجاهدین و ترتیب اعزام افراد به اردوگاه‌های فلسطینی.

افراد دیگری نیز به انگلستان، آلمان، الجزایر و دیگر کشورهای اروپایی اعزام شدند. فعالیت این سازمان در بیروت و اردگاه‌های فلسطینی با توجه به شکست اعراب در تابستان سال ۱۳۴۶ از اسرائیل و دگرگونی‌هایی که در اوضاع سیاسی و اجتماعی لبنان پدید آمد، دچار اشکال شد و سرانجام این گروه پراکنده شدند. (۱۶)

در سال ۱۳۴۹ دکتر مصطفی چمران با ایجاد سازمان چریکی امل با همکاری امام موسی صدر فعالیت خود را در لبنان آغاز کرد. در همین دوران سازمان مجاهدین خلق ایران چند تن از اعضای خود را برای طی دوره چریکی به اردوگاه‌های سازمان آزادی‌بخش فلسطین فرستاد. چمران با این افراد نیز ارتباط داشت. (۱۷) هسته اولیه سازمان مجاهدین خلق نیز از دانشجویان هوادار نهضت آزادی بود که به مبارزه مسلحانه روی آوردند.
منبع: روزنامه جوان
انتهای پیام

۵۵ سال پیش در چنین روزهایی، گروه موسوم به «نهضت آزادی ایران» که در واقع انشعابی از جبهه ملی به شمار می‌رفت، اعلام موجودیت کرد.

بررسی کلی

امتیاز کاربر: اولین نفر باشید.
0
https://telegram.me/empireoflies

دیدگاهتان را ثبت کنید

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شدعلامتدارها لازمند *

*

theme